دریانیوز // در اتاقهای انتظار تنگ و شلوغ مطبها و کلینیکهای بندرعباس، صدای اعتراض بیماران دیگر زیر لب نیست؛ بلند و صریح شده. مردم هرمزگان از یک طرف با کمبود پزشکان متخصص و فوقتخصص دستوپنجه نرم میکنند و از طرف دیگر، وقتی بالاخره موفق به گرفتن نوبت میشوند، با صحنهای دربرخی مطب ها وکلینیک ها روبهرو میشوند که برایشان هم تلخ است و هم تحقیرکننده: ویزیت گروهی. بیمار وارد اتاق میشود، اما تنها نیست؛ چند بیمار دیگر هم در اتاق حضور دارند، روی صندلیها کنار هم نشستهاند، نگاه میکنند، گوش میدهند، ناخواسته در جریان خصوصیترین جزئیات پرونده پزشکی دیگران قرار میگیرند. اینجا نه از «حریم خصوصی» خبری هست، نه از «گفتوگوی محرمانه پزشک و بیمار» و نه از «احترام به شأن بیمار».
مطب یا سالن عمومی؟ گلایهای که همهگیر شده
کافی است چند دقیقهای کنار مردم در صفهای نوبتگیری یا در سالنهای انتظار مطب ها وکلینیکهای بندرعباس بنشینید؛ موضوع مشترک بسیاری از گفتوگوها روشن است: ویزیت گروهی و کمبود زمان برای هر بیمار.بیماران میگویند: «یک ربع هم برای چندنفر وقت گذاشته میشود.»، «ما هنوز مشکلمان را درست نگفتیم، نسخه نوشته شده.» و «سؤال خصوصی داریم، اما با حضور دیگران سکوت میکنیم.»اگر هم گلایه کنیم که بیماران را گروهی ویزیت نکنید، می گویند شرایط همین است؛ ناراضی هستید، بروید جایی دیگر.این روایتها فقط گلههای احساسی نیست؛ اینها نشانههای یک نظام معیوب ارائه خدمات سلامت در استانی است که سالهاست با کمبود برخی نیروی متخصص و فوق تخصص مواجه است. مهاجرت پزشکان و عدم ماندگاری شان در استان،شرایط را سخت تر کرده است.
صدای زنان باردار: این چه نوع ویزیت زنان و زایمان است؟
بخش بزرگی از گلایهها، مربوط به مطبهای متخصصان زنان و زایمان است؛ حوزهای که در آن، حفظ حریم خصوصی و امنیت روانی بیمار نه یک «امتیاز اضافی»، بلکه یک ضرورت بدیهی است.برخی از بانوان باردار از تجربههایشان چنین میگویند:-«وقتی وارد اتاق دکتر شدم، دو خانم دیگر هم نشسته بودند. دکتر با صدای بلند ازم درباره سابقه زناشویی، سقط جنین و مشکلات خصوصیام سؤال میکرد. من عملاً نتوانستم چیزی بگویم.» «از ترس اینکه اطرافیان بفهمند چه مشکلی دارم، خیلی چیزها را نگفتم. فقط سعی کردم زود بیرون بیایم.» «مسائل مربوط به ازدواج، مشکلات زناشویی، بیماریهای آمیزشی، همه در حضور دیگران مطرح میشود. این اصلاً قابل قبول نیست.»برای زنانی که در جامعهای سنتی زندگی میکنند، گفتن این مسائل حتی در خلوتِ اتاق پزشک هم کار سادهای نیست؛ چه برسد به اینکه چند جفت گوشِ ناشناس هم در کنارشان باشد. نتیجه این وضعیت، پنهانکاری اجباری است؛ بیمار بسیاری از علائم را نمیگوید، از طرح سؤال خجالت میکشد و درمان، نصفهنیمه و ناقص انجام میشود.از طرفی ساعت ها بایستی در مطب منتظر بنشینند تا نوبت شان شود و منشی ها در مطب ها می گویند باید در انتظار بنشینید و حاضر نیستند بگونه ای برنامه ریزی کنند وزمان و ساعت حضور بیمار در مطب را بصورت دقیق بدهند تا زنان باردار و بیمار مدت انتظارشان در مطب کمتر شود و از طرفی همراهان مرد هم بایستی در خارج از مطب ساعت ها منتظر بیمارشان شود و گاهی تا نیمه های شب این انتظار طول می کشد.
