دریانیوز// اول هفته را در حالی شروع کردیم که در ساعات پایانی روز جمعه ( دقیقه 90) تیم برنامه ریز و تصمیم گیری برای نحوه آموزش مدارس استان، تصمیم نیمه حضوری شدن مدارس را اعلام کردند. دانشآموزان هرمزگان در میان دو راهیِ «آموزش حضوری» و «آموزش مجازی» معلق ماندهاند و این بلاتکلیفی، بیش از آنکه یک چالش آموزشی باشد، به یک بحران مدیریت بحران در سطح استان تبدیل شده است.
با توجه به اینکه وزیر آموزش و پرورش، حق تصمیمگیری در این مورد حساس را به استانداران واگذار کرده است، اکنون تمام بار مسئولیت و انتظارات جامعه بر دوش استانداری هرمزگان است. چرا باید تصمیمی با این اهمیت حیاتی، به دقیقه ۹۰ موکول شود؟
واقعیت این است که دانشآموزان استان در حالی در آستانه بازگشایی هستند که سایهی تهدیدات امنیتی و تنشهای منطقهای، آرامش را از خانهها ربوده است. وقتی تصمیمات کلیدی به لحظات آخر موکول میشوند، زنجیرهی برنامهریزی از هم میگسلد. خانوادهها برای مدیریت هزینههای رفتوآمد و هماهنگی با سرویسهای مدارس، با یک خلاء اطلاعاتی مواجهاند. این تاخیرها نشان از نوعی بیبرنامگی یا عدم اولویتسازی برای مسائل حیاتی استان دارد؛ چرا که در مدیریت بحران، «زمان» ارزشمندترین دارایی است.
درس تلخ میناب؛ مرز باریک میان آموزش و بقا
ما در جغرافیایی زندگی میکنیم که امنیت، اولین و مهمترین حق هر شهروندی است؛ به ویژه کودکان. آنچه در حادثهی تلخ مدرسه میناب دیدیم، مانایی از یک حقیقت تکاندهنده بود: تفاوت میان «آموزش» و «بقاء» چقدر اندک است. آن روز، وقتی نظم مدرسه در برابر حادثه فرو ریخت، مشخص شد که دانشآموزان ما در چه شرایطی قرار دارند.
آیا میتوان با ریسکِ جان فرزندانمان، بر حضوری شدن مدارس پافشاری کرد؟ پاسخ هر عقل سلیم و هر دلی از پاسخ منفی است. آموزش و یادگیری، اگرچه ارزشمند و بنیادین است، اما باید در زیر سایهی اطمینان از سلامت جان و روان دانشآموزان قرار گیرد. زمان برای جبران عقبماندگیهای علمی فراوان است، اما فرصت جبران برای از دست رفتن جان یک کودک، هرگز وجود نخواهد داشت. ما نباید اجازه دهیم رویکرد «عادیسازیِ ریسک»، جایگزین رویکرد «تضمین امنیت» شود.
جناب آقای استاندار، اجازه دهید صریح و بیپیرایه خطاب به شما بگویم: «کودکان ما، صف اول نیستند». آنها نباید سپر بلای تصمیمات عجولانه یا قربانیِ مدیریتهای آزمون و خطا باشند. در شرایطی که دشمن با تمام توان خود بر امنیت منطقه فشار میآورد، رویکرد استانداری باید «احتیاط پیشگیرانه» باشد، نه «تلاش برای عادیسازی با ریسک بالا».
در میان این سردرگمی، صدای خانوادهها شنیده میشود؛ صدایی که لرزشِ نگرانی در آن موج میزند. از طرفی معلمان و مدیران مدارس نیز در برابر فشار والدین و ابهامات امنیتی، احساس بیدفاع بودن میکنند. وقتی دستورالعملهای مربوط به مناطق پرخطر، نحوه مدیریت کلاسهای ترکیبی و تضمین امنیت مسیرهای تردد مشخص نباشد، مدرسه از یک محیط یادگیری به یک میدانِ دلهره تبدیل میشود. استانداری و ادارهکل آموزش و پرورش موظفاند پاسخ دهند: در مناطق پرخطر چه میشود؟ تکلیف دانشآموزانی که خانوادههایشان با نگرانی از حضور آنها در کلاسها امتناع میکنند چیست؟ و از همه مهمتر، چگونه امنیت مسیرهای تردد و خودِ محیطهای آموزشی تضمین میشود؟
اما دلهرهی خانوادهها تنها به امنیتِ مسیر محدود نمیشود؛ آنها با یک بنبستِ زیرساختی دیگر نیز روبهرو هستند. در حالی که طی این دو هفتهی تعطیلی، شاهد کاهشِ چشمگیرِ رفتوآمدها و در نتیجه کاهش فشار بر شبکه سوخت بودیم، اما مشکل تأمین سوخت در پمپبنزینهای بندرعباس همچنان پابرجاست. صفهای طولانی و کلافهکننده در پمپبنزینها، نشان از یک بحرانِ حلنشده دارد که با بازگشایی مدارس، به یک بحرانِ بزرگتر تبدیل خواهد شد. اگر امروز با همین حجمِ کمِ تردد، خانوادهها برای تأمین سوختِ خودروهای خود با صفهای بیامان روبهرو هستند، با بازگشایی مدارس و افزایشِ شدیدِ رفتوآمدِ دانشآموزان، معلمان و والدین با چه وضعیتی در خیابانها قرار خواهند گرفت؟ این تلاقیِ «ناامنی در مسیر» و «کمبود سوخت در پمپبنزینها»، خانوادههای هرمزگانی را در میان دو آتشِ مدیریتِ بحران قرار داده است.
صفهای طولانی و کلافهکننده در پمپبنزینها، نشان از یک بحرانِ حلنشده دارد که با بازگشایی مدارس، به یک بحرانِ بزرگتر تبدیل خواهد شد.
برای خروج از این بنبست، نیاز به یک نگاه واقعبینانه و متخصصانه است. پیشنهاد میشود استانداری هرمزگان با در نظر گرفتن حساسیتهای امنیتی منطقه، بازگشایی مدارس را تا پایان دوره تنشهای موجود، به صورت غیرحضوری (مجازی) اعلام کند. این اقدام، برخلاف تصور برخی، یک عقبگرد آموزشی نیست؛ بلکه یک «پیشروی استراتژیک» برای حفظ سرمایههای انسانی استان است. با استفاده از ابزارهای مدرن، میتوان آموزش را بدون به خطر انداختن جان کودکان ادامه داد. این کار نه تنها از اضطراب جامعه میکاهد، بلکه نشاندهنده درک عمیق مسئولان از اولویتهای واقعی استان، یعنی «امنیت و سلامت فرزندان هرمزگان» خواهد بود.
جناب آقای استاندار، اجازه دهید صریح و بیپیرایه خطاب به شما بگویم: «کودکان ما، صف اول نیستند». آنها نباید سپر بلای تصمیمات عجولانه یا قربانیِ مدیریتهای آزمون و خطا باشند. در شرایطی که دشمن با تمام توان خود بر امنیت منطقه فشار میآورد، رویکرد استانداری باید «احتیاط پیشگیرانه» باشد، نه «تلاش برای عادیسازی با ریسک بالا».
برگردید به اولویتهای اصلی؛ برگردید به امنیتِ خانهها. اجازه ندهید صندلیهای خالی کلاسها، نمادی از تصمیماتِ ناشی از بیتدبیری باشد. ما صندلیهای پر از دانشآموز را میخواهیم، اما صندلیهایی که در آنها، لبخندِ اطمینان، جایگزینِ لرزشِ ترس شده باشد.







ثبت دیدگاه