حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 8 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7354 تعداد نوشته های امروز : 5 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
نسل آنلاین، ذهن‌های ناآرام
07 اردیبهشت 1405 - 5:37
شناسه : 41296
بازدید 134
0
پشت پرده زندگی دیجیتال نوجوانان دریانیوز// این روزها که بسیاری از کلاس‌های آموزشی دوباره به شکل مجازی برگزار می‌شود و نوجوان‌ها وقت قابل توجهی را پشت صفحه‌های موبایل، لپ‌تاپ و تبلت می‌گذرانند، یک واقعیت آرام‌آرام خود را نشان می‌دهد زندگی دیجیتال، با همه جذابیت و امکاناتش، فشار روانی تازه‌ای را به نسل جوان تحمیل کرده است.
ارسال توسط : نویسنده : زهرا دبیری نژاد منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز// این روزها که بسیاری از کلاس‌های آموزشی دوباره به شکل مجازی برگزار می‌شود و نوجوان‌ها وقت قابل توجهی را پشت صفحه‌های موبایل، لپ‌تاپ و تبلت می‌گذرانند، یک واقعیت آرام‌آرام خود را نشان می‌دهد زندگی دیجیتال، با همه جذابیت و امکاناتش، فشار روانی تازه‌ای را به نسل جوان تحمیل کرده است. فشار از جایی آغاز می‌شود که نوجوان احساس می‌کند از قافله عقب مانده، تا جایی ادامه پیدا می‌کند که شب‌ها با ذهن خسته و مغشوش به خواب می‌رود.
رشد فناوری همیشه با وعده پیشرفت همراه بوده، اما واقعیت این است که سرعت این تغییرات به اندازه‌ای بالا رفته که بسیاری از جوان‌ها هنوز فرصت نکرده‌اند از ابزار قبلی سر دربیاورند که نسخه جدیدی از راه می‌رسد. این چرخه تمام‌نشدنی، حالا تبدیل شده به یک میدان رقابت دائمی؛ رقابتی که دیگر محدود به درس و دانشگاه نیست و تا کوچک‌ترین جزئیات زندگی روزمره هم رسوخ کرده است. نوجوان امروز نه‌تنها باید با دنیای واقعی سروکله بزند، بلکه باید در دنیای مجازی هم ثابت کند که چیزی کم ندارد. در کنار این تحولات، شرایط فعلی آموزش در ایران که در بسیاری از مناطق به دلیل بحران جنگ دوباره بخش بزرگی از کلاس‌ها را به سمت مجازی‌شدن سوق داده زمان حضور نوجوانان در فضای دیجیتال را افزایش داده است.

این یعنی مواجهه بیشتر با اخبار، محتواهای آموزشی، شبکه‌های اجتماعی، مقایسه‌های بی‌پایان و صدها منبع پراکنده‌ای که هرکدام می‌خواهند چیزی یاد بدهند یا چیزی بفروشند. نتیجه این حجم از تماس مداوم، شکل‌گیری نوعی اضطراب مزمن است؛ اضطرابی که شاید در ظاهر دیده نشود، اما زیر پوست فکر و رفتار نوجوان جوانه زده و در سکوت رشد می‌کند. در گفت‌وگو با چند روان‌شناس و مشاور تحصیلی، یک نکته مشترک به چشم می‌خورد: بسیاری از مراجعه‌کنندگان نوجوان، در ظاهر آدم‌های آرام و منطقی به نظر می‌رسند، اما در لایه‌های زیرین ذهنشان هراس عجیبی خانه کرده؛ هراسی از این‌که مبادا عقب بمانند، مبادا کمتر از بقیه بلد باشند، مبادا مهارتی را یاد نگیرند که فردا تبدیل به «نیاز ضروری» می‌شود. یکی از مشاوران می‌گفت: «در جلساتم خیلی وقت‌ها لازم نیست از آن‌ها بپرسم چه چیزی اذیتشان می‌کند. کافی است حرف بزنند؛ هر چند جمله یک‌بار کلمه‌هایی مثل عقب‌افتادن، نرسیدن، کم‌بودن و سریع‌ترشدن را تکرار می‌کنند.» این هراس، ساده و سطحی نیست. در بسیاری از نوجوانان به شکل وسواس فکری خودش را نشان می‌دهد. مثلاً نوجوانی که فقط می‌خواهد در حد معمولی زبان انگلیسی یاد بگیرد، ناگهان وسط راه احساس می‌کند کافی نیست و به سراغ دوره‌های مختلف، اپلیکیشن‌های متفاوت و ده‌ها منبع پراکنده می‌رود.

