دریانیوز // مشکلات اقتصادی در سالهای اخیر تنها سفره خانوادهها را کوچکتر نکرده، بلکه در بسیاری از خانهها، رابطهها را هم زیر فشار گذاشته است. پول، اگرچه در ظاهر ابزاری برای خرید و تأمین نیازهای روزمره است، اما در زندگی مشترک معنایی فراتر پیدا میکند؛ گاهی نشانه امنیت است، گاهی نماد اعتماد، گاهی ابزار قدرت و گاهی هم محل بروز اختلافهای پنهان. بسیاری از زوجها نه بهخاطر نبود درآمد، بلکه به دلیل نبود گفتوگو، شفافیت و توافق بر سر هزینهها دچار تنش میشوند. موضوعی که برخی از خانواده ها با آن مواجهند ، مشکلات اقتصادی است و اگر همسران نتوانند مدیریت مناسبی در هزینه کردها داشته باشند ، شرایط وخیم تر می شود.حتی خانواده هایی که زن و شوهر شاغل هستند، مشکلات اقتصادی همچنان پابرجاست و ضرورت دارد که همسران خودشان و بدون دخالت دیگران برای مصارف زندگی شان برنامه ریزی داشته باشند. در این بخش به ذکر مثالی می پردازیم از خانواده ای چند فرزندی که زن و شوهر شاغل هستند ، اما با درآمد دو نفرشان ، نه تنها نمی توانند مشکلات شان را برطرف و نیازهای شان را تامین کنند، حتی برسر هزینه کرد باهمدیگر تفاهم ندارند و هرکدام خودشان خرج می کنند و وسط ماه با مشکل مالی مواجهند.
خانواده ای که اجاره،هزینه مدرسه، استهلاک خودرو ، دارو و درمان ، خوردوخوراک ، اقساط بانکی و غیربانکی و… را دارند، اما بدلیل عدم مدیریت هزینه، نمی توانند مشکلات را برطرف نمایند والگوی مناسبی برای فرزندان نیستند.مرد خانواده معتقد است اول ماه که همسرش هم حقوق کارمندی اش را دریافت می کند، باید بنشینند و بنویسند که چه هزینه های ثابتی دارند و این هزینه ها چقدر می شود و اولویت بندی شود و بعد با برنامه ریزی هزینهکرد آغاز شود. اما زن و مادر خانواده چندان به نوشتن و برنامه ریزی و اولویت بندی اعتقادی ندارد واین یکی از اختلافات شدید در این خانواده است. زن باحقوقش بخشی از بدهی اش را می دهد و بخشی در بازار و خودش به تنهایی و گاهی با خواهرش هزینه می کند و حاضر نیست این هزینه کردها با همراهی شوهر انجام شود.
از آن طرف نیز بگونه ای وانمود می کند که گویا تمام هزینه های زندگی بر دوش اوست و مادرش و خانواده اش هم این تصور رادارند و آنها هم به اقوام و دیگران می گویند که خرج زندگی را فقط دخترمان می دهد. درصورتیکه چند برابر را مرد خانواده مجبور است هزینه کند و حتی از سال گذشته هزینه کردهایی که مرد خانواده داشته را نوشته و به همسرش نشان می دهد و می گوید باید برای هزینه کردها باهم اولویت بندی کنیم و هزینه کردها را مدیریت کنیم تا کمتر با مشکل مواجه شویم و پس انداز داشته باشیم،نه اینکه از پس اندازمان هم برداشت کنیم و نتوانیم خانه بخریم ( درحال حاضر اجاره نشین هستید) که زن خانه به این موضوعات توجهی ندارد. از طرفی دیگر علی رغم اینکه در این مورد وموارد دیگر ، شوهر تاکید دارد که زن نباید هیچگونه موضوع و مشکلی را از خانه به خانوادهاش و همکار و دیگران بگوید که منجر به تنش و ناراحتی می شود، اما همسر توجهی ندارد و ریز ودرشت موضوعات خانه را به مادر وخواهرش و دیگران می گوید.
