دریانیوز// در حالی که نظام سلامت کشور با چالشهای ریز و درشت بودجهای و زیرساختی دستوپنجه نرم میکند، دو صنعت قدرتمند و بانفوذ، بیسروصدا در حال تغییر معادلات «امید به زندگی» و «سلامت عمومی» در ایران هستند. معاون بهداشت وزارت بهداشت در هشداری صریح، صنعت دخانیات و خودروسازی را به عنوان دو تهدید اصلی سلامت مردم معرفی کرد؛ صنایعی که نه تنها بر جان شهروندان چنگ انداختهاند، بلکه با لابیهای گسترده، قدرت مقابله را از سیاستگذاران سلامت گرفتهاند. ۷۷ میلیارد نخ سیگار در سال، در کنار تولیداتی که استانداردهای ایمنی و آلایندگی را به مسخره گرفتهاند، حالا به یک «فاجعه خاموش» تبدیل شدهاند که نه فقط با مرگومیر، بلکه با فرسایش سرمایههای انسانی کشور گره خورده است.
فاجعهای که عادیسازی شد
وقتی از «سلامت عمومی» سخن میگوییم، ذهن ناخودآگاه به سمت تختهای بیمارستان، داروها و کادر درمان میرود. اما واقعیتِ میدان، چیز دیگری است. سلامتِ جامعه، پیش از آنکه در بیمارستانها رقم بخورد، در سبک زندگی، در استانداردهای جادهای و در هوایی که نفس میکشیم تعیین میشود. علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، در همایش روز ملی بدون دخانیات، پرده از حقیقتی برداشت که سالها در لفافه «منافع اقتصادی» پنهان مانده بود: دخانیات و خودروسازی، دو متهم ردیف اول تهدید سلامت ایرانیان.این هشدار، یک موضعگیری سیاسی ساده نیست؛ بلکه یک فریادِ برخاسته از دل آمارهای وحشتناکِ مرگومیر و بیماریهای غیرواگیر است. چرا باید این دو صنعت به «ماشین تولید بیماری» بدل شوند؟ پاسخ، در نفوذ ساختاری و عادیسازی فرهنگی نهفته است. 77 میلیارد نخ؛ روایتی از یک بازار اشباعشده آمارهای رسمی تکاندهنده است: سالانه ۷۷ میلیارد نخ سیگار در کشور دود میشود. این عدد، بیش از آنکه یک آمار صنعتی باشد، حجم بزرگی از ریهها، قلبها و سرمایههایی است که خاکستر میشوند. رئیسی با اشاره به گردش مالی کلان صنعت دخانیات میگوید که این حوزه برخلاف بسیاری از صنایع دیگر، حتی در دوران تحریم هم مسیر رشد خود را طی کرده و نهتنها متوقف نشده، بلکه بازار خود را توسعه داده است.
اما دردناکتر از آمار کل، «تغییر الگوی مصرف» است. معاون بهداشت وزارت بهداشت با هشدار درباره گرایش فزاینده زنان و جوانان به مصرف دخانیات، زنگ خطر را برای آینده سلامت جامعه به صدا درآورد. این، یک «اپیدمی خزنده» است. وقتی مصرف سیگار در گروههای سنی پایین، به ویژه میان دختران و زنان جوان با شیب تندتری نسبت به مردان رشد میکند، یعنی در حال از دست دادن یک نسل هستیم.
وقتی «سلبریتی» و «دود» همسایه میشوند
چرا مصرف سیگار، بهویژه در میان نسل جوان، به امری عادی بدل شده است؟ پاسخ را باید در «مهندسی فرهنگی» جستوجو کرد. رئیسی به درستی از بازنمایی مصرف دخانیات در شبکه نمایش خانگی انتقاد میکند. در بسیاری از آثار نمایشی، سیگار کشیدن نه یک رفتار پرخطر، بلکه نماد «جذابیت»، «شخصیت مستقل» و «موفقیت» بازنمایی میشود.رسانه، قدرت جادویی در «نرمالسازی» ناهنجاریها دارد. وقتی قهرمان داستان در بزنگاههای سختِ زندگی، پناهی جز سیگار نمییابد، ناخودآگاهِ مخاطب جوان پیام را دریافت میکند: «برای آدمهای خاص و موفق، سیگار یک ابزار است، نه عامل بیماری». این ترویج غیرمستقیم، چنان قوی است که تمام کمپینهای آگاهیبخشِ وزارت بهداشت را خنثی میکند. در حالی که بهداشتکاران فریاد میزنند «سیگار نکشید»، سریالهای پرمخاطب، مشقِ سیگار کشیدن میدهند.
