دریانیوز//مدیریت زمان در معنای عمیق و کاربردی خود نوعی مهارت بنیادین در تشخیص اولویتها، ساماندهی مسئولیتها و استفاده آگاهانه و منطقی از فرصتها است. اصولا انسان، خانواده، سازمان و جامعه همگی در بستری از زمان حرکت می نمایند و کیفیت این مهارت کلیدی به نحوه مدیریت این سرمایه اساسی است. زمان برخلاف سایر منابع دیگر قابل ذخیرهسازی، بازگشت یا جبران نیست و از همین رو هر گونه غفلت در استفاده صحیح از آن مستقیماً به از دست رفتن فرصتهای رشد، آرامش، یادگیری، بهرهوری و پیشرفت منجر میشود.
به همین دلیل است که مدیریت زمان را باید بخش عظیمی از فرهنگ زندگی فردی، خانوادگی و سازمانی دانست. در سطح فردی مدیریت زمان با سلامت روان، تمرکز، احساس کنترل بر زندگی و کیفیت تصمیمگیری ارتباط مستقیم دارد. بسیاری از افراد به دلیل کمبود توانایی، بینظمی، تعویق و ناتوانی در اولویت بندی از رسیدن به اهداف و برنامه های راهبردی و مهم خود باز می مانند. تجربه نشان می دهد هنگامی که کارها بدون برنامه انباشته میشوند ذهن نیز دچار آشفتگی، اضطراب و فرسودگی می گردد. در مقابل نیز افرادی که برای کار، استراحت، یادگیری، ارتباطات و مسئولیتهای شخصی و اجتماعی خود برنامه مشخص دارند با آرامش بیشتری عمل نموده و از انرژی خود هدفمند تر بهره میگیرند. این نظم زمانی در زندگی فردی موجب افزایش بازدهی، اعتماد به نفس، رضایت درونی و حس موفقیت شده و نقش مهمی در هدایت زندگی خود ایفا نماید.
در خانواده مدیریت زمان یکی از پایه های اصلی تعادل عاطفی، تربیت صحیح و کاهش تنشها است . وقتی والدین درگیر مشغله های فردی ، خانوادگی ،حرفه ای ، سازمانی و فشارهای ذهنی و بی نظمی روزانه می شوند فرصتی برای گفتگو، شنیدن دغدغه های فرزندان، مشارکت در امور خانه و تقویت روابط عاطفی محقق نمی گردد. با حاکم شدن چنین وضعیتی فاصله عاطفی، سوء تفاهم، خستگی روانی و تضعیف پیوند های خانوادگی است. در مقابل خانواده ای که زمان را آگاهانه مدیریت می نماید برای کار، استراحت، آموزش، تفریح، رسیدگی به فرزندان و گفتگوی صمیمانه جایگاه مشخصی در نظر میگیرد.
در نتیجه این برنامه ریزی فضای خانه را از آشفتگی دور و زمینه ساز آرامش، اعتماد، همدلی و احساس امنیت روانی می گردد. از این دیدگاه مدیریت زمان در خانواده یک ضرورت اجرایی و یک سرمایه گذاری عاطفی و تربیتی مؤثر است. در سازمانها نیز مدیریت زمان از مهمترین شاخص های بلوغ مدیریتی و کارآمدی حرفهای هر سازمان به شمار میآید. هیچ سازمانی حتی با بهترین منابع انسانی و مالی بدون انضباط زمانی نمیتواند به اهداف خود دست یابد. زمانی که این معضل مدیریتی در سازمان حاکم می شود نشانه هایی از ضعف مدیریتی شامل تأخیر در تصمیم گیری، جلسات طولانی و بی نتیجه، نبود اولویت بندی، تداخل وظایف، عدم تمرکز بر اهداف و امور پر اهمیت و بیتوجهی به زمان کارکنان عینیت پیدا می نماید .
به طبع چنین وضعیتی موجب اتلاف منابع و کاهش بهرهوری شده، روحیه کارکنان را تضعیف و زمینه فرسودگی شغلی را فراهم میسازد. در مقابل سازمانی که زمان را
سرمایه ای راهبردی میداند اهداف روشن تعیین نموده، وظایف را اولویت بندی، برنامه ریزی منظم روزانه و هفتگی داشته و از تفویض اختیار و تقسیم کار استفاده بهینه می نماید تا عوامل مزاحم کاهش و میان کار و استراحت تعادل برقرار شود. در چنین سازمانی مدیریت زمان به ابزاری برای افزایش کیفیت، شفافیت، پاسخگویی و پیشرفت، عملکرد موثر در کوتاهترین زمان با کمترین هزینه و سودآوری بالای خدمتی و شرکتی تبدیل میشود.
برای تحقق این رویکرد چند اصل کلیدی در مدیریت زمان اهمیت ویژه دارد که می توان به تعیین اهداف شفاف و واقع بینانه، اولویت بندی وظایف بر اساس اهمیت و فوریت، برنامه ریزی منظم، استفاده از چک لیست، تفویض مسئولیت، حذف عوامل حواس پرتی، تمرکز بر هر کار تا رسیدن به نتیجه نهایی، ارزیابی مستمر عملکرد و حفظ زمان استراحت و … اشاره نمود. رعایت این اصول چه در خانه، چه در سازمان و چه در اجتماع از بی نظمی و سر درگمی جلوگیری و بهرهوری را با آرامش روانی همراه میسازد.
در نهایت مدیریت زمان را باید یک ارزش بنیادی، اجتماعی و تمدنی دانست و اصولا جامعه ای که در آن وقت شناسی، برنامه ریزی، تعهد زمانی و احترام به فرصتها به فرهنگ عمومی تبدیل شود، از اعتماد اجتماعی، هماهنگی بیشتر و ظرفیت بالاتری برای توسعه برخوردار خواهد بود. اما جامعه ای که زمان را جدی نگیرد ناگزیر با اتلاف منابع، عقب ماندگی، خستگی جمعی و فرسایش سرمایه انسانی روبرو می گردد. از همین رو مدیریت زمان در عین اینکه یک مهارت شخصی است، یک ضرورت حیاتی برای سلامت فرد، استحکام خانواده، پویایی سازمان و پیشرفت جامعه است.







ثبت دیدگاه