دریانیوز// ابتکار و جدیت استاندار و رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان در تحقق نهضت سلامت درهرمزگان، راهبردی برای رفع مشکلات حوزه بهداشت ودرمان این استان محروم است که در یکی دوسال اخیر با تامین بخشی از تجهیزات موردنیاز مراکز درمانی و همچنین تجهیز پایگاه های اورژانس به آمبولانس ، خود را نشان داده است و امید به درمان در استان با این تجهیزات و پزشکان متخصص و فوق تخصص که در رشته های جدید به کادر درمان اضافه شده اند، افزایش یافته است و میزان مراجعه بیماران از هرمزگان به سایر استان ها درحال کاهش است. اما در برخی بخش ها و بخصوص کادر پرستاری، هرمزگان با چالش شدید کمبود نیروی انسانی مواجه است که بایستی برای رفع این کمبود تدبیری اندیشیده شود و دستگاه های مختلف در کنار دانشگاه علوم پزشکی قرار گیرند تا نیروی انسانی موردنیاز تربیت و جذب شوند واز طرفی دیگر شرایط ماندگاری شان فراهم شود تا از استان و کشور خارج نشوند وازمهاجرت شان جلوگیری شود.
دانش آموزان بایستی تشویق و ترغیب شوند که در رشته های مرتبط با بهداشت ودرمان در هنرستان های بهیاری و دانشگاه ها تحصیل کنند و همچنین فارغ التحصیلان در آزمون های استخدامی شرکت کنند و شرایط ماندگاری شان فراهم شود و مشکلات مسکن و معیشت کادر بهداشت و درمان استان برطرف شود.کادر درمان و کادر پرستاری فعال در بخش درمان استان ایثارگرانه به ارائه خدمت مشغول هستند و شیفت های سنگینی را دربرنامه دارند که منجر به خستگی و فرسودگی و بروز مشکلات جسمی و روحی و روانی شان شده است و ضرورت دارد از این سپیدپوشان بی ادعا حمایت بیشتری صورت پذیرد.برای بررسی کمبودکادر سلامت استان، به گفتگو با دکتر آرش رحیمی، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نشستیم. او برخلاف بسیاری از مدیران عافیتطلب، در چشمان ما نگاه کرد و از قوانینی گفت که دستوپای درمان استان را بسته است؛ قوانینی که انگار در اتاقهای مجهز به اسپلیت پایتخت نوشته شدهاند، بدون آنکه بدانند شرجی هرمزگان و تورم بندرعباس چطور کادر درمان را فراری میدهد.
دریا: آقای دکتر، در حال حاضر با اجرای طرح نهضت سلامت در هرمزگان و تامین تجهیزات درمانی و افزایش آمبولانس در استان، میزان خدمات درمانی در هرمزگان درحال افزایش وبهبود و رضایتمتدی بیماران نیز بیشتر شده است. بگذارید بدون تعارف شروع کنیم؛ مردم هرمزگان حق دارند بپرسند چرا در استان علی رغم اقدامات صورت گرفته شده ،اما همچنان با کمبود کادر درمان مواجهیم. این موضوع را قبول دارید؟
سلام به شما و مخاطبان روزنامه دریا. پاسخ سوال شما تلخ است اما باید با مردم صادق بود. ما کمبود داریم و این کمبودها غیرقابل انکار است. اما اگر بخواهم به عمق سوال شما بروم، واقعیت این است که ما در زیرساخت انسانی دچار یک بحران جدی هستیم. توسعه یعنی داشتن نیروی انسانی متخصص و باانگیزه که متأسفانه هرمزگان به شدت از کمبود آن رنج میبرد.
دریا: شما از کمبود نیرو صحبت میکنید، اما تریبونهای رسمی مداوم از استخدامهای جدید در سالهای گذشته گفتند. دقیقاً از چه ابعادی از کمبود حرف میزنیم؟ آیا این بحران فقط مختص دانشگاه علوم پزشکی است؟
خیر، اگر یک چرخ کوچکی در ارگانها و سازمانهای مختلف استان بزنید، متوجه میشوید که این یک ابرچالش استانی است. همه با کمبود شدید نیروی انسانی مواجهاند. اما تفاوت ما در کادر درمان این است که کار ما مستقیماً با «جان مردم» گره خورده است و کوچکترین خللی، فاجعهآفرین میشود. دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان به شدت، تاکید میکنم، به شدت کمبود نیرو دارد. این کمبود از پزشکان متخصص و فوقتخصص و کادر پرستاری شروع میشود و تا پایینترین ردههای خدماتی ادامه دارد. شاید باور نکنید، اما ما حتی در بخش «بیماربر» هم با کمبود شدید نیرو مواجهیم!
