دریانیوز//هنگامی که دکتر علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی مهندسی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، پرده از ترازنامه وحشتناک مصرف آبهای زیرزمینی برمیدارد، سخن از یک خشکسالی اقلیمی ساده یا تنش آبی موسمی نیست؛ مسئله، رسیدن به نقطه بیبازگشتِ «مرگ آبخوانها» و فروریزش اسکلت ژئوفیزیکی ایران است. آمارهای ارائهشده تکاندهندهاند: ۴۰ درصد برداشت آب زیرزمینی در پایتخت (معادل ۸۷۵ میلیون مترمکعب) و ۳۶ درصد در البرز صرفاً برای مصارف شرب جمعیت متراکم و افسارگسیخته بلعیده میشود. در سویی دیگر، استان کرمان با ثبت ۳۱ هزار و ۵۹۵ حلقه چاه مجاز و تخلیه سالانه افزون بر ۵ میلیارد و ۷۰۹ میلیون مترمکعب، در صدر جدول غارت منابع زیرزمینی کشور نشسته است؛ فاجعهای که ۹۲ درصد آن در کشاورزی سنتی میسوزد و ۸۳ درصد آن به بدویترین شیوه ممکن یعنی «آبیاری غرقابی» هدر میرود. فروریزشهای خطی و شکافهای عمیق زیرسطحی در معینآباد ورامین، آینه تمامنمای همین رفتار تهاجمی با زمین است؛ جایی که بیش از ۹۰ درصد مزارع غرقابی، با ایجاد زهکشهای فرونشستی، عملاً به کام درههای مرگ کشیده میشوند.
اما این فاجعه در محدوده البرز و فلات مرکزی محصور نمانده است.
بازتاب این تراژدی ملی، در جنوبیترین نوار کشور یعنی استان هرمزگان، با شدتی به مراتب شکنندهتر و ابعادی برگشتناپذیرتر در حال بازتولید است. هرمزگان و بهویژه دشت استراتژیک میناب، سالهاست که تاوان انتقالهای قهری آب، حفر صدها حلقه چاه عمیق و مجاز/غیرمجاز، و برداشتهای بیضابطه از سفرههای آبرفتی را پس میدهد. اگر در ورامین و کرمان با شکافهای طولی مواجهیم، در میناب و دشتهای ایسین با پدیدهای هولناکتر یعنی «فروچالههای دهانگشوده» روبهرو هستیم؛ فروچالههایی که بیش از ۳۰ روستا را در معرض تخلیه اجباری و مهاجرت اقلیمی قرار داده و با پیشروی به سمت زیرساختهای حیاتی، شریانهای ترانزیتی و پایههای خطوط انتقال انرژی منطقه را هدف گرفتهاند.ابعاد بحران در هرمزگان یک ویژگی مرگبار دیگر نیز دارد: «هجوم آب شور دریا به آبخوانهای ساحلی.» با افت فاجعهبار سطح ایستابی در دشتهای پیرامون خلیج فارس و دریای عمان، فشار هیدرواستاتیکی آب شیرین شکسته شده و آب شور دریا به عمق خلل و فرج سنگها و لایههای خاکی نفوذ کرده است. این پدیده نه تنها منجر به شوری غیرقابل بازگشت خاک و نابودی باغات کهنسال انبه و نخلستانها شده، بلکه فرآیند انحلال لایههای زیرین را سرعت بخشیده و پایداری ژئوتکنیکی زمین را در بنادر و پسکرانهها با مخاطره جدی روبهرو کرده است.
آنچه در گزارشهای آماری وزارت راه و شهرسازی تبیین شده، هشداری صریح به ساختار مدیریتی کلان کشور و بهویژه مدیران منابع آب هرمزگان است:
۱. پایان تعارف با الگوی کشت آببر: دشتهای تشنه هرمزگان دیگر توان تحمل کشاورزی غرقابی و کشت محصولات غیراستراتژیک و پرمصرف را ندارند. ۲. انسداد فوری چاههای غیرمجاز و نصب سنجههای هوشمند: سهمیهبندی دقیق آب و اعمال جرایم بازدارنده برای اضافه برداشتها دیگر یک پیشنهاد نیست، یک الزام امنیتی-سرزمینی است.۳. تغییر پارادایم تأمین آب شرب و صنعت: استانی که بر کرانه پهنه نیلگون خلیجفارس و دریای مکران تکیه زده، خطاست اگر شرب شهروندان و صنایع پرمصرفش همچنان با حفر چاه در گلوی دشتهای محتضر تأمین شود؛ توسعه بدون تعلل آبشیرینکنها با رعایت پیوستهای محیطزیستی، یگانه راه تنفس آبخوانهای در حال احتضار است.زمین در حال نشستن است و شکافها دیگر زیر خاک پنهان نمیمانند. اگر از تجربه خطوط قرمز ورامین و دشت کرمان درس گرفته نشود، سواحل مکران و هرمزگان نه نقطه اتصال ژئواقتصادی کشور، بلکه گسترهای از خاکستر و فروچالههای خاموش خواهند بود. فرونشست، زلزلهای بیصداست که وقتی آوار شد، دیگر هیچ سازهای بر روی آن بنا نخواهد شد.






ثبت دیدگاه