حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 7 October , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 8011 تعداد نوشته های امروز : 13 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 177×
دلاوران دریا در خط آتش و خون
15 مهر 1405 - 6:24
شناسه : 46460
بازدید 130
♥2
یادی از گردان 422 ؛ دریانیوز//دریا برای هرمزگانی‌ها از کودکی شروع می‌شد؛ از اسکله، قایق، باد و موج. آب را می‌شناختند؛ تغییر رنگش را، رفتار موج را، راه رفتن باد را. همین شناخت بعدها در جنگ، معنای دیگری پیدا کرد.
ارسال توسط : نویسنده : سیدرضاهاشمی زاده منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز//دریا برای هرمزگانی‌ها از کودکی شروع می‌شد؛ از اسکله، قایق، باد و موج. آب را می‌شناختند؛ تغییر رنگش را، رفتار موج را، راه رفتن باد را. همین شناخت بعدها در جنگ، معنای دیگری پیدا کرد. وقتی میدان جنگ از خاک به آب کشیده شد، بخشی از نیروهایی که می‌توانستند این جغرافیای تازه را بشناسند، از هرمزگان آمدند. در میان آنها، گردان ۴۲۲ جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد؛ گردانی که جنگ، شکلش را تغییر داد و آن را از یک یگان رزمی زمینی به گردانی غواص تبدیل کرد.

 وقتی زمین دیگر کافی نبود
گردان ۴۲۲ در لشکر ۴۱ ثارالله، ابتدا یک گردان رزمی زمینی بود. اما در میانه جنگ، با تغییر شیوه عملیات‌ها و افزایش نیاز به نیروهای غواص، مأموریتی تازه پیدا کرد. سال ۱۳۶۵، روند تبدیل گردان به یک یگان غواص آغاز شد.منصور نبی‌زاده فرمانده گردان بود و موسی مولاپرست جانشینی او را بر عهده داشت. بخش عمده نیروهای گردان از هرمزگان بودند؛ مردانی که دریا را پیش از جنگ می‌شناختند، اما حالا باید این شناخت را در کنار آموزش‌های تخصصی نظامی به کار می‌گرفتند.غواص شدن اما با شنا کردن فرق داشت.باید از نو آموزش می‌دیدند؛ کنترل نفس، حرکت در سکوت، عبور در تاریکی، شناخت مسیر زیر آب و کار با تجهیزات غواصی. سد دز یکی از محل‌های این آموزش‌ها بود و نیروها هفته‌ها با آب و تمرین و خستگی دست‌وپنجه نرم کردند.برای یک گردان زمینی، این فقط تغییر تجهیزات نبود. مأموریت عوض شده بود و با آن، شیوه جنگیدن هم تغییر می‌کرد.۴۲۲ باید یاد می‌گرفت از آب وارد میدان شود.

 اروند؛ نخستین آزمون
کربلای ۴ نخستین آزمون بزرگ ۴۲۲ در قامت یک گردان غواص بود.شب عملیات، غواصان گردان وارد اروندرود شدند. آب تاریک بود و حرکت باید آرام و حساب‌شده انجام می‌شد. آنها باید از آب عبور می‌کردند و خود را به مواضع دشمن می‌رساندند تا راه برای نیروهای بعدی باز شود.اما اروند فقط یک مسیر عبور نبود. زیر آتش، هر متر پیش رفتن دشوارتر می‌شد و بسیاری از غواصان همان‌جا ماندند.کربلای ۴ برای ۴۲۲ یک آزمون خونین بود؛ آزمونی که اگرچه با شهدا و مجروحان قابل توجهی همراه شد، تجربه‌ای تعیین‌کننده برای گردانی بود که تازه هویت غواصی خود را پیدا کرده بود.

