حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Saturday, 19 September , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7852 تعداد نوشته های امروز : 8 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 177×
فامیل را وارد دعوای زن و شوهری نکنید!
19 سپتامبر 2026 - 7:32
شناسه : 45641
بازدید 122
1
وقتی همسرمان را پیش دیگران «محاکمه» می‌کنیم دریانیوز // یک دعوای زن و شوهری تمام شده، اما ماجرا تازه برای اطرافیان آغاز شده است! یکی برای خواهرش تعریف کرده، دیگری برای دوست صمیمی‌اش؛ یکی از مادرش مشورت گرفته و دیگری ماجرا را در یک جمع خانوادگی بازگو کرده است.
ارسال توسط : نویسنده : علی زارعی منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز // یک دعوای زن و شوهری تمام شده، اما ماجرا تازه برای اطرافیان آغاز شده است! یکی برای خواهرش تعریف کرده، دیگری برای دوست صمیمی‌اش؛ یکی از مادرش مشورت گرفته و دیگری ماجرا را در یک جمع خانوادگی بازگو کرده است.
شاید در لحظه، گفتن و شنیدن این حرف‌ها سبکمان کند؛ احساس کنیم کسی بالاخره ما را فهمیده و حق را به ما داده است. اما آیا هر چیزی که ما را در لحظه آرام می‌کند، الزاماً به نفع زندگی مشترک ماست؟ زندگی مشترک فقط کنار هم بودن دو نفر نیست؛ شکل‌گیری یک «ما»ی دو نفره است؛ سیستمی با مرزها، قواعد، احساسات و تصمیم‌های مخصوص خودش. وقتی جزئی‌ترین مسائل این رابطه مدام به بیرون منتقل می‌شود، پای افراد دیگری هم به تصمیم‌ها، قضاوت‌ها و حتی آینده رابطه باز می‌شود. اما آیا این یعنی زن و شوهر باید همه مشکلاتشان را پنهان کنند و با هیچ‌کس حرف نزنند؟ مرز میان «حفظ حریم خصوصی» و «پنهان‌کاری» کجاست؟ مشورت گرفتن چه زمانی مفید و چه زمانی آسیب‌زاست؟ و چرا گاهی تعریف کردن مشکلات برای دوستان و اقوام، به جای حل مسئله، ما را بیشتر در نقش قربانی نگه می‌دارد؟

رای پاسخ به این پرسش‌ها، با ثریا پرمایه، روانشناس، زوج‌درمانگر و استاد حوزه گفت‌وگو کرده‌ایم. باما همراه باشید.
دریا: یکی از چالش‌هایی که ظاهراً در اتاق درمان زوجین زیاد دیده می‌شود، مطرح کردن مسائل خصوصی زندگی مشترک با دوستان و اقوام است. چرا این موضوع تا این اندازه مهم است؟ چون در هر ازدواجی، به تدریج یک «ما»ی دو نفره شکل می‌گیرد. این «ما» یک حریم و فضای خصوصی دارد که بخشی از هویت رابطه است. وقتی مسائل خصوصی این سیستم مرتب به بیرون نشت می‌کند، در واقع مرزهای آن سیستم آسیب‌پذیر می‌شود. وقتی من مشکل زندگی مشترکم را برای چند نفر تعریف می‌کنم، دیگر فقط خودم و همسرم درباره آن موضوع تصمیم نمی‌گیریم. من به دیگران اجازه داده‌ام وارد فضای قضاوت و تصمیم‌گیری رابطه من شوند. این اتفاق به مرور می‌تواند استقلال زوج را برای حل مسائل خودش کاهش دهد.

دریا: یعنی حتی مشورت گرفتن از یک دوست دلسوز هم ممکن است مشکل‌ساز شود؟
بله، البته باید بین «مشورت» و «درددل برای تخلیه هیجانی» تفاوت بگذاریم. فرض کنید من با دوستم درباره رفتار همسرم صحبت می‌کنم. دوست من اطلاعات را از کجا به دست آورده؟ از روایت من. یعنی او معمولاً ماجرا را از دریچه نگاه من می‌بیند. حتی دلسوزترین دوست هم لزوماً بی‌طرف نیست. او ممکن است به دلیل علاقه‌ای که به من دارد، ناخودآگاه جبهه من را بگیرد و بگوید: «حق با توست»، «همسرت خیلی بد رفتار کرده» یا «اگر جای تو بودم فلان کار را می‌کردم.»
این حرف‌ها ممکن است در همان لحظه احساس خوبی به من بدهد، اما همیشه به حل مسئله کمک نمی‌کند.
چون آنها معمولاً جبهه می‌گیرند و به نفع ما صحبت می‌کنند. این «تاییدِ کاذب» شاید در لحظه به ما آرامش بده، اما در درازمدت مانع از این می‌شود که ما مسئولیت سهم خودمان را در ایجاد یا تداومِ مشکل ببینیم. در واقع، این کار فقط «ایگو» (منِ) ما رو نوازش می‌کند، نه اینکه به حل مسئله کمک کند.

