دریانیوز//هر ساله با نزدیک شدن به ۱۷ مرداد، فضای مجازی و رسانهها پر میشود از تبریکهای رنگارنگ و وعدههای شیرین برای «روز خبرنگار». اما وقتی از پسِ آن کلماتِ صیقلی عبور میکنیم و به واقعیتهای زندگی روزمره یک خبرنگار در استان گرم و پرچالش هرمزگان میرسیم، با تصویری کاملاً متفاوت روبهرو میشویم؛ تصویری که بوی عرق، خستگی، و البته درماندگی اقتصادی میدهد.خبرنگاری در هرمزگان، تنها کار با قلم و دوربین نیست؛ خبرنگاری در این استان، یعنی جنگیدن با گرما، با مسافتهای طولانی و از همه مهمتر، جنگیدن با «بحران سوخت». امروز که خبرنگار برای تهیه یک گزارش میدانی یا پوشش یک رویداد، باید از خودروی خود استفاده کند، با یک دیوارِ محکم روبرو میشود: سهمیه بنزین. وقتی ۶۰ لیتر بنزین با قیمت ۱۵۰۰ تومان و ۵۰ لیتر با قیمت ۳۰۰۰ تومان، حتی قادر به چرخاندن خودرو در جادههای پرپیچوخم استان نیست، خبرنگار با یک انتخاب دشوار روبهرو میشود: یا باید ساعتها در صفهای بیپایان بنزین در نیمه دوم ماه معطل شود و از فرصتهای طلایی خبر باز بماند، یا اینکه از انجام وظیفه و اطلاعرسانی به مردم باز بماند. این یعنی «خبر»، قربانیِ کمبود سوخت میشود.بحران اقتصادی امسال، فشار مضاعفی بر پیکرهی رسانهها وارد کرده است.
هزینههای تهیه اخبار، رفتوآمد و انتشار، به شدت بالا رفته، اما در مقابل، هیچگونه حمایت ملموس یا سازوکار پالایشی و آموزشی برای این قشر وجود ندارد. ما در هرمزگان، خبرنگارانی هستیم که نه تنها از حمایتهای نهادی بیبهرهایم، بلکه در مسیر ارتقای دانش حرفهای نیز تنها ماندهایم. آموزش خبرنگاران و گزارشگران، صفحه آراها ، بازاریابان و…. در هرمزگان چندان جایگاهی نداردو به ندرت دوره های آموزشی برگزار می شود و خبرنگاران علاقمند به پیشرفت حرفه ای در حوزه خودشان ، این فرصت را ندارند.نکته تلختر زمانی است که به نگاه وزارت ارشاد میرسیم. در ردهبندی نشریات، هرمزگان همچنان جزو استانهای برخوردار محسوب میشود؛ اما آیا واقعاً برخورداریم؟ استانی که براساس آمارهای رسمی مرکز پژوهش های مجلس در فقر وفلاکت در رتبه نخست کشوری ایستاده است و از آن طرف بر اساس اعلام مرکز آمار ایران همواره بیشترین بیکاران کشور را در خود جای داده و گران ترین استان کشور محسوب می شود، چگونه برای وزارت ارشاد استانی برخوردار محسوب می شود؟ چرا این وزارتخانه واقعیت ها را نمی بیند؟ آیا می توان انتظار داشت وزارت ارشاد حامی رسانه ها و خبرنگاران در این استان محروم باشد؟
ارتقای کیفیت رسانه در استان، در میان شعارهای سیاسی گم شده است.
وزارت ارشاد به جای حمایت، گاهی با قوانین سختگیرانه و رویکرد غیرکارشناسی، به جای حرکت در مسیر ارتقای رسانه، در مسیر انتشار نشریات سنگاندازی میکند. آمار نشان میدهد که تعداد مجوزهای صادر شده افزایش یافته و از نظر «کمیت»، رسانهها بیشتر شدهاند، اما از نظر «کیفیت» و «عمق»، ما در حال سقوط هستیم. چرا؟ چون حمایت از «انسانِ خبرنگار» و «ساختار رسانهای» فراموش شده است.هر سال، در آستانهی ۱۷ مرداد، وعدههایی شنیده میشود؛ وعدههایی که میگویند «مشکلات شما برطرف خواهد شد»، اما با گذشت روزها و هفته ها و ماهها تا روز خبرنگار سال بعد، این وعدهها به گردِ فراموشی سپرده میشوند و خبرنگاران دوباره در میان گرداب مشکلات معیشتی و اجرایی، تنها میمانند.
متولیان مربوطه اعلام کنند از وعده هایی که سال گذشته دادند، کدام یک محقق شده است.خبرنگار هرمزگانی، نه یک مقام رسمی است که بخواهد از او تجلیل شود، بلکه عضوی از پیکرهی جامعه است که در میان گرما و سختیها، در تلاش است تا حقیقت را بازتاب دهد. ما به تبریکهای مکرر نیاز نداریم؛ ما به «راهکار» نیاز داریم. ما به سوختی نیاز داریم که اجازه دهد به مسیرمان ادامه دهیم، به حمایتهایی نیاز داریم که کیفیت کارمان را تضمین کند و به نگاهی کارشناسانه نیاز داریم که به جای صدور صرفِ مجوز، به فکر ارتقای جایگاه رسانه در استان باشد. ۱۷ مرداد، روز خبرنگار است؛ اما بیایید این روز را از یک «مراسم تشریفاتی» به یک «لحظهی بازنگری در واقعیتها» تبدیل کنیم.







ثبت دیدگاه