حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Tuesday, 27 October , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 8172 تعداد نوشته های امروز : 11 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 177×
والدگری زیر آوارِ بحران‌های تازه
05 آبان 1405 - 6:50
شناسه : 47306
بازدید 136
♥4
دریانیوز// در گذشته، والدگری بیشتر شبیه یک مهارت خانوادگی بود؛ مجموعه‌ای از تجربه‌ها، توصیه‌های نسل قبل و چند قاعده نانوشته که در چهار دیواری خانه اجرا می‌شد.
ارسال توسط : نویسنده : زهرا دبیری نژاد منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز// در گذشته، والدگری بیشتر شبیه یک مهارت خانوادگی بود؛ مجموعه‌ای از تجربه‌ها، توصیه‌های نسل قبل و چند قاعده نانوشته که در چهار دیواری خانه اجرا می‌شد. اما امروز، والدگری به پروژه‌ای تمام‌وقت تبدیل شده که روی شانه‌های پدر و مادر تنها نمی‌ماند و مدام از بیرون ضربه می‌خورد: اقتصادِ ناپایدار، اضطراب‌های جمعی، مدرسه‌ای که گاه از خانواده جلوتر نیست، شبکه‌های اجتماعی که زودتر از والدین «الگو» می‌سازند، و آینده‌ای که هر روز مبهم‌تر می‌شود. در این میان، یک پرسش تلخ اما ضروری مطرح است: اگر والدین هر روز بیشتر فرسوده می‌شوند، آیا جامعه حق دارد همچنان از آن‌ها «تربیت ایده‌آل» مطالبه کند؟ یا باید بپذیریم والدگری در محاصره بحران‌های تازه، دیگر مسئله‌ای صرفاً شخصی نیست؛ مسئله‌ای عمومی است که باید در سیاست‌گذاری، آموزش و حمایت اجتماعی دیده شود.

والدگری در عصر بحران؛ «مسئولیت خصوصی» یا «وظیفه عمومی»؟
محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان، معتقد است پیچیدگی‌های جهان معاصر، والدگری را به مسئولیتی مشترک میان خانواده، دولت، نظام آموزشی، جامعه مدنی و حتی شرکت‌های فناوری تبدیل کرده است. از نگاه او، حمایت از والدین نباید در سطح توصیه‌های اخلاقی و شعار باقی بماند؛ بلکه باید جایگاهی روشن در سیاست‌های عمومی پیدا کند—هم برای حفاظت از والدین و هم برای تضمین حقوق کودک. این دیدگاه، یک جابه‌جایی مهم در فهم مسئله است: اگر والدگری امروز «چندعلتی» شده، شکست‌ها و فشارهایش هم نمی‌تواند تنها به «کم‌کاری والدین» نسبت داده شود. وقتی تورم، ناامنی روانی، محتوای دیجیتال بی‌مرز، و فرسودگی شغلی در زندگی روزمره تزریق می‌شود، خانواده در خلأ تربیت نمی‌کند؛ در میدان مین تربیت می‌کند.

اقتصادِ مضطرب، خانه‌های عصبی
نمی‌شود از والدگری حرف زد و اقتصاد را کنار گذاشت. فشار معیشت فقط عدد و رقم نیست؛ به زبان خانه ترجمه می‌شود: کاهش صبر، افزایش تعارض، کاهش کیفیت رابطه والد–کودک. خانواده‌ای که مدام در حال حساب‌وکتابِ بقاست، کمتر فرصت دارد برای «رشد» برنامه‌ریزی کند. در چنین وضعیتی، تربیت کودک به‌جای آنکه کنش آگاهانه باشد، تبدیل می‌شود به واکنش: واکنش به خستگی، واکنش به کمبود وقت، واکنش به ترس از آینده. بسیاری از والدین، نه از سر بی‌مسئولیتی، بلکه از فرسودگی، ناچارند تربیت را به حداقل‌های اجرایی تقلیل دهند: «فقط دعوا نشود»، «فقط درسش را بخواند»، «فقط در گوشی گم نشود».

