دریانیوز//در روزگاری که کلانشهرها و مناطق حاشیهای با سرعت به سوی فقر زیرساختی پیش میروند، آموزش در این نقاط به چالشی نفسگیر تبدیل شده است. خبر افتتاح ۳۲۱۰ امین مدرسه برکت در نقطهای دورافتاده از کشور (شهرستان خانمیرزا)، اگرچه بهانهای برای تقدیر از همافزایی نهادهای حمایتی و وزارت آموزشوپرورش است، اما همزمان آینهای تمامنما پیش روی ما میگذارد تا بار دیگر به بحرانی عیان اما کمتوجهیشده خیره شویم: «بحران کمبود جدی فضای آموزشی در مناطق حاشیهای و پرتراکم شهری.» وقتی علیرضا کاظمی، وزیر آموزشوپرورش، در نشست مشترک با رئیس ستاد اجرایی فرمان امام (ره) صراحتاً انگشت روی زخم گذاشته و میگوید: «برخی مناطق با جمعیت بالای دانشآموزی، با کمبود جدی فضای آموزشی مواجهاند و لازم است این نیازها در اولویت برنامههای توسعهای قرار گیرد»، این جمله اعترافی صریح به شکافی است که هر روز عمیقتر میشود.
در حاشیه همین شهرهای بزرگ و پرزرقوبرق، در کوچهپسکوچههایی که سیمای محرومیت بر تن دارند، هزاران دانشآموز پشت در کلاسهای شلوغ و در فضایی فراتر از استانداردهای فیزیکی جا میگیرند؛ کلاسهایی که در آنها نه از تراکم استاندارد خبری است و نه از تمرکز معلم برای رسیدگی به تکتک استعدادها.مسئله تنها خشت و آجر نیست؛ مسئله کیفیت زیست انسانی و عدالت آموزشی است. وزیر آموزشوپرورش بهدرستی بر ضرورت عبور از «مدرسهسازی صرف» به سمت «کیفیتبخشی آموزشی» تأکید میکند و از بسترسازی برای توانمندسازی معلمان و تجهیز کتابخانهها سخن میگوید. اما تا زمانی که یک دانشآموز حاشیهنشین یا ساکن مناطق پرتراکم شهری مجبور باشد در کلاسهای فوقمتراکم و بر روی نیمکتهایی بنشیند که گنجایش جمعیتِ رو به رشد کلاس را ندارند، صحبت از عدالت آموزشی در هالهای از ابهام میماند.
کیفیت یادگیری، پیشنیازهایی دارد که نخستینِ آنها، داشتنِ یک سقف استاندارد، یک فضای تنفسی مناسب در کلاس درس و بهرهمندی برابر از امکانات پایه است.افتتاح مدارس برکت در روستاها و مناطق محروم، راهبردی سترگ و ستودنی است که توانسته استعدادهای درخشان و مدالآوران المپیاد را از دورافتادهترین نقطهها به عرصه ملی معرفی کند؛ شاهدی زندهبر این مدعا که محرومیت، ضد استعداد نیست. اما این قطارِ توسعهی زیرساختی، نباید ایستگاه حاشیهی کلانشهرها را فراموش کند. حاشیههای شهری، روستاهای پنهانِ درون شهرهای بزرگاند؛ نقاطی که جمعیت دانشآموزی در آنها با سرعتی سرسامآور رشد میکند، اما سرانه فضای آموزشیشان فرسنگها با استانداردهای حداکثری فاصله دارد.
ورود نهادهای عمومی و حاکمیتی به حوزههایی نظیر تأمین بستههای آموزشی، توانمندسازی معلمان و توسعه مدارس مهارتی، گامهای ارزشمندی است که زنجیره کیفیتبخشی را کامل میکند. اما گام بنیادین و فوریتدارِ امروز، بازتعریف اولویتهای عمرانی وزارت آموزشوپرورش با تمرکز بر همین «نقاط کورِ شهری» است. دانشآموزان مناطق حاشیهای و پرتراکم شهری نباید قربانی این تصور شوند که چون در بطن شهر زندگی میکنند، از خدمات مناطق محروم محرومترند. عدالت آموزشی پشت درهای بسته و کلاسهای شلوغِ این مناطق نفس میکشد؛ کلاسهایی که برای زنده نگه داشتن امیدِ نسل آینده، پیش از هر چیز به دستگیری، وسعت و ساختنِ فضایی شایسته نیازمندند. نیمکتهای این کلاسها دیگر جا ندارند، اما چشمانتظار نگاهی از جنس مسئولیت و اقدام عملیاند.






ثبت دیدگاه