دریا: شما از تعبیر «تأیید کاذب» استفاده می‌کنید. منظورتان چیست؟
گاهی فرد به جای اینکه دنبال فهمیدن سهم خودش در مشکل باشد، دنبال تأیید احساس خودش است. می‌خواهد کسی بگوید: «تو هیچ تقصیری نداری و طرف مقابل مقصر است.» این تأیید ممکن است موقتاً آرامش‌بخش باشد، اما در بلندمدت مانع رشد می‌شود. چون فرد دیگر نمی‌پرسد: «من در این چرخه ارتباطی چه نقشی دارم؟ چه چیزی را می‌توانم تغییر بدهم؟» در واقع، چنین حمایتی ممکن است بیشتر «ایگو» یا همان «من» فرد را نوازش کند تا اینکه به حل مسئله کمک کند.

دریا: این مسئله در نظریه‌های خانواده و زوج‌درمانی هم جایگاه مشخصی دارد؟
بله. در نگاه سیستمی به خانواده، وقتی دو نفر نمی‌توانند مستقیماً درباره یک موضوع دشوار با هم صحبت کنند، گاهی فرد سومی وارد این رابطه می‌شود. این فرد سوم می‌تواند دوست، مادر، خواهر، برادر یا حتی یکی از نزدیکان باشد.
به این ترتیب، تنشی که باید بین زن و شوهر مدیریت و حل شود، به سمت نفر سوم منتقل می‌شود. ممکن است فرد احساس کند سبک شده، اما در واقع بخشی از مسئولیت حل مسئله از روی دوش زوج برداشته شده است. اگر این الگو ادامه پیدا کند، زوج دیگر انگیزه کافی برای یادگیری گفت‌وگوی مستقیم، حل تعارض و اصلاح الگوهای ارتباطی خودشان نخواهند داشت.

دریا: پس توصیه شما این است که زوجین هیچ‌وقت مشکلاتشان را با دیگران مطرح نکنند؟
نه، من معتقدم نباید نسخه کاملاً بسته‌ای برای همه پیچید. اشتراک‌گذاری می‌تواند مفید باشد؛ اما مهم است بدانیم «با چه کسی»، «با چه هدفی» و «با چه محتوایی» صحبت می‌کنیم. اگر هدف، مشورت تخصصی باشد، شرایط متفاوت است. مراجعه به روانشناس یا زوج‌درمانگر با درد دل کردن برای اقوام و دوستان فرق دارد. درمانگر نقش حرفه‌ای دارد، آموزش دیده است و تلاش می‌کند مسئله را بدون قرار گرفتن در جبهه یکی از زوجین بررسی کند. از طرف دیگر، اگر فرد از یک دوست بسیار معتمد مشورت می‌گیرد، بهتر است هدفش گرفتن چشم‌انداز باشد، نه گرفتن تأیید برای خشم خودش.
مثلاً به جای اینکه بگوید: «همسر من آدم بی‌ملاحظه‌ای است، تو هم قبول داری؟» می‌تواند بگوید: «من این رفتار را انجام دادم، همسرم چنین واکنشی نشان داد؛ به نظرت من کجا ممکن است اشتباه کرده باشم؟» این نوع سؤال، مسئولانه‌تر است.

دریا: یعنی مسئله فقط «گفتن» نیست، بلکه «چگونه گفتن» هم اهمیت دارد؟
دقیقاً. اینکه ما چه چیزی را، با چه نیتی و برای چه کسی تعریف می‌کنیم بسیار مهم است. یک سؤال ساده هم می‌تواند به فرد کمک کند: اگر همسرم همین کار را با من انجام دهد، آیا من می‌پسندم؟آیا دوست داریم همسرمان خصوصی‌ترین مسائل ما را برای دوستان و اقوامش تعریف کند؟ آیا دوست داریم خانواده همسرمان درباره نقاط ضعف، اشتباهات یا مسائل خصوصی ما اطلاعات داشته باشند؟ اهی اگر فقط همین سؤال را از خودمان بپرسیم، متوجه می‌شویم بخشی از رفتارمان شاید منصفانه نباشد.

دریا: یکی از آسیب‌های مطرح کردن مسائل خصوصی با اطرافیان، ظاهراً مربوط به تصویری است که از همسرمان در ذهن آنها شکل می‌گیرد.
کاملاً درست است. وقتی شما مرتب درباره رفتارهای منفی همسرتان برای اطرافیان صحبت می‌کنید، در واقع تصویری از همسرتان در ذهن آنها می‌سازید؛ تصویری که معمولاً یک‌طرفه است. ممکن است امروز با همسرتان اختلاف شدیدی داشته باشید و تمام ناراحتی‌هایتان را برای خانواده یا دوستان تعریف کنید. فردا با هم آشتی می‌کنید، اما اطرافیان شما لزوماً با شما آشتی نکرده‌اند! آنها هنوز همان تصویری را که از همسر شما ساخته‌اید، در ذهن دارند. ممکن است شما ببخشید، اما خانواده‌تان نبخشند. شما از یک مرحله عبور کرده‌اید، اما اطرافیان همچنان در همان مرحله باقی مانده‌اند.

