دریانیوز//وقتی از کمبود پرستار در هرمزگان صحبت میشود، پیش از هر چیز باید به حال پرستارانی فکر کرد که در بیمارستانها و مراکز درمانی، زیر فشار شیفتهای سنگین و مسئولیت مراقبت از بیماران، هر روز با دشواریهای کار خود دستوپنجه نرم میکنند. در چنین شرایطی، اظهارات اخیر رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان هرمزگان درباره نبود کمبود پرستار در بندرعباس، پرسشی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: آیا واقعاً در مرکز استان کمبود پرستار نداریم یا تعریف مسئولان از کمبود نیروی انسانی با واقعیت موجود در مراکز درمانی متفاوت است؟مسئولان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان بارها از کمبود پرستار در استان سخن گفتهاند و این کمبود را یکی از عوامل افزایش فشار کاری بر نیروهای شاغل دانستهاند. بر اساس آمار اعلامشده از سوی مسئولان دانشگاه، هرمزگان برای رسیدن به استاندارد موردنظر به حدود هزار و ۵۰۰ پرستار دیگر در استان نیاز دارد که بنا بر همین اظهارات، حدود یکسوم این کمبود به بیمارستانها و مراکز درمانی بندرعباس مربوط میشود.
این ارقام، اگر بر پایه شاخصهای معتبر و آمار بهروز محاسبه شده باشند، نشان میدهند که مسئله کمبود پرستار را نمیتوان صرفاً به شهرستانهای دور از مرکز محدود کرد.با این حال، ابراهیم شاکریزاده، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی هرمزگان، در نشست اخیر خود با خبرنگاران، کمبود پرستار در مرکز استان را رد کرد و گفت مشکل اصلی در شهرستانهای کمبرخوردار است؛ مناطقی که به دلیل نبود مشوقهای انگیزشی و امکانات رفاهی مناسب، در جذب و نگهداشت نیروهای متخصص با دشواری مواجهاند. او همچنین به بیشتر بودن تقاضا برای استخدام در مرکز استان نسبت به شهرستانها اشاره کرد.البته این سخنان یک واقعیت مهم را نیز یادآوری میکند: هرمزگان فقط با مسئله تأمین نیروی انسانی روبهرو نیست، بلکه ماندگاری نیروهای متخصص در مناطق کمبرخوردار نیز به یکی از چالشهای جدی استان تبدیل شده است. نمیتوان انتظار داشت پرستاری که از امکانات رفاهی و شرایط مناسب زندگی و کار برخوردار نیست، برای مدت طولانی در منطقهای دور از مرکز استان خدمت کند. از این منظر، تأکید رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی بر ضرورت ایجاد مشوقهای مناسب برای ماندگاری نیروها، نکتهای قابل تأمل و ضروری است.اما این مسئله، پرسش اصلی را بیپاسخ میگذارد: آیا کمبود پرستار در بندرعباس واقعاً وجود ندارد؟مسئولان دانشگاه علوم پزشکی در دوره مدیریت فعلی و پیشین نیز اعلام کردهاند که در برخی آزمونهای استخدامی، حتی به تعداد نیروی موردنیاز استان متقاضی وجود نداشته است.
این موضوع بهخوبی نشان میدهد که نمیتوان صرفاً با استناد به تعداد متقاضیان استخدام در مرکز استان، درباره کفایت نیروی پرستاری در بیمارستانها قضاوت کرد. تقاضای بالا برای استخدام، بهخودیخود به معنای تأمین نیروی موردنیاز نیست؛ همانطور که کمبود داوطلب در شهرستانهای محروم نیز لزوماً به معنای نبود نیاز به نیروی انسانی در آن مناطق نیست.از سوی دیگر، باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شد: کمبود نیروی پرستاری و دشواری جذب و نگهداشت پرستار. این دو مسئله با یکدیگر مرتبطاند، اما یکسان نیستند. ممکن است استانی با کمبود پرستار مواجه باشد و همزمان در توزیع نیروی موجود نیز با مشکل روبهرو شود. همچنین ممکن است یک بیمارستان در مقایسه با تختهای فعال، تعداد بیماران و میزان خدمات ارائهشده، با کمبود نیرو مواجه باشد؛ حتی اگر در مقیاس کلی استان، وضعیت متفاوتی گزارش شود.به همین دلیل، اختلافنظر میان مسئولان دانشگاه علوم پزشکی و سازمان مدیریت و برنامهریزی نباید به جدال آماری یا اظهارنظرهای متقابل محدود بماند. آنچه اهمیت دارد، رسیدن به تصویری روشن و مستند از وضعیت نیروی پرستاری در استان است؛ تصویری که هم برای تصمیمگیری مدیران و هم برای افکار عمومی قابل اتکا باشد.انتظار میرود دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان با انتشار شفاف آمارهای بهروز، نسبت پرستار به تخت را در سطح استانداردهای معتبر بین المللی و ملی، شاخصهای مورد استفاده در کشور و وضعیت واقعی استان اعلام کند. همچنین لازم است این آمار به تفکیک بیمارستانها، مراکز درمانی، شهرستانها، تختهای فعال و نوع خدمات ارائه شود تا مشخص شود فاصله موجود با استانداردها چقدر است و کمبود نیرو در کدام مراکز و بخشها جدیتر احساس میشود.
در کنار انتشار آمار، چه بهتر که مدیران و معاونان سازمان مدیریت و برنامهریزی استان به همراه مسئولان دانشگاه علوم پزشکی، از بیمارستانها و مراکز درمانی بندرعباس بازدید کنند؛ از بخشهای پرتردد و شیفتهای پرستاری گرفته تا مراکزی که با حجم بالای مراجعهکنندگان روبهرو هستند.مشاهده مستقیم شرایط کار، بررسی تعداد نیروهای حاضر در هر شیفت و گفتوگو با پرستاران میتواند به درک دقیقتری از وضعیت موجود کمک کند.البته بازدید میدانی نیز باید مکمل آمار و بررسی کارشناسی باشد، نه جایگزین آن. قضاوت درباره کمبود یا کفایت نیروی پرستاری به بررسی همزمان شاخصهای استاندارد، تعداد تختهای فعال، حجم خدمات، ترکیب نیروی انسانی و شرایط کاری نیاز دارد.در نهایت، مسئله اصلی این نیست که کدام دستگاه اظهارنظر درستتری داشته یا کدام آمار باید بر دیگری غلبه کند. مسئله، سلامت مردم و شرایط کاری پرستارانی است که بار اصلی مراقبت از بیماران را بر دوش دارند. اگر کمبود پرستار وجود دارد، باید برای تأمین آن برنامهریزی کرد؛ اگر مشکل اصلی در توزیع نامتوازن نیروها و ماندگاری آنان در مناطق محروم است، باید مشوقهای مؤثر و راهکارهای عملی برای رفع آن در نظر گرفت.آنچه پذیرفتنی نیست، باقی ماندن مسئله در میان آمارهای متفاوت و اظهارنظرهای متناقض است؛ در حالی که پرستاران به حمایت عملی و بیماران به خدمات درمانی باکیفیت نیاز دارند. هر تصمیم در این زمینه باید بر پایه آمار شفاف، بررسی میدانی و واقعیت بیمارستانها گرفته شود؛ نه بر اساس برداشتهای متفاوت از مفهوم کمبود.






ثبت دیدگاه