حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 8 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7354 تعداد نوشته های امروز : 5 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
شنیدن کی بود مانند دیدن
05 اردیبهشت 1405 - 5:54
شناسه : 41222
بازدید 125
1
رسیدگی به معلولان ذهنی حبیب ابن مظاهر با حضور میدانی معنا پیدا می کند دریانیوز// در هر کشوری و در هر استان و شهری، کسانی زندگی می‌کنند که هستند اما دیده نمی‌شوند.
ارسال توسط : نویسنده : محبوبه شکور منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز// در هر کشوری و در هر استان و شهری، کسانی زندگی می‌کنند که هستند اما دیده نمی‌شوند. انسان‌هایی که در جامعه وجود دارند، نفس می‌کشند و زندگی می‌کنند اما متأسفانه دیده نمی‌شوند و بسیاری از مردم جامعه از وجود آنها اطلاعی ندارند. معلولان ذهنی یکی از همین دسته افراد را شامل می‌شوند. به طور کلی معلولیت ذهنی نوعی اختلال در عملکرد ذهنی و رفتاری است که بر یادگیری، استدلال و مهارت‌های روزمره فرد تأثیر می‌گذارد. چنین افرادی توانایی ذهنی پایین‌تری نسبت به میانگین جامعه دارند و در تعاملات اجتماعی و زندگی روزمره به حمایت نیاز دارند. به همین منظور به سراغ مرکز نگهداری از معلولان ذهنی حبیب ابن مظاهر در شهر بندرعباس رفتیم و با خانم شرفی مدیر مجموعه گفت‌وگویی را انجام دادیم. وقتی وارد این مجموعه شدم اولین چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد صدای داد و فریاد بچه‌ها بود که از راه دور هم گوش انسان را می‌خراشید. از یکی از کارکنان که پرسیدم گفتند صدای یکی از بچه‌هاست که هر روز به گوش می‌رسد و برای ما دیگر عادی شده است. گرچه این صدا برای آنها عادی شده اما واقعیت این است که این صداها به شدت سنگین و گوش خراش است و به مرور زمان روی اعصاب آنها تأثیر می‌گذارد. از این چیزها می‌شود فهمید که کار این کارکنان که می‌شود به آنان پرستار گفت، نه‌تنها کار؛ که ایثار است. ایثار به خاطر آدم‌هایی که به آنها احتیاج دارند و آنها چه جانانه و با عشق این کار را انجام می‌دهند. سپس به سراغ خانم شرفی رفتم و با ایشان در خصوص این معلولان ذهنی هم‌سخن شدم.


دریا: شما اینجا از چه معلولان ذهنی‌ای نگه‌داری می‌کنید؟
معلولین ذهنی به سه دسته تقسیم می‌شوند: معلولین ذهنی خفیف، متوسط و شدید. که ما در این آسایشگاه از معلولین ذهنی شدید و خیلی شدید به صورت شبانه روزی نگه‌داری می‌کنیم. معلولین ذهنی شدید و خیلی شدید نه تربیت پذیرند و نه آموزش پذیر و ضریب هوشی اکثریت آنها زیر 25 است. تعدادی از آنها خانواده دارند و تعدادی هم مجهول‌ الهویه هستند که از مراجع قضایی به ما ارجاع داده می‌شوند و نزد ما نگه‌داری می‌شوند. آن تعدادی هم که خانواده دارند متأسفانه از قشر ضعیف جامعه هستند و توانایی کمک ندارند که بخواهند در کنار ما باشند و هزینه‌ای را پرداخت کنند.
دریا: شما اینجا چه خدماتی را ارائه می‌کنید؟
معلول ذهنی شدید را ما فقط نگه‌داری و مراقبت می‌کنیم و یکسری کارهای توانبخشی مثل گفتار درمانی، فیزیوتراپی، کار درمانی، روانشناسی و غیره برای آنها انجام می‌دهیم. آن هم نه به این امید که خوب شوند؛ فقط به این امید که از بدتر شدن آنها جلوگیری شود. چون متأسفانه آنها دیگر هیچ وقت خوب نمی‌شوند.