دریا: بیمارستان ۵۳۱ تختخوابی بندرعباس، پروژه ۲۶۴ تختخوابی نفت ستاره الحاقی بیمارستان شهید محمدی یا بیمارستان ۱۶۰ تختخوابی میناب قرار است در سال جاری افتتاح شوند که خبر خوشی برای مردم است که به استاندارد تخت بیمارستانی در کشور می رسیم. اما یکی از دغدغه ها تامین نیروی انسانی این بیمارستان هاست.
بینید، ما تقریباً ۱۵ سال از عمر و انرژی رؤسای مختلف دانشگاه، اعضای هیئترئیسه، معاونین و حتی مسئولان خارج از دانشگاه مثل سازمان برنامه و بودجه و استانداران را صرف پیگیری ساخت این پروژهها کردیم. حداقل ۵/۵ همت (هزار میلیارد تومان) اعتبار در این سالها صرف شده تا این بیمارستانها ساخته شوند. ما حداقل هزار تخت بیمارستانی در استان کم داریم که با افتتاح این سه پروژه بزرگ، این هزار تخت به ظرفیت درمانی استان اضافه خواهد شد. در حال حاضر این پروژهها بالای ۹۰ درصد پیشرفت فیزیکی و ساختمانی دارند و به زودی به بهرهبرداری فیزیکی میرسند. بزرگترین دغدغه و معضل فعلی ما همین است؛ ما ساختمانها را آماده کردهایم اما نیروی کافی برای راهاندازی و بهرهبرداری از این هزار تخت جدید را نداریم! این یک معضل ملی و استانی است که به هیچوجه به تنهایی به دست دانشگاه علوم پزشکی حل نمیشود. دانشگاه فقط یک تکه از این پازل بزرگ است.
من همینجا از پشت تریبون روزنامه شما، رسماً و با تمام وجود استمداد میطلبم. از مطبوعات، از استانداری هرمزگان که البته باید بگویم شخص جناب آقای دکتر آشوری همیشه دغدغهمند بودهاند و با راهاندازی «نهضت سلامت» نشان دادند چقدر پیگیر هستند، از امامجمعه محترم بندرعباس آیت الله عبادی زاده، از نهادهای نظارتی، نمایندگان محترم مجلس که در بخش قانونگذاری دستشان باز است و سازمان برنامه و بودجه خواهش میکنم پای کار بیایند. حل این بحران نیازمند یک هماهنگی و همافزایی همهجانبه بینبخشی است. وزارت بهداشت قوانین کلی دارد که برای کل کشور یکسان نوشته شده، اما هرمزگان شرایط ویژهای دارد که نیاز به پیگیری و قوانین خاص دارد.درحال حاضر سه هزارنفر کمبود کادر پرستاری دراستان داریم که با افتتاح این بیمارستانها،این عدد دوبرابر می شود وبایستی سایر دستگاه ها نیز برای تربیت و جذب نیروی انسانی حوزه بهداشت و درمان است مشارکت داشته باشند. گرچه دانشگاه برای تامین نیروی انسانی اقداماتی انجام داده است، اما سایر دستگاه ها نیز بایستی در این بخش سهیم شوند.
