دریانیوز// در بسیاری از خانهها دعوا نه از فقر شروع میشود، نه از خیانت؛ از یک «سوءتفاهم مزمن» شروع میشود: اینکه خیال میکنیم یا باید کاملاً اهل عبادت باشیم یا کاملاً اهل زندگی. یا باید “آدمِ خدا” باشیم یا “آدمِ خانواده”. همین دوگانهسازی، همان جایی است که خانوادهها را آرامآرام از درون خالی میکند؛ یک طرف افراط در مناسک و نسخههای مجازیِ بیمنبع، طرف دیگر سکوتِ سنگین درباره نیاز جنسی و عاطفی—و بعد، انفجارهایی که نامش میشود بدبینی دینی، دلزدگی خانوادگی، خیانت، و نهایتاً طلاق.
برای باز کردن گره همین دو موضوع حساس، این شماره پای صحبت ثریا پرمایه نشستیم؛ کسی که هم زبان روانشناسی را میفهمد و هم ادبیات فقه و اخلاق را. نتیجه، گفتوگویی است که هم از عوارض دنیوی میگوید و هم از حسابوکتاب اخروی؛ اما مهمتر از همه، از «تعادل» حرف میزند—همان چیزی که معمولاً در زندگیهای پرتنش امروز نایاب است.
عبادتِ بیتعادل؛ وقتی دعا جای مهارت را میگیرد
اولین پرسش ما درباره پدیدهای بود که در خیلی از خانوادهها دیده میشود: مادر یا همسری که “سجادهاش همیشه پهن است”، ساعتهای طولانی دعا و ذکر میخواند، و نسخههایی را که در فضای مجازی برای “گشایش فوری” میبیند بیبررسی اجرا میکند. اما اگر حاجت برآورده نشود، ناگهان بدبین میشود؛ هم به دین، هم به خودش، هم به زندگی.
ثریا پرمایه از همان ابتدا، موضوع را از «قضاوت اخلاقی» جدا میکند و سراغ ریشه روانی میرود: «از منظر روانشناسی، این حالت غالباً نشانهی «جایگزینی و فرار» است. یعنی فرد بهجای حل مسئلههای واقعی زندگی مثل گفتوگو با همسر، مدیریت خانه، تربیت فرزند، یا حتی رسیدگی به سلامت روان خودش،به کاری پناه میبرد که کنترلش دست خودش است. ذکر و عمل، اگرچه در اصل محترم است، اما وقتی تبدیل به پناهگاه اضطراب شود، میشود یک مکانیزم دفاعی.»
این جمله، یک حقیقت تلخ دارد: گاهی ما «زیاد دعا کردن» را بهعنوان معنویت میستاییم، اما واقعیت این است که ممکن است پشتش اضطراب، درماندگی، یا کمبود مهارت حل مسئله نشسته باشد. آن هم در زمانی که خانواده نیاز به حضور و مدیریت دارد، نه فقط ذکر و تکرار.
پرمایه هشدار میدهد که این افراط دو آسیب پنهان دارد:
1) غفلت از حقالناس نزدیک: همسر و فرزند، اولین حلقه حقالناساند.
2) ایجاد چرخه شکست و بدبینی: وقتی فرد با«نسخههای فوری» امید کاذب میسازد و نتیجه نمیگیرد، نهتنها آرام نمیشود، بلکه ممکن است کل باورهایش را زیر سؤال ببرد.
از نگاه شرع: «اسلام دین تعادل است، نه نمایشِ عبادت»
امابخش مهم گفتوگو، جایی است که پرمایه پای دین را بهصورت دقیق وسط می کشد —نه شعاری. او میگوید در سنت اسلامی، اصل بر تعادل است و تقدم «حقالناس» بر بسیاری از اعمال مستحبی، پیام روشن دارد:
«در منابع دینی، تأکید جدی هست که عبادت نباید موجب تضییع حقوق همسر و فرزند شود. عبادتی که زندگی را زمین بزند، نه فضیلت است و نه قابل دفاع. حتی در بسیاری موارد قابل سؤال است.»
سپس به نقطه حساس میرسد: نسخههای فضای مجازی. «خیلی از ذکرها و اعمالی که در فضای مجازی دستبهدست میشود، سند معتبر ندارد. خودم بارها دنبال منبع موثق رفتم و چیزی پیدا نکردم. بخش قابل توجهی از اینها خرافه یا ساخته و پرداخته افراد ناآگاه است و مردم بدون بررسی انجام میدهند.»
جمعبندی وی روشن است:
– عبادت باید کیفی باشد نه مسابقه کمّی.
– برای دعا و توسل، باید سراغ ادعیه معتبر رفت (کتب معتبر و توصیههای اهلبیت(ع)).
– «گشایش» فقط با ذکر نیست؛ با تلاش، تدبیر و اصلاح رفتار هم هست.