دریا: آیا سندروم داون هم جزو دستۀ معلولین ذهنی به حساب می‌آیند؟
خیر، سندروم داون خودش معلولیت ذهنی به حساب نمی‌آید اما ما اینجا بیمارانی داریم که در کنار سایر معلولیت‌هایی که دارند دچار سندروم داون هم هستند. در واقع سندروم داون فقط یک بیماری است. یک معلول ذهنی می‌تواند در کنار معلولیت ذهنی، معلولیت جسمی هم داشته باشد، مانند بیماری صرع، کر و لال، نابینا و اوتیسم هم باشد. حتی میکروسفال و هیدروسفال هم باشد. میکروسفال کسی است که سرش رشد نمی‌کند و همواره کوچک می‌ماند و هیدروسفال کسی است که سرش نسبت به بدنش بزرگتر است و حالت طبیعی ندارد. در واقع یک نفر می‌تواند چند معلولیتی باشد.
دریا: این بچه‌ها از بدو تولد دچار این مشکل هستند یا بعداً به این مشکل دچار شده‌اند؟
اکثراً از بدو تولد و مادرزادی و ژنتیکی به این معلولیت‌ها دچار می‌شوند اما مواردی هم هست که در 5 سالگی یا 10 سالگی با این مشکل مواجه شده‌اند. مثلاً مواردی داشته‌ایم که در اثر سرماخوردگی و عفونت بیش از حد ریه و تب بالا و تشنج و عدم رسیدگی اتفاق افتاده است. تب بالا باعث تشنج و تشنج باعث آسیب رسیدن به سلول‌های مغز می‌شود که همین آسیب رسیدن به سلول‌های مغز سبب معلولیت ذهنی می‌شود. حتی زردی بالا و تب بالا در هنگام تولد، یا زایمان‌های سخت که مادر توان زایمان طبیعی را نداشته و به سر بچه آسیب وارد می‌شود هم می‌تواند باعث معلولیت ذهنی شوند. کلاً هر آن چیزی که باعث می‌شود فشار به سلول‌های مغز و مغز کودک بیاید باعث معلولیت ذهنی می‌شود. از طرفی هم چون دارو زیاد مصرف می‌کنند با مشکلات گوارشی و معده هم مواجه می‌شوند. حتی داروهای اعصاب و روان هم به مرور زمان روی دندان‌هایشان اثر می‌گذارد.


دریا: این افراد چگونه به شما مراجعه می‌کنند؟
آن مددجویانی که خانواده دارند از طریق سازمان بهزیستی اقدام می‌کنند. به این صورت که ابتدا درخواست می‌دهند برای پذیرش در آسایشگاه و آنجا پس از طی مراحل اداری و تشکیل کمیسیون و پرونده، اگر که بهزیستی تشخیص بدهد که این مورد، از موارد مرکز حبیب ابن مظاهر است که برای ما نامه می‌فرستند و از او نگه‌داری می‌کنیم و اگر مورد مراکز دیگری باشند ، به مراکز دیگر فرستاده می‌شوند. اما افرادی که مجهول الهویه هستند از طریق مراجع قضایی به ما نامه داده می‌شود و ما آنها را پذیرش می‌کنیم.
دریا: آیا این افراد تا پایان عمر اینجا هستند؟
بله معمولاً تا پایان عمر اینجا هستند.
دریا: آیا مسئولین و خیّرین به این بچه‌ها کمک می‌کنند؟
هزینۀ نگه‌داریِ این بچه‌ها خیلی خیلی سنگین و بالاست چون آنها بیمار هستند. از آنجایی که مجموعۀ ما به صورت هیأت امنایی و تحت نظارت سازمان بهزیستی فعالیت می‌کند، دولت هم به ما کمک می‌کند اما آن مبلغ شهریه‌ای که تحت عنوان یارانه به ما پرداخت می‌شود حتی جوابگوی حقوق و مزایای پرسنل اینجا هم نیست، دیگر چه برسد به باقی هزینه‌ها. در واقع شاید فقط یک دهم هزینه‌های ما را پوشش دهد. مابقی هزینه‌های ما از طریق مسئولین و خیّرین استان و گاهاً خیّرین سایر استان‌ها و نذر و نذورات مردمی تأمین می‌شود که آن هم متأسفانه به دلیل شرایط اقتصادی بدی که امروز در جامعه حاکم شده است بسیار بسیار کم شده است. از زمانی هم که جنگ آغاز شده است کمک‌ها به مجموعۀ ما کاملاً صفر شده است. به نظر من این بچه‌ها حقشان است که در رفاه بیشتری زندگی کنند.
