حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 8 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7354 تعداد نوشته های امروز : 5 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
مـریـم، دُخـتِ بلـند همّـت هـرمـزگان
04 خرداد 1405 - 8:17
شناسه : 41760
بازدید 116
2
راه دشواری که با اراده و تلاش خانواده رویدری به قبولی در رشته پزشکی ختم شد دریانیوز// دختر جوان خوشحال و لبخند زنان با کمک پدر از ماشین پیاده می شود.
ارسال توسط : نویسنده : محمد زارعی منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز// دختر جوان خوشحال و لبخند زنان با کمک پدر از ماشین پیاده می شود. هنوز چند قدمی برنداشته است که نگاهش بر چهره پر محبت خانم موسوی می افتد که با آغوش باز به استقبالش آمده و در کوتاه زمانی همچون رفیقی تازه از سفر برگشته دستانشان از شوق دیدار در هم قفل می شود.راه رسیدن به اتاق گفتگو با قدم های نامنظم وکوتاه دختر جوان نزدیک و نزدیک تر می شود و پدر آرام و مهربان مثل همه ی این سال هایی که پشت سرگذاشته با افتخار و مطمئن شانه به شانه فرزندش ایستاده. متنی که در ادامه می خوانید حاصل گفتگویی گرم و صمیمی حدوداً چهل دقیقه ای با دختری شاداب و سرزنده از هرمزگان است. دختری که برای رسیدن به هدفش با وجود محدودیت های جسمی و حرکتی از تلاش کردن خسته نشده و حالا شما دعوت شده اید تا برش هایی کوتاه از زندگی بیست ساله این دختر جوان را بخوانید.

دریا: بسم الله الرحمن الرحیم. سلام ! لطفا خودتان را برای خوانندگان روزنامه دریا معرفی کنید.
من مریم درابیده هستم دانشجوی جدید الورود رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان.
دریا: اهل کجا هستید؟ اگر تمایل دارید کمی از خانواده و زندگی شخصی خودتان برای ما توضیح دهید؟
بله! حتماً. من اهل رویدرِ شهرستان بندرخمیر هستم. 20 سال سن دارم و همراه با پدر ، مادر و برادر کوچکترم در یک خانه گرم و صمیمی در کنار هم زندگی می کنیم.
دریا: شغل پدر و مادر شما چیست؟
پدرم معلم و مدرس دانشگاه و مادرم معلم هستند. علاوه بر این پدرم مدیریت آموزشگاه زبان در شهرمان را بر عهده دارند.
دریا: چقدر خوب! پس شما از یک خانواده اهل علم و کاملاً فرهنگی هستید!
بله! همینطور است.
دریا: خانم درابیده؛ ظاهراً شما از کودکی با یک مشکل جسمی مواجه بوده اید، لطفا تا جایی که صلاح می دانید کمی در مورد این موضوع توضیح دهید!
خواهش می کنم! اشکال ندارد! من از بدو تولد دارای مشکلاتی در راه رفتن بودم و در سن حدود یک سال و نیم به بعد مشخص شد که من دارای نقص یا بیماری هستم که به اختصار به آن CP می گویند.
دریا: لطفا برای اینکه فضای ذهنی خوانندگان با وضعیت شما بیشتر آشنا شوند در مورد این بیماری بیشتر توضیح دهید!
ببینید همانطور که عرض کردم این بیماری به اختصار CP اطلاق می شود که از ابتدای کلمات انگلیسی Cerebral Palsy به معنی فلج مغزی گرفته شده و به طور مختصر به طیفی از اختلالات گفته می‌شوند که علت آن آسیب‌دیدگی سیستم عصبی در مراحل اولیه تکامل و در بدو تولد نوزاد هست. عمده مشکل بیماران
فلج مغزی هم ناهنجاری‌های حرکتی است، ولی در موارد مختلف ممکن است مشکلات دیگری هم دیده شود.
دریا: مواردی که خود شما با آنها درگیر هستید چه چیزهایی هستند؟
مشکلاتی که من با آن درگیر هستم بیشتر مربوط به راه رفتن و حفظ تعادل هست که البته در ادامه توضیح می دهم که چطور مسیرهای درمانی را در طول این سال ها طی کردم و این موارد تا حد قابل قبول و خوبی اصلاح شدند.
