دریانیوز // باد گرم تابستان از روی آبهای جنوب میگذرد؛ همان آبی که سالها بار تردد نفتکشها، سکوهای انرژی، صنایع سنگین و رقابتهای سیاسی منطقه را بر دوش کشیده است. حالا اما خلیجفارس با تهدیدی روبهرو شده که کارشناسان آن را فراتر از یک حادثه مقطعی میدانند؛ بحرانی زیستمحیطی که میتواند تا سالها در رسوبات، آبزیان و زنجیره غذایی منطقه باقی بماند. حملات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی به برخی تأسیسات انرژی و صنعتی ایران، نگرانیهای تازهای درباره امنیت زیستمحیطی خلیجفارس ایجاد کرده است. در روزهایی که تصاویر لکههای نفتی و دود حاصل از سوختن تأسیسات در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، متخصصان محیط زیست هشدار میدهند آنچه دیده میشود تنها بخش کوچکی از بحران است؛ بحرانی که ممکن است آرام، خاموش و خزنده، تمام سواحل جنوبی خلیجفارس را درگیر کند.صمد حمزهئی، مشاور محیط زیست استاندار هرمزگان و رئیس مرکز اقیانوسشناسی هرمزگان، در گفتوگو با ایسنا تصویری نگرانکننده از وضعیت موجود ترسیم کرده است. او میگوید حمله به نفتکشها، پتروشیمیها، اسکلهها، شناورها، آبشیرینکنها و نیروگاهها باعث ورود حجم بالایی از آلایندههای خطرناک به محیط دریایی شده و ابعاد واقعی آلودگی بسیار گستردهتر از چیزی است که تاکنون منتشر شده است.این هشدار در شرایطی مطرح میشود که خلیجفارس پیش از این نیز یکی از آسیبپذیرترین اکوسیستمهای دریایی جهان به شمار میرفت؛ پهنهای نیمهبسته با تبادل محدود آب، تراکم بالای صنایع نفت و گاز و فشار دائمی ناشی از فعالیتهای صنعتی.
لکهای که روی آب نمیماند
در نگاه اول، آلودگی نفتی شاید فقط لکهای سیاه روی سطح آب به نظر برسد؛ تصویری که با گذشت زمان محو میشود و از حافظه عمومی کنار میرود. واقعیت اما بسیار پیچیدهتر است. نفت خام پس از ورود به دریا وارد چرخهای میشود که آثار آن میتواند دههها باقی بماند.بخشی از نفت تبخیر میشود، بخشی در آب معلق میماند و قسمت سنگینتر به کف دریا میرود؛ جایی که رسوبات آلوده به مخزنی خاموش از سموم تبدیل میشوند. همین رسوبات بعدها وارد بدن ماهیها، میگوها و آبزیانی میشود که غذای میلیونها نفر در منطقه هستند.حمزهئی تأکید کرده است که هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای یا PAHs از خطرناکترین ترکیبات آزادشده در این آلودگیها هستند؛ موادی پایدار و سرطانزا که در بافت آبزیان تجمع پیدا میکنند و ماندگاری طولانی دارند.کارشناسان دریایی میگویند خطر اصلی دقیقاً همینجاست؛ بسیاری از این آلایندهها قابل مشاهده نیستند. آب ممکن است ظاهری عادی داشته باشد، اما زنجیره غذایی بهآرامی آلوده شود؛ از پلانکتونها تا ماهیان بزرگ و در نهایت انسان.
خلیجفارس؛ دریایی خسته و کمجان
برای درک ابعاد بحران باید ویژگیهای خاص خلیجفارس را شناخت. این پهنه آبی برخلاف اقیانوسهای آزاد، گردش کندی دارد. تبادل آب از طریق تنگه هرمز محدود است و همین مسئله باعث میشود آلایندهها برای مدت طولانیتری در منطقه باقی بمانند.سالها فعالیت صنعتی نیز ظرفیت طبیعی این دریا برای ترمیم خود را کاهش داده است. پساب آبشیرینکنها، تخلیه آب توازن کشتیها، فاضلابهای صنعتی، شستوشوی مخازن نفتکشها و فعالیت سکوهای نفت و گاز، طی دهههای اخیر فشار سنگینی بر اکوسیستم جنوب وارد کردهاند.یکی از پژوهشگران دریایی در بندرعباس میگوید: «خلیجفارس مدتهاست در وضعیت هشدار قرار دارد. هر شوک تازهای میتواند تعادل شکننده آن را به هم بریزد.»همین وضعیت سبب شده کارشناسان از اصطلاح «کاهش توان خودپالایی» استفاده کنند؛ مفهومی که به زبان ساده یعنی دریا دیگر توان گذشته برای تجزیه و حذف آلایندهها را ندارد.