دریا: یکی از چالشهای عجیبی که شنیدهایم، فرار قانونی نیروهای استخدامشده از استان است. چطور ممکن است نیرویی که سهمیه هرمزگان بوده، به راحتی بار سفر ببندد و برود؟ آیا خلأ قانونی داریم؟
دقیقاً همینطور است. ما با یک خودزنی قانونی مواجهیم. طبق رأی دیوان عدالت اداری که در پی شکایت برخی افراد صادر شد، پرسنل پیمانی و رسمی دانشگاههای علوم پزشکی میتوانند در فراخوانهای استخدامی سایر دانشگاههای کشور شرکت کنند و در صورت قبولی، قرارداد خود را با ما فسخ کرده و بروند. حالا شما تصور کنید؛ ما یک کارشناس یا پرستار را جذب میکنیم، ۵ سال در شرایط سخت بندرعباس به او آموزش میدهیم، با بیتالمال این استان تجربه کسب میکند و ماهر میشود، بعد در آزمون استخدامی مثلا دانشگاه شیراز شرکت میکند، قبول میشود، با ما لغو قرارداد میکند و میرود! این کجایش عدالت است؟ چرا هرمزگان باید مرکز تربیت و صادرات نیروی مجرب به استانهای برخوردار باشد؟ کارشناسان حقوقی استان باید سریعاً وارد عمل شوند و برای این قانونِ ضدِ توسعه هرمزگان فکری بکنند.
دریا: از آمارهای استخدامی بگویید. وقتی فراخوان میزنید چقدر جذب واقعی دارید؟ چرا آمارها با واقعیتِ روی زمین همخوانی ندارند؟
تلاش می شود و مثلا ۲۰۰۰ ردیف استخدامی برای هرمزگان گرفته می شود. اما در عمل چه اتفاقی میافتد؟ وقتی لیست ثبتنامکنندگان را بررسی میکنیم، میبینیم مثلاً از ۴۰۰ نفر ثبتنامی، ۳۰۰ نفرشان نیروهای شرکتی و قراردادیِ فعلی خودمان هستند که فقط دارند تغییر وضعیت میدهند یا از یک بیمارستان استان به بیمارستان دیگر منتقل میشوند! یعنی در عمل فقط ۱۰۰ نیروی جدید وارد سیستم میشوند. این یعنی ما عملاً با جابجایی صندلیها مواجهیم، نه ورود خون تازه به رگهای بیجان درمان استان. استقبال مناسبی از استخدامی ها صورت نمی گیرد و میزان ثبت نامی افراد جدید در آزمون ها کم است.
دریا: ریشه این مشکل کجاست؟ چرا هرمزگان خودش نمیتواند نیروی بومی کافی تربیت کند؟ آموزش و پرورش و وزارت علوم کجای این پازل ایستادهاند؟
ریشه کار در تربیت نیروی بومی است. ما نیاز به یک سیاست سفت و سخت «بومیگزینی» داریم. وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش و نهادهای سیاستگذار باید تمهیداتی بیندیشند که در رشتههای کادر درمان، سهمیه ویژهای برای فرزندان هرمزگان اختصاص یابد. ما باید آزمونهای استخدامی را در برخی سالها صد درصد به بومیان اختصاص دهیم. البته اگر دانشجویان بومی هم وارد دانشگاه ها شوند، این راهکار برای ۴ سال آینده جواب میدهد و امروز دردی دوا نمیکند، اما اگر امروز شروع نکنیم، ۴ سال دیگر هم همین شرایط است. ما نیروی بومی تحصیلکرده در رشتههای درمانی به اندازه کافی نداریم و این یک فاجعه آموزشی در استان است.
دریا: آقای دکتر، سازمان برنامه و بودجه کشور مدعی است به دلیل محدودیتهای مالی نمیتواند مجوز استخدام جدید بدهد. پیشنهاد شما چیست؟ آیا باید بگذاریم بیمارستانهای ۵/۵ همتی خاک بخورند چون مجوز استخدام رسمی نداریم؟
خیر، حرف ما با سازمان برنامه و بودجه این است: اگر مجوز استخدام رسمی نمیدهید، حداقل به وزارت بهداشت و به تبع آن به ما مجوز بدهید که خودمان آستین بالا بزنیم و «نیروی شرکتی یا قراردادی» جذب کنیم.ما را در بنبست کامل قرار دادهاند؛ نه مجوز رسمی میدهند و نه اجازه جذب شرکتی! آیا منطقی است سرمایهگذاری ۱۵ ساله کشور و ۵/۵ همت پول بیتالمال معطل بماند و خاک بخورد چون قوانین دستوپاگیر اداری اجازه استخدام شرکتی نمیدهند؟ این ضرر مستقیم به کل نظام و کشور است. قانونگذاران ومسئولان استانی باید ازتهران بخواهند تا مجوزی اختصاصی برای هرمزگان صادر شود، مجوزی که شاید به استان فارس یا تهران داده نشود، اما شرایط جنگیِ درمانی ما آن را ایجاب میکند.
