دریانیوز// وسواس مشکل کوچکی نیست و گاهی زندگی ها را به مرز بحران و فروپاشی می رساند. برای بررسی این موضوع از جهات مختلف باثریا پرمایه، روانشناس و زوجدرمانگر به گفتگو نشستیم. بخش اول این گفتگو را بخوانید. خانم پرمایه با توجه به اینکه حضرتعالی روانشناس و زوج درمانگر و از طرفی درحوزه علمیه هم بوده اید واستادحوزه هم هستید، بطور حتم موضوعات را هم می توانید از لحاظ روانشناسانه وبه عنوان مشاوره خانوادگی و زوج درمانگر پاسخ دهید و هم از زاویه شرعی و دینی ،تا زوج ها و خانواده ها با توجه به هر دومنظر ،متوجه مشکلات و عواقب دنیوی و اخروی مشکلات و رفتارهایشان شده و همراهی بیشتری را برای اصلاح امورات داشته باشند.باتوجه به موارد ذکر شده ، در حوزه وسواس و بی توجهی همسران نسبت به نیازهای یکدیگر و فرزندان شان و افراط و تفریط ها در زندگی ها که منجر به تنش و جدال در خانواده ها می شود، با ذکر مثال های مستند به تک تک این موارد پرداخته و نظرات حضرتعالی را جویا می شویم تا گامی در راستای آگاهسازی خانواده ها و رفع اختلافات و درگیری های خانوادگی و کاهش طلاق های عاطفی و واقعی و افزایش آسیب های اجتماعی فرزندان طلاق برداشته باشیم.در اینگزارش ودر این شماره از روزنامه، در حوزه وسواس به بررسی وسواس های مادر یک خانواده می پردازیم . مادر خانواده ای که گرچه ۲۰سال از زندگی مشترک با همسرش می گذرد و چندین فرزند هم دارد ، اما بدلیل وسواس زیاد در بخش های مختلف و عدم تلاش برای رفع آن، باعث افزایش اختلاف با همسر وبالطبع فرزندان شده ،تاجاییکه شوهر وفرزندان خانواده به فرار از این خانه می اندیشند وهمچنین افسرده و عصبی شده اند وحتی بایکدیگر نمی توانند گفتگو کنند و گفتگوها به جدال و دعوا تبدیل می شود.
در اینجا به چند مورد از رفتارهای وسواسی این مادر و زن در خانواده اشاره می کنم تا بهتر متوجه شرایط خانواده شده و بتوانید راهکار ارائه نمایید.۱. در حوزه شستشوی لباس ها : مادر خانواده کمتر از لباسشویی استفاده می کند و ترجیح می دهد لباس ها را در حمام و با دست بشویدو لباس های خیلی چرکین و لباسی که حتی دوساعت استفاده شده باشد و چندان کثیف نباشد ولباس نو که تازه خریده باشند ویا لباسی که از روی بند بر زمین افتاده را همه با یک شیوه و یک میزان موادشوینده و آب و صرف زمان بسیار طولانی می شوید واز طرفی میزان مصرف موادشوینده مانند صابون و تاید ، وایتکس و… چند برابر میزان نیاز عادی است، بطوریکه بویش تا داخل اتاق و بیرون اتاق و حتی بیرون از واحدمسکونی می رود وبه ریه خودش و همسر وفرزندان آسیب وارد شده و همچنین اعضای خانواده که آسم و آلرژی دارند، این بیماری شان تحریک شده و اذیت می شوند.
