حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 8 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7354 تعداد نوشته های امروز : 5 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
شهری که هر غروب به میدان ایستادگی بدل می‌شود
01 اردیبهشت 1405 - 7:20
شناسه : 41096
بازدید 127
1
پنجاه شب بندرعباس؛ دریانیوز// بندرعباس در بیش از پنجاه شب گذشته چهره‌ای متفاوت و غیرمعمول پیدا کرده است.
ارسال توسط : نویسنده : امین زارعی منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز// بندرعباس در بیش از پنجاه شب گذشته چهره‌ای متفاوت و غیرمعمول پیدا کرده است. شهری که معمولاً با همهمه بازارهای ساحلی، صدای برخورد موج‌ها به اسکله و رفت‌وآمد مسافران شناخته می‌شود، این شب‌ها در فضایی دیگر تنفس می‌کند؛ فضایی که شبیه میدان‌های بزرگ تجمع مردمی است.
از آغاز حمله‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور، شب‌های بندرعباس به صحنه حضور گسترده مردم تبدیل شده و حالا که بیش از پنجاه شب از آن گذشته، این شهر بندری منظره‌ای تازه یافته است؛ منظره‌ای از جمعیت، پرچم‌ها، کودکان، موکب‌ها و رژه‌های شبانه. از ساعات غروب، خیابان‌های منتهی مکان‌های اعلام شده برای اجتماع مردم آرام‌آرام تغییر حال‌وهوا می‌دهند. خانواده‌ها دسته‌دسته به سمت محل تجمع حرکت می‌کنند. برخی پرچم کوچکی در دست دارند، برخی سربندهایی که رنگ و نقش آن‌ها مشخص است و گروهی نیز فقط آمده‌اند که در کنار دیگران باشند. حضور مردم از هر سن و طبقه‌ای چشمگیر است؛ زنان و مردان، سالمندان، جوانان و مهم‌تر از همه، کودکان. این ترکیب گسترده جمعیتی همان چیزی است که شب‌های بندرعباس را از حالت یک مراسم یا تجمع ساده خارج کرده و به رخدادی اجتماعی با ابعاد وسیع تبدیل کرده است.در محل تجمع، جایگاهی برای سخنرانان برپا شده است. هر شب سخنرانانی در این جایگاه حاضر می‌شوند و به توضیح وضعیت کشور، تحولات جاری و آنچه از آن با عنوان «صحنه نبرد» یاد می‌شود، می‌پردازند.

مردم با دقت گوش می‌کنند؛ نه فقط به خاطر محتوای سخنان، بلکه به دلیل میل به فهم وضعیت روز و ضرورت همراهی با جریان عمومی شهر. سخنرانان تلاش می‌کنند تصویری روشن از شرایط ارائه دهند و ذهن مردم را نسبت به روندها، تهدیدها و مقاومت‌ها آگاه نگه دارند. در بخش‌هایی از سخنرانی، جمعیت با شعارهایی هماهنگ واکنش نشان می‌دهد و صدای این همخوانی شبانه در خیابان می‌پیچد. اما در کنار این سخنرانی‌ها، آنچه بیش از هر چیز در میان جمعیت جلوه دارد حضور پرانرژی کودکان است. کودکان با پرچم‌های کوچک در خیابان می‌دوند، روی شانه پدرها بالا گرفته می‌شوند، کنار مادرها می‌چرخند و گاهی حتی نقش آغازکننده شعارها را پیدا می‌کنند. بارها دیده می‌شود کودکی با صدای بلند شعاری سر می‌دهد و موجی از پاسخ در میان جمعیت بلند می‌شود. این صحنه‌ها نوعی شور خام و صادقانه به فضا می‌دهد؛ شوری که اغلب در تجمع‌های بزرگ کمتر دیده می‌شود اما در بندرعباس به یک تصویر شبانه ثابت تبدیل شده است. در حاشیه خیابان محل تجمع، فعالیت‌های جانبی متنوعی شکل گرفته است. برخی ادارات، مجموعه‌های محلی و حتی شهروندان عادی موکب‌هایی کوچک برپا کرده‌اند و از مردم با چای، شربت، خرما یا خوراکی‌های ساده پذیرایی می‌کنند. صف‌های کوتاهی جلوی موکب‌ها شکل می‌گیرد و مردم در فضایی صمیمی درباره اتفاقات روز یا حتی مسائل زندگی روزمره با یکدیگر گفتگو می‌کنند. این موکب‌ها به نوعی بخش خدمات اجتماعی این تجمع‌ها شده‌اند؛ خدماتی که بی‌برنامه و بدون دستور رسمی، اما با انگیزه‌های مردمی شکل گرفته‌اند. یکی از جلوه‌های متفاوت این شب‌ها، حضور موتورسیکلت‌هایی است که روی آن‌ها ماکت‌هایی از موشک‌ها، راکت‌ها یا خمپاره‌اندازها نصب شده است. این ماکت‌ها با دقت و ظرافت ساخته شده و تحت نور چراغ‌ها جلوه‌ای چشمگیر پیدا می‌کنند.