مرد تاکید دارد که به لحاظ شرعی هم مدیون هستی که مسائل خانه را در جایی دیگر مطرح می کنی و فقط مشکلات را بیشتر می کنی و اگر می خواهی بیان کنی، به مشاور خانواده و روانشناس بیان کن که زن و مادر خانواده به این موضوع توجهی ندارد. البته بی توجهی و حرف نشنوی در تمامی بخش ها وجود دارد و زندگی با چرخ دنده های لجبازی می چرخد و آسیبش به بچه ها هم می رسد و بچه ها نیز لجبازی می کنند و به حرف پدر و مادر توجهی نمی کنند. از آن طرف علی رغم گرانی ها، مادر خانواده اقلامی را می خرد که گاهی اوقات هیچ استفاده نمیکنند و منقضی می شوند.
نظرات روانشناس و زوج درمانگر
ثریا پرمایه، روانشناس و زوجدرمانگر، معتقد است اختلاف مالی میان همسران یکی از رایجترین مسائلی است که در اتاق درمان با آن روبهرو میشود. پرمایه میگوید: «مشکلات اقتصادی و ناتوانی در مدیریت هزینهها امروز یکی از چالشهای جدی خانوادههاست. بسیاری از زوجها برای همین موضوع مراجعه میکنند؛ چون پول فقط مسئله حسابوکتاب نیست، بلکه با احساس دیدهشدن، عدالت، احترام و امنیت روانی گره خورده است.»پرمایه در تحلیل چنین اختلافهایی ابتدا به تفاوت نگاه زن و شوهر به مدیریت مالی اشاره میکند. به گفته وی، در برخی خانوادهها یکی از همسران نگاه برنامهریزیشدهتری دارد؛ یعنی هزینههای ثابت را مشخص میکند، اولویتها را میسنجد و بعد وارد خرجکردن میشود. در مقابل، ممکن است همسر ترجیح دهد مستقل و بدون مشورت هزینه کند.همین تفاوت، اگر درباره آن گفتوگوی روشن صورت نگیرد، به آشفتگی مالی و سپس به دلخوریهای عاطفی تبدیل میشود.وی توضیح میدهد: «وقتی یک نفر تلاش میکند هزینههای اصلی مثل اجاره، شهریه،سرویس و….مدرسه، درمان، خودرو یا نیازهای ضروری خانه را مدیریت کند، اما طرف مقابل بدون هماهنگی بخشی از درآمد خود را از چرخه خانواده بیرون نگه میدارد یا براساس خریدهای هیجانی خرج میکند، زندگی از حالت تیمی خارج میشود. زن و شوهر دیگر مثل دو شریک عمل نمیکنند، بلکه شبیه دو جزیره جداگانه میشوند که فقط زیر یک سقف زندگی میکنند.»
این زوجدرمانگر ریشه بخشی از این اختلافها را در برداشت نادرست از استقلال مالی میداند؛ برداشتی که بهویژه در خانوادههای امروزی که زن و مرد هر دو شاغل هستند، بیشتر دیده میشود. او تأکید میکند استقلال مالی حق هر فرد است، اما اگر به معنای بینیازی از مسئولیت مشترک فهمیده شود، میتواند به زندگی مشترک آسیب بزند.پرمایه میگوید: «اینکه زن درآمد داشته باشد، حق مالکیت داشته باشد و بتواند بخشی از درآمدش را برای خودش، خواستههای شخصی یا حتی کمک به خانوادهاش نگه دارد، از نظر قانونی و شرعی قابل احترام است. شوهر حق ندارد درآمد، ارث، مهریه یا دارایی زن را تصاحب کند. اما زندگی مشترک فقط قانون خشک نیست. اخلاق زندگی مشترک هم وجود دارد. اصل معاشرت به معروف یعنی دو نفر با وجود داشتن حقوق فردی، طوری رفتار کنند که موجب آزار، تحقیر یا بیعدالتی نسبت به یکدیگر نشوند.»به باور وی، مشکل اصلی در چنین موقعیتهایی «خرج کردن زن از درآمد خودش» نیست؛ مسئله از جایی شروع میشود که شفافیت از بین میرود، واقعیتها تغییر داده میشود یا یکی از همسران نزد خانواده خود تصویری نادرست از زندگی ارائه میدهد. پرمایه این رفتار را آسیبزا و حتی نوعی خیانت عاطفی و روانی میداند؛ زیرا اعتبار و عزت نفس همسر را نشانه میگیرد.
