دریانیوز// عصرهای بسیاری از خانهها شبیه هم است؛ چای تازه دم روی میز گذاشته شده، صدای خنده بچهها از اتاق دیگر میآید و گفتوگوهای معمول درباره کار، مدرسه، قیمتها یا برنامه آخر هفته در جریان است. اما گاهی در میان همین گفتوگوهای ساده، جملهای مطرح میشود که مسیر حرفها را عوض میکند. کسی با لحنی مردد میپرسد: «راستی شما هم شنیدهاید ممکن است دوباره اوضاع بحرانی شود؟» یا «به نظرتان ممکن است جنگی در بگیرد؟» چنین پرسشهایی این روزها در بسیاری از جمعهای خانوادگی و دوستانه شنیده میشود. پرسشهایی که اغلب از دل نگرانیهای واقعی درباره آینده برمیآید؛ نگرانیهایی که با دیدن خبرهای مختلف، تحلیلهای پراکنده در شبکههای اجتماعی و روایتهای غیررسمی تقویت میشود. اما همین پرسشهای ظاهراً ساده، وقتی در جمعهای مختلف تکرار میشود و پاسخهای متفاوت و گاه نگرانکننده به آن داده میشود، میتواند به تدریج فضایی از اضطراب را در روابط روزمره مردم ایجاد کند.در چنین فضایی، دورهمیهایی که قرار بود محلی برای آرامش، همدلی و استراحت ذهنی باشد، گاه به محفلی برای مرور نگرانیها تبدیل میشود. یکی خبری از کانالی در شبکههای اجتماعی نقل میکند، دیگری تحلیلی از یک کارشناس ناشناس بازگو میکند و سومی تجربهای از گذشته را یادآور میشود. نتیجه این گفتوگوها، نه رسیدن به پاسخ قطعی، بلکه افزایش ابهام و نگرانی است؛ احساسی که ممکن است پس از پایان مهمانی نیز در ذهن افراد باقی بماند.
وقتی شایعه وارد گفتوگوهای روزمره میشود
در یک جمع دوستانه در پارکی، چند نفر روی نیمکت نشستهاند و درباره موضوعات مختلف حرف میزنند. بحث از وضعیت اقتصادی شروع میشود و خیلی زود به خبرهایی میرسد که هر کدام از جایی شنیدهاند. یکی میگوید: «دیروز در فضای مجازی نوشته بودند احتمال درگیری زیاد شده.» دیگری میگوید: «من هم چیزی شبیه این شنیدهام، حتی بعضیها میگویند شاید اتفاقاتی در راه باشد.» هیچکس منبع دقیقی برای این حرفها ندارد، اما همین گفتوگو کوتاه کافی است تا فضای جمع تغییر کند. سکوتی کوتاه میان حرفها میافتد و نگاهها به هم گره میخورد. در این لحظه، نگرانی آرامآرام جای گفتوگوهای معمول را میگیرد.چنین موقعیتهایی در بسیاری از خانهها، محلهای کار و جمعهای دوستانه تکرار میشود. اخبار نگرانکننده یا تحلیلهای مبهم، از گوشیهای تلفن همراه وارد گفتوگوهای واقعی میشوند و در همانجا بازتولید میشوند. هر فرد، شنیدهای را نقل میکند و فرد بعدی آن را با روایت دیگری کامل میکند. این چرخه گاهی آنقدر ادامه پیدا میکند که مرز میان خبر، تحلیل و شایعه از بین میرود.جامعهشناسان معتقدند شایعه معمولاً در شرایطی رشد میکند که جامعه با سطحی از ابهام و عدم قطعیت روبهرو باشد. وقتی اطلاعات دقیق و روشن در دسترس نباشد، افراد تلاش میکنند این خلأ را با شنیدهها، برداشتها یا تحلیلهای شخصی پر کنند. در چنین شرایطی، شایعه میتواند به سرعت در شبکههای اجتماعی و گفتوگوهای روزمره گسترش پیدا کند.