مدرسه‌ای که گاهی هم‌پیمان نیست
نظام آموزشی قرار است بازوی خانواده باشد، اما در بسیاری موارد به منبع فشار تبدیل می‌شود: رقابت، مقایسه، اضطراب امتحان، تکلیف‌های بی‌تناسب، و ارزیابی‌هایی که به جای فهمیدن کودک، به «رتبه» او نگاه می‌کند. نتیجه روشن است: والدین از یک سو زیر فشار اقتصادی‌اند و از سوی دیگر باید نقش معلم خصوصی، مشاور تحصیلی و پلیس انضباطی را هم بازی کنند. شکاف بین «آنچه مدرسه می‌خواهد» و «آنچه کودک نیاز دارد»، یکی از موتورهای خاموش فرسایش خانواده است. کودکِ خسته، والدِ نگران، و سیستمِ مطالبه‌گر؛ ترکیبی که تعارض را به خانه می‌آورد.

تلفن همراه، مهمانِ پرقدرت خانه
اگر زمانی تلویزیون میدان اصلی اثرگذاری بود، امروز تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی نه فقط محتوا، که سبک زندگی، ارزش‌ها و الگوهای رفتاری را وارد خانه می‌کنند. والدین با پدیده‌ای مواجه‌اند که در تاریخ خانواده کم‌سابقه است: رقیبی با دسترسی ۲۴ساعته به ذهن کودک. بحران فقط «محتوای نامناسب» نیست؛ بحرانِ مقایسه دائمی، هویت‌سازی زودرس، اعتیاد رفتاری، تضعیف ارتباط چهره‌به‌چهره است. در این میدان، بدون سواد دیجیتال، والدین عملاً بی‌سلاح‌اند.

نقشه راه پیشنهادی؛ از شعار تا سیاست عمومی
سیدناصری راه را در چند محور روشن می‌کند؛ محوری که اگر جدی گرفته نشود، والدگری همچنان با نسخه‌های کلیشه‌ای مدیریت خواهد شد: «صبور باشید»، «وقت بگذارید»، «کمتر گوشی بدهید». نسخه‌هایی که وقتی زیرساخت ندارند، به سرزنش تبدیل می‌شوند. 1.نظام فراگیر آموزش والدگری؛ نه فقط برای نوزاد، برای همه سنین به گفته این پژوهشگر، نخستین گام ایجاد نظام فراگیر آموزش والدگری است؛ نظامی که نیازهای خانواده را در مراحل مختلف رشد کودک—از خردسالی تا نوجوانی—پوشش دهد، نه اینکه آموزش را به چند جلسه پراکنده در ابتدای تولد محدود کند.