هر بار که این موتورسیکلت‌ها وارد محل تجمع می‌شود، جمعیتی از مردم به‌ویژه نوجوانان گرد آن جمع می‌شوند. بسیاری از خانواده‌ها با این ماکت‌ها عکس یادگاری می‌گیرند. در نگاه اول شاید این حرکت نوعی نمادسازی ساده باشد، اما در فضای تجمع شبانه بندرعباس به بخشی از هویت بصری این گردهمایی‌ها تبدیل شده است. در گوشه‌ای دیگر از میدان، چند دختر نوجوان میز کوچکی برپا کرده‌اند و با رنگ‌های سبز، سفید و قرمز طرح پرچم ایران را روی صورت یا دست کودکان نقاشی می‌کنند. صفی از کودکان با شور نشسته‌اند و منتظر نوبت خود هستند. پس از پایان نقاشی، کودکان با چهره‌هایی رنگین و لبخندهای باز به سمت خانواده‌ها برمی‌گردند و پرچم‌شان را بالاتر می‌گیرند. این تصاویر به شب‌های بندرعباس رنگی کودکانه بخشیده است؛ ترکیبی از هیجان، غرور و معصومیت. در میان تمام این جلوه‌ها، حضور آرام اما مقتدر نیروهای حافظ امنیت از بسیج تا نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی احساس اطمینان را در میان مردم تقویت کرده است. در مسیرهای ورودی خیابان محل تجمع، نیروهای بسیج تردد را تنظیم می‌کنند و در اطراف، مأموران پلیس با نظمی دقیق مستقر هستند. این مدیریت هوشمندانه باعث شده خانواده‌ها با آرامش بیشتری در برنامه‌ها شرکت کنند و حضور کودکان در میدان‌ها بدون هیچ دغدغه‌ای ادامه یابد. امنیت، هرچند کمتر دیده می‌شود، اما مثل زیرساختی نادیدنی، ریشه اعتماد جمعی در این تجمع‌هاست.چادرهای هلال احمر نیز بخش دیگری از فضا را تکمیل کرده‌اند. داوطلبان با لباس‌های سفید و قرمز در چادرهای امدادی ایستاده‌اند و خدمات رایگان مانند اندازه‌گیری فشار خون و قند خون ارائه می‌دهند. سالمندان و حتی بعضی از افراد جوان‌تر قبل یا بعد از شرکت در برنامه‌های اصلی سری به این چادرها می‌زنند.

این خدمات نه‌فقط سلامت‌محور، بلکه بخشی از اعتمادسازی عمومی است؛ نوعی همراهی مدنی که پشت این شب‌ها را گرم نگه می‌دارد. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز در حاشیه تجمع غرفه‌هایی برپا کرده است. در این غرفه‌ها کتاب‌ها، فعالیت‌های نقاشی، کاردستی و بازی‌های فکری در اختیار کودکان قرار می‌گیرد. شاید عجیب باشد، اما در میان صدای شعارها، سرودها و همهمه جمعیت، کودکانی دیده می‌شوند که بی‌تفاوت به هیاهوی اطراف، غرق رنگ‌آمیزی یا ساختن یک کاردستی ساده هستند. این ترکیب از فعالیت‌های فرهنگی در دل یک تجمع بزرگ، تصویر متفاوتی از زندگی شبانه بندرعباس ارائه می‌دهد. در برخی از شب‌ها در بخشی از محل تجمع، یادمانی ویژه نیز توجه مردم را جلب می‌کند. یادمان دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب که در حملات روزهای نخست جنگ به شهادت رسیدند. در بسیاری از شب‌ها این یادمان در میان شمع‌ها و گل‌ها روشن است و مردم با احترام از کنارش عبور می‌کنند. بر روی تابلو ساده‌ای که کنار آن نصب شده نام آن نوجوانان نوشته شده و چند شاخه گل دائمی روی آن قرار دارد. گاهی گروهی از دانش‌آموزان در کنار این یادمان شعر یا سرودی می‌خوانند و لحظه‌ای میدان در سکوت فرو می‌رود. این حضور نمادین، یاد و خاطره شهیدان نوجوان استان را همچون روحی جاری در میان مردم زنده نگه داشته و پیوند میان نسل امروز و گذشته‌ای پرهزینه را استوارتر کرده است.با پیشروی شب، جمعیت بیشتر می‌شود و میدان و خیابان‌های اطراف پر می‌شود از نور موبایل‌ها، پرچم‌ها و صداهای درهم‌تنیده.

در پایان تجمع، بخشی دیگر از مراسم آغاز می‌شود، رژه خودرویی شبانه. خودروها یکی پس از دیگری حرکت می‌کنند پرچم‌های کوچک و بزرگ از پنجره‌ها بیرون آمده و در باد تکان می‌خورند. از بلندگوها سرودها و نواهای مناسبتی پخش می‌شود و برخی خودروها با ریتم موسیقی ملی، بوق می‌زنند. مردم در پیاده‌روها ایستاده‌اند و این حرکت جمعی را تماشا می‌کنند. بسیاری تلفن‌های همراه‌شان را بالا برده‌اند و از صحنه‌ها فیلم می‌گیرند انگار می‌خواهند لحظه‌ای که به بخش ثابت شب‌های شهرشان تبدیل شده را ثبت کنند. رژه از خیابان‌های اصلی شهر عبور می‌کند و پرچم‌های در اهتزاز، شهر را به رنگ‌های سه‌گانه آشنا در می‌آورد. امروز، بعد از پنجاه شب، این تجمع‌ها به بخشی از ریتم زندگی بندرعباس تبدیل شده است، نه یک اتفاق مقطعی بلکه نوعی زیست اجتماعی شبانه. خیابان‌ها و میدان‌هایی که پیش از این فقط محل عبور بودند، اکنون به میدان‌های حضور، گفت‌وگو و نوعی انسجام جمعی تبدیل شده‌اند. بندرعباس این روزها تصویری غیرمعمول از خود نشان می‌دهد شهری که در گرمای جنوب، شب به شب نه خاموش‌تر، بلکه روشن‌تر و پرصدا‌تر می‌شود.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.