حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 11 October , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 8037 تعداد نوشته های امروز : 12 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 177×
دوئل صبح و عصر
19 مهر 1405 - 7:20
شناسه : 46664
بازدید 125
♥3
کالبدشکافی یک دغدغه تکراری در پاییز؛ اما پاسخ مسئولان آموزش‌وپرورش این است که شاید خود پرسش باید تغییر کند.
ارسال توسط : نویسنده : ناعمه دبیری نژاد منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز// هر سال، با نزدیک شدن به مهر، در بسیاری از خانه‌ها یک پرسش تکرار می‌شود: بچه‌ام کدام نوبت درس بخواند تا بهتر یاد بگیرد؟ والدینی که ناچارند فرزندشان را صبح زود از خواب بیدار کنند، آن‌هایی که نوبت عصر نصیبشان شده و نگران خستگی و بی‌حوصلگی کودک‌اند، و معلمانی که کلاس‌های پرجمعیت را در ساعت‌های مختلف تجربه کرده‌اند، هر کدام روایت خودشان را دارند. اما پاسخ مسئولان آموزش‌وپرورش این است که شاید خود پرسش باید تغییر کند.

اختلاف‌نظر کارشناسان
رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش‌وپرورش، در گفت‌وگو با ایسنا به اختلاف‌نظر کارشناسان درباره بهترین ساعت حضور دانش‌آموزان در مدرسه اشاره کرده است. به گفته او، یافته‌های علمی نشان می‌دهد نباید میان صبح و عصر یکی را انتخاب کرد، چون زمان مفید مدرسه از صبح شروع می‌شود و ادامه پیدا می‌کند.به زبان ساده، به باور او مسئله این نیست که مدرسه صبح باشد یا عصر. مسئله این است که ساعت‌های روز چگونه و با چه محتوایی پر می‌شوند. این نگاه با باور رایج میان خانواده‌ها فاصله دارد، چون بسیاری از آن‌ها نوبت صبح را بهتر و نوبت عصر را ناگزیری می‌دانند.

خواب کودک؛ شرط اول یادگیری
حکیم‌زاده یک نکته را روشن گفته است: شروع بسیار زودهنگام آموزش برای کودکان مناسب نیست. دلیلش این است که کودکان به خواب کافی نیاز دارند و باید میان بیدار شدن و آغاز فعالیت جدی یادگیری فاصله‌ای وجود داشته باشد. به گفته او، زمان مطلوب برای شروع فعالیت یادگیری معمولاً حدود ۸:۳۰ تا ۹ صبح عنوان می‌شود.این سخن با آنچه در حوزه سلامت کودک گفته می‌شود هم‌خوان است.

متخصصان خواب معمولاً توصیه می‌کنند کودکان دبستانی هر شب حدود ۹ تا ۱۱ ساعت بخوابند. کودکی که ساعت شش صبح با فشار از رختخواب بیرون کشیده می‌شود و بدون صبحانه و بدون فرصت آماده شدن راهی مدرسه می‌شود، ممکن است جسماً سر کلاس باشد، اما ذهنش هنوز آماده نیست. معلمان باتجربه این وضع را خوب می‌شناسند: نگاه خسته، تمرکز کوتاه و حوصله‌ای که زود تمام می‌شود.باید دقیق بود. بخش زیادی از پژوهش‌های جهانی درباره ساعت شروع مدرسه به نوجوانان مربوط است که ریتم بیولوژیک‌شان متفاوت است.

درباره کودکان دبستانی شواهد کمتر و نتایج متنوع‌تر است. به همین دلیل اختلاف‌نظر کارشناسان تعجبی ندارد و ادعای یک ساعت جادویی برای همه کودکان و همه مدرسه‌ها علمی نیست. آنچه می‌توان گفت این است که ساعت‌های بسیار زودهنگام برای سن دبستان مناسب نیست و ساعت‌های میانه صبح نقطه شروع مطمئن‌تری است.

