دریانیوز// در روز اول شهریور ،روز پزشک، معاوندرمان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان از پزشک متخصص قلب و عروقی که مدتی قبل جان بیماری را در خیابانی در بندرعباس نجات داد، قدردانی کرد. گاهی نجات یک انسان نه در اتاق عمل و نه پشت درهای اورژانس، بلکه در چند ثانیه و در دل یک خیابان اتفاق میافتد؛ جایی که صدای برخورد خودروها با فریاد و اضطراب مردم درهم میآمیزد و زمان، کوتاهتر از همیشه میگذرد. در چنین لحظهای، حضور یک پزشک میتواند فاصله میان مرگ و زندگی باشد.این بار، این اتفاق در یکی از عصرهای پنجشنبه در یکی از خیابان های بندرعباس رقم خورد؛ زمانی که یک حادثه رانندگی، برای رانندهای حدوداً ۵۰ ساله به بحرانی بسیار جدیتر از یک تصادف تبدیل شد. او هنگام رانندگی دچار سکته قلبی شده و سکته به ایست قلبی انجامیده بود. خودروی وی پس از دست دادن کنترل، با خودروی همسر دکتر حمیده پور میر افضلی، متخصص قلب و عروق، برخورد کرد؛ حادثهای که در ظاهر یک تصادف رانندگی بود اما چند ثانیه بعد مشخص شد یک قلب برای ادامه تپیدن نیازمند کمک فوری است.
دکتر حمیده پور میر افضلی که همراه همسرش در مسیر مطب بودند، در همان لحظه متوجه وضعیت غیرعادی راننده شد. او از پشت شیشه خودرو، افتادن سر راننده روی فرمان و نبود سطح هوشیاری را دید؛ نشانهای که برای یک متخصص قلب معنای روشنی داشت: اینجا دیگر فقط با یک مصدوم تصادف روبهرو نیستیم.پزشک از خودرو پیاده شد، خود را به راننده رساند، او را از خودرو خارج کرد و بیدرنگ احیای قلبی را آغاز کرد. ماساژ قلبی شروع شد و همسر او نیز در این فرآیند به کمک آمد. همزمان، حاضران با اورژانس ۱۱۵ تماس گرفته بودند. ثانیهها سپری میشدند، اما دکتر میر افضلی دست از تلاش نکشید. حدود یکی دو دقیقه بعد، اتفاقی که شاید در آن شرایط برای حاضران باورکردنی نبود، رخ داد؛ علائم حیاتی بازگشت. نبض برگشت، هوشیاری بازگشت و بیمار توانست صحبت کند. نیروهای اورژانس نیز خود را به محل رساندند و بیمار با علائم حیاتی پایدار به بیمارستان شهید محمدی منتقل شد.این روایت، به مناسبت روز پزشک، تنها داستان یک نجات نیست؛ روایت پزشکی است که در لحظهای حساس، دانش و مسئولیت حرفهای خود را در خدمت جان یک انسان قرار داد؛ حتی زمانی که آن فرد، بیمار او نبود و حادثه نیز به خودروی خانوادهاش خسارت زده بود.
اول نفهمیدم چه شده؛ اما یک لحظه دیدم سرش روی فرمان افتاده است
دکتر حمیده پور میر افضلی در روایت این حادثه به روزنامه «دریا» میگوید: «یک روز پنجشنبه، حدود ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر، من و همسرم به سمت مطب حرکت میکردیم. هر کدام با خودروی جداگانه در مسیر بودیم. ناگهان دیدم یک خودروی پراید با شدت زیادی از پشت با خودروی همسرم برخورد کرد.» وی ادامه میدهد: «تعداد زیادی از مردم، حدود ۱۰ یا ۱۱ نفر، اطراف خودرو جمع شده بودند و تلاش میکردند آن را کنترل کنند. ابتدا دقیق متوجه موضوع نشدم. وقتی ایستادم و به خودرو نگاه کردم، دیدم سطح هوشیاری راننده پایین است و سرش روی فرمان افتاده. همان لحظه متوجه شدم که احتمالاً با یک وضعیت بسیار جدی مواجه هستیم.» برای دکتر میر افضلی، دیگر جای مکث نبود. او به سمت خودرو رفت و راننده را بیرون کشید.این متخصص قلب و عروق میگوید: «سعی کردم خودم ایشان را از خودرو خارج کنم و بلافاصله کار احیا را شروع کردم. از همسرم هم کمک خواستم و ایشان در این فرآیند کنار من بودند. تقریباً یکی دو دقیقه که گذشت، دیدیم بیمار هوشیار شد و علائم حیاتیاش برگشت.» به گفته او، تماس با اورژانس ۱۱۵ نیز همزمان انجام شده بود و نیروهای اورژانس با سرعت خود را به محل رساندند. «وقتی دیدم نبض دارد، صحبت میکند و علائم حیاتیاش برگشته، واقعاً برای خودم هم باورکردنی نبود که اینقدر خوب به احیا پاسخ داده است. بیمار نه نبض داشت، نه هوشیاری و نه علائم حیاتی؛ اما خوشبختانه احیا موفق شد و او را با علائم حیاتی پایدار به اورژانس تحویل دادیم.» بیمار در بیمارستان شهید محمدی بستری شد و روند درمان خود را ادامه داد.