دریا: فکر می کنم خوانندگان روزنامه دوست دارند کمی بیشتر در این خصوص بدانند! لطفا کمی بیشتر تشریح کنید.
راستش را بخواهید از همان دوران ابتدایی یک سری مشکلات همیشه همراه من بوده مثلاً وقتی کوچک بودم به خاطرضعف جسمانی، در راه رفتن و حفظ تعادل خیلی مشکلات بیشتری داشتم ولی الان که با شما صحبت می کنم به خاطر ایثار خانواده و پیگیری های طولانی مدت نظیر کاردرمانی و معالجاتی که در طول این سال ها انجام داده ایم این مواردی که عرض شد خیلی بهتر شده. از همان دوران کودکی تا حدود سیزده سالگی کاردرمانی، به طور مداوم جزء برنامه زندگی من بوده و با وجود همه سختی ها دوران ابتدایی، متوسطه اول و دبیرستان خود را با موفقیت و علاقه فراوانی که نسبت به درس خواندن و مطالعه کردن داشتم گذراندم.


دریا : مهمترین مسئله شما در طول این سال ها چه بوده؟
من از نظر یادگیری و فهم مباحث درسی هیچ وقت مشکلی
نداشته ام و اتفاقاً مطالعه و درس خواندن جز علایق همیشگی ام بوده و در حال حاضر نیز ساعت های طولانی را برای مطالعه وقت می گذارم. امّا همیشه با درس هایی مثل املا و تکلیف نویسی مشکل داشته ام و خیلی برای من سخت است مثلا به من می گفتند 10 خط از روی یک موضوع را رونویسی کنید درحالی که تمام توان من در حد 2 خط نوشتن بود و خسته می شدم و باید مدتی را به دست هایم استراحت
می دادم و دوباره شروع می کردم. از طرفی این موضوع در مقاطع تحصیلی بالاتر که لازم بود از مباحث معلم در کلاس درس و تخته کلاس یاداشت برداری کنم سخت تر هم می شد. درخانه خودمان هم که درس می خواندم بعد از مدتی دچار خستگی می شدم و بخصوص اگر درس هایی مثل ریاضی یا دروس نوشتنی باشد این مسئله کمی سخت تر
می شود. موضوع اصلی همان خستگی است.
دریا: واکنش همکلاسی ها و مدرسه به این مشکلات چطور بود؟
خدا را شکر از همان ابتدا همکلاسی ها و بخصوص معلم ها همیشه کمک حال من بودند مراعات حال من را می کردند برای ایام امتحان نیز پیش می آمد که برای من وقت بیشتری در نظر می گرفتند تا کار من تمام شود. یکی از مشکلات جدی من ترس از ارتفاع و پله است به همین دلیل اگر کلاس درس ما در طبقه بالا بود کلاس را جابجا می کردند و در دوران دبیرستان که درس های آزمایشگاهی داشتیم چون امکان حضور در آزمایشگاه را نداشتم از طرق دیگر مثل تماشای فیلم های مربوط به همان آزمایش کار مطالعه و درس خواندم را پیش می بردم.
