دریانیوز//وقتی دستگاهها مسئولیت آسیبهای اجتماعی را پاسکاری میکنند؛ نتیجه اش هم افزایش این آسیب ها در دل محلات و مناطق کم برخوردار هرمزگان است.کودکی که باید در زمین خاکی محله استعدادش را کشف کند، نوجوانی که باید رؤیای آیندهاش را در کلاس درس بسازد و جوانی که به فرصتی برای آموختن، کار کردن و ساختن زندگی نیاز دارد، چرا باید در کوچههای فراموششده شهر، میان فقر، اعتیاد و آسیبهای اجتماعی، بیپناه بماند؟ این پرسشی است که امروز باید مسئولان هرمزگان و بهویژه مدیران دستگاههای متولی امور اجتماعی، با صراحت به آن پاسخ دهند.بندرعباس، شهری که نامش با دریا، تجارت، بندر و ظرفیتهای بزرگ اقتصادی گره خورده است، در گوشههایی از خود چهره دیگری دارد؛ محلاتی که کودکان و نوجوانانش نه از امکانات برابر آموزشی و ورزشی برخوردارند، نه به برنامههای مؤثر فرهنگی دسترسی دارند و نه همیشه از حداقل حمایتهای اجتماعی برای عبور از دشواریهای زندگی بهرهمندند.
در این محلات، فقر فقط به خالی بودن سفره خانوادهها محدود نمیشود؛ گاهی فرصت تحصیل را میگیرد، استعدادها را خاموش میکند و مسیر رشد را به روی کودکانی میبندد که هنوز در آغاز راه زندگی ایستادهاند.در چنین شرایطی، وقتی آسیبهای اجتماعی به کوچهها و محلات راه پیدا میکنند و دسترسی به مواد مخدر، مشروبات الکلی و دیگر آسیبها، نگرانیها را به سنین دانشآموزی میکشاند، دیگر نمیتوان مسئله را صرفاً به خانوادهها یا رفتارهای فردی نسبت داد. تبدیل برخی معابر محلات به محل تجمع مصرفکنندگان مواد مخدر یا فعالیت احتمالی توزیعکنندگان ومصرف کنندگان موادمخدر سنتی و صنعتی و مشروبات الکلی، زنگ خطری است که باید جدی گرفته شود؛ بهویژه هنگامی که کودکان و نوجوانان هر روز در همان محیط رفتوآمد میکنند و در معرض پیامدهای چنین شرایطی قرار دارند.البته مقابله با این وضعیت، تنها با برخوردهای مقطعی و جمعآوری افراد از چند کوچه و خیابان به نتیجه پایدار نمیرسد.
اگر زمینههای شکلگیری آسیبها همچنان پابرجا بماند، ممکن است یک نقطه از شهر پاکسازی شود، اما مسئله در نقطهای دیگر سر باز کند. راهحل، ترکیبی از پیشگیری، حمایت اجتماعی، برخورد قانونی با شبکههای توزیع مواد مخدر و مشروبات الکلی، توانمندسازی خانوادهها و فراهم کردن فرصتهای واقعی برای کودکان و نوجوانان است.اما پرسش اساسی اینجاست: مسئولیت این وضعیت بر عهده کدام دستگاه است؟ آموزشوپرورش، بهزیستی، شهرداری، نهادهای فرهنگی، دستگاههای انتظامی و قضایی،فرمانداری ها، استانداری و دیگر سازمانهای مسئول، هر یک وظایف مشخصی دارند؛ بااینحال، آنچه اهمیت دارد، پیوند این وظایف در قالب یک برنامه مشترک و پاسخگوست. نمیتوان از یک دستگاه انتظار داشت بهتنهایی با پدیدهای مقابله کند که ریشههای اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و اجتماعی دارد. در مقابل، تعدد دستگاهها نیز نباید بهانهای برای شانه خالی کردن از مسئولیت باشد.وقتی هر نهاد، بخشی از مسئله را به سازمانی دیگر ارجاع میدهد، آنچه در میان این پاسکاریها گم میشود، آینده کودکانی است که فرصت چندانی برای جبران سالهای ازدسترفته ندارند. آسیبهای اجتماعی منتظر تشکیل جلسه، مکاتبه اداری و تعیین حدود مسئولیت سازمانها نمیمانند.
کودکی که امروز از تحصیل بازمیماند، نوجوانی که استعدادش نادیده گرفته میشود و خانوادهای که زیر فشار فقر از تأمین نیازهای اولیه فرزندانش ناتوان است، به اقدام مؤثر نیاز دارد؛ نه وعدههایی که در چرخه جلسات و گزارشها متوقف میشوند. متاسفانه افزایش آسیبهای های اجتماعی، خودکشی ها، تن فروشی ها و… مورد توجه دستگاه های متولی قرار ندارد و اگر مشاوره های خانوادگی، تحصیلی ، فرزندپروری و همسرداری ، شغلی،حقوقی و… در محلات ومناطق حاشیه ای و محروم انجام می شد و با خانواده ها گفتگو و مشاوره های رایگان موردنیاز داده می شد، بطور حتم از آسیب های اجتماعی ،جرم ،خلاف و بزه کاسته می شد که متاسفانه عزمی در این حوزه ها وجود ندارد و متولیان مربوطه بیشتر بدنبال آمارسازی هایی هستند که گره آسیب های اجتماعی را فقط روزبه روز کورتر می کند وبس.
