دریانیوز// تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی، گواهی روشن بر این مدعاست که نظام سلطه و بدخواهان این مرز و بوم، در تمامی میدانهای سخت و نیمهسخت، طعم شکست را چشیدهاند. از دوران دفاع مقدس که ماشین جنگی دشمن با سد فولادین اراده ملت برخورد کرد تا عرصههای سیاسی که توطئههای پیچیده برای انزوای نظام را به بنبست کشاند، همواره «وحدت» و «ایستادگی» رمز پیروزی بوده است. اما امروز، دشمن با تغییر استراتژی و بازخوانی درسهای شکستخورده خود، میدان نبرد را از مرزهای جغرافیایی به درون خانهها و ذهنها کشانده است. راهبرد امروز دشمن، نه حمله مستقیم نظامی، بلکه کاهش «تابآوری ملی» و فرسایش سرمایه اجتماعی است.
در تحلیلهای راهبردی جدید، «نقطه ثقل» دشمن تغییر یافته است. دشمنان دریافتهاند که وقتی اراده یک ملت در سایه همبستگی استوار است، موشکها و تحریمها راه به جایی نمیبرند. بنابراین، تمرکز اتاقهای فکر معاند بر روی «برهم زدن ثبات» و «تزلزل در تابآوری» قرار گرفته است. تابآوری ملی، به مثابه سیستم ایمنی بدن یک جامعه در برابر بحرانها عمل میکند؛ هرچه این سیستم قویتر باشد، فشارها و تنشهای خارجی تأثیر کمتری بر ساختار درونی خواهند داشت. دشمن اکنون به دنبال تضعیف این سیستم ایمنی است تا با تزریق ناامیدی و القای ناکارآمدی، جامعه را نسبت به آینده خود بیتفاوت یا بدبین کند.یکی از ستونهای اصلی این استراتژی، استفاده ابزاری از «اختلافات» است. در هر جامعه پویایی، تفاوت دیدگاهها امری طبیعی و حتی گاهی فرصتی برای تکامل است؛ اما دشمن با برجستهسازی تصنعی این اختلافات و تبدیل آنها به «دوقطبیهای کاذب»، تلاش میکند تا پیکره واحد امت اسلامی را قطعهقطعه کند. بدخواهان ایران اسلامی نیک میدانند که تفرقه، بزرگترین کاتالیزور برای شکست است.
وقتی جامعهای درگیر منازعات داخلی، حاشیهسازیها و جنگهای روانی خرد باشد، دیگر انرژی و توان لازم برای پیشرفت و مواجهه با تهدیدهای بزرگتر را نخواهد داشت.هدف نهایی این سلسلهعملیات روانی، به زانو درآوردن جامعه از درون است. دشمن با بزرگنمایی چالشهای معیشتی و دمیدن در آتش گلایهها، سعی دارد پیوند میان «ملت» و «نظام» را که اصلیترین مؤلفه قدرت ملی است، سست کند. دشمنان به دنبال این هستند که با ایجاد «شکاف ادراکی»، دستاوردهای بزرگ ملی را کوچک جلوه داده و کوچکترین نقصها را به عنوان فاجعههای بزرگ بازنمایی کنند تا «امید» که سوخت پیشرفت هر کشوری است، در دل مردم خاموش شود.در این میان، نقش «آحاد ملت» فراتر از یک تماشاگر است. ما در برههای حساس قرار داریم که «بصیرت» به معنای تشخیص دوست از دشمن و «خودی» از «غیرخودی» در پیچیدگیهای رسانهای، حیاتیترین وظیفه اجتماعی محسوب میشود. اجازه بروز اختلاف و دامن زدن به آن، ناخواسته بازی کردن در زمین دشمن است. هر فردی در هر جایگاهی که هست، باید بداند که هر کلام یا اقدامی که وحدت ملی را هدف قرار دهد، خواسته یا ناخواسته، بخشی از پازل جنگ شناختی دشمن را تکمیل میکند.تابآوری ملی تنها با شعار حاصل نمیشود؛ این مفهوم با «تکیه بر نقاط مشترک» و «خرد جمعی» تقویت میگردد. راهکار، انسجام درونی است.
ما باید یاد بگیریم که نقدهای سازنده را از تخریبهای هدفمند تمیز دهیم. نقدی که به دنبال اصلاح باشد، نشانه پویایی جامعه است، اما تخریبی که به دنبال بیاعتمادسازی باشد، ابزار دشمن است. علاوه بر این، در برابر این راهبردِ «فرسایشی»، نیازمند «روایتگری صادقانه» هستیم. نباید اجازه داد که روایت دشمن از واقعیتهای کشور، به روایت غالب تبدیل شود. وقتی روایتگری صحیح و مبتنی بر واقعیتها (هم در بیان مشکلات و هم در تشریح پیشرفتها) توسط نخبگان، رسانهها و مردم انجام شود، دشمن سلاح اصلی خود را که همان «تحریف» است، از دست خواهد داد. در نهایت، دشمن در محاسبات خود یک نکته را همواره نادیده میگیرد؛ پیوند عمیق اعتقادی و تاریخی مردم این سرزمین. ملتی که در سختترین دورانها، زیر بار تحریمهای ظالمانه و فشارهای سنگین بینالمللی، دست از آرمانهای خود برنداشته است، با این جنگهای روانی نوین نیز مرعوب نخواهد شد. اما شرطِ بقای این صلابت، هوشیاری است. نباید اجازه دهیم بازیهای سیاسی کوتاهمدت، منافع بلندمدت ملی و تابآوری اجتماعی ما را قربانی کنند. راهبرد وحدت، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت وجودی برای عبور از این گردنه تاریخی است. امنیت پایدار، در گرو تابآوری جمعی است و این تابآوری، جز در سایه «همدلی ملی» و «بصیرت انقلابی» محقق نخواهد شد.







ثبت دیدگاه