دریا: هیچ وقت پیش آمد که وضعیت خودت را با سایر دوستان یا هم سن و سال های خودت مقایسه کنی؟
بله! این موضوع در دوران کودکی خیلی فکر من را به خودش مشغول می کرد که حالا سعی می کنم چند نمونه را توضیح بدهم؛ به یاد دارم وقتی خیلی کوچک بودم و همراه پدر یا مادر به پارک می رفتم خیلی دوست داشتم مثل سایر بچه ها، سوار سرسره بشوم ولی به خاطر همان ترس از ارتفاع که گفتم و سختی بالارفتن از
پله ها با وجود حمایت های پدرم نمی توانستم این کار را انجام دهم و سرسره بازی در دل من می ماند! بچه شش یا هفت ساله ای را در نظر بگیرید که نسبت به برخی از مسائل آگاهی و درک کاملی ندارد؛ حالا که فکرش را می کنم حرفم این بود که چرا من نمی توانم مثل بقیه باشم؟ همه بچه ها خیلی راحت هر کاری بخواهند انجام می دهند؟ مثلا از دیوار بالا می رفتند یا می دویدند ولی من نمی توانستم هیچ کدام از کارها را انجام دهم؟ چرا من باید کاردرمانی بروم و این همه سختی را تحمل کنم ولی هم سن و سال هایم خیلی راحت کارهای خودشان را انجام می دهند؟
دریا: آیا پیش آمد که کسی به خاطر مشکلاتی که دارید شما را دست بیاندازد یا مسخره کند؟
بله بوده. حالا یک نمونه آن را هم توضیح می دهم که البته آن فرد حسابی ادب شد و از کرده خودش هم پشیمان. یک روز هنگام
قدم زدن در حیاط مدرسه در حالتی قرار گرفتم که نتوانستم تعادلم را حفظ کنم و زمین خوردم و همین موضوع باعث شد فردی برای خنده و تمسخر از این وضعیت سوء استفاده کند و نسبت به من
بی ادبی کرد. همان موقع همه بچه های کلاس و مدرسه با همراهی معلم ها از من حمایت کردند و کار به جایی رسید که نزدیک بود همه بچه های کلاس به عنوان دفاع از من آن شخص را کتک بزنند ولی خوب، موضوع به خوبی جمع و جور و آن فرد هم متنبه و پشیمان شد.
دریا: لطفا در مورد کاردرمانی هم توضیح بدهید.
به طور کلی ‌کار درمانی به مجموعه‌ای از اقدامات گفته می‌شود که به افرادی که دارای مشکلات حرکتی یا هر نوع مشکل دیگر هستند کمک می‌کند تا بتوانند کار‌های روزانه و شخصی خود را خودشان انجام دهند. خانواده و بخصوص مادر، پدر و مادربزرگم برای
دوره های کاردرمانی من، خیلی زحمت کشیدند و اذیت شدند به یاد دارم برای چند ماه به ناچار در تهران زندگی کردیم و همان جا هم مدرسه می رفتم. طی کردن برخی مراحل درمانی خیلی برای من و
خانواده ام واقعاً سخت بود به یاد دارم کاردرمانگری که برای معالجه به خانه ما می آمد به بدن من به شکل کنترل شده ضرباتی می زد و همین موضوع برای یک کودک قابل درک نبود. همیشه بعد از اینکه کاردرمانگر از خانه ما می رفت مادرم به خاطر سختی
کشیدن های من گریه می کرد من هم شکایت
می کردم که چرا من را کتک می زنند و تو هیچ کاری نمی کنی ؟ و اجازه می دهی من را بزنند؟ و من این موضوع را دائم نسبت به وضعیت سایر بچه ها مقایسه می کردم ولی خوب آن ایام گذشت و حالا متوجه می شوم که آن مراحل چقدر مهم و موثر بوده است.
دریا: واکنش شما یا احتمالا اهل خانه نسبت به قبولی در دانشگاه چه بود؟
خیلی خوشحال شدم چون در رشته ای که آرزو داشتم قبول شدم هرچند انتظار رتبه و تراز بالاتری از خودم داشتم .ولی مادرم و خاله ام وقتی خبر قبولی ام در رشته پزشکی را شنیدند ابتدا خیلی نگران شدند چون از همان ابتدا دوست نداشتند بخاطر سختی هایی که در مسیر رشته پزشکی وجود دارد وارد این عرصه شوم ولی در عوض سایر اعضا خانواده ،آشنایان ،دوستان ،معلمانم وسایر همشهریانم بی نهایت خوشحال شدند و این موفقیت را از صمیم قلب تبریک گفتند.
