دریانیوز//چرا رتبه ۲۱ تعداد رسانهها شایسته پانزدهمین استان پرجمعیت و پایتخت اقتصادی ایران نیست؟ نگاهی به آمارهای رسمی انتشار رسانهها در سراسر کشور، حقیقتی تلخ و تأملبرانگیز را درباره استان استراتژیک هرمزگان آشکار میسازد. هرمزگان، استانی که به عنوان موتور محرک اقتصاد ملی، شاهراه تجاری و پایتخت صید و بندر شناخته میشود، در پهنه توسعه فرهنگی و زیرساختهای ارتباطی دچار یک عقبماندگی مزمن به نام «فقر رسانهای» است. قرارگیری در رتبه ۲۱ کشور از نظر تعداد رسانههای دارای مجوز، نشاندهنده شکافی عمیق میان درآمدزایی اقتصادی و بالندگی فرهنگی این خطه است.
توسعه کاریکاتوری؛ هرمزگان در آیینه دموگرافی و اقتصاد
در الگوهای استاندارد توسعه پایدار، رشد اقتصادی و افزایش جمعیت به طور طبیعی با توسعه نهادهای مدنی و ابزارهای آگاهیبخشی بهویژه رسانهها همراه است. استان هرمزگان بر اساس آخرین سرشماریها و دادههای جمعیتی، پانزدهمین استان پرجمعیت ایران به شمار میرود و جمعیتی نزدیک به دو میلیون نفر را در خود جای داده است. ساختار جمعیتی این استان نشان میدهد که هرمزگان چهارمین استان جوان کشور است؛ جمعیتی پویا، جویای نام و مجهز به ابزارهای فناوری که نیازمند تریبونهای متکثر برای بیان دغدغهها، مشکلات و پتانسیلهای بومی خود هستند.با این حال، توازن میان جمعیت و ویترین رسانهای در این استان به شدت مخدوش است. افت رتبه استان از جایگاه ۱۵ جمعیتی به رتبه ۲۱ در تعداد رسانهها، زنگ خطری جدی برای توسعه فرهنگی منطقه است.
این رتبه بدین معناست که نسبتِ رسانههای فعال به ازای هر شهروند در هرمزگان، از بسیاری از استانهای کمجمعیتتر و با پتانسیل اقتصادیِ به مراتب پایینتر، کمتر است. این پدیده را میتوان نوعی «توسعه کاریکاتوری» نامید که در آن دستهای اقتصادی استان به شدت بزرگ و عضلانی، اما زبان رسانهای و فرهنگی آن ضعیف و رنجور مانده است.
قیاس نابرابر با همسایگان؛ هرمزگان در محاصره غولهای رسانهای
برای درک عمیقتر این فقر نسبی، کافی است نگاهی به وضعیت استانهای همجوار و هممنطقه هرمزگان داشته باشیم. دو استان کرمان و فارس، هرکدام با تکیه بر زیرساختهای فرهنگی، صنعتی و تاریخی خود، امروزه قطبهای بزرگ رسانهای کشور به شمار میروند. طبق آمارها، استانهای فارس و کرمان هرکدام با داشتن بیش از ۵۰۰ رسانه رسمی (شامل خبرگزاریها، پایگاههای خبری برخط، مطبوعات مکتوب محلی و سراسری)، در رتبههای برتر کشور قرار دارند.مقایسه هرمزگان با کرمان و فارس نشاندهنده یک شکاف چند برابری است. اگرچه فارس و کرمان از نظر جغرافیایی و جمعیتی بزرگتر از هرمزگان هستند، اما تفاوت فاحش در تعداد رسانهها (بیش از ۵ برابر) با هیچ منطق توسعهای سازگار نیست. استان کرمان به عنوان همسایه شمالی هرمزگان، توانسته است شبکهای مویرگی و قدرتمند از رسانهها را برای پوشش مسائل صنعتی، معدنی و کشاورزی خود ایجاد کند.