سمومی که وارد آب شدهاند
ابعاد نگرانکننده ماجرا به نفت محدود نیست. بر اساس اظهارات رئیس مرکز اقیانوسشناسی هرمزگان، آسیب به واحدهای پتروشیمی باعث ورود ترکیبات خطرناکی مانند بنزن، تولوئن، فنول، استایرن و وینیل کلراید به محیط دریایی شده است.هرکدام از این مواد سابقهای طولانی در فهرست آلایندههای خطرناک جهان دارند. بنزن از شناختهشدهترین ترکیبات سرطانزاست. وینیل کلراید با بیماریهای کبدی و اختلالات عصبی ارتباط دارد. استایرن میتواند بر سیستم عصبی اثر بگذارد و فنول برای آبزیان سمی است.در کنار این ترکیبات، تخریب شناورها و تأسیسات صنعتی احتمال ورود فلزات سنگین مانند سرب، جیوه، کادمیوم و نیکل را نیز افزایش داده است؛ عناصری که بهسادگی تجزیه نمیشوند و میتوانند سالها در رسوبات کف دریا باقی بمانند.خطر فلزات سنگین در این است که آرام و تدریجی عمل میکنند. میزان اندکی از آنها وارد بدن آبزیان میشود، سپس در چرخه غذایی انباشته میشود و در نهایت به انسان میرسد. بسیاری از اختلالات عصبی، آسیبهای کلیوی و بیماریهای مزمن با همین چرخه ارتباط دارند.
تهدیدی فراتر از مرزهای ایران
آلودگی دریایی مرز سیاسی نمیشناسد. جریانهای آب، آنچه را در یک ساحل اتفاق میافتد به ساحل دیگر منتقل میکنند.حمزهئی هشدار داده که الگوی غالب گردش آب در خلیجفارس عمدتاً خلاف جهت عقربههای ساعت است؛ موضوعی که میتواند آلودگیها را بهتدریج به سمت سواحل قطر، بحرین، امارات، عربستان، کویت و عمان منتقل کند.این هشدار فقط یک پیشبینی نظری نیست. تجربههای پیشین نشان دادهاند لکههای نفتی در خلیجفارس میتوانند صدها کیلومتر جابهجا شوند. در شرایط فعلی نیز بخشی از آلودگی ممکن است طی هفتهها یا ماههای آینده به مناطق جنوبی برسد.کارشناسان محیط زیست دریایی میگویند کشورهای حاشیه خلیجفارس دیر یا زود با پیامدهای مشترک این بحران روبهرو خواهند شد؛ از کاهش کیفیت آب گرفته تا تهدید آبزیان، مرجانها و حتی آب شرب.
آبشیرینکنها در خط خطر
شاید مهمترین نگرانی منطقهای، تهدید تأسیسات آبشیرینکن باشد. بسیاری از کشورهای جنوبی خلیجفارس بخش عمده آب شرب خود را از طریق شیرینسازی آب دریا تأمین میکنند.ورود گسترده نفت و ترکیبات شیمیایی به آب میتواند عملکرد این تأسیسات را مختل کند. آلودگی شدید باعث انسداد فیلترها، آسیب به تجهیزات و افزایش هزینه تصفیه میشود. در موارد حاد، برخی آبشیرینکنها ممکن است موقتاً از مدار خارج شوند.این مسئله در منطقهای خشک و کمآب، تنها یک مشکل صنعتی نیست؛ موضوعی مرتبط با امنیت انسانی و اجتماعی است.
مرجانهایی که خاموش میمیرند
در میان قربانیان خاموش این بحران، آبسنگهای مرجانی جایگاه ویژهای دارند؛ اکوسیستمهایی رنگارنگ و شکننده که به تغییرات محیطی بسیار حساساند.مرجانها در ظاهر سنگ به نظر میرسند، اما موجوداتی زندهاند که برای بقا به آب شفاف و پایدار نیاز دارند. ورود نفت، مواد شیمیایی و فلزات سنگین میتواند روند رشد آنها را مختل کند، بافتشان را تخریب کند و توان تولیدمثلشان را کاهش دهد.برخی زیستشناسان دریایی معتقدند مرجانهای خلیجفارس پیش از این نیز بهدلیل افزایش دما، شوری بالا و آلودگی صنعتی تحت فشار شدید قرار داشتند و بحران تازه میتواند ضربه نهایی را وارد کند.مرگ مرجانها فقط از بین رفتن یک منظره طبیعی نیست. هزاران گونه آبزی به این زیستگاهها وابستهاند و نابودی آنها بر کل چرخه حیات دریایی اثر میگذارد.
