دریانیوز//در تحلیلهای کلاسیک امنیت ملی، انرژی و صنعت معمولا در دو جایگاه مکمل بررسی میشدند یکی به عنوان پیشران توسعه در شرایط صلحی و دیگری هدف آسیبپذیر در زمان جنگ و بحران. اما تجارب جنگها و بحرانهای ژئوپلیتیک معاصر نشان میدهد که نسبت میان زیرساختهای حیاتی و پایداری ملی دچار دگرگونی بنیادین شده است. در هنگامه بحران، فروپاشی شبکه انرژی صرفا یک خاموشی فنی یا افت تولید موقت نیست، بلکه نقطه آغاز یک اثر دومینویی است که به اختلال در ترابری، فلج شدن شبکه بهداشت و درمان، قطع آب شرب، فروپاشی لجستیک کالا و در نهایت تعلیق حیات اجتماعی منتهی میشود.نخستین خطای راهبردی در مدیریت جنگ، اصرار کور بر ادامه وضعیت نرمال است. در شرایط بحران، منابع محدود میشوند و شبکه توزیع تحت فشار قرار میگیرد.
در این مقطع، هدف دفاع غیرعامل حفظ ۱۰۰ درصدی تولید همه کارخانهها نیست، بلکه حفظ حداقل ظرفیت زیستپذیر در گلوگاههای حیاتی است. این تغییر دیدگاه مستلزم اولویتبندی شفاف صنایع پیش از وقوع بحران است، صنایعی که باید دسترسی تضمینشده به خوراک و انرژی داشته باشند (مانند غذا، دارو، سوخت و خدمات زیستی) باید از پیش مشخص شوند تا منابع کمیاب انرژی در میانه آتش و دود، بهصورت کور یا سلیقهای توزیع نشود.یکی از بزرگترین پاشنهآشیلهای کشورهای در حال توسعه، تمرکز بیش از حد روی چند مرکز بزرگ تولید برق یا پالایشگاههای متمرکز است.
برخورد یک پرتابه یا اخلال سایبری در یک مجتمع کلیدی میتواند کل مدار توزیع ملی را از کار بیندازد. راهکار پدافندی این چالش، گسترش تولید پراکنده و تکیه جدی بر انرژیهای تجدیدپذیر (بهویژه خورشیدی) در مجاورت مراکز حیاتی است. سلولهای خورشیدی و ریزشبکههای محلی شاید در محاسبات اقتصادی کوتاهمدت، ارزانترین نباشند، اما در ترازوی محاسبات امنیت ملی، ارزانترین بیمهنامه برای جلوگیری از سقوط کامل خدمات بیمارستانی، مخابراتی و آبرسانی به شمار میروند.در تأسیسات پیچیده نفت، گاز و پتروشیمی، گاهی خسارت ناشی از توقف ناگهانی و غیراصولی از نقص در کورهها و آسیب به توربینها گرفته تا نشت مواد پرخطر کمتر از انفجار موشک نیست. مدیریت فعال شبکه به این معناست که سامانهها مجهز به سناریوهای توقف اضطراری برنامهریزیشده باشند تا در لحظه تهدید، بدون ایجاد آسیبهای ثانویه به تجهیزات، واحدها بهصورت کنترلشده از مدار خارج شده و مهمتر از آن، آماده بازگشت سریع پس از فروکش کردن بحران باشند.
بسیاری از تصمیمگیران، تابآوری را به دیوارهای بتنی و پدافند موشکی تقلیل میدهند. با این حال، حتی اگر یک مجتمع پتروشیمی یا نیروگاه کوچکترین آسیبی از ترکشها نبیند، نبود یک قطعه یدکی کوچک، کمبود یک کاتالیست انحصاری یا قطع سامانه داده میتواند خط تولید را ماهها متوقف کند. علاوه بر این، انحصار دانش فنی در افراد معدود یک آسیبپذیری مرگبار است. تابآوری واقعی مستلزم ثبت و اشتراک سیستماتیک دانش فنی و استقرار فرآیندهای جایگزین است تا فقدان فیزیکی چند تکنسین یا مدیر، کل شریان عملیاتی را دچار ایست قلبی نکند.بحرانها فرصتی برای طراحی پروتکل جدید باقی نمیگذارند، آنها صرفا کیفیت سناریوهایی را محک میزنند که در روزهای آرامش تدوین شدهاند. ایران و منطقه در کانون تلاطمهای ژئوپلیتیک و تهدیدات ترکیبی (سایبری، فیزیکی و تحریمی) قرار دارند.
ضرورت نگارش فوری پروتکلهای اضطراری بخش انرژی و صنعت با مشارکت بخش خصوصی، نهادهای امنیتی و وزارتخانههای متولی بسیار محسوس است. سیاستگذار اقتصادی باید بپذیرد که هزینه ساخت ذخایر راهبردی قطعات، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر پراکنده و چابکسازی شبکه دیسپاچینگ، هزینه اضافی نیست، بلکه هزینه حفظ بقا و حاکمیت ملی در روزهای پیشبینیناپذیر است.







ثبت دیدگاه