خودرو؛ از وسیله نقلیه تا عامل مرگ
در کنار دخانیات، «خودروسازی» ایستاده است؛ صنعتی که در ایران به یک «پارادوکس» تبدیل شده است. صنعتی که ادعای اشتغالزایی دارد، اما هزینههایی که به نظام سلامت تحمیل میکند، گاهی از درآمدهایش پیشی میگیرد. خودروهای بیکیفیت از دو مسیرِ «ایمنی» و «آلایندگی»، مستقیماً سلامت مردم را هدف گرفتهاند. ۱. کشتار در جادهها:** ضعف در بدنه، نبود سیستمهای ایمنی استاندارد و نقص فنی، یک تصادف کوچک را به صحنه جنازه تبدیل میکند. پشت هر آمارِ تصادفات جادهای، خانوادههایی نهفتهاند که یا داغدارند یا باید سالها هزینه معلولیت و ناتوانی عزیزانشان را بپردازند. ۲. هوا برای تنفس نمانده است: خودروهای آلاینده که استانداردهای سوخت و احتراق را رعایت نمیکنند، با تولید ذرات معلق، شهرها را به اتاقهای گاز تبدیل کردهاند. بیماریهای تنفسی، سکتههای قلبی و سرطانهای ریوی، تنها بخشی از صورتحسابِ سنگینی است که مردم برای «حمایت از تولید داخلی» پرداخت میکنند.
اقتصادِ سلامت در چنبره لابیها
معاون وزیر بهداشت به نکته کلیدی اشاره کرد: «مقابله با این دو صنعت دشوار است». این دشواری، محصولِ «قدرت لابیگری» است. وقتی منافع اقتصادی با تصمیمگیریهای کلان گره میخورد، سلامت عمومی معمولاً بازنده میدان است. در همه جای دنیا، برای کاهش مصرف دخانیات از ابزار «مالیات سنگین» استفاده میشود؛ ابزاری که نهتنها مصرف را کاهش میدهد، بلکه درآمد دولت را برای درمان بیماریهای ناشی از آن تأمین میکند. اما چرا در ایران، افزایش مالیات بر دخانیات با مقاومتهای پیچیده روبروست؟ این «لابیهای دخانیاتی» هستند که نمیخواهند سودِ حاصل از این بازار مکاره، از دست برود.
درباره خودرو نیز همینگونه است. هرجا بحثِ واردات برای رقابت یا ارتقای استانداردها مطرح میشود، بحثِ «حمایت از کارگر» و «اقتصاد ملی» پیش کشیده میشود، اما کمتر کسی از «هزینه درمان» و «جانِ کارگر» سخن میگوید.
راهکارهایی که خاک میخورند
آیا محکوم به فنا هستیم؟ خیر. راهکارها روشن است، اما اراده برای اجرای آنها میلنگد:مالیاتِ بازدارنده: افزایش پلکانی و سنگین مالیات بر محصولات دخانی، باید به قدری باشد که برای نوجوانان و جوانان قدرت خرید آن را کاهش دهد.نظارت بر تولید محتوا: دستگاههای مسئول باید در برابر بازنماییهای اغواگرانه دخانیات در رسانهها بایستند. هنر نباید تریبون ترویج سرطان باشد.
استانداردسازی اجباری: خودروسازان باید در برابر جان مردم پاسخگو باشند. تولید خودرویی که ایمنی ندارد، جرم است و باید به عنوان «تضییع حقوق عامه» پیگیری شود.پایش آلایندگی: سختگیری در معاینه فنی و خروج خودروهای فرسوده، نه یک انتخاب که یک ضرورت برای بقاست.
سلامت را به حاشیه نبرید
هشدار معاون بهداشت وزارت بهداشت، یک زنگ بیدارباش برای ساختار حکمرانی است. نمیشود از یکسو برای «جوانی جمعیت» و «کاهش مرگومیر» سیاستگذاری کرد و از سوی دیگر، در برابر دو کارخانه تولید بیماری یکی در دست تولیدکننده سیگار و دیگری در خط تولید خودروسکوت کرد یا با مسامحه برخورد کرد.سلامت مردم، «کالای تعارفی» نیست که در پای میز مذاکرات اقتصادی قربانی شود. اگر مسئولان به دنبال کاهش بار بیماریها و کاهش هزینههای درمان هستند، باید از این دو صنعت «تولید مرگ» مطالبهگری کنند. جامعه ایرانی، بیش از هر زمان دیگری نیازمندِ «سیاستگذاریِ سلامتمحور» است؛ سیاستی که اولویتش نه سودآوریِ صنایع بانفوذ، که نفس کشیدنِ بیدغدغه و امنیتِ جانِ شهروندان باشد. آیا گوش شنوایی در راهروهای تصمیمگیری برای این هشدار وجود دارد؟ تاریخ قضاوت خواهد کرد.







ثبت دیدگاه