یک خسارت مالی در برابر یک زندگی
شاید یکی از انسانیترین بخشهای این ماجرا، پس از بازگشت قلب بیمار به تپش رقم خورد؛ جایی که دکتر میر افضلی و همسرش، به جای تمرکز بر خسارت خودرو، صحنه را با احساس دیگری ترک کردند.او درباره خسارت ناشی از تصادف میگوید: «به خودروی همسرم از ابتدا تا انتها خسارت وارد شده بود و طبیعتاً خسارت قابل توجهی هم بود، اما واقعاً برای ما مهم نبود. آن لحظه فقط خدا را شکر کردیم و گفتیم خدایا ممنون که ما را واسطه زنده ماندن یک انسان قرار دادی.» این پزشک میافزاید: «آن آقا حدود ۵۰ سال داشت. برای من و همسرم مهم این بود که یک انسان دوباره به زندگی برگشت. واقعاً صحنه را با همین حس ترک کردیم.» دکتر میر افضلی، که از سال ۱۳۹۸ افتخار خدمت به مردم هرمزگان را دارد، این احیا را یکی از شیرینترین تجربههای دوران طبابت خود میداند؛ نه به این دلیل که نخستین احیای خارج از بیمارستان او بوده، بلکه به دلیل اینکه در آن لحظه، پزشک دیگری در کنار او نبود. او میگوید: «من از دوران دانشجویی تا امروز احیاهای زیادی انجام دادهام، اما میتوانم بگویم این شیرینترین آنها بود.
معمولاً در بیمارستان وقتی بیماری به ما میرسد، میدانیم افراد دیگری هم هستند که میتوانند کمک کنند؛ مثلاً همکاران متخصص بیهوشی یا دیگر پزشکان و کادر درمان حضور دارند. اما آن لحظه، در آن مکان، فقط من بودم و همسرم.» و سپس به نکتهای اشاره میکند که برای او معنایی فراتر از یک اتفاق دارد: «بعدها که نشستم و به ماجرا فکر کردم، با خودم گفتم چقدر خدا این پازل را دقیق کنار هم چیده بود. اگر آن خودرو به ماشین هر فرد دیگری برخورد کرده بود، شاید من اصلاً توقف نمیکردم چون نمیدانستم چه اتفاقی افتاده است. اما چون به ماشین همسرم برخورد کرد، من ایستادم. فقط یک لحظه مکث کردم تا ببینم چه شده و همان یک لحظه کافی بود تا چهره و وضعیت راننده را ببینم.» وی ادامه میدهد: «واقعاً از آن روز بیشتر به این موضوع اعتقاد پیدا کردم که ثانیهها چقدر مهم هستند. گاهی همه چیز به یک لحظه بند است. اگر قرار باشد کسی نجات پیدا کند، ممکن است در اوج خطر، شرایط طوری کنار هم قرار بگیرد که یک نفر درست در همان نقطه حضور داشته باشد.»
رحیمی: اینجا نجات جان انسان را میتوان با چشم دید
دکتر آرش رحیمی، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، در گفتوگو با «دریا» این اقدام را نمونهای عینی از معنای نجاتبخشی حرفه پزشکی میداند.رحیمی میگوید: «اینکه گفته میشود نجات جان یک انسان به دست پزشک اتفاق میافتد، در بعضی صحنهها به شکل بسیار برجسته و عینی قابل مشاهده است. ممکن است پزشکی بیماری را در مطب ویزیت کند، دارو بدهد، آزمایش و بررسی انجام دهد و در نهایت روند تشخیص و درمان باعث افزایش طول عمر بیمار یا نجات جان او شود؛ اما چون این فرآیند تدریجی است، شاید مردم نتوانند نتیجه نهایی را به شکل عینی ببینند.» رحیمی ادامه میدهد: «اما در حوادثی مانند ایست قلبی ناگهانی، سکته قلبی، خفگی، خونریزی، تروما، شکستگی، پارگی یا مسمومیت، زمان بسیار محدود است و جان بیمار ممکن است در چند دقیقه از دست برود. در چنین شرایطی عملکرد پزشک و نقش نجاتبخش او را میتوان به معنای واقعی کلمه مشاهده کرد.» معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان درباره وضعیت این بیمار نیز توضیح میدهد: «یکی از خطرناکترین اتفاقات برای این بیمار رخ داده بود.