عکسی که چندسال قبل از ریه خودش گرفته بود و به پزشک نشان داده بود، پزشک به بحرانی بودن ونیاز به درمان ریه اش تاکید داشت که از درمان هم خودداری کرد. باتوجه به شستن با موادشوینده زیاد، مجبور است میزان آبکشی ها را چند برابر کند که منجر به هدررفت واسراف آب شده و آسیب به حمام و چکه کردن آب از سقف واحدمسکونی همسایه پایین شده است و تذکرات نسبت به مصرف کمتر آب ،شستن بخشی از لباس هابالباسشویی و استفاده کمتر از مواد شوینده نیز اثرگذار نبوده و روز به روز در حال افزایش است. روند شستن لباس هاباتوجه به اینکه چندین روز در تشت می گذارد خیس بخوردتا جایی که بوی ماندگی می دهد، زمانی که شروع به شستشو و آبکشی می کند که ساعت ها طول می کشد و زمان کم می آورد و چون کارمند است و باید به اداره برود، روز بعد اگر فرصت شد یا دو یا سه روز بعد آبکشی انجام می دهد.
بعد یکی دو روز در حمام می گذارد وبعد داخل بالکن می برد وگاهی یکی دو روز آنجا می ماند و بعد خودش یا همسرش این لباس ها را روی بندلباسی می اندارند و چند روز آنجا می ماند تا وقتی که از روی طناب جمع شده و روی مبل ها گذاشته می شود. پس از چندین روزی که لباس ها روی مبل داخل سالن می ماند (ممکن است میهمان هم خانه شان بیاید و این شرایط را ببینند) و بعد برده می شود داخل اتاقی دیگر و یا روی همان مبل تا می شوند و داخل کمد گذاشته می شود واین روند یک تا دو هفته از زمان شستن تا آماده استفاده شدن لباس ها برای استفاده مجدد، باعث می شود که اعضای خانواده گاهی با کمبود یا نبود لباس برای پوشیدن مواجه شوند.شستن حمام و سرویس بهداشتی : اولا که این مادر بدلیل وسواس و حساسیت زیاد، شستن دیگران را نه در شستن حمام و دستشویی و نه مواد غذایی ،سبزی، میوه و... قبول ندارد و میگوید خودم باید بشورم.شستن حمام و دستشویی توسط ایشان هم حداقل نصف روز زمان می برد و بدلیل استفاده زیاد از جوهرنمک، وایتکس و…،تمام خانه بوی این مواد را می گیرد و همه اذیت می شوند و سرفه میکنند و خودش ساعت ها در حمام و بخصوص دستشویی می ماندو با اسکاج، دیوارها و کف را می شوید .
شستشویی زیاد و استفاده زیاد از این مواد شوینده در ایام عادی و استفاده چندبرابری در زمان کرونا و… باعث شده است که به بافت های دست و پایش آسیب وارد شده و برای رفع آن از انواع کرم ها ،پمادها و…. با قیمت های گزاف و از طریق تبلیغاتی که می شنود ،می خرد و استفاده می کند که گاهی مقداری بهتر می شود وگاهی تاثیری بر بهبود پوست شان ندارد. ناگفته نماند بخشی از این مواد خریداری شده گران را حتی از کارتن پلمپ شده خارج و استفاده نمیکند، تا زمانیکه تاریخ مصرف شان گذشت و بیرون انداخته می شود. از طرفی بارها همسرش به وی گفته که بجای استفاده از این مواد که هم هزینه بر است و هم مشخص نیست چه میزان باعث بهبود می شود، کمتر از مواد شوینده مانند وایتکس، جوهرنمک، مایع دستشویی و ظرفشویی و… استفاده کن تا به بافت دستت آسیب وارد نشود که متاسفانه توجهی نمی کند وبدلیل وسواس زیاد، این مواد شوینده در مدت زمان زیاد استفاده می کند و به فرزندانش هم توصیه می کند که با این شیوه دست و بدن شان را باید شستشو دهند که متاسفانه دست بچه ها بخصوص در دوران کرونا آسیب زیادی دید و ریزش موی شدید و بدن ضعیف و لاغری دارند.