دریا: پس به خوبی و خوشی بالاخره در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان پذیرش شدید! درست است؟
متاسفانه خیر، وقتی برای ثبت نام در رشته پزشکی به دانشگاه مراجعه کردم به دلیل مشکل جسمی- حرکتی که داشتم و محدودیت قانونی که وجود داشت (علیرغم میل باطنی مسئولین دانشگاه) از من ثبت نام به عمل نیامد و گفتند که پذیرش شما منوط به اخذ مجوز از وزارت بهداشت است، بلافاصله برای پیگیری وگرفتن مجوز به تهران رفتیم و درخواست ما در سیستم مرکز خدمات آموزشی وزارت بهداشت ثبت شد، بعداز مدتی تماس گرفتند و برای تشکیل پرونده مجدد تهران رفتیم و به پزشک متخصص مغز و اعصاب معتمد دانشگاه ارجاع داده شدیم مورد معاینه قرار گرفتم و پس از آن کمیسیون پزشکی تشکیل دادند و خوشبختانه با تحصیل من در این رشته موافقت شد لازم به ذکر است وقتی خبر عدم ثبت نام من در دانشگاه در شهرمان پیچید همه همشهریان عزیزم نگران شدند و به نحوی علاقمند بودند که هرکاری از دستشان بر می آید انجام دهند تا من بتوانم در این رشته تحصیل کنم، تا جایی که این موضوع به گوش مسئولین استانی و نمایندگان محترم مجلس ،جناب دکتر مرادی و سرکار خانم جراره رسید و بطور جدی و مستمر پیگیر این قضیه شدند و لحظه ای ما را تنها نگذاشتند و خدا را شکر
پیگیری های این دو بزرگوار و سایر مسئولین به نتیجه رسید و الان در حال تحصیل در این رشته هستم.
دریا: مشتاق شدم که ادامه ماجرا را بشنوم!
وقتی خبر عدم پذیرش در رشته پزشکی عمومی من در شهرمان پیچید ظرف مدت کوتاهی انگار همه دست به دست هم دادند و شاید بهتر باشد اینطور بگوییم که کل شهر نگران دانشگاه نرفتن من شده بودند! در حالی که ما انتظار چنین چیزی را نداشتیم. هر کس به هر شکلی که می توانست تلاش کرد تا موضوع را به سرانجام برساند از جناب آقای رجبی رئیس آموزش و پرورش استثنایی و سرکار خانم موسوی کارشناس این داره گرفته تا خیلی از افرادی که شاید من تا آن موقع نمی شناختم پیگیری و کمک می کردند. حتی نمایندگان مجلس هرمزگان جناب آقای دکتر احمد مرادی و در برهه ای هم خانم فاطمه جراره پیگیر موضوع شدند و حتی رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان آقای دکتر شاهرخی به تهران آمدند و کمک کردند تا مشکلی که در کار بود حل شود که الحمد لله موضوع پیگیری و سر انجام به نتیجه رسید. قبولی من در دانشگاه باعث خوشحالی همه دوستان، اهل فامیل و تقریباً تمام شهرمان شد. پیگیری های مختلف همه ی دوستان حدود سه ماه ادامه داشت تا کارهای مربوط به کسب مجوز از تهران را انجام دادیم. در طول این زمان همه به هر طریقی که می توانستند سعی می کردند کمک کنند و شاید بهتر باشد بگویم که جزو دغدغه و نگرانی همه ی شهر شده بود. ولی این موضوع برای من قابل درک نبود و پیش خودم می گفتم : من که کار خاصی نکرده ام تلاش کردم، درس خواندم و قبول شدم ! چرا باید این موضوع برای همه این اندازه مهم باشد.

دریا: پس بالاخره مشکل ثبت نام و پذیرش حل شد.
بله الحمدلله ! بخش ثبت نام و آموزش دانشکده علوم پزشکی همکاری و همراهی بسیار خوبی با من داشتند و کمک کردند فرایند ثبت نام و انتخاب واحد برای نیمسال دوم هر چه سریعتر انجام شود. به دلیل همین مسائل مربوط به ثبت نام و پیگیری ها نتوانستم به موقع ثبت نام خودم را انجام دهم و یک ترم تحصیلی از سایر دانشجوها عقب ماندم در حال حاضر به دلیل غیر حضوری شدن آموزش، کلاس ها به صورت برخط بر گزار می شوند و درس های من نسبت به سایرین کمی عقب تر است. به همین دلیل کمی حجم درس ها برایم سنگین شده ولی راضی هستم و با یک برنامه خوب در حال پیگیری مطالعه هستم.

دریا: این طور که مطلع شدیم قرار است حتی یک مدرسه در رویدر را هم به نام شما ، نام گزاری کنند.
