دریانیوز//در تقویم، روزهایی هستند که تنها برای تبریک گفتن نیستند؛ روزهایی که باید اندکی مکث کرد و به انسانهایی اندیشید که بیآنکه نامشان بر سر زبانها باشد، نبض جامعه را در واژهها به تپش درمیآورند. روز خبرنگار، از همین جنس روزهاست؛ روز پاسداشت کسانی که حقیقت را، حتی وقتی تلخ است، از دل غبار حادثه بیرون میکشند و بر صفحه تاریخ مینشانند.خبرنگار، وارث قلمی است که رسالتش تنها نوشتن نیست؛ باید درد را ببیند، امید را پیدا کند، سکوت را بشکند و صدای آنان باشد که صدایشان کمتر شنیده میشود. او هر روز میان بیم و امید، میان حادثه و آرامش، میان حقیقت و شایعه قدم برمیدارد؛ بیآنکه بداند فردا چه روایتی در انتظار اوست.و اگر این خبرنگار، فرزند هرمزگان باشد، قصهاش رنگ دیگری دارد؛ رنگ آبی بیکران خلیج فارس، گرمای سوزان آفتاب جنوب، بوی دریا، شرجی نفسگیر و جادههایی که پایانشان گاه به دورترین روستاهای ساحلی و جزیرههای پراکنده میرسد. اینجا خبر، تنها در اتاقهای سرد تحریریه تولید نمیشود؛ گاهی باید کیلومترها راه را پیمود، در گرمایی که نفس را به شماره میاندازد، تا حقیقت را از زبان مردم شنید و آن را بیکموکاست روایت کرد.هرمزگان، سرزمین تلاقی دریا و اقتصاد، تجارت و زندگی، امید و رنج است.
استانی که هر موجش خبری در دل دارد و هر بندرش داستانی برای گفتن. از اسکلههای صیادی تا صنایع بزرگ، از جزیرههای همیشه بیدار تا محلههای کمبرخوردار، خبرنگاران این دیار هر روز شاهد روایتهایی هستند که گاه لبریز از افتخار است و گاه آمیخته با درد.این روزها، اما جنوب، روزهای متفاوتی را از سر میگذراند. سایه جنگ و تنشهای منطقهای، بیش از گذشته بر آسمان این دیار سنگینی کرده است. در چنین روزگاری، خبرنگار تنها روایتگر رویدادها نیست؛ او پاسدار آرامش افکار عمومی نیز هست. میان هجوم شایعات و انبوه خبرهای تأییدنشده، مسئولیت او سنگینتر از همیشه است؛ باید حقیقت را با دقت بجوید، امید را قربانی هیجان نکند و اعتماد مردم را سرمایه اصلی حرفه خویش بداند.اما در پس این همه مسئولیت، کمتر کسی از رنجهای خاموش خبرنگاران سخن میگوید. از شبهایی که با صدای تلفن آغاز میشود و با خستگی به پایان میرسد؛ از مأموریتهایی که تعطیلی نمیشناسد؛ از دغدغه معاش، قراردادهای ناپایدار، بیمههای ناکافی و امنیت شغلیای که گاه بیش از یک آرزو نیست. آنان که هر روز از درد دیگران مینویسند، خود سالهاست با درد دیدهنشدن زندگی میکنند.با این همه، خبرنگار میماند؛ چون باور دارد حقیقت، هرچند آرام و بیصدا، راه خود را پیدا خواهد کرد.
او میماند تا صدای صیادی باشد که چشم به دریا دوخته، مادری که چشمانتظار آینده فرزندش است، کارگری که در گرمای طاقتفرسای جنوب چرخ تولید را میگرداند و کودکی که سهمش از توسعه، تنها رؤیایی دوردست نباشد.روز خبرنگار، بیش از آنکه روز تقدیر باشد، روز یادآوری یک مسئولیت جمعی است؛ مسئولیت پاسداشت کسانی که چراغ آگاهی را روشن نگه میدارند. جامعهای که رسانه را ارج مینهد، راه گفتوگو، شفافیت و توسعه را هموارتر میکند و خبرنگاری که با آرامش و امنیت قلم بزند، میتواند آینهای صادق برای جامعه باشد.در این روز، به احترام خبرنگاران هرمزگان باید ایستاد؛ آنان که زیر آفتاب سوزان جنوب، کنار موجهای همیشه خروشان خلیج فارس، در میان گردوغبار حادثه و التهاب روزگار، هنوز به حرمت حقیقت قلم میزنند. شاید نامشان بر سر زبانها نباشد، اما رد گامهایشان بر حافظه این سرزمین خواهد ماند؛ همانها که هر روز، بیآنکه دیده شوند، روشنایی را روایت میکنند تا امید، در دل این سرزمین، خاموش نشود.







ثبت دیدگاه