دریا: و این مسئله می‌تواند اختلاف را بیشتر کند؟
بله. چون هر بار که شما با همسرتان دچار اختلاف می‌شوید، ممکن است یک «دادگاه بیرونی» هم تشکیل شود. دوستان و اقوام قاضی می‌شوند، شما شاکی یا قربانی، و همسر شما متهم. در حالی که زندگی مشترک دادگاه نیست. هدف آن پیدا کردن مقصر نیست؛ هدف، پیدا کردن راهی برای بهتر شدن رابطه است. وقتی یکی از زوجین مرتب مسائل را بیرون از رابطه مطرح می‌کند، ممکن است ناخواسته نقش قربانی را برای خودش تقویت کند. چون بیرون از رابطه معمولاً آدم‌هایی هستند که می‌گویند: «حق با توست»، «تو خیلی تحمل کردی»، «همسرت مقصر است.» این حمایت‌ها لزوماً بد نیستند، اما اگر دائمی شوند، ممکن است فرد را از دیدن سهم خودش در رابطه دور کنند.

دریا: پس می‌توان گفت گاهی درددل کردن، تبدیل به نوعی فرار از مسئولیت‌پذیری می‌شود؟
بله. من آن را نوعی فرار از «رنج مسئولیت‌پذیری» در رابطه می‌دانم. گفت‌وگوی مستقیم با همسر همیشه آسان نیست. گاهی باید خشممان را مدیریت کنیم، گاهی باید بپذیریم اشتباه کرده‌ایم و گاهی باید حرفی را بشنویم که دوست نداریم. اما رشد رابطه دقیقاً در همین گفت‌وگوهای دشوار اتفاق می‌افتد. وقتی به جای گفت‌وگو با همسر، بلافاصله سراغ دیگران می‌رویم، ممکن است موقتاً از این رنج فرار کنیم؛ اما مسئله اصلی همچنان سر جای خودش باقی است.

دریا: اگر بخواهید یک توصیه عملی به زوج‌هایی بدهید که عادت دارند مشکلاتشان را برای اطرافیان تعریف کنند، چه می‌گویید؟
اول اینکه قبل از مطرح کردن یک مسئله از خودشان بپرسند: «هدف من از گفتن این موضوع چیست؟ حل مسئله یا فقط تخلیه خشم؟» دوم اینکه اگر موضوع قابل گفت‌وگوست، ابتدا تلاش کنند مستقیماً با همسرشان صحبت کنند. سوم اینکه اگر فشار روانی بسیار زیاد است یا گفت‌وگوهای زوجین مرتب به بن‌بست می‌رسد، به جای پخش کردن جزئیات زندگی بین دوستان و اقوام، از کمک حرفه‌ای استفاده کنند.و یک نکته مهم دیگر: حفظ حریم زندگی مشترک نشانه ضعف نیست؛ نشانه قدرت و پختگی است. اینکه بتوانی سکوت کنی، نه از سر ترس، بلکه از سر احترام به رابطه؛ اینکه بتوانی مشکل را به جای اینکه در میان چندین نفر پخش کنی، با همسرت یا یک متخصص در میان بگذاری، یعنی به رابطه‌ات اعتماد داری و حاضر هستی مسئولیت حل مشکلاتش را بپذیری.

دریا: اگر بخواهید تمام این بحث را در یک جمله خلاصه کنید؟
می‌گویم: هرچه افراد بیشتری در جریان جزئیات زندگی مشترک یک زوج قرار بگیرند، قدرت تصمیم‌گیری خود زوج می‌تواند کمتر شود. زوج باید یاد بگیرد که مسئول سرنوشت و انتخاب‌های خودش است. قرار نیست برای هر تعارضی یک نفر سوم پیدا کنیم. گاهی بلوغ در زندگی مشترک یعنی بتوانیم سخت‌ترین گفت‌وگوها را با همان کسی انجام دهیم که قرار است در کنار او زندگی کنیم. اگر یکی از زوجین نیاز به حرف زدن دارد، بهتر است یا مستقیماً با همسرش صحبت کند، حتی اگر سخت باشد، یا اگر احساس می‌کند تحت فشار زیادی است، مسئله را وارد اتاق درمان کند. در نهایت، زندگی مشترک زمانی امن می‌ماند که زوجین بدانند همه مشکلاتشان قرار نیست موضوع گفت‌وگوی دیگران باشد. بعضی گفت‌وگوها فقط برای دو نفر است؛ و گاهی حفظ همین حریم، خودش بخشی از عشق، احترام و بلوغ در یک رابطه است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.