دریانیوز//خداوند متعال بر اساس قاعده لطف، رحمت بیکران و مهربانی عموم خود به بندگان، سرمایههای معرفتی، عقلانی و بصیرتی فراوانی را به انسان عنایت کرده است تا در پرتو آنها مسیر تکامل را بپیماید. در معارف عمیق اسلامی و قرآنی، از جمله در آیه ۱۷۹ سوره مبارکه اعراف، به ابعاد مختلف ادراک، شناخت و مسئولیتهای سنگین انسان اشاره شده است. خداوند متعال سه سرمایه گرانبها و کلیدی یعنی قلب، چشم و گوش را به انسان عطا فرموده که این ارکان اساسی، در نهایت به یک کانال خروجی بسیار حساس، سرنوشتساز و تأثیرگذار به نام «زبان» منتهی میشوند. برای درک بهتر، عمیقتر و دقیقتر این مکانیسم شگفتانگیز وجودی، میتوان یک مخزن بزرگ و مجهز آب را تصور کرد که از یکسو دارای چندین کانال ورودی برای جمعآوری آب از منابع مختلف است و از سوی دیگر، تنها یک کانال خروجی دارد تا آب جمعآوریشده را به دست تشنگان و نیازمندان برساند. اگر کانالهای ورودی این مخزن، پاک، صیقلخورده، مصفی و تصفیهشده باشند، امری کاملاً طبیعی است که آب زلال، گوارا، خنک و صاف از کانال خروجی بیرون بیاید تا روح جامعه و جان انسان را نشاط و شادابی بخشد. اما در نقطه مقابل، اگر کانالهای ورودی آلوده و ناپاک باشند، آب کثیف و آلوده به درون مخزن نفوذ کرده و دقیقاً همان آب آلوده از کانال خروجی سرازیر میشود و انواع بیماریها، آلودگیها و مشکلات گوناگون را به وجود میآورد.
در ساختار پیچیده و دقیق وجودی انسان نیز قلب و عقل همچون همان مخزن و منبع اصلی عمل میکنند. چشم و گوش، دو کانال ورودی اصلی این مخزن به شمار میروند؛ هرآنچه چشم ببیند و هرآنچه گوش بشنود، بهطور مستقیم و بدون واسطه وارد قلب و مخزن وجود انسان میشود. ضربالمثل قدیمی، اصیل و حکمتآموز ما نیز به همین حقیقت انکارناپذیر اشاره دارد که «از کوزه همان تراود که در اوست». از قلبی و مخزنی که جایگاه ذکر خدا، اخلاص و پاکی است، باید انتظار داشت که از طریق زبان، کلام حق، صداقت، راستی و معارف ناب را بیرون بدهد. منابع روایی و احادیث معتبر متعددی به ما هشدار جدی دادهاند که در روز قیامت، همه اعضای بدن از دست خطاهای زبان شکایت خواهند کرد. با این حال، نکته کلیدی، ظریف و حائز اهمیت اینجاست که اگر ورودیهای قلب و ذهن انسان به درستی کنترل، نظارت و پالایش شوند، زبان نیز چیزی جز حقیقت، خیر و نیکخواهی بیرون نخواهد آورد. در فرهنگها و ملل دیگر نیز حکمتها و تمثیلهای مشابهی در این زمینه دیده میشود؛ برای نمونه، در یک ضربالمثل حکمتآموز ژاپنی آمده است: «وارد خانه هر کسی میشوی کور وارد شو و کر بیرون بیا». معنای این تمثیل زیبا و ژرف آن است که انسان باید در برابر عیوب و خطاهای دیگران، چشمپوشی، گذشت و خویشتنداری پیشه کند؛ هر چه را از بدیها دید گویا ندیده و هر چه را از سخنان ناشایست شنید گویا نشنیده است.با این مقدمه روشن، دقیق و منطقی، به بررسی یکی از بزرگترین، خطرناکترین و مخربترین آفات زبان میرسیم که محصول مستقیمِ آلودگی و عدم مراقبت از مخزن قلب است؛ «غیبت» که از گناهان کبیره و نابخشودنی به شمار میآید.
از نظر لغوی، کلمه غیبت به کسر «غین»، به معنای پشت سر گفتن، بد دیگران را بازگو کردن و سخن ناپسند بر زبان راندن در غیاب افراد است. غیبت یعنی بازگو کردن خطا، لغزش و اشتباه دیگران در حالی که میدانی آن شخص به هیچ وجه دوست ندارد این مطالب دربارهاش پخش و گفته شود.این تعریف لغوی از غیبت، با توجه به شمولیت و عمومیت مفهومی که دارد، طیف بسیار وسیعی از رفتارهای ناپسند اخلاقی نظیر انواع غیبتهای مصطلح، بهتان، تهمت، افک، فحش، بدگویی و حتی ذکر عیوب آشکار افراد را در بر میگیرد و احاطه میکند. با این وجود، در اصطلاح فقهی و تخصصی اخلاقی، هر یک از این عناوین تعریف خاص، معین و محدود خود را دارند و از نظر شرعی دارای احکام ویژه، دقیق و متفاوتی هستند؛ به گونهای که همه آنها از مصادیق غیبت مصطلح به شمار نمیآیند و نباید احکام آنها را با یکدیگر خلط کرد. بنابراین، مفهوم غیبت در لغت، مفهومی وسیع و اعم از غیبت مصطلح فقهی است و در احادیث و روایات اسلامی نیز گاهی به همین معنی و مفهوم عام اطلاق شده و به کار رفته است. شناخت دقیق، علمی و عالمانه این مرزها، ما را در مراقبت هرچه بیشتر و بهتر از زبان، این عضو کوچک اما بسیار سرنوشتساز و اثرگذار یاری میرساند تا با پالایش مداوم ورودیهای ذهن و جان، از لغزشهای خطرناک اخلاقی مصون بمانیم. در ادامه و در بخشهای بعدی، ابعاد گوناگون، احکام شرعی و پیامدهای غیبت از نگاه فقهای بزرگوار اسلام مورد بررسی دقیقتر قرار خواهد گرفت تا مسیر بندگی و سلامت اخلاقی جامعه هموارتر گردد.






ثبت دیدگاه