دریانیوز// از نخلستانهای فین تا کلاسهای داستاننویسی قشم؛ روایتی از زنی که میخواهد کودکان، جهان را با قلم خودشان کشف کنند. ادبیات کودک و نوجوان، اگر جدی گرفته شود، فقط یک سرگرمی ساده نیست؛ بذر اندیشهای است که سالها بعد در ذهن یک نسل جوانه میزند. در روزگاری که کودکان بیش از هر زمان دیگری در محاصره تصویرها و روایتهای آمادهاند، آموزش نوشتن و روایت کردن میتواند فرصتی باشد برای بازگشت به تخیل، پرسشگری و کشف جهان از نگاه خودشان.در هرمزگان نیز مربیانی هستند که بیهیاهو، اما با پشتکار، سالهاست تلاش میکنند کودکان را با کلمه آشتی دهند. هاجر غلامنظری، مربی ادبی و مدرس داستاننویسی در جزیره قشم، یکی از همین چهرههاست؛ کسی که مسیرش از نخلستانهای باغشهر فین آغاز شد و امروز به کلاسهایی رسیده که در آنها کودکان و نوجوانان نخستین تجربههای نوشتن و روایت کردن را تمرین میکنند.غلامنظری بیش از یک دهه در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فعالیت داشته و اکنون نیز در مدرسه علم و آفتاب قشم به آموزش داستاننویسی میپردازد؛ مسیری که هدف آن نه صرفاً تربیت نویسنده، بلکه پرورش کودکانی است که بتوانند جهان خود را ببینند، درباره آن فکر کنند و روایتش کنند.روزنامه دریا در گفتوگویی با این مربی ادبی، از تجربههای او در آموزش نوشتن، ظرفیتهای ادبیات کودک در هرمزگان و نیازهای این حوزه پرسیده است.
دریا:ابتدا خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید.
من هاجر غلامنظری هستم؛ متولد و اهل باغشهر فین، جایی که در میان انبوهی از نخلستان چشم به آفتاب گشودم. کودکیام با شعرخوانی و داستاننویسی در سایهی همان نخلها گذشت؛ در همنشینی با شعر و روایت، و با کتابهایی که آرامآرام یادم دادند چگونه جهان را از نگاه کودک ببینم، نه فقط از نگاه بزرگترها. امروز در جزیرهی قشم و در همسایگی تنگهی هرمز زندگی میکنم و بیش از دوازده سال است که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بهعنوان مربی ادبی، همراه کودکان و نوجوانان بودهام. اکنون بهعنوان مدرس داستاننویسی در دبستان علم و آفتاب قشم فعالیت میکنم؛ حضوری که برای من نشانهی نگاه ارزشمند و خلاقانهی مدیریت دبستان به ادبیات است و دریچهای بهسوی تربیت کودکان کتابخوان و داستانگو. دغدغهی اصلیام این است که کودک با کلمه دوست شود، جهان خودش را ببیند و بتواند آن را روایت کند؛ نه تقلیدِ صدای دیگران، که کشفِ صدای خود.
دریا:از چه زمانی نویسندگی را بهصورت جدی شروع کردید؟
نویسندگیِ جدی برای من از روزی شروع شد که بهعنوان مربی ادبی وارد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در باغشهر فین شدم. آنجا کمکم فهمیدم کلمه فقط برای مشق و انشا نیست؛ میتواند جهان بسازد، به اشیا و آدمها جان بدهد و تجربههای کوچک روزمره را به روایت تبدیل کند. در میان کارگاههای شعر و داستان و انجمنهای ادبی کانون، حس کردم کلمات در من نجوا میکنند. هر بار که با اعضا دربارهی یک متن گفتوگو میکردیم، داستان تازهای در من بیدار میشد و دفترهایم آرامآرام از طرح داستانها و شعرها پر میشد. جایی در همین مسیر، متوجه شدم که نویسندگی برای من یک «فعالیتِ حاشیهای» نیست؛ راهی است که باید با آن زندگی کنم و جهان را بفهمم.
