دریانیوز//عادیسازی ناهنجاری، زنگ خطری برای آینده نسلهاست. سونامی بی حجابی ونیمه عریانی در جامعه هشداری جدی برای مسئولان و خانواده هاست که نباید نسبت به آن بی تفاوت باشیم؛مرزهای اخلاقی را باید دریابیم.این روزها آنچه در گوشهوکنار برخی شهرها و فضاهای عمومی به چشم میخورد، صرفاً یک تغییر در نوع پوشش نیست؛ مسئلهای است که بهتدریج میتواند به دغدغهای فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود. گسترش پوششهای نامتعارف، بیحجابی و آنچه میتوان از آن به نیمهعریانی در فضای عمومی تعبیر کرد، پرسشهای جدی درباره مسئولیت خانواده، نهادهای فرهنگی و دستگاههای مسئول در قبال هویت فرهنگی و تربیت نسل آینده پیش روی جامعه قرار داده است.نگرانی اصلی فقط به آنچه امروز در خیابانها دیده میشود محدود نیست؛ مسئله مهمتر، تأثیری است که تکرار و عادیشدن برخی رفتارها بر ذهن و نگاه دختران، کودکان و نوجوانان میگذارد. نسلی که هر روز در معرض انواع تصاویر و الگوهای رفتاری قرار دارد و بخش قابلتوجهی از یادگیری اجتماعی خود را از محیط پیرامون و فضای مجازی دریافت میکند.
وقتی یک رفتار بارها تکرار میشود و هیچ گفتوگوی فرهنگی و تربیتی مؤثری درباره آن شکل نمیگیرد، ممکن است بهتدریج از نگاه نسل جدید به رفتاری عادی و پذیرفتهشده تبدیل شود.نباید فراموش کرد که دختران امروز، مادران فردای این سرزمین هستند و کیفیت تربیت، اعتمادبهنفس، هویت فرهنگی و شناخت آنان از ارزشهای انسانی و اجتماعی، در شکلگیری خانوادههای آینده نقش مهمی دارد. البته نباید تمام مسئولیت تربیت نسل آینده را بر دوش دختران گذاشت؛ پسران نیز به همان اندازه نیازمند آموزش اخلاق، احترام، مسئولیتپذیری و رعایت حدود اجتماعی هستند. جامعه سالم با تربیت و مسئولیتپذیری همه اعضای خود شکل میگیرد.از سوی دیگر، نمیتوان از نقش خانوادهها چشمپوشی کرد. پدران و مادران باید بدانند تربیت فرزندان تنها به تأمین نیازهای مادی و تحصیل آنان خلاصه نمیشود. فرزندان بیش از آنکه از توصیههای زبانی تأثیر بپذیرند، از رفتار و سبک زندگی والدین و محیط اطراف خود الگو میگیرند.
خانوادهای که نسبت به تربیت فرهنگی و اخلاقی فرزند خود بیتفاوت باشد، نمیتواند تمام مسئولیت را متوجه مدرسه، جامعه یا فضای مجازی بداند.البته در این میان، دستگاههای فرهنگی نیز باید پاسخ دهند که برای ترویج فرهنگ عفاف، حیا و پوشش مناسب چه برنامه مؤثری داشتهاند؟ آیا با چند همایش، بنر، بخشنامه و توصیه میتوان انتظار داشت نسل جوان با ارزشهای فرهنگی و اجتماعی ارتباط برقرار کند؟ واقعیت این است که فرهنگسازی نیازمند برنامهریزی مستمر، زبان مناسب، شناخت نسل جدید و استفاده از ظرفیت رسانهها، مدارس، دانشگاهها، خانوادهها و چهرههای اثرگذار اجتماعی است.در بسیاری از کشورهای جهان نیز برای پوشش در محیطهای عمومی، آموزشی و اداری ضوابط و محدودیتهایی وجود دارد؛ هرچند این قوانین در کشورها و فرهنگهای مختلف متفاوت است.
بنابراین، اصل وجود ضوابط اجتماعی موضوعی غیرمعمول نیست. در کشور ما نیز قوانین مربوط به پوشش و عفاف وجود دارد و اجرای قانون، وظیفه دستگاههای مسئول است. نمیتوان انتظار داشت قانونی در کتابها و بخشنامهها باقی بماند و در عرصه عمومی هیچ اثر اجرایی نداشته باشد.با این حال، اجرای قانون باید همراه با تدبیر، عدالت، احترام به کرامت انسانی و پرهیز از برخوردهای سلیقهای باشد. برخوردهای هیجانی، تحقیرآمیز و مقطعی نهتنها به حل ریشهای مسئله کمک نمیکند، بلکه ممکن است فاصله میان نسلها و نهادهای اجتماعی را بیشتر کند. قانون باید روشن، یکسان و مسئولانه اجرا شود و در کنار آن، مسیر گفتوگو و اقناع فرهنگی نیز باز بماند.نکته مهم دیگر، مسئولیت رسانهها و فضای مجازی است. نمیتوان از خانوادهها انتظار داشت بهتنهایی در برابر حجم گسترده الگوهای متنوع و گاه متعارض رسانهای ایستادگی کنند. تولید محتوای جذاب، معرفی الگوهای موفق، تبیین جایگاه عفاف و حیا و تقویت سواد رسانهای نوجوانان باید در دستور کار جدی متولیان فرهنگی قرار گیرد.
امروز بیش از هر زمان دیگری به یک رویکرد متوازن نیاز داریم؛ رویکردی که نه از کنار نگرانیهای فرهنگی جامعه بیتفاوت عبور کند و نه با برخوردهای شتابزده، زمینه دلزدگی و تقابل اجتماعی را فراهم آورد. عفاف و حیا باید بهعنوان بخشی از فرهنگ اخلاقی جامعه، با زبان احترام، آگاهی، تربیت و مسئولیتپذیری تبیین شود.سونامی بیتفاوتی در برابر مسائل فرهنگی، به همان اندازه میتواند نگرانکننده باشد که برخوردهای غیرمدبرانه و بدون پشتوانه فرهنگی. اگر امروز برای تربیت نسل آینده، تقویت بنیان خانواده و حفظ ارزشهای اخلاقی برنامه نداشته باشیم، فردا با جامعهای روبهرو خواهیم شد که ترمیم فاصلههای فرهنگی در آن دشوارتر خواهد بود. وقت آن رسیده است که خانوادهها، آموزشوپرورش، رسانهها، نهادهای فرهنگی و دستگاههای مسئول از شعار فاصله بگیرند و مسئولیت خود را جدی بگیرند. نه میتوان همه چیز را به گذر زمان سپرد و نه میتوان با دستور و برخورد مقطعی انتظار تحول فرهنگی داشت. آینده اخلاقی و فرهنگی جامعه، حاصل تصمیمها و عملکرد امروز ماست؛ پس مرزهای اخلاقی و فرهنگی را دریابیم، پیش از آنکه بیتفاوتی به یک عادت اجتماعی تبدیل شود.






ثبت دیدگاه