دریا: چرا بچه‌های این مرکز خیلی دیده نمی‌شوند و صحبتی از آنها شنیده نمی‌شود؟
دقیقاً نکته همین است. متأسفانه بزرگترین مشکل ما این است که با این وجود که 40 سال از فعالیت این مجموعه می‌گذرد، اما هنوز آنطور که باید در بین مردم و سطح استان شناخته شده نیستیم که این امر مستلزم هزینۀ بسیار و اطلاع رسانی دقیق و مستمر است. جا دارد بگویم که من با خیلی از چهره‌های مطرح استان ارتباط گرفته‌ام تا کار تبلیغات را برای ما انجام دهند که در برخی موارد دستاوردهایی هم داشته‌ایم. مثلاً بارها در شبکۀ استانی رادیو و تلویزیون حضور پیدا کرده‌ام و صحبت‌هایی داشته‌ام اما مسأله این است که با یک بار و دو بار در سال این کار فایده ندارد، بلکه باید مستمر و دائم و به صورت هفتگی و ماهانه پیگیری شود تا در اذهان مردم باقی بماند. اما با تمام این حرف‌ها ابتدا دولت است که باید به ما کمک کند و بودجۀ بیشتری به ما اختصاص دهد. داستان این بچه‌ها همان حکایت «شنیدن کی بود مانند دیدن» است. افراد باید از نزدیک این بچه‌ها را ببینند تا بتوانند آنها را درک کنند. الان تمام ایرانیان در هر شهر و استانی می‌دانند که خانۀ سالمندان یا ایتام وجود دارد و آنها را می‌شناسند. یعنی می‌دانند که سالمند کیست و به چه کسی یتیم می‌گویند ولی معلول ذهنی را خیلی‌ها نمی‌شناسند. بارها شده که با مدیر کل اداره‌ای صحبت کرده‌ام و استقبال نکرده است اما وقتی به اینجا آمده و این بچه‌ها را از نزدیک دیده دیگر هرگز ما را فراموش نکرده است.
دریا: چرا اطلاع رسانی درستی انجام نشده است؟
همانطور که می‌دانید تبلیغات برای این بچه‌ها هزینه دارد و ما در حال حاضر حتی در پرداخت حقوق و مزایای خود نیز مانده‌ایم. ما اینجا 60 نفر نیروی کار داریم که به صورت سه شیفت کار می‌کنند و تعدادی هم پرسنل اداری هستند که حقوق تمامی آنها صد در صد پایین است. علاوه بر این، 150 معلول ذهنی داریم که تمامی رده‌های سنی را شامل می‌شوند؛ از شیرخوار تا سالمند که در دو گروه دختر و پسر اینجا نگه‌داری می‌شوند. نگه‌داری از 150 معلول ذهنی که بعضی‌هایشان معلولیت‌های جسمی و بیماری‌های خاص هم دارند هزینۀ خیلی سنگینی دارد. ما اکنون در پرداخت حقوق و مزایای پرسنل خود مانده‌ایم، به همین خاطر است که دیگر برای باقی هزینه‌ها و تبلیغات و شناسایی اینجا پولی نداریم. این کار باید خداپسندانه اما مستمر انجام شود. باید رسانه‌ای باشد که هر هفته اینجا را معرفی کند.
دریا: درخواست شما به عنوان مدیر این مجموعه چیست؟
من درخواستم از مردم عزیز و به‌خصوص مسئولین این است که به اینجا بیایند و به بچه‌های ما سر بزنند. همین حضور مسئولین و مردم در اینجا، هر چند اگر کمکی نکنند، باعث دلگرمی من و همکاران من می‌شود. همه باید بیایند این بچه‌ها را از نزدیک ببینند و هر کس به هر شکلی که می‌تواند به این بچه‌‌‌‌‌‌‌‌ها کمک کند. این کار فقط وظیفۀ ما نیست؛ بلکه وظیفۀ همۀ مردم این استان است. این بچه‌ها، بچه‌های این سرزمین و این مرز و بوم و استان هستند و هر کدام از ما یک وظیفه‌ای در قبال آنها داریم. می‌شد جای این بچه‌ها، من و بچه‌های من، شما یا بچه‌های شما اینجا باشیم، پس حالا که نیستیم همه ی ما دینی به گردن اینها داریم. مخصوصاً که آنها همگی از قشر ضعیف جامعه هستند و خوشا به حال آنان که این دین را ادا می‌کنند. جامعه قشر ثروتمندِ خیّر زیاد دارد که بعضی‌ها به سهم خودشان می‌توانند به این مجموعه کمک کنند. از روزی که جنگ شروع شده است می‌توانم بگویم کمک‌ها به مجموعۀ ما صفر صفر شده است و ما هیچ دریافتی‌ای نداشته‌ایم که این کار ما را خیلی خیلی سخت کرده است. گاهی پیش آمده که ما برای بچه‌ها صبحانه نداشته‌ایم. از آنجایی که این بچه‌ها داروهای زیادی مصرف می‌کنند ما خیلی با مشکل دارو مواجه هستیم.