وی توضیح میدهد: «اگر مرد بخش عمده هزینههای سنگین خانواده را پرداخت میکند، اما زن در جمع خانواده خود طوری وانمود میکند که انگار تمام بار زندگی روی دوش اوست، این رفتار فقط یک گلایه ساده نیست. این کار تصویر همسر را نزد خانواده زن تخریب میکند. مرد احساس میکند زحمتهایش دیده نمیشود، حتی پنهان میشود. در چنین وضعی او ممکن است خود را نه شریک زندگی، بلکه فقط یک ابزار تأمین مالی احساس کند.»این روانشناس هشدار میدهد که ساختن چنین تصویری در خانوادهها میتواند به یک بنبست خطرناک تبدیل شود. وقتی خانواده زن یا مرد براساس اطلاعات ناقص یا روایت یکطرفه قضاوت میکنند، در آینده هر نقد، گفتوگو یا تذکری از سوی همسر با مقاومت بیرونی روبهرو میشود. خانوادهای که تصور کرده فرزندش بهتنهایی بار زندگی را میکشد، طبیعی است که نسبت به همسر او ذهنیت منفی پیدا کند و همین ذهنیت میتواند اختلافهای کوچک را بزرگتر کند.با این حال پرمایه راهحل را در برخورد تند، داد و بیداد یا افشاگری نمیداند. به گفته او، اگر مرد بخواهد برای اثبات نقش خود فهرست هزینهها را آماده کند و مثلاً به خانواده همسر نشان دهد، تنش بیشتر میشود. مسئله باید از مسیر گفتوگوی زوجین و اصلاح روایت درون خانواده حل شود، نه از راه تقابل و رسوا کردن یکدیگر.وی میگوید: «زن باید در گفتوگوهای خود با خانوادهاش نقش واقعی همسر را بازتاب دهد. اگر مرد زحمت میکشد، باید گفته شود. اگر ستون اصلی تأمین مالی خانواده است، نباید تلاش او نادیده گرفته شود. بزرگنمایی سختیهای خود، وقتی با کوچک کردن زحمات همسر همراه باشد، رابطه را فرسوده میکند. احترام به همسر فقط در خلوت نیست؛ در جمع خانواده هم باید کرامت او حفظ شود.»از نگاه پرمایه، مدیریت مالی در خانواده قبل از آنکه به عدد و رقم مربوط باشد، به کیفیت رابطه مربوط است. اینکه زوجین چطور درباره پول حرف میزنند، چقدر صداقت دارند، چقدر نقش یکدیگر را میبینند و چقدر برای آینده مشترک برنامه دارند، تعیین میکند پول به ابزار ساختن تبدیل شود یا به دیوار جدایی.