استان فارس نیز به عنوان قطب فرهنگی جنوب، همواره ویترینی پرطمطراق داشته است. در این میان، هرمزگان با وجود میزبانی از بزرگترین بنگاههای اقتصادی کشور، فرسنگها از همسایگان خود عقب مانده است.صنایع بزرگ مستقر در هرمزگان از جمله پالایشگاههای نفت، مجتمعهای فولادی و بنادر عظیم تجاری، سالانه میلیاردها تومان بودجه صرف تبلیغات و روابط عمومی در رسانههای پایتخت یا استانهای همجوار میکنند، در حالی که رسانههای بومی هرمزگان از کمترین حمایتهای مادی و معنوی محروم هستند.
پیامدهای فقر رسانهای برای پایتخت اقتصادی ایران
ضعف زیرساختهای رسانهای در هرمزگان صرفاً یک مسئله صنفی یا فرهنگی نیست، بلکه پیامدهای عمیق امنیتی، اجتماعی و اقتصادی به همراه دارد. در غیاب رسانههای محلی قدرتمند، تحلیلی و تکثرگرا، نخستین آسیب متوجه «مطالبات عمومی» مردم استان میشود. صیادان بومی، کارگران صنایع، ساحلنشینان و جوانان جویای کار هرمزگانی، تریبون رسمی و با نفوذی برای انعکاس صدای خود در سطح ملی ندارند.از سوی دیگر، این فقر رسانهای سبب میشود که «پیوستهای فرهنگی و زیستمحیطی» پروژههای بزرگ صنعتی در استان به حاشیه برود. آلودگیهای زیستمحیطی ناشی از صنایع، نرخ بالای بیکاری بومیان علیرغم وجود صنایع مادر و چالشهای مرزنشینان، همگی نیازمند کالبدشکافیهای رسانهای دقیق هستند که در وضعیت فعلی، به دلیل کمبود نیروی انسانی متخصص و رسانههای مستقل، ابتر میمانند. همچنین، روایتِ موفقیتها و دستاوردهای بزرگ ملی در بنادر و صنایع هرمزگان نیز به دلیل همین ضعف، آنطور که باید در سطح کلان کشور منعکس نمیشود.
چه باید کرد؟ راهکارهای برونرفت از بنبست ارتباطی
برای جبران این عقبماندگی و ارتقای جایگاه رسانهای استان هرمزگان از رتبه ۲۱ به جایگاهی شایسته نام و پتانسیل آن، اتخاذ سیاستهای حمایتی فوری الزامی است:
۱. الزام صنایع مادر و بنگاههای اقتصادی مستقر در استان به هدایت بودجههای مسئولیت اجتماعی (CSR) و اعتبارات آگهیهای خود به سمت رسانههای بومی و شناسنامهدار استان.۲. تسهیل فرآیند صدور مجوز برای متقاضیان جوان، نخبگان دانشگاهی و فعالان فضای مجازی هرمزگان توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت تزریق خون تازه به رگهای رسانهای استان.۳. ایجاد خانههای رسانه تخصصی (مانند رسانههای تخصصی حوزه اقتصاد دریا، تجارت بینالملل و صیادی) برای تولید محتوای مزیتدار که بتواند مرجعیت خبری را به داخل استان بازگرداند.هرمزگان نباید صرفاً به عنوان یک «موتور تولید درآمد» برای مرکز کشور دیده شود؛ این استان با مردمانی شریف، مرزبانانی غیور و ساختاری جوان، نیازمند «صدایی رسا» است. توسعه پایدار هرمزگان هرگز از مسیر اسکلهها و کارخانههای فولاد به تنهایی عبور نخواهد کرد؛ پله اول این توسعه، احیای هویت فرهنگی و پایان دادن به فقر رسانهای در این خطه زرخیز است.







ثبت دیدگاه