دریانیوز//در تاریخ ملتها،لحظاتی وجود دارد که قلم از روایت آنها بازمیماند و تنها دل،زبانِ فهمشان میشود.لحظاتی که حقیقت نه بر فراز منبرها و نه در تبلیغات رسانهها،بلکه بر گامهای استوار بزرگ بانویی کهنسال تجلی مییابد؛زنی که قامتش زیر بار سالیان؛خمیده است،اما روحش از سروهای آزاد نیز استوارتر ایستاده است. بیبی صغری،بانوی سالخورده زریندشتی،برای حضور در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید در تهران،تنها مسافت جغرافیایی را نپیمود؛او از مرز خستگی گذشت،حصار کهولت را درنوردید و از خویشتن خویش هجرت کرد تا به میعادگاهی برسد که در آن،وفاداری به رهبر شهید و آرمانهای او نه تنها با اشک،بلکه با قدمهای استوار تجدید بیعت میشود.آنان که تاریخ را تنها در کتابها میجویند،هرگز درنخواهند یافت که گاه یک گام لرزان،از هزاران خطابه رساتر است.آن گامهای لرزان،رشته عهد با رهبر شهید را در میان طوفان روزگار نگسستند و آن عصا نه تکیهگاه جسم،بلکه نماد پرچم استقامت نسلی است که ایمان را نه در شعار،بلکه در سلوک آموخته و به نسلهای پس از خود خواهد سپرد.عارفان الهی میگویند عاشق،راه را با پای ظاهر نمیپیماید،بلکه با دل طی میکند.
با این تعبیر،بیبی صغری نیز صرفاً رهسپار مراسم تشییع نشد،بلکه به ضیافت وفاداری به رهبر شهید قدم نهاد.هر گامش ذکری خاموش،هر نفسش تجدید بیعتی دوباره و هر اشکش آینهای بود که سیمای اخلاص نسبت به راه و مرام رهبر شهید را بازمیتابانْد.او نشان داد که هرگاه محبت اولیاء الهی،پاسداران عزت و استقلال این سرزمین و ولایت رهبر شهید در ژرفای جان ریشه بدواند،فرسودگی تن نیز در برابر اراده ایمان سر تعظیم فرود میآورد. ملتها تنها با زرادخانهها جاودانه نمیشوند،بلکه با حافظه تاریخی خویش ماندگار میمانند.حافظه این سرزمین را انسانهایی میسازند که در بزنگاههای حساس تاریخ،آسایش خویشتن را با آرمانهایشان معامله میکنند.بیبی صغریها همان حافظان خاموش تاریخاند که بیهیاهو،صفحهای زرین بر دفتر هویت این ملت میافزایند.اینان برخاسته از مکتبیاند که در آن کرامت انسان را با میزان اخلاص میسنجند نه با ترازوی شهرت و قدرت.این انقلاب،مدیون مادران و مادربزرگانی است که بیآنکه نامشان بر سر زبانها افتد،ریشههای این شجره طیبه را با اشک،دعا،صبر و استقامت آبیاری کردهاند و همچنان پاسدار آن هستند و خواهند ماند.
انقلاب اسلامی پیش از آنکه در بیانیهها تعریف شود،در همین صحنهها معنا مییابد؛آنجا که پیرزنی ناتوان از بسیاری جوانان پیشی میگیرد و با قامتی خمیده،قلههای استواری را فتح میکند.این تصویر،پاسخی خاموش اما استوار به کسانی است که پیوند مردم با آرمانهای رهبر شهید را احساسی و گذرا میپنداشتند.این پیوند از سنخ ریشه است،نه برگ؛از جنس ایمان است،نه هیجان؛و از تبار یقین است،نه مصلحت.رهبر شهید با خون خویش جغرافیای عزت را ترسیم کرد و مردم وفادار با وفاداری خویش،آن راه را پاس داشتهاند و پاس خواهند داشت.اگر رهبر شهید مشعل راه است،این مردم نگاهبانان فروغ آن چراغاند؛و اگر پرچم حقیقت همچنان بر فراز این سرزمین در اهتزاز است،از آن روست که دستان پینهبسته و دلهای مطمئن،هرگز نگذاشتهاند بادهای مسموم تردید،آن را بر خاک افکنند.بیبی صغریها تنها یک زن سالخورده نیستند؛آنان تجسم زنده ایراناند.قامت خمیدهشان چونان کمانی است که تیر بصیرت را بر قلب غفلت مینشاند؛اشکهایشان خطابهای است رساتر از هزاران فریاد؛و حضورشان برهانی روشن بر این حقیقت است که هرگاه پای ولایت،عزت،استقلال و خون شهید بویژه خون رهبر شهید در میان باشد،این ملت حتی اگر بر عصا تکیه زند،هرگز بر زانو تکیه نخواهد زد.
پدیدار شدن چنین گوهرهای نهانی،یادآور همان سرچشمه زلالی است که این انقلاب را از نخستین روز تاکنون زنده نگاه داشته است.بیبی صغری و امثال او نامی در رسانهها ندارند،اما روح یک ملت را در سینه خویش حمل میکنند.آنان بیآنکه ادعایی داشته باشند،با هر گام خویش معنای وفاداری به رهبر شهید را بازمیآفرینند و به نسلهای آینده میآموزند که راه حق،پیش از آنکه به توان جسم محتاج باشد،به استواری ایمان نیاز دارد. تا هنگامی که در این سرزمین دلهایی از جنس بیبی صغری بتپد،چراغ امید خاموش نخواهد شد،پرچم حقیقت بر زمین نخواهد افتاد و کاروان آرمان در گردنههای دشوار تاریخ،راه خویش را گم نخواهد کرد،زیرا ملتهایی که از چنین سرمایههای معنوی برخوردارند،شاید قامتشان در گذر زمان خمیده شود،اما عهدشان هرگز.







ثبت دیدگاه