نتیجه این می‌شود که ذهنش به جای یادگیری، درگیر انتخاب‌های بی‌پایان و احساس عقب‌ماندن دائمی می‌شود. این چرخه نه تنها یادگیری را سخت می‌کند، بلکه او را در وضعیتی قرار می‌دهد که مدام خودش را با دیگران مقایسه می‌کند. مقایسه، شاید قدیمی‌ترین دشمن آرامش باشد، اما فناوری آن را هزار برابر فعال‌تر کرده. نوجوانی که در کلاس فقط با چند نفر هم‌سن‌وسال خودش روبه‌روست، در دنیای مجازی با هزاران نفر مقایسه می‌شود؛ کسانی که بخش‌هایی از زندگی‌شان را که به‌عمد زیبا و کامل نمایش می‌دهند، باعث می‌شوند نوجوان احساس کند آن‌ها همیشه جلوترند. فشار زمانی بیشتر می‌شود که فرد در کنار درس خواندن باید خودش را با دنیای داغ مهارت‌ها هماهنگ نگه دارد. برنامه‌نویسی، طراحی، تولید محتوا، زبان‌های مختلف، دوره‌های آنلاین متنوع و صدها موضوع دیگر مثل سیلی پایان‌ناپذیر مقابل او ظاهر می‌شود. نوجوان با خود فکر می‌کند اگر همه این‌ها را یاد نگیرد، آینده‌اش تباه می‌شود.در چنین شرایطی، کلاس‌های مجازی در ایران که به عنوان راهکاری برای حفظ استمرار آموزش انتخاب شده‌اند چالش را دوچندان می‌کنند. نوجوانی که در کلاس حضوری حداقل فرصتی برای ارتباط انسانی، نگاه چهره‌به‌چهره و تعامل طبیعی داشت، حالا در اتاقی تنها با صفحه‌ای روشن رو‌به‌رو می‌شود. این فضای بسته باعث می‌شود بخشی از فشارهای بیرونی به درون خانه منتقل شود.

دیگر مدرسه تنها محل درس‌خواندن نیست؛ خانه هم به نوعی کلاس و محیط یادگیری تبدیل شده و این تداخل محیط‌ها باعث می‌شود ذهن نوجوان نتواند حد و مرز مشخصی بین استراحت و فعالیت پیدا کند.یکی از دانش‌آموزان پایه دهم می‌گوید: «وقتی کلاس‌ها مجازی شد، اولش خوشحال بودم. فکر می‌کردم وقت بیشتری دارم. ولی کم‌کم فهمیدم وقت بیشتر، یعنی فشار بیشتر. هر ساعت که آنلاین نیستم، احساس می‌کنم باید چیزی یاد بگیرم یا ویدئویی ببینم یا تمرینی انجام بدم. حتی وقتی در خانه می‌خوام استراحت کنم، انگار یک نفر تهِ ذهنم می‌گه اگر الان کاری نکنی از بقیه عقب می‌افتی.» این فشار ذهنی بی‌وقفه می‌تواند آثار جدی‌تری هم داشته باشد. مشاوران از افزایش موارد خستگی مزمن، بی‌انگیزگی، کاهش تمرکز و حتی احساس پوچی در نوجوانان صحبت می‌کنند. والدین معمولاً این علائم را جدی نمی‌گیرند، چون نسل آن‌ها با چنین حجم از اطلاعات و رقابت بزرگ نشده. خانواده تصور می‌کند اگر نوجوان زمان زیادی را پای موبایل است، یعنی «سرگرم» است، درحالی‌که در بسیاری از موارد این حضور طولانی نتیجه فشار روانی و احساس اجبار است، نه لذت. شبکه‌های اجتماعی هم نقش مهمی در تشدید این بحران دارند. آن‌ها مدام تصویری از موفقیت‌های سریع ارائه می‌دهند؛ نوجوان در چند ثانیه می‌بیند که یک نفر با یک دوره ساده به درآمد رسیده، دیگری با یک مهارت تازه مشهور شده، شخصی دیگر با چند کار کوچک به نظر می‌رسد آینده‌ای درخشان دارد. این روایت‌های کوتاه‌مدت، واقعی نیستند، اما ذهن جوان که هنوز تجربه زیادی از فرازونشیب زندگی ندارد، آن‌ها را معیار مقایسه قرار می‌دهد و نتیجه‌اش فقط بازتولید احساس ناکافی بودن است.