دریا: واقعیت این است که حتی اگر مجوز هم بدهند، پزشک و پرستار ترجیح میدهد در آب و هوای معتدل شیراز و اصفهان کار کند تا در شرجی طاقتفرسای بندرعباس. برای جذاب کردن هرمزگان چه تسهیلاتی پیشبینی کردهاید؟
دریا:دقیقاً همینطور است. چرا یک پرستار یا پزشک باید سختی کار در هرمزگان را به جان بخرد وقتی پرداختی و مزایایش با شیراز برابر است؟ ما باید شرایط استخدامی و رفاهی متفاوتی در هرمزگان داشته باشیم. اولین قدم، بحث «مالیات» است. کادر درمان هرمزگان باید معاف از مالیات باشند. مالیاتی که کادر درمان ما در این شرایط سخت آب و هوایی میدهند، در مقایسه با مالیات صنایع بزرگ استان، عددی بسیار ناچیز است؛ اما حذف آن برای کادر درمان یک انگیزه فوقالعاده ایجاد میکند. قدم بعدی، افزایش ضرایب پرداختی به کادر درمان استان نسبت به مرکز کشور است.
دریا: مسکن چطور؟ در شهری مثل بندرعباس که قیمت خرید و اجاره مسکن از برخی مناطق تهران هم بالاتر زده، یک پرستار با حقوق محدود چطور میتواند دوام بیاورد؟
مسکن پاشنه آشیل ماست. پرستاران و پزشکان غیربومی وقتی به بندرعباس میآیند، با این تورم وحشتناک مسکن غافلگیر میشوند. دانشگاه چقدر منابع دارد که بتواند برای همه خانه سازمانی بسازد؟ ما هرچه در توان داشتیم گذاشتیم، اما منابع ما محدود است. وقتی نیروی جوان میبیند تمام حقوقش باید صرف اجارهبهای یک آپارتمان کوچک در بندرعباس شود، عطای کار را به لقایش میبخشد و فرار میکند! ما نیاز به زمین رایگان برای کادر درمان، تسهیلات ساخت مسکن با بهره کم، یا وامهای ودیعه مسکن سنگین و واقعی داریم. کادر درمان را باید در استان زمینگیر کرد و این زمینگیر شدن فقط با دادن مسکن و رفاهیات پایدار ممکن است.
دریا: در مورد مرخصیها و سایر تسهیلات رفاهی چطور؟ آیا پیشنهادات مشخصی به وزارتخانه دادهاید؟
بله، بارها پیشنهاد دادهایم. شرایط سختی کار در هرمزگان باید در آییننامهها دیده شود. مثلاً مرخصی کادر درمان در مناطق محروم و گرمسیری هرمزگان باید به جای یک ماه، دو ماه باشد. تسهیلاتی مثل وام خودروی ارزانقیمت با بهره کم و بدون نوبت باید به این نیروها تعلق بگیرد تا جذابیت ماندگاری ایجاد شود. تا زمانی که تفاوت معناداری میان دریافتی و رفاهیات یک پرستار در بندرعباس با یک پرستار در سایرمناطق کشور ایجاد نشود، طرحهای استخدامی ما شکستخورده خواهند بود.
دریا: قانون «تعهد خدمت» پزشکان و کادر درمان هم که قرار بود گرهگشا باشد، ظاهراً خودش تبدیل به یک بازی حقوقی و راهی برای فرار شده است. جریان این تعهدات ۱۲ ساله چیست که ناگهان ۲ ساله تمام میشود؟
این هم از آن عجایب اداری است! وزارتخانه نیروهای متعهد خدمت را به صورت «نقطهای» به ما معرفی میکند. مثلاً پزشکی با استفاده از سهمیه بومی متعهد میشود که ۱۲ سال در شهرستان رودان خدمت کند. اما بعد از مدتی، وزارتخانه بخشنامه صادر میکند که به این همکاران بعد از ۲ سال، پروانه پایان طرح بدهید! وقتی پایان طرح صادر میشود، این نیروها به راحتی مطب شخصی خود را در شهرهای بزرگتر دایر میکنند یا از تعهد خود شانه خالی میکنند. حالا دانشگاه باید راه بیفتد در دادگاهها و مراجع حقوقی شکایت کند که سالها طول میکشد. کسی که تعهد ۱۲ ساله داده، چرا باید به این راحتی بعد از ۲ سال رها شود؟ این قوانین ناپایدار، برنامهریزی درمانی استان را به هم میریزد.
