دریانیوز//اعتیاد را جدایی اراده و زوال بنیادی عاملیت انسانی و اخلاقی می دانند، وضعیتی فرساینده که در آن مغز و ساختار زندگی انسان چنان درگیر و اسیر یک ماده یا رفتار اجباری قرار میگیرد که فرد با وجود آگاهی از ویرانی تندرستی، آیندهی شغلی و پیوندهای اجتماعی توان ایستادن و مهار این چرخه ی تخریب را از دست میدهد. این پدیده در ژرفای خود تلاشی ناخودآگاه و ناسالم برای رهایی از رنجهای درونی، تنهایی وجودی، دردهای مزمن و بن بستهای بیپاسخ زندگی است. اعتیاد در حقیقت راهی فریبنده است که در آغاز آرامشی ساختگی و تسکینی موقت که به مرور زمان اراده، عقلانیت، قدرت تصمیمگیری و توان مدیریتها را از انسان گرفته و او را به اسیری بی دفاع در چرخه انحطاط خویش بدل میسازد.پیدایش اعتیاد حاصل تلاقی و پیوند پیچیدهی بحرانهای برون و درون روانی با گسستهای کانون خانواده و فشارهای ساختاری پیرامون است. تزلزل امنیت عاطفی در خانه با تعارض های ریشه دار خانوادگی، خشونت، طلاق و الگوهای تربیتی، حس تعلق و تاب آوری انسان را از میان برمیدارد. همزمان انباشتهای ناشی از ابراز حس های روانی مانند افسردگی، اضطرابهای مزمن، نا امیدی، پوچی را مستعد سقوط میسازد. ضعف در مهارتهای اساسی فردی نظیر ناتوانی در جرات ورزی و قدرت «نه گفتن»، عزت نفس پایین و شکننده و همچنین تن دادن به فشارهای همنوایی با گروههای همسال برای کسب پذیرش جمعی شخص را بسوی رفتارهای پرخطر سوق میدهد.
این فرایند زمانی شتابی ویرانگر به خود میگیرد که با تنگناهای اقتصادی، فقر، بیکاری و فقدان چشم انداز روشن همراه شده و در بستری از سهولت دسترسی فیزیکی به مواد و کمبود تفریحات سالم رشد می نماید. پیامدهای ناگوار این معضل در سه جایگاه بهم پیوسته ارکان حیات را متزلزل میسازد. نخست در جایگاه فردی که اعتیاد با آسیب زدن به ساختار عصبی مغز سلامت جسمانی را تحلیل و فرد را در باتلاق احساس گناه، شرم، وسوسههای فرساینده و انزوا درگیر می سازد، فرایندی که در آن تمامی استعدادها، اهداف و آرزوهای شخصی قربانی مصرف مواد مخدر میشوند. دوم در جایگاه خانواده اعتیاد پایه های امن ترین مأمن انسانی را ویران و فضای مهر و گفتگو جای خود را به تنش، دروغ، سوء ظن و خشونت میدهد. اعتیاد در خانه موجب هدر منابع مالی و عاطفی است که به نوبه خود موجبات انتقال اضطراب به نسل های آینده را فراهم می آورد.
سوم در جایگاه جامعه اعتیاد یک آسیب اساسی است که سرمایه های مولد، متخصص، ماهر و جوان را از چرخه کار و کارافرینی منحصر به فرد خارج ساخته و هزینه های سرسام آور انتظامی، قضایی و درمانی را بر بودجه عمومی تحمیل می نماید. علاوه بر این شیوع و توسعه جرائم همپوشان مانند سرقت، نا امنی فضاهای همگانی و تضعیف روح اعتماد و همبستگی مدنی بنیان جامعه را از درون تهی و خالی می سازد. با این حال پایداری پاکی و ماندگاری بهبودی افراد معتاد بازگشت به آغوش جامعه، مشارکت در امور فردی خانوادگی و شغلی، پذیرش نقشهای معنا دار در خانواده و حضور در محافل حمایتی همیار هویت طرد شده فرد را بازیابی نموده و حس کرامت، سودمندی و عزت نفس را شکوفا میسازد. پیوند و ارتباط هم افزای دارو درمانی تجویز شده توسط متخصصین و مشارکت فعال اجتماعی ریشه های فرسایش اعتیاد را خشکانیده و امید، تعهد و پویایی را به زیست فرد بازمیگرداند.






ثبت دیدگاه