«زمان مدرسه» و «زمان آموزش» یکی نیست
شاید جالب‌ترین بخش سخنان معاون آموزش ابتدایی تفکیک «زمان مدرسه» از «زمان آموزش» باشد. او تأکید کرده این دو الزاماً بر هم منطبق نیستند. به گفته او، یک مدرسه مطلوب می‌تواند روز مدرسه طولانی‌تری داشته باشد که در آن برای ناهار، استراحت، فعالیت‌های متنوع و آموزش وقت در نظر گرفته شود. بنابراین زمان آموزش بخشی از روزی است که سرشار از فعالیت‌های گوناگون است.

این تفکیک پاسخی به نگرانی رایجی است: «اگر بچه‌ها بیشتر در مدرسه بمانند، خسته می‌شوند.» اگر مدرسه یعنی نشستن پشت میز و گوش دادن به درس از صبح تا ظهر، آن نگرانی بجاست. اما اگر روز مدرسه ترکیبی از آموزش، بازی، هنر، ورزش، مطالعه آزاد و وقت غذا باشد، طولانی بودنش لزوماً به معنای فشار بیشتر نیست.بسیاری از نظام‌های آموزشی موفق دنیا همین الگو را دنبال می‌کنند. در آن‌ها مدرسه فقط محل درس خواندن نیست و بخشی از زندگی روزمره کودک را شکل می‌دهد. اما این الگو شرط‌هایی دارد: فضای کافی، نیروی انسانی کافی، برنامه‌ای که معلم را از فشار بی‌حد رها کند و ظرفیتی که مدرسه را از شیفت‌بندی بی‌نیاز کند. ایده خوب بدون این زیرساخت‌ها روی کاغذ می‌ماند.

پشت پرده بحث ساعت: نیروی انسانی و تراکم کلاس
گفت‌وگوی معاون آموزش ابتدایی به همین‌جا ختم نمی‌شود. او به تأمین نیروی انسانی دوره ابتدایی هم پرداخته و گفته است در دستورالعمل ساماندهی، اولویت تأمین نیرو با کلاس‌های دوره ابتدایی است و پس از آن با نیروهای کیفیت‌بخشی مورد نیاز این دوره. به این ترتیب بحث «ساعت مناسب» به بحث کلان‌تری گره می‌خورد: مدرسه برای هر ساعتی که برنامه‌ریزی شود، معلم می‌خواهد.به گفته او، هدف‌گذاری برای کاهش تراکم کلاس‌ها خودبه‌خود نیاز به نیروی انسانی را بیشتر می‌کند. منطقش روشن است: وقتی تعداد دانش‌آموزان هر کلاس کمتر شود، تعداد کلاس‌ها و در نتیجه تعداد معلمان لازم بالا می‌رود.

کلاس شلوغ هم به نفع معلم نیست و هم به نفع دانش‌آموز؛ در کلاس سی‌نفره دیده شدن تک‌تک بچه‌ها دشوار است و در کلاس کم‌جمعیت‌تر امکان توجه فردی بیشتر می‌شود.حکیم‌زاده درباره سازوکارهای وزارتخانه هم توضیح داده است. جلسات «اتاق وضعیت» از ۱۵ مهر ۱۴۰۴ هفتگی برگزار شده و نیروی انسانی یکی از موضوعات دستور کار بوده است. هدف این بوده که مدارس در مهر ۱۴۰۵ بدون دغدغه نیروی انسانی و فضای آموزشی بازگشایی شوند. یعنی برنامه‌ریزی برای بازگشایی امسال از حدود یک سال پیش آغاز شده است.

ظرفیت بازنشستگان و ساعت‌های اضافه تدریس
از جمله راهکارهایی که او مطرح کرده، استفاده از ظرفیت همکاران در آستانه بازنشستگی است. به گفته او، برای این افراد پیام ارسال شده تا در صورت تمایل آمادگی‌شان را برای ادامه همکاری اعلام کنند و درصد قابل توجهی از آن‌ها اعلام آمادگی کرده‌اند. استفاده از حق‌التدریس غیرموظف و همکاری معلمانی که حاضرند بیش از ساعت موظف تدریس کنند هم در دستور کار است.این راهکارها واقع‌بینانه‌اند، اما سؤال‌هایی هم دارند. معلم باتجربه‌ای که نزدیک بازنشستگی است، سرمایه‌ای ارزشمند است و حضورش می‌تواند به کیفیت کلاس کمک کند.