در واقع، پرمایه یک خط مرزی ترسیم میکند: دین قرار نیست جای مهارت را بگیرد؛ دین باید مهارت را «جهت» بدهد.
موج خیانت؛ آیا همه چیز تقصیر «کمبود رابطه جنسی» است؟
موضوع دوم، همان زخمی است که خیلیها دربارهاش بلند حرف نمیزنند اما زندگیها را میبلعد: خیانت. برخی میگویند ریشهاش بیتوجهی جنسی زوجین به یکدیگر است؛ برخی هم دنبال مقصر بیرونی میگردند. ما صریح پرسیدیم:واقعاً چه کسی مقصر است؟
پرمایه، سادهسازی را رد میکند:
«خیانت یک علت ندارد. بله، ارضای جنسی میتواند محرک مهمی باشد، اما ریشهها غالباً در خلاهای عاطفی، ضعف مهارت گفتوگو، ناتوانی در بیان نیازها، خودشیفتگی یا بیتعهدی است.»
و سپس جملهای میگوید که اهل مماشات را ناراحت میکند، اما به واقعیت نزدیک است:
«کسی که خیانت میکند، اولین مقصر خودش است. اما گاهی غفلت دوطرفه، بستر خطا را آماده میکند.»
این نگاه، هم مسئولیت فردی را حفظ میکند (برای توجیه خیانت راه فرار نمیگذارد) و هم خانواده را به اصلاح ساختار رابطه دعوت میکند.
از نگاه شرع: خیانت «گناه کبیره» است، نه واکنش طبیعی
پرمایه در بخش شرعی هم بدون تعارف صحبت میکند: خیانت همان رابطه نامشروع است و از گناهان کبیره. اما او فقط روی «حرمت» مکث نمیکند؛ از پیامدها میگوید:
– فروپاشی اعتماد در خانواده
– اثرات روانی سنگین بر همسر و فرزندان
– تخریب امنیت روانی خانه
– و اگر پای فرزندآوری در میان باشد، پیچیدگیهای شدید هویتی و اجتماعی.
همزمان، از حقوق زوجین هم میگوید:
«شرع مقدس، تمکین و ارضای نیاز جنسی را از حقوق قطعی و واجب زوجین میداند. این موضوع برای حفظ عفت و سلامت خانواده تعریف شده، نه برای فشار و تحقیر.»
این جمله، یک پیام کلیدی دارد: اگر نیاز مشروع، درست و محترمانه در خانه پاسخ نگیرد، خانه تبدیل میشود به محل فرسایش—نه آرامش.
تابوی رابطه جنسی؛ چرا زوجها حاضرند طلاق بگیرند اما حرف نزنند؟
یکی از تلخترین بخشهای پروندههای طلاق، همین است: بسیاری از اختلافها به روابط جنسی برمیگردد، اما زوجین حتی در دادگاه هم مستقیم نمیگویند. پرمایه دلیل اصلی را «شرم کاذب» معرفی میکند:«بزرگترین مانع، شرم کاذب است. خیلیها فکر میکنند حرف زدن درباره نیاز جنسی یعنی بیحیایی. در حالی که حرف نزدن درباره آن، بیمسئولیتی است.»
وی برای شکستن این تابو، سه راهکار روشن میدهد:
1) آموزش پیش از ازدواج و حین ازدواج.
مسائل جنسی باید از قالب حیا=سکوت خارج شود و بهعنوان دانش سلامت خانواده آموزش داده شود.
2) اتاق مشاوره امن و غیرقضاوتگر:
زوجها وقتی حرف میزنند که تحقیر نشوند. مشاور باید زبان بیان نیازها را به آنها یاد بدهد، نه اینکه فقط توصیه اخلاقی کند.
3) اصلاح نگاه دینی به لذت حلال.
پرمایه تأکید میکند در نگاه اسلامی، رابطه جنسی حلال میان زن و شوهر نه تنها مذموم نیست، بلکه میتواند «عبادت» تلقی شود؛ همین تغییر نگاه، شرم بیمارگونه را کم میکند.
خانهای که هم سجاده میخواهد، هم صراحت
در پایان گفتوگو، ثریا پرمایه یک تصویر ساده اما دقیق میسازد: «خانه حرم امن است؛ هم جای سجاده است، هم جای مهر و عطوفت، هم جای پاسخ محترمانه به نیازهای عاطفی و جنسی. نباید هیچکدام را قربانی دیگری کرد.» این جمله، خلاصه یک نسخه واقعی برای امروز جامعه است: نه معنویتِ بیمسئولیت، نه لذتِ بیتعهد؛ نه سکوتِ شرمآلود، نه توجیهِ خطا. خانواده وقتی میماند که زوجها هم “دینداری” را درست بفهمند، هم “مهارت” را جدی بگیرند و مهمتر از همه، از گفتوگوی صادقانه نترسند.





ثبت دیدگاه