دریانیوز//تابستانهای ما دیگر شبیه به گذشته نیست. نسیم خنک غروبگاهی جای خود را به هرم گرمایی داده است که تا پاسی از شب از دیوارهای سیمانی و سنگفرشهای خیابانها ساطع میشود. گویی شهرها به کوره بزرگی تبدیل شدهاند که شهروندانش را در خود محبوس کردهاند. این پدیده که در ادبیات علمی از آن به عنوان «جزیره حرارتی شهری یاد میشود، یکی از ملموسترین پیامدهای توسعه ناپایدار و بیتوجهی به اکوسیستمهای طبیعی در شهرسازی مدرن است. در این میان، متهمان ردیف اول مشخص هستند: آسفالت تیرهرنگ خیابانها، بتن زمخت، برجها و البته، سیاستهای نادرستی که درختان تنومند را به عنوان مانعی بر سر راه اتوبانکشی و سوداگری زمین قلمداد کردهاند.
برای درک چگونگی داغتر شدن شهرها نسبت به حومه خود، باید به سراغ مفهوم بازتاب نوری یا «آلبدو»رفت. آلبدو به صورت نسبت تابش بازتابشده از یک سطح به تابش خروجی کل تعریف میشود.در طبیعت، سطوحی مانند برگ درختان، خاک مرطوب و پوششهای گیاهی آلبدوی بالایی دارند و بخش عمدهای از انرژی خورشید را بازتاب میدهند یا از طریق تبخیر و تعریق خنک نگه میدارند. در مقابل، سنگ، بتن و بهویژه آسفالت تازه دارای آلبدویی بسیار پایین هستند.
این یعنی این مواد بیش از ۸۰ تا ۹۵ درصد انرژی خورشید را به خود جذب میکنند. آسفالت و بتن نه تنها گرما را جذب میکنند، بلکه به دلیل «ظرفیت گرمایی ویژه» بالا و رسانایی حرارتی زیاد، مانند یک باتری حرارتی عمل میکنند؛ آنها در طول روز انرژی خورشید را ذخیره کرده و در طول شب، زمانی که محیط باید خنک شود، این حرارت را به تدریج آزاد میکنند. در چند دهه گذشته، به نام توسعه، تعریض خیابانها، ساخت پلها و پارکینگهای بیپایان، باغات شهری و درختان کهنسال قربانی شدهاند. درختان صرفاً تزیینی برای زیبایی بصری نیستند؛ آنها سیستمهای تهویه مطبوع طبیعی زمیناند.
یک درخت پهنبرگ بالغ میتواند در طول روز با تبخیر آب از سطح برگهای خود، اثری معادل چند کولر گازی بزرگ خانگی در خنکسازی محیط داشته باشد. شدت گرفتن جزیرههای حرارتی شهری صرفاً یک معضل زیستمحیطی یا هواشناسی نیست، بلکه عمیقاً یک چالش عدالت اجتماعی است. «عدالت حرارت»مفهومی است که نشان میدهد توزیع گرما در شهرها ناعادلانه است. برای نجات شهرها از این کوره خودساخته، نیازمند تغییر پارادایم اساسی در طراحی و مدیریت شهری هستیم. به عنوان مثال: کمربندهای سبز و احیای درختکاری معابر،استفاده از پوششهای بازتابنده ،توقف جنگ با باغات شهری و گذار به شهرهای اسفنجی: شهرها باید به گونهای طراحی شوند که آب باران را جذب کنند. استفاده از آسفالتهای نفوذپذیر و پیادهروهای چمنی به جای سنگفرشهای سیمانی، میتواند دمای سطح را به شدت کاهش دهد.
ما نمیتوانیم قوانین فیزیک را تغییر دهیم، اما میتوانیم نحوه چینش مصالح را در شهرهایمان بازنگری کنیم. ادامه روند فعلی یعنی فرش کردن وجب به وجب خاک شهر با بتن و آسفالت و قطع درختان به بهانه مدرنیته، شهرهای ما را در آیندهای نه چندان دور غیرقابل سکونت خواهد کرد. نجات شهرها از تب سوزان جزیرههای حرارتی، نه با فرمولهای پیچیده، بلکه با بازگرداندن حق حیات به طبیعت و درختان در فضای شهری آغاز میشود.







ثبت دیدگاه