دریانیوز// گاهی میان آنچه روی کاغذ نوشته میشود و آنچه مردم در زندگی روزمره خود تجربه میکنند، فاصلهای به اندازه یک دریاست؛ دریایی که در جنوب ایران، نامش با امنیت ملی، اقتصاد کشور و معیشت هزاران خانواده گره خورده است. هرمزگان، استانی که سالها بهعنوان نگهبان دروازه آبی ایران شناخته شده، بیش از هر نقطه دیگری طعم سنگین تنشهای منطقهای را میچشد. اینجا مردم فقط اخبار را نمیخوانند؛ با آثار و پیامدهای آن زندگی میکنند. در ادبیات سیاسی، واژههایی مانند «تفاهم»، «آتشبس»، «کاهش تنش» و «خویشتنداری» بارها تکرار میشوند.
این واژهها در نشستهای رسمی، بیانیههای دیپلماتیک و مصاحبههای سیاسی حضوری پررنگ دارند. اما پرسش ساده مردم این است: سهم زندگی روزمره ما از این واژهها چیست؟ اگر نتیجه یک تفاهم یا آتشبس، کاهش نگرانی و افزایش امنیت شهروندان نباشد، مردم آن را چگونه باید در زندگی خود احساس کنند؟ هرمزگان سالهاست در خط مقدم تحولات حساس منطقه قرار دارد. موقعیت راهبردی استان و نقش حیاتی آن در اقتصاد و امنیت دریایی کشور، سبب شده هرگونه تنش در منطقه، پیش از هر جای دیگری بر زندگی مردم این استان سایه بیندازد. ماهیگیر، ملوان، صیاد، بازرگان، راننده، کارمند و دانشجو، هر کدام به شکلی متفاوت، آثار این نااطمینانی را لمس میکنند.
کنایه ماجرا اینجاست که گاهی در عرصه سیاست، همه چیز آرام به نظر میرسد؛ دستکم در بیانیهها و ادبیات رسمی. اما در میدان واقعیت، آرامش کالایی کمیاب است. مردم با این پرسش روبهرو هستند که آیا آرامش فقط در متن توافقها تعریف میشود یا باید در زندگی واقعی نیز قابل لمس باشد؟ وقتی خانوادهای شب را با نگرانی به صبح میرساند، وقتی صاحبان مشاغل نگران آینده سرمایه و ابزار کار خود هستند، وقتی فعالان اقتصادی هر تحول امنیتی را با دغدغه دنبال میکنند، طبیعی است که احساس کنند فاصلهای میان زبان سیاست و واقعیت زندگی روزمره وجود دارد. در چنین شرایطی، جملههای اطمینانبخش اگر با نشانههای ملموس از امنیت همراه نباشد، بیش از آنکه آرامشبخش باشد، پرسشبرانگیز خواهد بود.
هرمزگان فقط یک استان نیست؛ یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی کشور است. تنگه هرمز، بنادر، جزایر و سواحل این استان، بخشی از امنیت ملی و منافع راهبردی ایران را نمایندگی میکنند. مردم این منطقه نیز سالهاست هزینه همجواری با این موقعیت حساس را میپردازند. آنان انتظار دارند همان اندازه که از اهمیت راهبردی استان سخن گفته میشود، امنیت و آسایش شهروندان نیز در اولویت قرار گیرد. در بسیاری از تحلیلهای امنیتی، از «بازدارندگی» بهعنوان عاملی برای جلوگیری از تشدید بحران یاد میشود. اما بازدارندگی تنها یک مفهوم نظامی یا سیاسی نیست؛ بعد اجتماعی نیز دارد. زمانی که مردم احساس کنند امنیتشان بهطور مستمر حفظ میشود و تهدیدها با تدبیر و اقتدار مدیریت میشوند، اعتماد عمومی تقویت خواهد شد. برعکس، اگر نگرانیها ادامه یابد، افکار عمومی بهدنبال پاسخ این پرسش خواهد بود که مرز میان «مدیریت بحران» و «عادیسازی بحران» کجاست؟ کنایه تلخ ماجرا این است که گاهی به نظر میرسد مهمترین شاخص موفقیت، باقی ماندن عنوان یک توافق یا تفاهم باشد؛ گویی تا زمانی که نام آن بر سر زبانهاست، همه چیز مرتب است.
اما مردم، توافق را با عنوانش نمیسنجند؛ با اثرش در زندگی خود میسنجند. اگر نتیجه، کاهش اضطراب، امنیت بیشتر و ثبات اقتصادی باشد، توافق معنا پیدا میکند. اگر نه، این پرسش شکل میگیرد که آیا حفظ یک عنوان، از حفظ احساس امنیت مردم مهمتر شده است؟ جامعه از مسئولان انتظار دارد در کنار پیگیری مسیرهای دیپلماتیک، با شفافیت بیشتری درباره تحولات سخن بگویند. سکوت طولانی یا اظهارنظرهای مبهم، معمولاً فضای گمانهزنی را گسترش میدهد و این دقیقاً همان چیزی است که امنیت روانی جامعه را تضعیف میکند. مردم در شرایط حساس، بیش از هر چیز به اطلاعرسانی دقیق، مسئولانه و بهموقع نیاز دارند. از سوی دیگر، امنیت فقط با تجهیزات و سازوکارهای دفاعی تعریف نمیشود.
امنیت زمانی کامل است که شهروند بداند زندگی، کسبوکار و آینده خانوادهاش نیز در محاسبات کلان دیده میشود. برای مردمی که با دریا زندگی میکنند، قایق تنها یک وسیله نیست؛ سرمایه، ابزار کار و نان سفره خانواده است. هر آسیبی به این داراییها، تنها یک خسارت مالی نیست، بلکه ضربهای به معیشت و امید آنان است. هرمزگان سالهاست نقش خود را در دفاع از منافع ملی، اقتصاد دریایی و تجارت کشور ایفا کرده است. طبیعی است که مردم این استان نیز انتظار داشته باشند دغدغهها و نگرانیهایشان با همان حساسیتی دنبال شود که درباره اهمیت راهبردی منطقه سخن گفته میشود. امنیت ملی از امنیت مردم جدا نیست؛ این دو، دو روی یک سکهاند.
در نهایت، شاید مهمترین مطالبه مردم، نه شعارهای تند باشد و نه وعدههای بزرگ؛ بلکه مشاهده نتایج ملموس در زندگی روزمره است. آنان میخواهند احساس کنند که امنیت، آرامش و معیشتشان در مرکز تصمیمگیریها قرار دارد. اگر توافقی وجود دارد، باید ثمره آن در خیابانها، سواحل، بنادر و خانههای مردم نیز دیده شود؛ نه فقط در متن بیانیهها. هرمزگان، بهعنوان استانی که همواره در خط مقدم تحولات منطقهای قرار داشته، بیش از هر چیز به آرامشی نیاز دارد که نه فقط در ادبیات سیاسی، بلکه در زندگی روزانه مردم نیز قابل لمس باشد. این مطالبه، نه زیادهخواهی است و نه انتظار غیرواقعبینانه؛ بلکه خواسته طبیعی مردمی است که سالها بار مسئولیت سنگین حفاظت از یکی از مهمترین مناطق راهبردی کشور را بر دوش کشیدهاند و انتظار دارند امنیت و آسایششان نیز به همان اندازه جدی گرفته شود.







ثبت دیدگاه