این آموزش‌ها باید کاربردی باشد:
– ارتباط مؤثر و شنیدن فعال
– مدیریت تعارض در خانه بدون خشونت کلامی
-شناخت نیازهای رشدی و تفاوت‌های فردی کودک
– سلامت روان والد و کودک و پیشگیری از فرسودگی
سواد دیجیتال و مواجهه حرفه‌ای با فضای مجازی
و مهم‌تر از همه: این خدمات باید از طریق مدارس، مراکز سلامت و خدمات اجتماعی در دسترس خانواده‌ها باشد؛ نه فقط در کلاس‌های خصوصی و پرهزینه‌ای که بخش بزرگی از جامعه به آن دسترسی ندارد.
2 .حمایت واقعی از والدین شاغل؛ انتخاب میان شغل و فرزند نباید اجباری باشد
دومین ضرورت، تقویت حمایت از والدین شاغل است: دسترسی به خدمات مراقبت از کودک، انعطاف‌پذیری واقعی در محیط کار، امکان استفاده عملی از مرخصی‌های مرتبط با مراقبت.
سیاست حمایتی زمانی معنا دارد که والدین برای استفاده از آن ناچار نباشند میان «حفظ شغل» و «پاسخ به نیاز فرزند» یکی را انتخاب کنند. هر سیاستی که روی کاغذ خوب است اما در عمل با ترس از اخراج، کاهش درآمد یا برچسب «کم‌کار» همراه می‌شود، عملاً سیاست حمایتی نیست؛ سیاست نمایشی است.
3.سلامت روان و حمایت اجتماعی؛ پیشگیری ارزان‌تر از درمان است
سومین محور، توسعه خدمات سلامت روان و حمایت اجتماعی است:
– دسترسی به مشاوره تخصصی با هزینه قابل تحمل
– شناسایی زودهنگام خانواده‌های در معرض فرسودگی
– حمایت هدفمند از والدینی که زیر فشارهای اقتصادی و اجتماعی‌اند.
سیدناصری با اشاره به رویکردهای جهانی یادآوری می‌کند که حمایت از والدین می‌تواند هم به بهبود رابطه والد–کودک کمک کند و هم خطر بدرفتاری و مشکلات عاطفی و رفتاری را کاهش دهد. این یعنی «حمایت از والدین» صرفاً کمک به بزرگسالان نیست؛ سرمایه‌گذاری مستقیم روی سلامت نسل آینده است.
خط قرمزِ خطرناک؛ والدین را مقصرِ همه‌چیز نکنیم
شاید مهم‌ترین هشدار این باشد: باید از نگاه سرزنش‌گرانه به والدین فاصله گرفت. خانواده مسئولیت مهمی در رشد و تربیت کودک دارد، اما توان انجام این مسئولیت از شرایط اقتصادی، کیفیت خدمات عمومی و محیط اجتماعی جدا نیست.
والدگری موفق را نمی‌توان فقط با «میزان تلاش فردی پدر و مادر» سنجید. باید پرسید:
– جامعه چه امکاناتی در اختیار آن‌ها گذاشته؟
– مدرسه تا چه اندازه همراه است؟
– سیاست‌های حمایتی چقدر واقعی‌اند؟
– فضای دیجیتال چقدر تنظیم‌گری و مسئولیت‌پذیری دارد؟ وقتی پاسخ‌ها مبهم یا منفی است، سرزنش والدین بیشتر شبیه پاک کردن صورت مسئله است.
راهکارهای اجرایی برای سیاست‌گذاری و رسانه
برای اینکه گزارش از سطح توصیه فراتر برود، چند پیشنهاد مشخص قابل طرح است:
1) راه‌اندازی «کلینیک‌های والدگری» در مراکز سلامت با خدمات کم‌هزینه (مشاوره، آموزش مهارت، غربالگری فرسودگی).
2) گنجاندن آموزش والدگری در مدارس: نه فقط جلسه انجمن اولیا و مربیان، بلکه بسته‌های آموزشی مرحله‌ای و مستمر.
3) اصلاح سیاست‌های کار برای والدین شاغل: دورکاری منعطف، ساعات شناور، و مرخصی مراقبتی با ضمانت اجرایی.
4) برنامه ملی سواد دیجیتال خانواده: از آموزش والدین تا مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌ها در محتوای کودک و نوجوان.
5) تسهیل دسترسی به خدمات مراقبت از کودک (مهدکودک استاندارد و قابل پرداخت)، به‌ویژه برای خانواده‌های کم‌درآمد و مادران شاغل.
والدگری امروز دیگر «فقط تربیت در خانه» نیست؛ مدیریت بحران در مقیاس کوچک است. خانواده‌ها در میانه فشار اقتصادی، اضطراب اجتماعی، چالش مدرسه و هجوم فناوری، تلاش می‌کنند انسانی را سالم، مسئول و امیدوار تربیت کنند. اما اگر قرار باشد همه بار روی دوش والدین بماند، نتیجه چیزی جز فرسودگی، تعارض و آسیب‌های پنهان نخواهد بود. جمع‌بندی دیدگاه محمدمهدی سیدناصری روشن است: والدگری در جهان معاصر یک مسئولیت مشترک است و حمایت از والدین باید از شعار به سیاست عمومی تبدیل شود. شاید وقت آن رسیده که به جای پرسیدن «چرا والدین بلد نیستند؟» بپرسیم: جامعه چقدر شرایط والدگری را ممکن کرده است؟

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.