دریا: آموزش نویسندگی را از چه زمانی و برای چه گروههای سنی آغاز کردید؟
آموزش نویسندگی تقریباً همزمان با سالهای اول حضورم در کانون شروع شد. ابتدا در قالب کارگاههای ادبی «نوشتن خلاق» و داستاننویسی و بهتدریج در قالب جلسات انجمن شعر و داستان ادامه پیدا کرد؛ جایی که کودک و نوجوان فقط شنونده نبودند، بلکه متن مینوشتند، میخواندند و دربارهاش گفتوگو میکردند.مخاطبان این کلاسها از پیش دبستانی ها تا نوجوانان و حتی والدین را دربر میگیرند. برای کودکان کوچکتر، کار بیشتر در دلِ بازی، تفکر خلاق، تصویرخوانی و قصهگویی شکل میگیرد؛ جایی که تخیل، دستِ کودک را میگیرد و او را به سمت نوشتن میبرد. برای نوجوانان، تمرینهای هدفمندتر مثل ارکان اصلی داستان پررنگتر میشود.تلاش من این است که کلاس فقط جایی برای نوشتن چند خط نباشد؛ فضایی برای کشف، پرسیدن و جرأت پیدا کردن برای بیان خود باشد؛ جایی که کودک یاد بگیرد هم از جهان بپرسد، هم از خودش.
دریا: مهمترین ویژگیهای آموزش نویسندگی برای کودکان و نوجوانان از نگاه شما چیست؟
آموزش نویسندگی برای کودکان و نوجوانان یعنی کار کردن با نسخهی خام نویسنده؛ ذهنی که هنوز کلیشهها و ترسها آن را خفه نکردهاند. اینجا مهمترین اصل، ظرافت توازن است: توازن میان لذت و انضباط، تخیل و دقت، بازیگوشی و حرفهایگری. اگر آموزش فقط به ساختار استاندارد محدود شود، خطرش این است که نویسندهای منضبط، اما بیصدا تربیت کند؛ کسی که قواعد را میداند، اما جرأت و شوق روایت جهان شخصی خودش را از دست میدهد. در مقابل، اگر فقط به آزادی و تخیل تکیه کنیم و از منطق متن غافل شویم، نتیجه متنهایی است که برق میزنند، اما دوام نمیآورند.به نظرم باید هم جسارت شخصی کودک را حفظ کرد و هم او را آرامآرام با منطق متن خوب آشنا کرد. جملهی معروفی به چخوف نسبت داده میشود که: «کار نویسنده این نیست که بگوید باران میبارد، باید نشان بدهد که قطرههای باران روی شیشه چگونه میلغزند.» این تفاوت «گفتن» و «نشان دادن» همان فاصلهای است که کودک را از سطح انشا به سطح نگاه نویسنده میرساند؛ از گزارش سادهی واقعیت، به خلق تجربهای که خواننده آن را «حس» میکند.بخشی از این مسیر، به آنچه در فلسفه برای کودکان دنبال میشود نزدیک است؛ یعنی کمک کردن به کودک که از طریق پرسش و گفتوگو، فکر کردن دربارهی فکر خودش را یاد بگیرد. در نهایت، هدف این است که کودک فقط مصرفکنندهی روایتهای دیگران نباشد؛ صاحب روایت خودش باشد.
دریا: آیا تاکنون کتابی نوشتهاید یا در دست انتشار دارید؟
در حال حاضر مشغول نگارش اولین کتابم هستم؛ کتابی که ریشه در سالها کار با کودکان و نوجوانان دارد و تلاش میکند هم نگاه داستانی و هم تجربهی مربیگری را در کنار هم بازتاب دهد. برای من مهم بود کتابی بنویسم که هم برای خود کودکان و نوجوانان خواندنی باشد، هم برای مربیان و والدین، الهامبخش و قابل استفاده. در کنار این، سالهاست داستانها ومتنهایی نوشتهام که در کارگاهها، انجمنهای ادبی و برنامههای کانونی خوانده و اجرا شدهاند. امیدوارم این آثار هم بهتدریج مسیر نشر را پیدا کنند؛ چون باور دارم متن وقتی کامل جان میگیرد که از کلاس بیرون بیاید و به مخاطب واقعی برسد، همانطور که شخصیتهای قصه، وقتی در ذهن کودک راه میروند، تازه زنده میشوند.