در این میان، استعدادیابی ورزشی، هنری و فرهنگی در محلات کمبرخوردار باید از حاشیه برنامههای مدیریتی به متن سیاستهای اجتماعی هرمزگان منتقل شود. چرا نباید زمینهای ورزشی محلات، فرهنگسراها، کتابخانهها و مراکز آموزشی به پایگاههایی برای شناسایی و پرورش استعدادهای کودکان و نوجوانان تبدیل شوند؟ چرا نباید با همکاری آموزشوپرورش، شهرداری، اداره ورزش و جوانان و تشکلهای مردمی، امکان حضور رایگان یا کمهزینه دانشآموزان در کلاسهای ورزشی، هنری و مهارتی فراهم شود؟شاید یک کودک در محلهای کمبرخوردار، استعداد درخشانی در فوتبال، والیبال، هنرهای تجسمی یا فعالیتهای علمی داشته باشد؛ اما وقتی خانوادهاش توان پرداخت هزینه کلاس، رفتوآمد یا تهیه تجهیزات اولیه را ندارد، این استعداد پیش از شکوفایی خاموش میشود و این کودکان و نوجوانان و جوانان به تدریج در آسیب های اجتماعی غرق می شوند. عدالت اجتماعی فقط به معنای توزیع امکانات میان مناطق مختلف شهر نیست؛ یعنی هر کودک، فارغ از محل تولد و وضعیت اقتصادی خانوادهاش، فرصت داشته باشد تواناییهای خود را بشناسد و برای آیندهاش قدم بردارد.
در حوزه آموزش نیز نمیتوان از دانشآموزی که با دغدغه نان، اجارهخانه و مشکلات معیشتی خانواده روبهروست، انتظار داشت بدون حمایت لازم مسیر تحصیل را با آرامش طی کند. حمایت تحصیلی از این کودکان باید فراتر از کمکهای مقطعی باشد و نیازهای واقعی آنان، از لوازمالتحریر و تغذیه گرفته تا حمایت آموزشی، مشاوره و دسترسی به خدمات اجتماعی را در بر بگیرد. هیچ دانشآموزی نباید صرفاً به دلیل فقر خانواده، از حق آموختن و ساختن آینده محروم شود.هرمزگان با وجود جایگاه مهم اقتصادی و راهبردی خود، نمیتواند نسبت به شکافهای اجتماعی در محلاتش بیتفاوت بماند. توسعهای که در کنار بنادر، صنایع و فعالیتهای اقتصادی، به امنیت اجتماعی، کیفیت زندگی و آینده کودکان توجه نکند، توسعهای ناتمام است. ثروت واقعی یک استان فقط در ظرفیتهای بندری و صنعتی آن خلاصه نمیشود؛ در فرصتهایی نیز معنا پیدا میکند که برای رشد نسل آینده فراهم میسازد.صنایع و بنگاه های اقتصادی بایستی در حوزه مسئولیت های اجتماعی در بخش های مرتبط با کودکان،نوجوانان و جوانان فعالتر عمل کنند.اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان استانی هم بهجای بسنده کردن به آمارها و جلسات، نقشهای روشن برای شناسایی محلات پرخطر، حمایت از خانوادههای آسیبپذیر، تقویت حضور مددکاران اجتماعی، توسعه فضاهای ورزشی و فرهنگی و پیشگیری از دسترسی دانشآموزان به مواد مخدر و مشروبات الکلی تدوین کنند.
این برنامه باید متولی مشخص، اعتبار کافی، زمانبندی اجرایی و شاخصهای قابل ارزیابی داشته باشد تا مردم بدانند چه اقدامی انجام شده و چه نتیجهای به دست آمده است.کودکان و نوجوانان محلات کمبرخوردار، قربانیان کمبود فرصتاند، نه صاحبان سرنوشتهای ازپیشتعیینشده. نباید اجازه داد فقر، محل زندگی یا غفلت دستگاههای مسئول، آینده آنان را محدود کند. هر روز تأخیر در حمایت از این نسل، میتواند هزینههای اجتماعی و انسانی سنگینتری به جامعه تحمیل کند.باید پیش از آنکه آسیبها عمیقتر شوند، به محلات بازگشت؛ به مدرسهها، زمینهای ورزشی، خانوادهها و کوچههایی که کودکانشان بیش از هر چیز به امنیت، امید و فرصت نیاز دارند. مسئولان هرمزگان باید بدانند که در برابر آینده این کودکان، هیچ دستگاهی تماشاگر نیست و هیچ نهادی نمیتواند مسئولیت خود را به دیگری واگذار کند.آینده بندرعباس را نمیتوان تنها با توسعه بندرها و صنایع ساخت؛ این آینده از محلات شهر و از فرصتهایی آغاز میشود که امروز در اختیار کودکان آن قرار میدهیم.






ثبت دیدگاه