میزان بدهی بیمهها به دانشگاه علوم پزشکی: ۳ همت
دریا: وضعیت بیمهها در استان هرمزگان چطور است؟ به نظر میرسد زنجیره درمانِ استان زیر بار سنگین بدهی بیمهها در حال متلاشی شدن است. چقدر طلبکارید؟
وضعیت پرداخت بیمهها در هرمزگان یک فاجعه است. در حال حاضر دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نزدیک به ۳ همت (۳ هزار میلیارد تومان) از سازمانهای بیمهگر طلب دارد! شما ببینید چه فشاری به سیستم درمان میآید. ما خریدهای دارویی، تجهیزاتی و مصرفی بیمارستانها را باید به صورت «نقدی» انجام دهیم، اما بیمهها پول ما را با تأخیرهای طولانیمدت پرداخت میکنند. با این وضعیت چطور میتوانیم کارانه و معوقات پرسنل را به موقع بدهیم؟ بیمه سلامت و تأمین اجتماعی باید بدانند که هرمزگان شرایط ویژهای دارد.اگر قرار است به دلیل کمبود منابع مالی در کشور تأخیری در پرداختها باشد، هرمزگان باید استثنا باشد و پرداختهایش به روز انجام شود تا انگیزه کادر درمان نابود نشود.
دریا: البته شنیدهایم با آمدن ریاست جدید دانشگاه، تحرکاتی برای کاهش این تأخیرها انجام شده است. آیا این تغییر ملموس بوده یا فقط یک مسکن موقتی است؟
انصافاً از زمانی که جناب آقای دکتر شاهرخی ریاست دانشگاه را بر عهده گرفتهاند، شبانهروز پیگیر این موضوع بودهاند. تأخیر در پرداخت کارانهها و مطالبات پرسنل که قبلاً بالای ۶ ماه بود، با رایزنیها و تلاشهای فراوان ایشان در حال حاضر به ۲ تا ۳ ماه کاهش یافته است که این یک کار جهادی در شرایط فعلی کشور است. اما این تلاشها مثل یک سد انفرادی در برابر سیلاب است. تا زمانی که کل سیستم بیمهای کشور و نمایندگان مجلس برای حل ریشهای این طلب ۳ همتی ما فکری نکنند، دانشگاه به تنهایی نمیتواند این بار سنگین را به دوش بکشد.
دریا: اجازه بدهید به آمار وحشتناک کمبود پرستار برگردیم. رقم واقعی چقدر است؟ در حال حاضر چند پرستار در استان کم داریم و در صورت افتتاح پروژههای جدید این رقم به کجا میرسد؟
بگذارید یک آمار تکاندهنده به شما بدهم تا عمق فاجعه را درک کنید. ما همین امروز و با شرایط فعلی بیمارستانهای موجود، ۱۵۰۰ پرستار کمبود وسه هزارنفر کادر پرستاری کمبود داریم. حالا حساب کنید اگر آن هزار تخت جدید در بیمارستانهای ۵۳۱ تختخوابی، الحاقی شهید محمدی و میناب وارد مدار شوند، ما در کل استان به ۶۰۰۰ کادر پرستاری جدید نیاز داریم! . این حجم از نیرو از کجا باید تامین شود؟ دانشگاه تربیت نیرو را انجام میدهد، اما نرخ خروجی و فرار نیروها از نرخ ورودی و تربیت ما پیشی گرفته است.
دریا: بیمارستانهای نظامی و تامین اجتماعی چطور؟
بله، بیمارستانهای تامین اجتماعی و نظامی هم به شدت با کمبود نیروی تخصصی مواجهند. همکاران نظامی ما فداکارانه کار میکنند، اما جذب نیرو حتی برای آنها هم به یک کار طاقتفرسا تبدیل شده است. دانشگاه علوم پزشکی هر زمان که توانسته به کمک آنها شتافته و نیرو اعزام کرده است.






ثبت دیدگاه