اما اتکا به ساعت‌های اضافه تدریس راه‌حلی موقت است. معلمی که علاوه بر ساعت موظف تدریس می‌کند، زمان و انرژی کمتری برای آماده‌سازی درس، بازخورد به دانش‌آموزان و ارتباط با خانواده‌ها خواهد داشت. اگر نیاز به نیرو دائمی است، پاسخ هم باید دائمی باشد، یعنی جذب معلم جدید و پایدار.

کمبود کمی یا کیفی؟
معاون آموزش ابتدایی تصریح کرده است که بر اساس بررسی‌های انجام‌شده، از نظر تعداد نیروی انسانی لازم برای کلاس‌های درس، در استان‌های کشور مشکل خاصی وجود ندارد، چون موضوع استان به استان و منطقه به منطقه بررسی شده است. او افزوده که از منظر آماری و بر اساس تعداد کلاس‌ها مشکلی نیست، اما از نظر کیفی و رسیدن به تراکم مطلوب هنوز به جذب معلم نیاز داریم.

این تفکیک مهم است. «کفایت آماری» یعنی برای هر کلاس موجود یک معلم هست. «تراکم مطلوب» یعنی هر معلم تعداد مناسبی دانش‌آموز داشته باشد. ممکن است همه کلاس‌ها معلم داشته باشند و باز هم کلاس‌ها شلوغ باشند. فاصله میان این دو، همان جایی است که کیفیت آموزش تعیین می‌شود. اگر هدف فقط پر کردن جای خالی باشد، شاید نیروی فعلی کافی باشد؛ اما اگر هدف ارتقای کیفیت یادگیری باشد، به نیروی بیشتری نیاز است.

ساعت مهم است، اما نه به تنهایی
اگر بخواهیم سخنان حکیم‌زاده را در یک جمله خلاصه کنیم، این است: یادگیری خوب فقط به عقربه ساعت بستگی ندارد. کودکی که خوب خوابیده، فرصت بیدار شدن و آماده شدن داشته، در کلاسی با تعداد مناسب نشسته و معلمش فشار کاری سنگین ندارد، در هر ساعت معقولی می‌تواند یاد بگیرد. در مقابل، بهترین ساعت روز هم نمی‌تواند کلاس شلوغ، معلم خسته و برنامه یکنواخت را جبران کند.برای خانواده‌ها چند نکته عملی از این بحث برمی‌آید:- خواب کافی کودک را جدی بگیرند و ساعت خواب شبانه را حفظ کنند.- برای صبح‌ها فاصله‌ای میان بیدار شدن و رسیدن به مدرسه بگذارند و صبحانه را حذف نکنند.

– اگر فرزندشان در نوبت عصر درس می‌خواند، بدانند این نوبت به‌خودی‌خود به معنای یادگیری ضعیف‌تر نیست، به شرط آنکه برنامه روزانه کودک منظم باشد.برای سیاست‌گذاران هم پیام روشن است: مباحثه درباره «صبح یا عصر» نباید توجه را از مسائل ساختاری منحرف کند. فضای آموزشی، تعداد معلم، تراکم کلاس و کیفیت برنامه روزانه مدرسه همان‌قدر در سرنوشت یادگیری کودکان اثر دارند که ساعت زنگ اول.دوره ابتدایی پایه یادگیری بقیه سال‌های تحصیل است و تصمیم‌هایی که امروز برای آن گرفته می‌شود، اثرش را سال‌ها بعد نشان خواهد داد. اینکه مسئولان این دوره را در اولویت تأمین نیرو قرار داده‌اند، گامی در مسیر درست است. اما تحقق وعده‌ها را باید در کلاس‌ها سنجید: در تعداد دانش‌آموزان هر میز، در خستگی یا نشاط چهره بچه‌ها و در رضایت معلمانی که هر روز پای تخته می‌ایستند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.