وقتی متخصص هم سونوگرافیست میشود
بخشی از گلایهها متوجه پزشکانی است که هم ویزیت میکنند و هم خودشان سونوگرافی انجام میدهند. البته در ظاهر، این کار ممکن است برای بیمار «تسهیل امور» به نظر برسد، اما از نگاه بسیاری از مراجعهکنندگان نتیجهاش این شده که شاید آن پزشکی که سونوگرافی هم در کنار ویزیت بیمارش انجام می دهد، تخصص کامل در این حوزه را نداشته باشد.حجم بالای مراجعهکننده ،انجام چند خدمت تخصصی توسط یک نفر و تلاش برای دیدن بیمار بیشتر در زمان کمتر در برخی مطب ها دیده می شود.بیماری میگوید: «پزشک متخصص هم ویزیت میکرد، هم سونوگرافی، هم تفسیر نتیجه. تعداد بیمارها آنقدر زیاد بود که من حتی فرصت نکردم سؤالاتم را بپرسم. فقط یکسری اصطلاح گفت، نسخه نوشت و بیمار بعدی را صدا زد.»در چنین فضایی، سونوگرافی بهجای ابزار دقیق تشخیصی، تبدیل به روتین شلوغ و تسریعی شده که نگرانیها را بیشتر میکند تا کمتر.
کمبود پزشک متخصص
واقعیت این است که هرمزگان سالهاست با کمبود پزشکان متخصص و فوقتخصص در رشتههای مختلف روبهروست. صفهای طولانی نوبتگیری، سفر به شهرهای دیگر برای درمان و گاهی روزهاانتظار برای یک ویزیت، برای مردم این استان مسئلهای تازه نیست.اما این کمبود، دو پیامد مشخص بههمراه داشته است:1. نوبت گرفتن سخت و زمانبر شده:مردم برای گرفتن یک نوبت، بارها به سامانهها و منشیها مراجعه میکنندیا تماس می گیرند. برخی از بیماران هم ناچارند از ساعات اولیه صبح پشت در مطب و کلینیک بایستند تا شاید نوبت تهلیست بگیرند. 2. فشار بالا بر پزشکان و حرکت به سمت ویزیت گروهی: پزشک بهجای تنظیم ظرفیت پذیرش بر اساس زمان استاندارد برای هر بیمار، تصمیم میگیرد و یا مجبور می شود در همان زمان محدود،بیمار بیشتر ببیند. – این یعنی: کاهش زمان ویزیت، از بین رفتن تمرکز، نادیده گرفتن آرامش و حریم بیمار.کمبود پزشک، واقعیت تلخ سیستم است؛ اما توجیهی برای پایمال شدن حقوق بیمار و بیاعتنایی به اصول اخلاق پزشکی نیست. اینکه بیمار در حضور دیگران ویزیت شود، نه بهخاطر ضرورت علمی، بلکه صرفاً برای مدیریت تعداد بیشتر؛ این همان نقطهای است که اعتراض مردمی به اوج میرسد.
وقتی اشتباه پزشکی، زندگی را به دو نیم تقسیم میکند
در میان روایتها، برخی داستانها سنگینتر از بقیهاند؛ مثل ماجرای دختر جوانی از بندرعباس که چند سال قبل برای مشکلش به پزشکی مراجعه میکند. تشخیص اشتباه، تجویز داروی نامناسب و بیتوجهی به جزئیات، زندگی او را به دو بخش «قبل» و «بعد» تقسیم کرده است.بر اساس روایت بیمار، پزشک در بندرعباس تشخیص درستی نداشته و دارویی تجویز کرده که نهتنها مشکل را حل نکرده، بلکه وضعیت او را وخیمتر کرده است. نتیجهی این چرخهی خطا، چیزی فراتر از یک عارضهی موقت است: او امروز به سرطان دهانه رحم مبتلاست و سالهاست تحت نظر پزشکان در یزد قرار دارد.هزینههای این اشتباه چه بوده است؟سالها رفتوآمد پرهزینه بین بندرعباس و یزد، فشار اقتصادی بر خانواده،فرسودگی روحی و روانی بیمار و این سؤال بیجواب که: اگر آن زمان با دقت، وقت و توجه کافی ویزیت شده بود، آیا سرنوشتش همین بود؟این تنها یک نمونهی پررنگ از وضعیتی است که برخی از بیماران هرمزگان از آن میترسند؛ترس از تشخیص اشتباه، ترس از اینکه در آن چند دقیقهی شتابزدهی ویزیت، چیزی مهم دیده نشود یا نادیده گرفته شود.
ویزیت گروهی؛ ضربه به اعتماد مردم به نظام سلامت
در هر نظام درمانی، ستون اصلی رابطه پزشک و بیمار اعتماد است. وقتی بیمار حس کندکه حرفهایش در حضور دیگران شنیده میشود، دردهای خصوصیاش موضوع شنود ناخواستهی غریبهها شده، پزشک فرصت نگاه کردن دقیق به پرونده، شرح حال و آزمایشها را ندارد، نسخهها بهسرعت و بدون توضیح و گفتوگو نوشته میشوند،این اعتماد ترک برمیدارد. بیمار یا از گفتن حقیقت خودداری میکند، یا پس از خروج از مطب، با تردید و ناامنی روانی زندگی میکند.در هرمزگان، برخی از بیماران امروز با این حس زندگی میکنند که: «اگر پول و امکانش را داشتم، برای یک ویزیت بهتر، به شهر دیگری میرفتم.»این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما پشت آن ناامیدی از کیفیت خدماتی است که باید در مرکز استان و در چارچوب قانون و استاندارد، در دسترس و قابلاعتماد باشد.