نظافت خانه : در نظافت خانه بیشتر وقتش را برای شستن اجاق گاز میگذارد و میزتلویزیون و… پر از خاک می شود وماهها هم میگذرد و دست نمی زند وداخل سالن و… گهگاهی جارو می کند. تمام خانه پر از مو و...است وبیشتر اوقات در غذا هم مو هست و حاضر نیست با توجه به ریزش شدیدمو هم که دارد، حداقل در زمان پخت غذا از روسری استفاده کند.موضوع دیگر اینکه یخچالهای خانه بیشتر به انبار مواد غذایی تبدیل شده اند ویا در انباری آشپزخانه نیز مواد غذایی و ظروف زیادی وجود دارد که بیشترشان گاهی تا چند سال هم استفاده نمی شوند و برخی فاسد می شوند واسراف می شود که فشار اقتصادی برخانواده هم وارد می شود و این رفتارها باعث الگوگیری غلط فرزندان نیز می شود.
پاکیزگی یا …
پرمایه در این زمینه می گوید: پاکیزگی در فرهنگ ما همیشه ارزشی محترم بوده است؛ نشانهای از نظم، مسئولیتپذیری، ایمان، احترام به خانه و توجه به سلامت اعضای خانواده. اما همین ارزش، اگر از مدار تعادل خارج شود، میتواند به رفتاری فرساینده تبدیل شود؛ رفتاری که نهتنها آرامش نمیآورد، بلکه جسم، روان، اقتصاد و روابط خانوادگی را آرامآرام میفرساید. مسئله از جایی آغاز میشود که نظافت دیگر یک انتخاب سالم و منطقی نیست، بلکه به اجبار، اضطراب، تکرار و کنترل بیپایان تبدیل میشود.در یکی از پروندههای خانوادگی مطرحشده، با مادری روبهرو هستیم که سالهاست درگیر رفتارهای وسواسی در حوزه شستوشو، نظافت، مصرف افراطی مواد شوینده و حتی خرید محصولات مراقبت از پوست است. رفتاری که در ظاهر شاید بهعنوان دقت در پاکیزگی دیده شود، اما در عمل، هم خود او را خسته و بیمار کرده و هم همسر و فرزندانش را به مرز فرسودگی روانی رسانده است.ثریا پرمایه، روانشناس و زوجدرمانگر، در تحلیل این وضعیت میگوید آنچه در چنین خانوادههایی رخ میدهد، صرفاً یک عادت شخصی یا سلیقه فردی در نظافت نیست. به گفته او، وقتی تمیزی به افراط، آسیب جسمی، مصرف بیرویه، تنش خانوادگی و اختلال در زندگی روزمره منتهی میشود، دیگر نمیتوان آن را پاکیزگی نامید؛ اینجا با نوعی وسواس فرساینده روبهرو هستیم.
شستوشویی که پایان ندارد
در این خانواده، مادر برای شستن لباسها کمتر از ماشین لباسشویی استفاده میکند و ترجیح میدهد بیشتر کارها را با دست و در حمام انجام دهد. فرقی هم ندارد لباسها تازه باشند، چند ساعت استفاده شده باشند یا حتی فقط از روی بند افتاده باشند. در همه موارد، حجم زیادی از مواد شوینده مصرف میشود و روند شستوشو گاهی ساعتها و حتی روزها ادامه پیدا میکند.پیامدهای چنین رفتاری روشن و قابل چشمپوشی نیست. مصرف غیرمتعارف آب و مواد شوینده، آسیب شدید به پوست دست، تحریک دستگاه تنفسی، ایجاد بوی تند مواد شیمیایی در فضای خانه، تشدید آسم و آلرژی در اعضای خانواده، هدر رفتن وقت و انرژی و برهم خوردن نظم زندگی روزمره، تنها بخشی از آثار این رفتار است.پرمایه معتقد است در چنین شرایطی، خانواده معمولاً بارها تذکر میدهد، اما تذکرها نتیجه چندانی ندارد. همسر ممکن است بارها بگوید که این حجم از مواد شوینده نهتنها فایدهای ندارد، بلکه به سلامت همه آسیب میزند؛ اما شدت وسواس اجازه نمیدهد فرد واقعیت را همانطور که هست ببیند. ذهن وسواسی معمولاً به دنبال اطمینان کامل است؛ اطمینانی که هیچگاه به دست نمیآید.