چرخهای که اضطراب میسازد
در بسیاری از موارد، افرادی که چنین خبرهایی را بازگو میکنند، قصد ایجاد نگرانی ندارند. آنها تنها میخواهند آنچه شنیدهاند را با دیگران در میان بگذارند یا از نظر دیگران مطلع شوند. اما همین رفتار طبیعی، وقتی بارها و بارها تکرار میشود، میتواند به شکلگیری نوعی اضطراب جمعی منجر شود.روانشناسان اجتماعی توضیح میدهند که ذهن انسان بهطور طبیعی به اطلاعاتی که بار احساسی بیشتری دارد، حساستر است. خبرهای نگرانکننده یا تهدیدآمیز بیشتر در ذهن میماند و بیشتر نقل میشود. در نتیجه، وقتی موضوعی مانند احتمال بحران یا جنگ در گفتوگوها تکرار میشود، ذهن افراد به تدریج احتمال وقوع آن را بیشتر از واقعیت تصور میکند.این پدیده در روانشناسی با عنوان «اثر دسترسپذیری» شناخته میشود. وقتی یک موضوع بارها در معرض توجه قرار میگیرد، ذهن آن را محتملتر ارزیابی میکند. بنابراین حتی اگر احتمال واقعی یک اتفاق پایین باشد، تکرار مداوم آن در گفتوگوها میتواند احساس نزدیکی و واقعیت بیشتری به آن بدهد.
کودکان؛ شنوندگان خاموش
یکی از مهمترین پیامدهای چنین گفتوگوهایی، تأثیر آن بر کودکان است. در بسیاری از خانهها، کودکان در ظاهر مشغول بازی یا تماشای تلویزیون هستند، اما گوششان به حرفهای بزرگترهاست. آنها ممکن است معنای دقیق واژههایی مانند «جنگ» یا «بحران» را درک نکنند، اما بار احساسی آن را کاملاً حس میکنند. یک معلم دبستان میگوید: «چند وقت پیش یکی از دانشآموزانم از من پرسید اگر جنگ شود مدرسهها تعطیل میشود یا نه. وقتی پرسیدم چرا چنین سؤالی میپرسی، گفت در مهمانی خانوادگی شنیده که بزرگترها درباره احتمال جنگ صحبت میکردند.»چنین پرسشهایی نشان میدهد که کودکان حتی اگر در گفتوگوهای بزرگترها مشارکت نکنند، تأثیر آن را دریافت میکنند. ذهن کودک برای درک آینده به سرنخهایی که از اطراف میگیرد متکی است. وقتی این سرنخها آمیخته با نگرانی و ترس باشد، کودک نیز تصویری ناامن از آینده میسازد.روانشناسان کودک تأکید میکنند که تکرار چنین موضوعاتی در حضور کودکان میتواند احساس ناامنی یا اضطراب ایجاد کند. به همین دلیل توصیه میشود موضوعات حساس و نگرانکننده با احتیاط و در زمان و شرایط مناسب مطرح شود.
خاطراتی که دوباره زنده میشود
در سوی دیگر این طیف، سالمندان قرار دارند. بسیاری از آنها خاطراتی از دورههای دشوار گذشته در ذهن دارند؛ خاطراتی که ممکن است سالها در حافظه باقی مانده باشد. وقتی در جمعی خانوادگی دوباره درباره احتمال بحران یا جنگ صحبت میشود، این خاطرات ناگهان زنده میشود.یک مرد بازنشسته در گفتوگویی کوتاه میگوید: «وقتی این حرفها را میشنوم، ناخودآگاه یاد سالهای سخت گذشته میافتم. شاید نسل جوان فقط خبرها را میشنود، اما ما خاطره آن روزها را هم داریم.»
برای بسیاری از سالمندان، چنین گفتوگوهایی تنها یک خبر یا تحلیل نیست؛ بلکه یادآور تجربههای شخصی و گاه تلخ گذشته است. همین مسئله میتواند سطح اضطراب آنها را افزایش دهد.
نقش شبکههای اجتماعی در گسترش نگرانی
بخش مهمی از این چرخه به شبکههای اجتماعی مربوط میشود. در فضای آنلاین، سرعت انتشار اطلاعات بسیار بالاست و هر خبر یا تحلیل میتواند در مدت کوتاهی به دست هزاران نفر برسد. در این میان، خبرهایی که بار احساسی یا نگرانی بیشتری دارند، بیشتر دیده و بازنشر میشوند.الگوریتمهای شبکههای اجتماعی نیز معمولاً محتواهایی را بیشتر نمایش میدهند که واکنش کاربران را برمیانگیزد. بنابراین خبرهای هیجانانگیز یا نگرانکننده، بیشتر در معرض دید قرار میگیرد. در نتیجه، کاربران ممکن است در مدت کوتاهی با حجم زیادی از اخبار مشابه روبهرو شوند؛ اخباری که همگی تصویری نگرانکننده از آینده ارائه میدهند.این روند میتواند نوعی «اتاق پژواک» ایجاد کند؛ فضایی که در آن یک موضوع بارها و بارها تکرار میشود و به نظر میرسد همه درباره آن صحبت میکنند. در چنین شرایطی، طبیعی است که این موضوع از فضای مجازی به گفتوگوهای واقعی مردم نیز راه پیدا کند.