او در حال رانندگی، به دلیل بیماری قلبی دچار سکته قلبی شده و سکته قلبی نیز به ایست قلبی منجر شده بود. در برخی موارد، بیمار با درد قلبی به اورژانس مراجعه میکند و فرصتی برای تشخیص، دارودرمانی یا انجام اقدامات مداخلهای وجود دارد؛ اما این بیمار بلافاصله پس از اختلال شدید خونرسانی، دچار ایست قلبی شده بود.» به گفته رحیمی، تشخیص سریع و اقدام فوری دکتر میر افضلی در این حادثه اهمیت بسیار زیادی داشته است.وی میگوید: «خوششانسی بزرگ این بیمار این بود که خانم دکتر میر افضلی در همان صحنه حضور داشتند. ایشان از وضعیت بیمار متوجه شدند که احتمالاً سکته قلبی رخ داده و سکته به ایست قلبی منجر شده است. بلافاصله پیاده شدند، در خودرو را باز کردند، بیمار را خارج کردند، روی سطح مناسب قرار دادند و احیای قلبی را آغاز کردند.» رحیمی تأکید میکند: «واقعاً چند نفر را میتوان پیدا کرد که اینگونه مسئولانه و سریع عمل کنند؟ تشخیص در ذهن ایشان شکل گرفت و درمان نیز بلافاصله آغاز شد. احیای قلبی با موفقیت انجام شد و مهمتر از همه، ایشان در طول این فرآیند ناامید نشدند.»
زبان از توصیف عظمت این کار قاصر است
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان با اشاره به اهمیت احیای قلبی میگوید: «شانس موفقیت احیای قلبی در چنین شرایطی بالا نیست و بسته به شرایط میتواند بسیار محدود باشد. اما در این مورد، با یک احیای موفق، جان بیمار نجات پیدا کرد.» رحیمی ادامه میدهد: «ما از این پزشک فداکار قدردانی می کنیم و واقعاً به چنین پزشکانی در جامعه نیاز داریم؛ پزشکانی که در کنار دانش تخصصی، مسئولیتپذیری و دلسوزی را هم با خود به همراه داشته باشند.» او این اقدام را فراتر از یک وظیفه اداری یا حرفهای میداند: «هرچقدر از خانم دکتر تقدیر و تشکر کنیم، شاید نتواند عظمت کاری را که انجام دادهاند بهطور کامل توصیف کند. زبان از بیان بزرگی این اقدام قاصر است. اما همین تقدیرها میتواند نشان دهد که کارهای خوب در جامعه دیده میشوند و مورد توجه قرار میگیرند و میتواند انگیزهای برای دیگر افراد باشد تا در هر جایگاهی که هستند، مسئولانه و دلسوزانه عمل کنند.»
هدیهای برای روز پزشک؛ یک قلب که دوباره تپید
روز پزشک برای بسیاری از پزشکان با مراسم تقدیر، پیام تبریک و شاخهای گل همراه است؛ اما برای دکتر حمیده پورافضلی، امسال خاطرهای متفاوت میتواند معنای این روز را پررنگتر کند: قلب بیماری که در یک عصر پنجشنبه ایستاد و با دستان او دوباره به تپش افتاد. در سوی دیگر این ماجرا، پزشکی قرار دارد که از خسارت خودرو گذشت و به جای آن، به یک نتیجه بزرگتر فکر کرد؛ اینکه شاید آن روز، حضور او در آن خیابان، مهمترین مأموریت حرفهایاش بوده است.دکتر آرش رحیمی در پایان برای بیمار این حادثه آرزوی سلامتی دارد و میگوید: «آرزوی ما این است که این بیمار سالها سال سلامت و تندرست زندگی کند و بیشتر به سلامت خودش اهمیت بدهد تا دیگر چنین حادثهای برایش هنگام رانندگی اتفاق نیفتد.
برای خانم دکتر هم آرزوی طول عمر باعزت، سربلندی و عاقبتبهخیری داریم که چنین کار بزرگی انجام دادند.» و شاید بهترین تعبیر برای این روایت، همان جملهای باشد که میتوان آن را به عنوان پیام روز پزشک امسال در گوشه ذهن نگه داشت: گاهی پزشک، فقط بیمار را درمان نمیکند؛ گاهی درست در لحظهای که مرگ از راه رسیده، میان او و زندگی میایستد.در آن عصر پنجشنبه، یک خودرو به خودروی دیگری برخورد کرد؛ اما آنچه در نهایت در خیابان باقی ماند، صدای تصادف و خسارت آهن و شیشه نبود. یک قلب دوباره شروع به تپیدن کرد و پزشکی، بیآنکه بیمار را از پیش بشناسد، سهم خود را از نجات یک انسان ادا کرد.این شاید یکی از واقعیترین و شیرینترین تبریکها برای روز پزشک باشد؛ پزشکی که در لحظهای سرنوشتساز، دانش خود را به عمل تبدیل کرد و اجازه نداد یک ایست قلبی، پایان یک زندگی باشد.







ثبت دیدگاه