خریدهایی برای آرامش موقت
رفتار وسواسی فقط در شستن و تمیز کردن خلاصه نمیشود. گاهی فرد برای کاهش اضطراب خود، به خرید محصولات مختلف روی میآورد؛ از کرمهای مراقبت از پوست گرفته تا شویندهها و وسایل گوناگون خانه. او تبلیغات را میبیند، گمان میکند محصولی تازه میتواند مشکلش را حل کند، آن را میخرد، اما یا استفاده نمیکند یا پس از مدتی دوباره از نتیجه ناراضی میشود.به گفته این روانشناس، این رفتار نشان میدهد مسئله اصلی نه کمبود محصول است و نه نبود امکانات. ریشه مشکل در اضطرابی است که درمان نشده است. فرد با خرید، لحظهای احساس میکند مسئله را کنترل کرده، اما چون علت اصلی یعنی وسواس و اضطراب مزمن باقی مانده، دوباره وارد همان چرخه قبلی میشود؛ شستوشوی بیشتر، آسیب بیشتر، نارضایتی بیشتر و خرید دوباره.این چرخه، بیرحمانه است. ظاهرش مراقبت از پوست و خانه است، اما باطنش فرار از اضطرابی است که هر بار شکل تازهای پیدا میکند. این همان جایی است که خانواده باید بفهمد مسئله با نصیحت ساده، دعوا یا سرزنش حل نمیشود. وسواس با منطق معمولی عقبنشینی نمیکند؛ درمان میخواهد.
وسواس همیشه به معنای نظم نیست
یکی از نکات مهمی که پرمایه بر آن تأکید دارد، نامتوازن بودن رفتارهای وسواسی است. برخلاف تصور عمومی، فرد وسواسی الزاماً خانهای منظم و پاکیزه ندارد. او ممکن است روی یک بخش خاص، حساسیت بسیار شدید نشان دهد، اما از بخشهای دیگر کاملاً غافل بماند.برای نمونه، ممکن است ساعتها صرف شستن اجاقگاز شود، اما میز تلویزیون، کف اتاقها یا بخشهای دیگر خانه ماهها تمیز نشوند. ممکن است فرد نسبت به شستن لباسها وسواس شدید داشته باشد، اما نسبت به وجود مو در غذا یا آشفتگی بخشهای دیگر خانه بیتوجه باشد. این تناقضها نشان میدهد وسواس، نظم واقعی نیست؛ بلکه تمرکز اجباری و غیرمنطقی بر یک موضوع خاص است.پرمایه توضیح میدهد که در روانشناسی، چنین رفتارهایی در دسته رفتارهای تکراری و اجباری قرار میگیرند؛ رفتارهایی که فرد میداند یا دستکم میتواند بفهمد افراطیاند، اما احساس میکند اگر آنها را انجام ندهد، اضطرابش بیشتر میشود. بنابراین دوباره و دوباره همان رفتار را تکرار میکند.
وقتی یخچال و انباری به محل انباشت تبدیل میشود
بخش دیگری از این مسئله، انباشت مواد غذایی، ظروف و وسایل است. در برخی خانوادهها، یخچال به انبار مواد غذایی تبدیل میشود؛ موادی که گاهی مصرف نمیشوند، تاریخشان میگذرد یا حتی فاسد میشوند. در انباری یا آشپزخانه هم ممکن است وسایلی سالها نگهداری شوند، بدون آنکه واقعاً مورد استفاده قرار بگیرند.این رفتار نیز میتواند نشانهای از اضطراب و وسواس باشد. فرد ممکن است از کمبود، از دست دادن یا نیاز احتمالی در آینده بترسد. بنابراین همه چیز را نگه میدارد. اما نتیجه دقیقاً برعکس چیزی است که انتظار دارد؛ مواد غذایی فاسد میشوند، هزینههای خانواده بالا میرود، فضای خانه آشفته میشود و فرزندان الگوی نادرستی از مصرف، نگهداری و مدیریت خانه یاد میگیرند.در اینجا هم باید واقعبین بود. هر نگهداری و ذخیرهسازیای بد نیست، اما وقتی انباشت از کنترل خارج میشود و به فساد، آشفتگی، هزینه اضافی و تنش خانوادگی منجر میشود، دیگر نمیتوان آن را احتیاط نامید.