در چنین شرایطی، انگار نسل جوان با نوعی مسابقه مادام‌العمر روبه‌روست؛ مسابقه‌ای که شروعش معلوم است، اما پایان ندارد. نوجوان هر قدمی برمی‌دارد، با حجم دیگری از مطالب و فرصت‌های جدید مواجه می‌شود. حتی وقتی مهارتی را یاد می‌گیرد، می‌شنود که باید نسخه تازه‌ترش را بداند، یا باید بهتر و سریع‌تر از قبل باشد. این چرخه بی‌پایان، لحظه‌ای برای نفس‌کشیدن باقی نمی‌گذارد.از سوی دیگر، خانواده‌ها و مدرسه‌ها هنوز خودشان هم نمی‌دانند چگونه با این تغییرات کنار بیایند. بسیاری از والدین به دلیل مشغله یا ناآگاهی، بدون اینکه بدانند فشار مضاعفی ایجاد می‌کنند. آن‌ها با نیت خیر می‌گویند: «از فرصت‌های آنلاین استفاده کن»، «مهارت یاد بگیر»، «از بقیه عقبی»، «نذار از دستت بره». اما نوجوان پشت این جملات چیزی را می‌شنود که شاید والدین هرگز قصدش را ندارند: «تو کافی نیستی.» معلمان هم در کلاس‌های مجازی با محدودیت‌های زیادی روبه‌رو هستند. تعامل محدود، دشواری در تشخیص وضعیت روانی دانش‌آموزان، سختی نظارت و نبود ابزارهای مناسب آموزشی باعث می‌شود که بخشی از فشار از مدرسه به دوش دانش‌آموز منتقل شود. از آن طرف، نوجوانی که قبلاً می‌توانست در کلاس حضوری با یک نگاه یا سؤال ساده مشکلاتش را مطرح کند، حالا پشت یک دوربین خاموش احساس می‌کند تنهاست. با این حال، تمام این وضعیت یک نکته روشن هم دارد: نیاز به مهارت‌های روانی‌–اجتماعی بیش از هر زمان دیگری حس می‌شود. نه مهارت‌هایی برای رقابت، بلکه برای مدیریت ذهن، زمان و احساسات. جامعه و سیستم آموزشی شاید دیرتر از آنچه لازم بود متوجه این شکاف شده‌اند، اما هنوز فرصت جبران وجود دارد.

روان‌شناسان می‌گویند اولین قدم، پذیرش واقعیت است. باید پذیرفت که نوجوان امروز با فشارهایی روبه‌روست که نسل‌های قبلی تجربه‌اش نکرده‌اند. ابزارهای تکنولوژی به‌صورت طبیعی بخشی از زندگی شده‌اند، اما استفاده از آن‌ها بدون درنظر گرفتن سلامت روان، شبیه استفاده از وسیله‌ای است که دفترچه راهنما ندارد.راهکارها فقط توصیه‌های ساده نیستند. این‌که به نوجوان بگوییم «استراحت کن»، «کمتر استفاده کن» یا «زیاد حساس نباش» هیچ کمکی نمی‌کند. واقعیت این است که نوجوان به ساختاری نیاز دارد که بداند در این دنیای متغیر چه چیزهایی مهم است و چه چیزهایی نه. باید یاد بگیرد زمان‌بندی داشته باشد، حجم مناسبی از اطلاعات را مصرف کند و مهارت‌هایی را انتخاب کند که با اهداف واقعی‌اش هماهنگ باشند. آرامش از مسیر نظم می‌گذرد، نه انکار.از سوی دیگر، باید فضاهایی برای گفت‌وگو ایجاد شود؛ فضایی که نوجوان بتواند بدون ترس از قضاوت درباره نگرانی‌هایش حرف بزند. بسیاری از آن‌ها حتی نمی‌دانند اضطرابی که حس می‌کنند ناشی از چیست. فقط یک فشار بی‌نام روی شانه‌هایشان حس می‌کنند. اگر این گفتگوها در مدرسه، خانواده یا مراکز مشاوره جدی گرفته شود، بخش بزرگی از فشار ذهنی کاهش می‌یابد. نوجوان باید بداند که قرار نیست همه چیز را همزمان یاد بگیرد و قرار نیست در هر رقابتی پیروز شود.در نهایت، اگرچه شتاب فناوری هیچ‌وقت کند نمی‌شود، اما ذهن انسان می‌تواند یاد بگیرد با این سرعت هماهنگ شود. راهش نه پذیرش کورکورانه جریان تکنولوژی است و نه فرار از آن. راه، ساختن تعادلی است که در آن نوجوان بداند چه می‌خواهد، چقدر می‌تواند، و چرا باید مسیر مشخصی را انتخاب کند. این تعادل شاید امروز آرزو به نظر برسد، اما با آگاهی، حمایت و آموزش درست می‌تواند به یک واقعیت تبدیل شود؛ واقعیتی که در آن جوان به‌جای فرار از عقب‌ماندن، با خیالی راحت قدم‌هایش را برمی‌دارد و می‌داند که کافی است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.