استاندارد فراموششده: حق بیمار برای «تنها بودن با پزشک»
در اصول اخلاق پزشکی و در آییننامههای رسمی هم، محرمانه بودن اطلاعات بیمار و لزوم حفظ حریم او در زمان ویزیت بارها تأکید شده است. بیمار باید بتواند:در فضای خصوصی با پزشکش صحبت کند،بدون حضور دیگران، علائمش را توضیح دهدومطمئن باشد آنچه میگوید، جز میان او و پزشک، جایی شنیده یا ثبت نمیشود. در عمل اما، در بخشی از مطبها و کلینیکهای بندرعباس، این اصل بدیهی زیر پا گذاشته شده است. ویزیت گروهی نهتنها غیرحرفهای، بلکه در مواردی خلاف نص صریح حریم محرمانگی در نظام سلامت است.
مردم چه میخواهند؟
مطالبات مردم هرمزگان و بندرعباس در این زمینه نه رؤیایی است و نه غیرواقعبینانه. آنها چند خواستهی مشخص و منطقی دارند:1. جبران کمبود پزشکان متخصص و فوقتخصص در استان. – استقرار تعداد بیشتری از متخصصان کلیدی در رشتههای مهم در کلینیک های دولتی. – ایجاد انگیزه برای حضور پایدار متخصصان در هرمزگان، نه ترددهای کوتاهمدت.بایستی امکانات رفاهی و مسکن و… برایشان فراهم شود تا در استان ماندگار شوند.2. پایان دادن به ویزیت گروهی: – الزام قانونی و نظارتی که پزشک را ملزم کندهر بیمار را بهصورت فردی ویزیت کند. – تعریف حداقل زمان استاندارد برای هر ویزیت، متناسب با نوع تخصص که البته وجود دارد وبایستی اجرایی شود.3. نظارت واقعی، نه کاغذی: حضور مؤثر نهادهای نظارتی و نظام پزشکی برای بررسی شکایات مردمی. برخورد با مطبها و پزشکانی که بهصورت سیستماتیک، حریم بیمار را نقض میکنند.جلوگیری از زیرمیزی ها و ارجاع بیماران از مراکز دولتی به خصوصی در این شرایط سخت اقتصادی.اخذ ویزیت براساس تعرفه و نه مازاد.4. امکان طرح شکایت مؤثر و امن: – سامانهای که بیمار بتواند بدون ترس از تبعات، شکایتش را ثبت کند و بداند پیگیری واقعی میشود، نه صرفاً یک شماره پرونده روی کاغذ.
نقش سیاستگذار و متولی سلامت
کمبود پزشک، مهاجرت، تمرکز امکانات در چند شهر خاص کشور، همه واقعیت دارد؛ اما برای مردم هرمزگان، اینها توجیهی برای تحمل ویزیت دستهجمعی، تشخیصهای سطحی و نادیده گرفتن شأن بیمار نیست. وقتی پزشک برای هر بیمار تنها چند دقیقه وقت دارد و چند نفر همزمان در اتاق حضور دارند، نتیجه، گرچه ممکن است در آمار و گزارشها «ارائه خدمت» ثبت شود، اما برای مردم، نامش چیزی جز بیعدالتی درمانی نیست.انتظار از مسئولان سلامت و تصمیمگیران روشن است:از یک طرف، کمبود پزشکان متخصص و فوقتخصص در استان باید بهصورت جدی و برنامهریزیشده جبران شود؛ از طرف دیگر، الزام قانونی و اجرایی برای پایان دادن به ویزیت گروهی و تعیین زمان استاندارد برای هر بیمار که باید درمطب ها وکلینیک ها اجرا شود، نه فقط در آئیننامهها.مردم هرمزگان در صفهای طولانی نوبت، در سالنهای انتظار شلوغ و در سکوتِ سنگین مطبهایی که باید امنترین جای دنیا برای گفتن درد باشند، سالهاست یک جمله را تکرار میکنند: «ما برای درمان آمدهایم، نه برای از دست دادن عزت نفسمان.»اگر قرار است اعتماد به نظام سلامت حفظ شود، باید حریم بیمار دوباره به رسمیت شناخته شود، ویزیت گروهی پایان یابد و کمبود متخصص، نه با شلوغ کردن اتاق و سرعت دادن به نسخهنویسی، بلکه با برنامهریزی جدی جبران شود.این، خواستهای حداقلی است؛ اما همین حداقل، هنوز در مطبهای زیادی در بندرعباس و هرمزگان، تأمین نشده است.
گلایه از تضییع حریم درمان؛
دریانیوز // در اتاقهای انتظار تنگ و شلوغ مطبها و کلینیکهای بندرعباس، صدای اعتراض بیماران دیگر زیر لب نیست؛ بلند و صریح شده.







ثبت دیدگاه