فرزندان؛ قربانیان خاموش وسواس
یکی از تلخترین پیامدهای وسواس در خانواده، انتقال الگوهای رفتاری به فرزندان است. کودک از رفتار والدین، بهویژه مادر، یاد میگیرد. وقتی میبیند شستوشوی مداوم، مصرف زیاد مواد شوینده، حساسیت افراطی نسبت به آلودگی و ترس دائمی از ناپاکی بخشی از زندگی عادی خانه است، بهتدریج همان رفتارها را طبیعی میپندارد.این مسئله بهخصوص در سالهای کرونا شدت بیشتری پیدا کرد. در آن دوران، بسیاری از خانوادهها بهدرستی نسبت به بهداشت حساس شدند، اما در برخی موارد، این حساسیت از مرز سلامت گذشت و به وسواس تبدیل شد. نتیجه آن بود که برخی کودکان و نوجوانان با ترس شدید از آلودگی، شستوشوی افراطی، اضطراب، حساسیت پوستی، ضعف بدنی، ریزش مو یا مشکلات تنفسی روبهرو شدند.پرمایه تأکید میکند که بچهها نباید قربانی اضطراب درماننشده والدین شوند. اگر رفتاری به نام بهداشت، سلامت جسمی و روانی کودک را به خطر بیندازد، دیگر بهداشت نیست؛ آسیب است.
ریشههای پنهان رفتارهای وسواسی
به گفته این روانشناس، رفتارهای وسواسی معمولاً از چند عامل اصلی تغذیه میشوند. یکی از مهمترین آنها اضطراب مزمن است. فرد برای کاهش اضطراب خود به شستوشو، کنترل، خرید یا انباشت روی میآورد. این رفتارها در کوتاهمدت آرامش میآورند، اما در بلندمدت اضطراب را تقویت میکنند.عامل دیگر، کمالگرایی افراطی است. فرد هیچ چیز را به اندازه کافی تمیز، درست یا کامل نمیداند. او مدام احساس میکند هنوز کاری باقی مانده، هنوز چیزی آلوده است، هنوز خانه آنطور که باید نیست.سومین عامل، انعطافناپذیری ذهنی است. فرد روی یک باور ثابت میماند، حتی وقتی شواهد خلاف آن را میبیند. مثلاً ممکن است بارها ببیند مصرف زیاد شوینده به پوست و تنفس آسیب میزند، اما همچنان باور داشته باشد که هرچه شوینده بیشتر باشد، پاکیزگی هم بیشتر است.چهارمین عامل، نیاز شدید به کنترل است. فرد گمان میکند اگر خودش همه چیز را کنترل نکند، خانه، سلامت خانواده یا نظم زندگی از بین میرود. همین باور باعث میشود کار دیگران را نپذیرد، مشارکت اعضای خانواده را رد کند و بار سنگینی را هم بر دوش خود و هم بر فضای خانه تحمیل کند.
خانوادهای که به سمت فرسودگی میرود
وقتی وسواس درمان نشود، پیامدهای آن فقط متوجه فرد نیست. تمام خانواده درگیر میشود. گفتوگوها به جدل تبدیل میشوند. همسر و فرزندان از فضای خانه فاصله میگیرند. صمیمیت کم میشود. بچهها دچار اضطراب یا خشم میشوند. احتمال طلاق عاطفی میان زوجین بالا میرود و هزینههای مادی و معنوی خانواده افزایش پیدا میکند.خانهای که قرار بود محل آرامش باشد، به میدان تنش تبدیل میشود. اعضای خانواده به جای همدلی، مدام در حال دفاع، اعتراض، سکوت یا فرار از موقعیت هستند. این وضعیت اگر ادامه پیدا کند، ممکن است رابطهها را از درون تهی کند؛ بیآنکه لزوماً در ظاهر اتفاق بزرگی افتاده باشد.
