دریانیوز//شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر به بخش جداییناپذیر زندگی نوجوانان تبدیل شدهاند. تلفن همراه، پیامرسانها و برنامههای مختلف، امکان ارتباط سریع، آموزش، سرگرمی و دسترسی به اطلاعات را فراهم میکنند. بسیاری از نوجوانان از طریق فضای مجازی با دوستان خود در ارتباط هستند، مطالب آموزشی دنبال میکنند و استعدادهایشان را به نمایش میگذارند. بااینحال، استفاده افراطی و بدون برنامه از شبکههای اجتماعی میتواند پیامدهایی جدی برای روابط خانوادگی و سلامت روان آنان داشته باشد.
مشکل اصلی، خودِ شبکههای اجتماعی نیست؛ بلکه شیوه و میزان استفاده از آنهاست. هنگامی که نوجوان ساعتهای طولانی را در فضای مجازی سپری میکند و این حضور جای خواب، درس، فعالیت بدنی، ارتباط خانوادگی و دیدار با دوستان را میگیرد، تعادل زندگی او برهم میخورد. در چنین شرایطی، خانواده نخستین محیطی است که تحت تأثیر قرار میگیرد.
یکی از آشکارترین پیامدهای استفاده افراطی از شبکههای اجتماعی، کاهش گفتوگوی واقعی میان اعضای خانواده است. ممکن است اعضای خانواده در یک اتاق کنار هم نشسته باشند، اما هرکدام سرگرم تلفن همراه خود باشند. در چنین وضعیتی، حضور فیزیکی افراد به معنای ارتباط عاطفی نیست.
نوجوانی که بیشتر وقت خود را با تلفن همراه میگذراند، ممکن است کمتر درباره اتفاقهای روزانه، نگرانیها و احساساتش با والدین صحبت کند. از سوی دیگر، والدین نیز گاهی به جای گفتوگوی آرام و صمیمی، تنها زمانی با فرزندشان صحبت میکنند که از میزان استفاده او از تلفن همراه ناراضی باشند. این موضوع باعث میشود رابطه میان والدین و نوجوان به رابطهای مبتنی بر تذکر، دعوا و محدودیت تبدیل شود. ادامه این روند میتواند فاصله عاطفی میان اعضای خانواده را افزایش دهد. نوجوان ممکن است احساس کند والدینش او را درک نمیکنند و والدین نیز تصور کنند فرزندشان از خانواده دور شده است. درحالیکه در بسیاری از موارد، مشکل با گفتوگوی درست، تعیین قوانین مشترک و ایجاد زمانهای بدون تلفن همراه قابل مدیریت است.
خانواده میتواند برای وعدههای غذایی، گفتوگوهای خانوادگی و پیش از خواب، قانون استفاده نکردن از تلفن همراه را تعیین کند.
این قانون باید برای همه اعضای خانواده، حتی والدین، اجرا شود. نمیتوان از نوجوان انتظار داشت هنگام صحبت با والدین تلفن همراهش را کنار بگذارد، اما خود والدین در همان زمان مشغول پاسخ دادن به پیامها باشند. از طرفی، شبکههای اجتماعی معمولاً تصویری گزینششده از زندگی افراد نشان میدهند. کاربران بیشتر لحظههای شاد، موفقیتها، سفرها و ظاهر آراسته خود را منتشر میکنند و مشکلات و شکستهایشان کمتر دیده میشود. نوجوانی که ساعتهای طولانی در معرض چنین تصاویری قرار میگیرد، ممکن است زندگی واقعی خود را با تصویری غیرواقعی از زندگی دیگران مقایسه کند.
این مقایسه میتواند احساس ناکافی بودن، نارضایتی از ظاهر، کاهش اعتمادبهنفس و نگرانی درباره جایگاه اجتماعی را افزایش دهد. نوجوان ممکن است تصور کند دوستانش شادتر، زیباتر، موفقتر یا محبوبتر از او هستند. درحالیکه آنچه در فضای مجازی دیده میشود، تنها بخشی محدود و ویرایششده از واقعیت است. تعداد دنبالکنندگان، میزان دریافت پسندها و واکنش دیگران نیز گاهی به معیار ارزشمندی نوجوان تبدیل میشود. اگر پستی بازخورد مورد انتظار را دریافت نکند، ممکن است احساس شکست یا طردشدگی شکل بگیرد. این وابستگی به تأیید مجازی میتواند تمرکز نوجوان را کاهش دهد و او را دائماً درگیر بررسی پیامها و واکنشها کند.
آموزش سواد رسانهای میتواند نقش مهمی در کاهش این آسیبها داشته باشد. نوجوان باید بداند هر مطلبی که در شبکههای اجتماعی منتشر میشود، حقیقت کامل نیست. او باید با مفهوم حریم خصوصی، امنیت حساب کاربری، تشخیص اخبار نادرست و شیوه برخورد با آزار اینترنتی آشنا شود. برخی خانوادهها برای حل مشکل، به حذف کامل تلفن همراه یا ممنوع کردن شبکههای اجتماعی روی میآورند. این روش در بعضی شرایط ممکن است برای مدت کوتاهی نتیجه بدهد، اما اگر بدون گفتوگو و آموزش انجام شود، احتمال پنهانکاری و بیاعتمادی را افزایش میدهد. نوجوان باید در تنظیم زمان استفاده از فضای مجازی نقش داشته باشد و دلیل قوانین را بداند.
بهتر است خانواده برنامهای متعادل برای استفاده از اینترنت تعیین کند. ساعت خواب، زمان مطالعه، فعالیت ورزشی، کارهای خانه و ارتباط خانوادگی باید در اولویت قرار گیرند. استفاده از تلفن همراه پیش از خواب نیز بهتر است محدود شود، زیرا بیدار ماندن طولانی و بررسی مداوم پیامها میتواند کیفیت خواب را کاهش دهد. خواب نامناسب نیز بر تمرکز، خلقوخو و عملکرد تحصیلی نوجوان اثر میگذارد.
والدین میتوانند به جای تمرکز دائمی بر ممنوعیت، فعالیتهای جایگزین ایجاد کنند؛ مانند پیادهروی خانوادگی، ورزش، مطالعه، بازیهای گروهی، شرکت در کلاسهای هنری یا گفتوگو درباره فیلم و کتاب. وقتی نوجوان در دنیای واقعی تجربههای لذتبخش و روابط صمیمی داشته باشد، وابستگی او به فضای مجازی کمتر میشود. همچنین والدین باید الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشند. اگر پدر و مادر در تمام ساعات روز مشغول تلفن همراه باشند، توصیههای آنان درباره کاهش استفاده از شبکههای اجتماعی اثر چندانی نخواهد داشت.
تغییر باید از خانواده آغاز شود و همه اعضا در آن مشارکت کنند. در نهایت، شبکههای اجتماعی نه دشمن مطلق نوجوانان هستند و نه ابزاری بیخطر. این فضا میتواند فرصت یادگیری و ارتباط باشد، اما استفاده افراطی از آن، روابط خانوادگی و آرامش روانی نوجوان را تهدید میکند. راهحل، ایجاد تعادل، آموزش، گفتوگو و همراهی است. نوجوانی که در خانواده احساس امنیت و پذیرفته شدن دارد، کمتر برای دریافت توجه و تأیید به فضای مجازی وابسته میشود. خانوادهها باید پیش از آنکه تلفن همراه جای گفتوگو را بگیرد، فرصتهای ارتباط واقعی را جدی بگیرند؛ زیرا سلامت روان نوجوانان در گرو حضور، توجه و رابطهای صمیمی است.







ثبت دیدگاه