دریا: گفتید که این بچه‌ها دارو زیاد مصرف می‌کنند. این داروها یارانه‌ای است؟
نه داروها را پزشک تجویز می‌کند و از داروخانه تهیه می‌کنیم. موضوع دیگری هم که هست این است که ما الان خیلی از بابت پزشک مشکل داریم. الحمدالله پزشک عمومی داریم اما به شدت به متخصص مغز و اعصاب و اعصاب و روان نیاز داریم. گاهی جهت نسخه نوشتن برای داروی بچه‌ها به مشکل برمی‌خوریم. اگر در سطح استان پزشکانی هستند که صدای ما را می‌شنوند و می‌توانند به هر شکلی به ما کمک کنند خیلی خوب می‌شود. البته پزشکانی هستند که گاهی به ما کمک می‌کنند اما متأسفانه اینقدر مشغلۀ کاری آنها زیاد است که همیشه نمی‌توانند به ما کمک کنند که این باعث می‌شود ما زمان‌هایی با کمبود دارو مواجه شویم. از طرفی چون این داروها تخصصی هستند باید حتماً نسخه بشوند. داروخانه‌ها نمی‌توانند به صورت آزاد به ما بدهند و اگر بتوانند هزینه‌های آن به قدری بالا و سنگین است که ما از عهدۀ آن بر نمی‌آییم. تهیۀ این داروها حتی با دفترچه نیز برای ما سخت است چه برسد به اینکه بخواهیم آزاد تهیه‌شان کنیم. این مشکل از مشکلات جدی و اساسی این مجموعه است.
دریا: این بچه‌ها تحت حمایت بیمه هستند؟
بله بعضی بچه‌ها از طرف خانواده بیمه هستند مثلاً بیمه تأمین اجتماعی و نیروهای مسلح. آنهایی هم که بیمه ندارند بیمۀ سلامت هستند.
دریا: مردم چگونه می‌توانند به مجموعۀ شما کمک کنند؟
مردم به دو شکل می‌توانند به مجموعۀ ما کمک کنند: نقدی و غیر نقدی. کمک‌های نقدی خود را می‌توانند به شماره حساب‌های مجموعه واریز نمایند که به اسم خودِ همین مجموعه است و برای کمک‌های غیرنقدی هم می‌توانند از ما لیست اقلامی که مورد نیاز است را بگیرند و خودشان زحمت خریدش را بکشند و به ما تحویل دهند. صحبت‌های ما با خانم شرفی که تمام شد، به سراغ بچه‌ها رفتم و از محوطه نیز دیدن کردم. محوطه، اتاق‌ها و سرویس‌های بهداشتی به شدت تمیز بود و برخورد کارکنان با ما و بچه‌ها بسیار خوب. اما بچه‌ها…آنها را که دیدم بسیار آشفته و هیجان زده شدم. دیدن این بچه‌ها دل هر انسانی را به درد می‌آورد، به حدی که دیگر قادر به فراموش کردنشان نیستیم. کافی است لحظه‌ای خودمان را جای آنها بگذاریم تا بتوانیم درکشان کنیم و برای کمک به آنها بیشتر بشتابیم. دوستان می‌توانند برای کمک به این مجموعه با شماره تلفن خانم شرفی که در پایین نوشته شده است تماس بگیرند و هماهنگی‌های لازم را انجام دهند و در ثواب این کار خیر شریک شوند.
شماره تماس خانم شرفی: 09177975302

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.