بله در مراسمی که برای تجلیل از پذیرفته شدگان کنکور در شهرمان رویدر برگزار شد جناب دکتر احمد مرادی نماینده محترم مجلس که در تمام این مراحل یک لحظه هم ما را تنها نگذاشتند و از من حمایت کردند نیز حضور داشتند و این پیشنهاد را با توجه به موفقیتم با وجود مشکل جسمی حرکتی که دارم مطرح کردند و نماینده خَیّر محترم نیز موافقت کردند و قرار شد اولین مدرسه ای که در رویدر بعد از این ساخته شود به نام مریم باشد.
دریا: از آموزش و پرورش استثنایی صحبت کردی. این اداره چه حمایت هایی را از شما داشته است؟
بی شک یکی از دلایل موفقیت من حمایت های بی دریغ آموزش وپرورش استثنایی در حین تحصیل بابت فراهم کردن مجموعه ای از امکانات بوده است، بر خود لازم می دانم از جناب آقای رجبی ریاست محترم آموزش و پرورش استثنایی و سایر همکارانشان خصوصا سرکار خانم موسوی کارشناس اداره که خیلی برای من زحمت کشیدند، آقای اسماعیل دریا مدیر مدرسه استثنایی منصف رویدر و همکارانشون و آقای شجاعی مهر که همواره پیگیر امورات درس و نیازهای مختلف آموزشی و ارزشیابی در همه ابعاد بوده اند صمیمانه تشکر کنم اصلا همین مصاحبه که انجام شد نیز با پیگیری خانم موسوی و اداره آموزش وپرورش استثنایی بوده است.

دریا: به عنوان صحبت پایانی چه حرفی با
بچه ها و دانش آموزان هرمزگانی داری؟
به دانش آموزانی که مانند من همچین مشکلاتی دارند می گویم اگر چیزی را می خواهید و به آن علاقمند هستید باید برایش سخت تلاش کنید، شکست ها و ناامیدی های دیروزتان را رها کنید و روزی جدید را شروع کنید خودتان را با هیچ شخصی مقایسه نکنید، هیچ انسانی کامل و بی نقص نیست مهم این است که نقصهایمان را بپذیریم، اگر برای کنکور درس
می خوانید باید علاوه بر تلاش خودتان بر خدا نیز توکل کنید و تاب آوری بالایی داشته باشید چرا که مسیری پرفراز و نشیب سر راهتان است و آنچه به شما کمک می کند توکل به خدا، حفظ آرامش و اعتماد به خودتان است.
من برای همه آرزوی موفقیت دارم. در پایان بر خود لازم می دانم از تمامی کسانی که به من کمک کردند تا این موفقیت را کسب کنم تشکر کنم و امیدوارم خداوند کمک کند تا در این مسیر سربلند و خدمتگزار خوبی برای مردم باشم ،از خانواده ام ، استاندارمحترم هرمزگان ، فرماندار محترم شهرستان خمیر، اداره کل آموزش وپروش استان هرمزگان، اداره آموزش و پرورش استثنایی و مدیریت آموزش پرورش شهرستان خمیر، مردم و مسئولان شهرم، تمامی دبیران و معلمان و مدیرانم، نمایندگی آموزش وپرورش رویدر ، اداره بهزیستی خمیر وکسانی که در اخذ مجوز برای ثبت نام من بی نهایت تلاش کردند و پشتیبانم بودند و خیلی به زحمت افتادند علی الخصوص نماینده مردم هرمزگان در مجلس شورای اسلامی جناب آقای دکتر مرادی که در همه امورات و بخصوص اقدامات مربوط به ثبت نام مجدانه و پر تلاش ظاهر شدند و پیگیری کردند، سرکار خانم جراره و جناب آقای دکتر شاهرخی ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس و مهندس شهیر درساره که همواره از دوران کودکی حامی و مشوق من بودند و مهندس علی علیزاده کمال تشکر رادارم.
دریا: من هم از شما که با وجود سختی و دوری راه دعوت و پیشنهاد ما برای مصاحبه را پذیرفتید و وقتتان را به ما و خوانندگان روزنامه دریا دادید تشکر می کنم لطفا سلام ما به اهالی مهربان و خونگرم رویدر برسانید.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.