 از اروند تا شلمچه
جنگ اما به یک شب ختم نمی‌شد.چند هفته بعد، کربلای ۵ در شلمچه آغاز شد. این بار کانال ماهی و آبراه‌های منطقه، بخشی از میدان نبرد بودند و ۴۲۲ با تجربه‌ای که از اروند به دست آورده بود، دوباره وارد عملیات شد.غواصی دیگر برای این گردان یک مأموریت تازه و موقت نبود. آموزش‌ها، تجربه کربلای ۴ و سازمان گردان، به تدریج آن را به یگانی تبدیل کرده بود که آب را بخشی از میدان عملیاتی خود می‌دانست.در والفجر ۸، این تجربه به فاو رسید. اروندرود بار دیگر مسیر عبور نیروها شد و غواصان در یکی از مهم‌ترین عملیات‌های آبی _خاکی جنگ نقش گرفتند.مسیر ۴۲۲ از اینجا روشن‌تر می‌شد. گردانی که از زمین آغاز کرده بود، آب را آموخته و حالا می‌توانست مأموریت خود را از میان آب دنبال کند.

 هرمزگان؛ پشت و درون گردان
رابطه ۴۲۲ با هرمزگان فقط به محل تولد نیروهایش محدود نمی‌شد.برای بسیاری از رزمنده‌های این گردان، دریا بخشی از زندگی پیش از جنگ بود. قایق، اسکله، جریان آب و رفتار موج، چیزهایی نبود که نخستین بار در میدان جنگ ببینند. جنگ، این تجربه روزمره را در کنار آموزش نظامی قرار داد و از آن مهارتی برای مأموریتی سخت ساخت.از سوی دیگر، هرمزگان فقط نیروی انسانی به جبهه نمی‌فرستاد. بندرعباس و ظرفیت‌های دریایی استان نیز در پشتیبانی جنگ نقش داشتند و بخشی از جریان انتقال نیرو و تجهیزات از جنوب کشور عبور می‌کرد.به این ترتیب، ۴۲۲ را می‌توان در نقطه‌ای دید که دو وجه هرمزگان به هم می‌رسیدند. دریایی که رزمنده‌هایش با آن بزرگ شده بودند و جبهه‌ای که حالا از آنها مهارت دیگری می‌خواست.

 آدم‌هایی که گردان را ساختند
اما هیچ گردانی فقط با نقشه عملیات و تجهیزات شناخته نمی‌شود.پشت نام ۴۲۲، آدم‌هایی بودند که پیش از غواص بودن، زندگی داشتند؛ خانه، خانواده، شوخی، دلتنگی و رفاقت. در فاصله میان آموزش و عملیات، زندگی به شکل ساده خودش جریان داشت. گاهی چای در همان شرایط سخت جنگ، فرصتی کوتاه برای نفس کشیدن می‌شد و نماز و رفاقت، بخشی از روزهای آنها را شکل می‌داد.همین جزئیات، تصویر ۴۲۲ را از یک نام نظامی فراتر می‌برد؛ گردانی که آدم‌هایش از شهرها و روستاهای هرمزگان آمده بودند، آموزش دیدند، در آب آزموده شدند و بارها به میدان برگشتند.
 گردانی که در آب ماند
مسیر گردان ۴۲۲، روایت تغییر یک یگان در دل جنگ است؛ از یک گردان زمینی تا یک گردان غواص، از آموزش در آب تا عبور از اروند، از کربلای ۴ و شلمچه تا فاو.این تغییر، فقط تغییر مأموریت نبود. گردان، همراه با جنگ، شکل دیگری پیدا کرد.رزمنده‌هایی که روزی روی خاک آموزش می‌دیدند، حالا شبانه وارد آب می‌شدند. آنچه برای هرمزگان بخشی از زندگی بود، برای ۴۲۲ به بخشی از میدان نبرد تبدیل شد.و شاید تصویر این گردان را بتوان در همان لحظه‌ای خلاصه کرد که شب فرا می‌رسید، آب تاریک می‌شد و غواص‌ها، یکی پس از دیگری، به درون اروند می‌رفتند.از ساحل آمده بودند؛از آب گذشتند؛و به خط آتش و خون رسیدند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.