مرز باریک میان اطلاعرسانی و شایعه
با این حال، کارشناسان ارتباطات تأکید میکنند که میان اطلاعرسانی و شایعه تفاوت مهمی وجود دارد. اطلاعرسانی بر پایه منابع معتبر و اطلاعات دقیق شکل میگیرد، در حالی که شایعه معمولاً بر شنیدهها یا برداشتهای غیرمستند تکیه دارد.وقتی افراد بدون بررسی صحت یک خبر آن را در جمعهای مختلف بازگو میکنند، ناخواسته به گسترش شایعه کمک میکنند. حتی اگر قصد آنها تنها آگاه کردن دیگران باشد، نتیجه میتواند افزایش نگرانی در جامعه باشد.یک پژوهشگر حوزه ارتباطات میگوید: «در دورهای که حجم اطلاعات بسیار زیاد است، مهارت تشخیص خبر معتبر اهمیت زیادی پیدا میکند. هر اطلاعاتی که در فضای مجازی منتشر میشود، لزوماً دقیق یا قابل اعتماد نیست.»
مسئولیتی که در گفتوگوهای روزمره داریم
کارشناسان معتقدند آرامش روانی جامعه تنها به تصمیمهای کلان یا سیاستهای رسمی وابسته نیست. رفتارهای ارتباطی روزمره مردم نیز در شکلگیری فضای روانی جامعه نقش مهمی دارد. هر گفتوگوی ساده در یک جمع خانوادگی میتواند دو نتیجه متفاوت داشته باشد: یا به افزایش نگرانیها دامن بزند یا به ایجاد حس همدلی و آرامش کمک کند. نحوه بیان اخبار، انتخاب واژهها و حتی زمان مطرح کردن موضوعات حساس میتواند بر احساس افراد تأثیر بگذارد.به همین دلیل برخی روانشناسان پیشنهاد میکنند پیش از بازگو کردن هر خبر یا تحلیل، چند پرسش ساده از خود بپرسیم: آیا این خبر از منبع معتبری منتشر شده است؟ آیا مطرح کردن آن در این جمع ضرورتی دارد؟ و آیا ممکن است بیان آن باعث نگرانی بیدلیل در دیگران شود؟
گفتوگوهایی که میتواند آرامش بسازد
در نهایت، گفتوگو بخشی جداییناپذیر از زندگی اجتماعی است. مردم نیاز دارند درباره دغدغهها و نگرانیهای خود صحبت کنند و از دیدگاه دیگران مطلع شوند. اما شیوه این گفتوگوها میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.اگر گفتوگوها بر پایه اطلاعات دقیق، تحلیل منطقی و احترام به احساسات دیگران شکل بگیرد، میتواند به افزایش آگاهی و همبستگی اجتماعی کمک کند. اما اگر بر شایعه و گمانهزنی استوار باشد، ممکن است به گسترش اضطراب منجر شود.شاید به همین دلیل است که برخی کارشناسان میگویند در دورههایی که فضای عمومی با نگرانی همراه است، نقش گفتوگوهای کوچک در خانهها و جمعهای دوستانه بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند. هر کلمهای که گفته میشود، میتواند بخشی از فضای روانی جامعه را شکل دهد.در میان انبوه خبرها و تحلیلها، شاید گاهی لازم باشد لحظهای مکث کنیم و به این فکر کنیم که آنچه نقل میکنیم، چه اثری بر اطرافیانمان میگذارد. آرامش جامعه تنها در خبرهای بزرگ ساخته نمیشود؛ گاهی در همان گفتوگوهای ساده دور یک میز چای شکل میگیرد یا از میان میرود.







ثبت دیدگاه