دریا: با چه مشکلاتی در استان مواجهاید و به چه نوع حمایتهایی نیاز است؟
باید بگویم بارِ ادبیات کودک و نوجوان نباید فقط روی دوش یک نهاد یا مؤسسه بماند. اگر قرار است فرهنگ خواندن و نوشتن در استان ریشهدار شود، به یک شبکه ی کامل کتاب و کتابخانه ی تخصصی کودک و نوجوان نیاز داریم؛ شبکهای که بتواند تمام آن ها را به هم وصل کند.بهنظر من، مهمترین حمایتی که میتوان از کودکان این استان کرد، این است که مدرسه و سایر مؤسسات فرهنگی، در کنار هم یک نقشهی واحد کتابمحور داشته باشند؛ نقشهای که در آن، کتاب فقط یک وسیله نباشد، بلکه در قلب آموزش و پرورش کودک قرار بگیرد. کودکی که امروز در محیطی با کتابخانهی زنده و فعال رشد میکند، فردا همان شهروندی است که میتواند عمیقتر فکر کند و مسئولانه تر تصمیم بگیرد. میتوان مانند گذشته، کارگاههای نوشتن خلاق را وارد مدارس کرد و نتیجهی شگفتانگیز آن را دید، بهویژه اگر این کارگاهها در پیوند با کتابخانهها، کانون و دسترسی به متنهای خوب طراحی شوند.کلاس نویسندگی در مدرسه، وقتی به کتابخانه و خواندن جدی وصل شود، فقط یک زنگ فوقبرنامه نیست؛ تمرینی است برای شهروندی آگاهتر.
دریا: چاپ آثار داستانی کودکان و نوجوانان در یک نشریه رسمی، اتفاقی ارزشمند و امیدبخش است. لطفاً بفرمایید ایده این کار چگونه شکل گرفت، این آثار در دبستان علم و آفتاب قشم و کارگاه ادبی چگونه خلق و آماده شدند، نقش و نگاه مدیریت مدرسه در حمایت از این مسیر چه بود، و شما با پیشنهاد چاپ این آثار در نشریات چه اهدافی را دنبال میکنید؟
آثاری که امروز در این نشریه میخوانید، صرفاً چند داستان ساده نیستند؛ بلکه نتیجهی تلاشهای بیوقفه و پرشوق کودکان و نوجوانان در کارگاههای ادبی و محیط پویای دبستان علم و آفتاب قشم هستند. این بچهها نهتنها جسارت خلق اثر را داشتهاند، بلکه در یک فرآیند کاملاً حرفهای، بارها نوشتههایشان را خوانده، ویرایش کرده و اصطلاحاً چکشکاری کردهاند تا به این سطح از پختگی برسد.در اینجا باید با افتخار از نگاه ارزشمند، فرهنگی و دوراندیشانهی مدیریت محترم دبستان علم و آفتاب قشم یاد کنم. زمانی که من پیشنهاد چاپ آثار این هنرجویان در نشریات را مطرح کردم، ایشان با آغوش باز و حمایت بیدریغ از این طرح استقبال کردند. مدیریت این مجموعه بهخوبی و با درایتی مثالزدنی نشان دادند که رسالت یک مدرسهی پیشرو، تنها آموزش دروس پایهای نیست؛ بلکه کشف استعدادها، بال و پر دادن به خلاقیت کودکان و ایجاد فضایی امن برای شکوفایی هنری آنهاست. این نگاه روشن و ارزشمند، دبستان علم و آفتاب قشم را از یک محیط آموزشی صرف، به گلخانهای برای پرورش نویسندگان فردا تبدیل کرده است.با این همراهی و دلگرمی، پیشنهاد چاپ این آثار تبدیل به آغاز مسیری زیبا، اما بزرگ و پرمسئولیت در حیطهی ادبیات کودک و نوجوان برای من شده است. تمام تلاش و چشمانداز من این است که بستری فراهم کنم تا نوشتههای این هنرجویان مستعد ادبی، در نشریات مختلف به چاپ برسد و صدایشان شنیده شود.