وی تأکید میکند: «پول در زندگی مشترک فقط کاغذ نیست. ابزار رسیدن به آرزوهای مشترک است؛ خرید خانه، تأمین آینده فرزندان، آرامش روانی، سفر، درمان، پسانداز و امنیت. وقتی یکی از زوجین فقط با نگاه “مال من” و “مال تو” خرج میکند، مفهوم “ما” کمرنگ میشود. زندگی مشترک جایی است که باید میان حق فردی و مسئولیت مشترک تعادل برقرار شود.»پرمایه یکی دیگر از نشانههای ضعف مدیریت مالی را خریدهای هیجانی و بیاولویت میداند؛ خریدهایی که گاهی مصرف نمیشوند، گوشه خانه میمانند یا حتی تاریخ مصرفشان میگذرد. به گفته او، این نوع هزینهکرد معمولاً تحتتأثیر تبلیغات، فشار اجتماعی، مقایسه با دیگران یا نیازهای روانی پاسخدادهنشده شکل میگیرد.فرد ممکن است با خرید کردن احساس کنترل، آرامش یا ارزشمندی پیدا کند، اما نتیجه آن در خانواده، تحمیل هزینههای اضافه و افزایش فشار اقتصادی است.وی میافزاید: «وقتی خانواده اولویتبندی ندارد، پول بهجای آنکه در خدمت نیازهای اصلی قرار بگیرد، صرف خواستههای لحظهای میشود. همین موضوع باعث میشود یکی از همسران احساس کند دیگری نسبت به آینده خانواده بیتفاوت است. در چنین شرایطی لازم است زوجین با هم بنشینند و هزینهها را به چند بخش تقسیم کنند؛ هزینههای ضروری، پسانداز مشترک، هزینههای شخصی و کمکهای احتمالی به خانوادهها. اگر این توافق روشن باشد، بسیاری از سوءتفاهمها کاهش پیدا میکند.»این زوجدرمانگر معتقد است در خانوادههایی که هر دو نفر درآمد دارند، بهترین الگو الزاماً یکی کردن کامل درآمدها نیست، بلکه توافق شفاف و منصفانه است. ممکن است هر فرد حساب شخصی خود را داشته باشد، اما سهمی مشخص برای هزینههای خانه و پسانداز مشترک در نظر گرفته شود. مهم این است که تصمیمها پنهانی نباشد و یکی از طرفین احساس نکند قربانی بینظمی یا بیمسئولیتی دیگری شده است.
افشاگری نکنیم
وی در ادامه به مسئله افشای مسائل خصوصی خانواده نیز اشاره میکند و میگوید انتقال جزئیات اختلافهای مالی به خانواده، دوستان یا همکاران، اغلب نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه حریم زندگی را میشکند. از منظر اخلاقی و دینی نیز حفظ آبرو و کرامت همسر اهمیت دارد و تبدیل اختلاف خانوادگی به موضوع گفتوگوی بیرونی میتواند زمینهساز قضاوت، دخالت و تفرقه شود.پرمایه میگوید: «اگر زن یا مرد از درآمد و استقلال خود بهعنوان سپری برای فرار از مسئولیت مشترک یا ابزاری برای برتریجویی استفاده کند، اصل مودت و رحمت در زندگی مشترک آسیب میبیند. ازدواج جنگ قدرت نیست؛ شراکت، همدلی و همراهی است. البته این موضوع فقط درباره زنان نیست. گاهی مردان هم همین الگو را دارند؛ پنهانکاری مالی، خرجهای بیبرنامه یا بیاعتنایی به نیازهای خانواده. مسئله جنسیت نیست، مسئله بلوغ رفتاری و اخلاق زندگی مشترک است.»وی راه برونرفت از این وضعیت را در چند اقدام عملی میداند: نخست، گفتوگوی آرام و بدون سرزنش درباره واقعیت مالی خانواده؛ دوم، شفافسازی هزینهها و درآمدها در حدی که به اعتماد مشترک کمک کند؛ سوم، تعیین سهم هر نفر در هزینههای ضروری و پسانداز؛ چهارم، احترام به حق مالکیت فردی در کنار پذیرش مسئولیت مشترک؛ و پنجم، پرهیز از انتقال اختلافها به بیرون از خانه مگر در قالب مراجعه به مشاور متخصص.پرمایه تأکید میکند بسیاری از زوجها بد نیستند، بلکه بلد نیستند.
آنها مهارت گفتوگو، توافق و مدیریت تعارض را نیاموختهاند. از همین رو، مراجعه به مشاور نباید نشانه شکست تلقی شود، بلکه میتواند فرصتی برای یادگیری و بازسازی رابطه باشد.وی در پایان میگوید: «حیف است فرصتهای خوب زندگی بهخاطر ناآگاهی و بلد نبودن از دست برود. خیلی وقتها زن و شوهرها میتوانند کنار هم زندگی لذتبخشی داشته باشند، اما چون آموزش ندیدهاند و برای اصلاح رابطه کمک نمیگیرند، سالها بعد با حسرت به گذشته نگاه میکنند. واقعاً خیلی زود دیر میشود. بهتر است پیش از آنکه پول به دیوار میان دو نفر تبدیل شود، درباره آن صادقانه، محترمانه و مسئولانه گفتوگو کنند.»







ثبت دیدگاه