نگاه اخلاقی و دینی؛ پاکیزگی آری، اسراف نه
از نگاه اخلاقی و دینی، پاکیزگی ارزشمند است و جایگاه روشنی دارد. اما افراط در هر چیز، ارزش آن را کم میکند. مصرف بیرویه آب، هدر دادن مواد شوینده، هزینهتراشی بیدلیل، آسیب زدن به سلامت خود و دیگران و رنجاندن اعضای خانواده، با هیچ منطقی قابل دفاع نیست.خانواده در نگاه اخلاقی، باید محل رحمت، آرامش، همکاری و امنیت باشد؛ نه میدان فرسایش و آزار. اگر رفتاری به نام نظافت، همسر و فرزندان را خسته، بیمار یا دلزده کند، باید در آن تجدیدنظر کرد. این حقیقت شاید تلخ باشد، اما انکار آن فقط مسئله را عمیقتر میکند.
راه خروج؛ درمان، آموزش و مرزبندی
پرمایه تأکید میکند که راه حل این وضعیت، دعوا، تحقیر یا سرزنش نیست. خانواده نباید فرد وسواسی را مسخره یا محکوم کند، اما نباید هم رفتارهای آسیبزا را بیقیدوشرط بپذیرد. مسیر درست، درمان تخصصی، آموزش و مرزبندی سالم است.مراجعه به روانشناس و در صورت نیاز روانپزشک، یکی از مهمترین گامهاست. درمان شناختیرفتاری میتواند به فرد کمک کند باورهای نادرست خود را بشناسد، رفتارهای تکراری را بهتدریج کاهش دهد و اضطراب خود را به شیوهای سالمتر مدیریت کند. در برخی موارد نیز درمان دارویی، زیر نظر پزشک متخصص، میتواند ضروری باشد.در کنار درمان، لازم است اعضای خانواده در کارهای خانه مشارکت کنند و فرد وسواسی یاد بگیرد کار دیگران را بپذیرد. باید این باور اصلاح شود که فقط یک نفر میداند چگونه باید شست، تمیز کرد یا سامان داد. زندگی خانوادگی با مشارکت معنا پیدا میکند، نه با کنترل کامل
یک نفر. پذیرش این نکته نیز ضروری است که خانه واقعی، همیشه کامل و بینقص نیست. کمی نقص، بخشی از زندگی طبیعی است. آرامش خانواده نباید قربانی کمالگرایی شود.
آنچه در این خانواده دیده میشود، صرفاً یک عادت شخصی یا حساسیت ساده نسبت به پاکیزگی نیست؛ نوعی وسواس فرساینده است که هم سلامت جسمی فرد را تهدید میکند، هم روان خانواده را، هم اقتصاد خانه را و هم آینده فرزندان را. وسواس با نام تمیزی وارد میشود، اما اگر مهار نشود، آرامش را از خانه میگیرد. واقعیت بیتعارف این است که خانه با آب بیشتر، شوینده بیشتر و کنترل بیشتر، لزوماً سالمتر نمیشود. گاهی فقط خستهتر، پرتنشتر و دورتر از آرامش میشود.راه نجات، انکار نیست؛ درمان است. نه جنگ، نه تحقیر، نه تسلیم شدن در برابر رفتارهای آسیبزا. خانوادهای که میخواهد دوباره به آرامش برسد، باید مسئله را جدی بگیرد، کمک تخصصی بخواهد و مرز میان پاکیزگی سالم و وسواس ویرانگر را بشناسد.







ثبت دیدگاه