ما با چاپ این آثار در نشریات، با همراهی و حمایت مدرسهی علم و آفتاب، چند هدف مهم را دنبال میکنیم:
۱. پرورش اعتمادبهنفس در کودکان: دیدن نام و اثر در یک نشریهی رسمی، بزرگترین انگیزهای است که به یک کودک میآموزد کلمات و افکارش تا چه حد ارزشمند و تأثیرگذارند.
۲. ارزشگذاری به فرآیند خلق و ویرایش: به بچهها نشان میدهیم که نویسندگی فقط «نوشتن اولیه» نیست، بلکه «بازنویسی، صبر و چکشکاری» است که یک متن را تبدیل به اثری ماندگار میکند.
۳. کشف و پرورش استعدادهای درخشان: بسیاری از استعدادهای ادبی در همین سنین طلایی شکوفا میشوند. ما با این کار، نویسندگان آیندهی کشور را امروز کشف و حمایت میکنیم.
۴. پیوند مستمر با کتاب و ناشران تخصصی: در کارگاه داستاننویسی ما، کتاب همراه همیشگی بچههاست. ما با معرفی مستمر آثار ناشران برتر و تخصصی کودک و نوجوان، تلاش میکنیم گنجینهی لغات دانشآموزان را غنیتر کرده و جهانبینی آنها را وسعت ببخشیم تا با پشتوانهای قویتر دست به قلم ببرند.
۵.افزایش مهارت های فردی: هدف ما صرفاً آموزش نویسندگی نیست؛ بلکه هدف اصلی، ساختن انسانهایی بااعتمادبهنفس، دقیق و اهل مطالعه است. کودکانی که یاد میگیرند برای گرهها و چالشهایی که در داستانهایشان میسازند، راهحل پیدا کنند و از این طریق مهارتهای فردیشان را ارتقا دهند. آنها یاد میگیرند آفرینش ادبی خود را در کلاس بخوانند، نقدپذیر باشند و برای رشد کردن تلاش کنند.
دریا: اگر نکتهی پایانی یا جمعبندی دارید، بفرمایید.
قطعاً هدف آموزش نویسندگی به کودک و نوجوان فقط این نیست که چند نویسندهی حرفهای آینده تربیت کنیم؛ مهمتر از آن این است که هر کودک با کتاب آشتی کند و دستکم یکبار داستان خودش را بنویسد. همین یکبار، اگر جدی گرفته شود، میتواند نگاه او به خودش و جهان را عوض کند.بهقول مصطفی رحماندوست، ادبیات کودک فقط برای سرگرم کردن کودکان نیست؛ کمک میکند دنیا را عمیقتر ببینند. کلاس نویسندگی، اگر درست طراحی شود، فقط محل تولید متن نیست؛ فرصتی است برای دقیقتر دیدن، سؤال پرسیدن، نقد کردن و در برابر روایتهای آماده، تماشاگر منفعل نبودن.در نهایت، آنچه برای من اهمیت دارد، تربیت انسانی است خواننده، متفکر و مسئول. اگر این نگاه جدی گرفته شود، ادبیات کودک و نوجوان دیگر یک فعالیت جانبی نیست، تبدیل میشود به سرمایهگذاری روی آیندهی فکری و اخلاقی جامعه؛ آیندهای که از دل همین داستانهای کوچک امروز ساخته میشود. از شما هم صمیمانه سپاسگزارم که با توجه و دقت خود، فرصتی فراهم کردید تا دربارهی ادبیات کودک و نوجوان و تجربههای کوچک ،اما امیدبخش در مسیر نوشتن و آموزش سخن بگویم. باور دارم توجه پایدار رسانهها به ادبیات کودک، در حقیقت توجه به آیندهی فرهنگی جامعه است. برای مجموعهی پرتلاش این روزنامه آرزوی توفیق و سربلندی دارم.در ادامه گزارش، اشعار و داستان های نوشته شده توسط این مربی و تعدادی از هنرجویان این مدرس نویسندگی را نیز منتشر می کنیم.






ثبت دیدگاه