حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Sunday, 8 November , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 8241 تعداد نوشته های امروز : 7 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 177×
پیوند روانشناسی و مدیریت در رهبری نوین
17 آبان 1405 - 5:10
شناسه : 47764
بازدید 114
♥2
دریانیوز// در دیدگاه مدیریت نوین سازمانها علاوه بر اینکه ساختارهایی متشکل از تجهیزات و فرایند های خشک اداری را دارند، موجوداتی زنده‌ و پویا محسوب می شوند که بقای خود را از خدمت و تلاش کارکنان وام می‌گیرند.
ارسال توسط : نویسنده : مجتبی حقیقی مدرس دانشگاه منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز// در دیدگاه مدیریت نوین سازمانها علاوه بر اینکه ساختارهایی متشکل از تجهیزات و فرایند های خشک اداری را دارند، موجوداتی زنده‌ و پویا محسوب می شوند که بقای خود را از خدمت و تلاش کارکنان وام می‌گیرند. در سازمانهای کنونی تسلط صرف بر اصول کلاسیک مدیریت دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده عصر حاضر نبوده و علم روان‌شناسی همان پیوند گمشده ای است که به مدیر نقشی مربی‌ گونه بخشیده تا با شناخت عواطف و رفتار کارکنان بستری امن برای شکوفایی فردی و جهش سازمانی فراهم نماید.در دنیای پر رقابت امروز موفقیت یک سازمان در گروی شناخت درست قلب تپنده آن یعنی انسانها است. مدیران نیز برای پیشبرد امور سازمانی به علم روانشناسی نیاز دارند تا دریابند کارکنانشان انسانهایی با احساسات، نیازها و استعدادهای گوناگون هستند. نقش یک مدیر روانشناس شباهت زیادی به وظیفه یک والد آگاه در خانواده دارد، همانگونه که پدر و مادر فهیم با فراهم نمودن محیطی امن و شناخت شخصیت بچه‌ها آنها را مستقل بار می‌آورند. مدیران موفق نیز باید ریاست خاص مدیریتی مانند یک مربی عمل می نمایند تا کارمندان بدون ترس ایده‌ های خود را بیان نقشی اساسی در موفقیت سازمان ایفا نمایند. روانشناسی دانشی است که ابعاد پنهان شخصیت انسان را آشکار و با تقویت مؤلفه‌ هایی همچون تاب‌ آوری، هوش هیجانی و مهارتهای ارتباطی واکنشی خردمندانه در مواجهه با چالشها رقم می‌زنند.

ضرورت این دانش در زندگی روزمره فراتر از درمان موجب ارتقای خود آگاهی، مدیریت استرس، گوش دادن فعال و همدلی به پیشگیری از تنشهای خانوادگی، سازمانی و اجتماعی، بهبود و اتخاذ تصمیمات خردمندانه است.اصولاً وظایف اساسی مدیران در قالب یک فرایند یکپارچه پنج رکنی است که برنامه‌ ریزی، سازماندهی، تأمین منابع انسانی، رهبری تیم و کنترل و نظارت مستمر را شامل می شود . در کنار این وظایف روانشناس بودن مدیر ضرورتی حیاتی برای درک انگیزه‌ های پنهان، نیازهای روانی و ایجاد فضای امنیت روانی، خلاقیت و انگیزه درونی است که بهره‌ وری را افزایش و فرسودگی شغلی را کاهش می‌دهد.در سطح توسعه فردی مدیران روانشناس با ایجاد امنیت روانی، شناخت تیپهای شخصیتی کارکنان گذر از انگیزش بیرونی و درونی، تفویض اختیار و باز خوردهای رشد‌ محور، خود باوری، استقلال و خودکار آمدی کارکنان را شکوفا می‌سازند. در سطح عملکرد سازمانی نیز این رویکرد سازمان را به بستری چابک برای نوآوری تبدیل می نماید و شایسته‌ گزینی نهادینه می شود. با اعمال این سیاست روانشناسانه تعارض و تنشهای مخرب جای خود را به هم‌ افزایی داده و نرخ ریزش نیروها در سازمان کاهش می‌یابد .

در نقطه مقابل مسلح نبودن مدیران به علم روانشناسی، سازمان را به محیطی فرسایشی مبدل و امنیت روانی، فرهنگ سکوت، پنهان‌ کاری خطاها و مرگ خلاقیت را حاکم می سازد. چنین مدیرانی به جای تحلیل تیپ های شخصیتی به ساز و کارهای توبیخ و مچ گیری پناه برده که پیامد آن جز کینه‌توزی، از بین رفتن تعلق‌ خاطر سازمانی، مقاومت در برابر تغییرات، فرسودگی شغلی مزمن و استعفای نخبگان نمی باشد. ناگفته نماند مدیریت اثر بخش سازمانی نیز در دنیای پیچیده امروز هنری مبتنی بر شناخت انسان و ایجاد امنیت روانی است. مدیران سازمانها با بکارگیری علم روانشناسی می توانند انگیزه درونی را جایگزین توبیخ و توسعه فردی و عملکرد سازمانی را رقم بزنند. قطعا فقدان بینش قاطع روانشناختی سازمان را به محيطی فرسایشی بدل می‌سازد، لذا مسلح شدن به روانشناسی توسط مدیران سازمانها می تواند شرط بقا و شکوفایی هر سازمانی باشد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.