دریانیوز // گاهی خدمت به خلق، فراتر از مرزهای دانش پزشکی است؛ روایتی از زلیخا خادمیپور، کادر سلامت دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان که با نیت شهدای مدرسه شجره طیبه میناب، در دارالشفای حرم امام رضا(ع) به مرهمی برای دردهای جسمی و روحی زائران بدل شد؛ داستانی از پیوند مقدس طبابت و خادمی در روزهای سوگ. به گزارش خبرنگار دریا ؛ در هیاهوی روزهای سوگواری و در حالی که دلهای بسیاری از عزاداران برای التیام دردهای عمیق به آستان قدس رضوی گره خورده بود، خادمی از دیار شرجی و مهربانی، استان هرمزگان، در کسوت کادر سلامت دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، نه با نگاه یک وظیفهی شغلی، که با رویکرد یک فراخوان درونی و معنوی، به یاری دردمندان شتافت. زلیخا خادمیپور، از خادمان حرم مطهر رضوی، در این گفتوگو از تجربهای میگوید که مرز میان درمان جسم و تسکین جان در آن رنگ باخته است.
فراخوانی از جنسِ دل
برای زلیخا خادمیپور، حضور در حرم امام رضا (ع) همواره یک آرزو و یک فرصت بوده است. او که بیش از پانزده بار توفیق تشرف به حریم رضوی را داشته و در بخشهای مختلفی همچون چایخانه و انتظامات به خدمت پرداخته، اینبار اما تجربهای متفاوت را لمس کرده است؛ خدمت در کسوت کادر سلامت. این سفر برای او نه یک مأموریت اداری، که یک فراخوان درونی بود. او این خدمت را به نیت «شهدای مدرسه شجره طیبه میناب» و شهدای راه حق انجام داد؛ گویی میخواست در هر لحظهی حضورش، یاد و خاطرهی آنان را زنده نگاه دارد.
خدمت در سایهی سنگین اندوه
خدمت در دارالشفای امام رضا (ع) و امام حسن (ع) در ایام سوگواری، حال و هوای متفاوتی داشت. خادمیپور درباره این فضا میگوید: حرم در آن ایام، سنگینی خاصی داشت که قابل توصیف نیست. مراجعهکنندگان با حال پریشان میآمدند، اما وقتی التیام دردهایشان را در این حریم میدیدند، آرام میگرفتند.
برای من، هر زائر، بخشی از وجود پرمهرِ رهبر شهید بود. او برای پیوند بیشتر با زائران، عکسهای شهدای مدرسه شجره طیبه میناب را همراه داشت و در میان مراجعین توزیع میکرد؛ حرکتی که برای بسیاری از خانوادههای داغدار که از میناب به زیارت آمده بودند، تسلیبخش دلهای بیقرار بود.
پیوند عمیق درد نوزاد با درد فقدان
یکی از خاطرات ماندگار این خادم کادر سلامت، مربوط به نوزاد ۵ روزهای بود که با علائم گرمازدگی شدید به اورژانس مراجعه کرده بود. در حین رسیدگیهای درمانی، وقتی از مادر نوزاد پرسید که در این شرایط سخت، چطور با یک نوزاد به مراسم تشییع آمده است، با پاسخی تکاندهنده مواجه شد: وقتی رهبرمان را از دست دادیم، دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم؛ بچههای من هم فدای رهبرند.
این جملات، توان کاری و انگیزهی او و همکارانش را دوچندان کرد. او دریافت که اینجا، فراتر از درمان یک بیماری ساده، در حال امیدبخشی به روحی است که داغ بزرگی را بر دوش میکشد.
مددکاری در قلب بحران
در کنار رسیدگیهای درمانی، او به عنوان یک کارشناس روانشناسی، گاهی نقشی فراتر از درمانگر جسم ایفا میکرد. خادمیپور ماجرای نوزاد ۱۶ روزهای (امیرحسین) را روایت میکند که خانوادهاش به دلیل فشارهای روانی و عدم پذیرش نوزاد توسط پدر (بعد از ۱۲ سال انتظار)، قصد تحویل او به بهزیستی را داشتند. او با ورود به این بحران عاطفی و گفتوگو با مادر، پدر و خواهر نوزاد، توانست دیدگاه آنها را تغییر دهد و پیوند از هم گسیختهی خانوادگی را دوباره ترمیم کند. این لحظات برای او، شیرینترین ثمرهی خدمت در حریم رضوی بود.
اعجاز یک وعده غذای تبرکی
شاید تکاندهندهترین تجربه او، مربوط به نهار تبرکی حرم باشد. او تصمیم گرفت غذای خود را به زائری ببخشد که با چشمان گریان به ضریح خیره شده بود؛ زنی که از راهی دور آمده و ساعتها چیزی نخورده بود. وقتی آن خانم با دریافت غذا، از خوشحالی و معجزهی نگاه امام رضا (ع) اشک ریخت، خادمیپور دریافت که خدمت، گاهی نه در دارو و درمان، بلکه در همین دستگیریهای ساده و انسانی متجلی میشود.
درسی برای یک عمر
خانم خادمیپور که اکنون به استان هرمزگان بازگشته است، این تجربهی معنوی را سرلوحهی زندگی کاری و شخصی خود قرار داده است. او به همکارانش در نظام سلامت توصیه میکند که خدمت در حرم رضوی را نه به عنوان یک کار، بلکه به عنوان یک فرصتِ طلایی برای پالایش روح ببینند. او با یادآوری دعای خیری که یکی از خادمان پیشکسوت حرم برای او کرد، بغض در گلو دارد؛ دعایی که به او قول داد به نیابت از او در حرم حضرت معصومه (س) زمزمه شود.خادمیپور در پایان تأکید میکند: ماندگارترین درسی که آموختم این است که اخلاق و رفتار ما باید به گونهای باشد که مورد توجه اهل بیت (ع) قرار گیرد. ما خدمت میکنیم تا قدمی برای رضای خدا و آرامش دل خلق برداریم و این، ارزشمندترین سرمایه برای دنیا و آخرت ماست.







ثبت دیدگاه