خاطرهای که هنوز زنده است
خلیجفارس یک بار طعم چنین فاجعهای را چشیده است. در جنگ اول خلیجفارس، حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار تن نفت وارد دریا شد؛ حادثهای که هنوز بزرگترین نشت نفتی تاریخ شناخته میشود.حمزهئی یادآوری میکند در آن دوره، بخشهایی از جنگلهای حرا در نایبند، قشم و خمیر آسیب جدی دیدند و دهها هزار پرنده دریایی تلف شدند. مطالعات بعدی نشان داد آثار برخی ترکیبات سرطانزا سالها در بافت مرجانها باقی مانده بود.آن تجربه نشان داد اثرات زیستمحیطی جنگ بسیار طولانیتر از خود درگیری نظامی دوام میآورد. آتش خاموش میشود، اما سم در خاک، آب و بدن موجودات زنده باقی میماند.
اقتصاد در سایه بحران
خلیجفارس فقط یک پهنه آبی نیست؛ ستون اقتصادی میلیونها نفر است. صیادی، گردشگری دریایی، حملونقل، صادرات انرژی و صنایع ساحلی به سلامت این اکوسیستم وابستهاند.آلودگی گسترده میتواند ذخایر آبزیان را کاهش دهد، صیادان محلی را با بحران معیشتی روبهرو کند و اعتماد بازارهای صادراتی را تحت تأثیر قرار دهد. در بسیاری از مناطق ساحلی جنوب، زندگی مردم به دریا گره خورده است.یکی از صیادان بندر خمیر میگوید: «اگر دریا مریض شود، زندگی ما هم از بین میرود.»همین وابستگی اقتصادی باعث شده بحران فعلی از سطح یک مسئله محیطزیستی فراتر برود و به موضوعی مرتبط با امنیت غذایی و ثبات اجتماعی منطقه تبدیل شود.
ضرورت اقدام فوری
کارشناسان معتقدند زمان در چنین بحرانهایی اهمیت حیاتی دارد. هر روز تأخیر میتواند باعث گسترش بیشتر آلودگی و نفوذ عمیقتر سموم به اکوسیستم شود.حمزهئی بر تشکیل کمیته فنی مشترک میان کشورهای حاشیه خلیجفارس تأکید کرده است؛ کمیتهای برای پایش غلظت آلایندهها در آب، رسوبات و آبزیان و همچنین اجرای عملیات مشترک پاکسازی.او همچنین خواستار ایجاد سامانه پایش مستمر جریانهای دریایی و آلودگیها شده است؛ اقدامی که میتواند مسیر حرکت لکههای آلوده و نقاط بحرانی را مشخص کند.متخصصان میگویند بدون همکاری منطقهای، مهار چنین بحرانی تقریباً ناممکن خواهد بود. آلودگی دریایی، مسئلهای مشترک است و هرگونه بیتفاوتی میتواند هزینههای سنگینتری در آینده ایجاد کند.
آیندهای که زیر آب دفن میشود
آنچه امروز در خلیجفارس رخ میدهد شاید هنوز برای بسیاری از مردم قابل لمس نباشد. دریا ظاهراً آرام است، کشتیها حرکت میکنند و زندگی روزمره ادامه دارد. اما زیر این سطح آرام، فرآیندی آغاز شده که میتواند سالها دوام بیاورد.سموم وارد رسوبات میشوند، در بدن آبزیان انباشته میشوند و آرامآرام در زنجیره غذایی بالا میآیند. این همان بحرانی است که دیر دیده میشود و وقتی آشکار شد، مهارش دشوار خواهد بود.حمزهئی هشدار داده حتی اگر درگیریها متوقف شود، آثار زیستمحیطی این آلودگیها ممکن است برای دههها باقی بماند و نسلهای آینده منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.خلیجفارس امروز بیش از هر زمان دیگری شبیه بیماری است که سالها زیر فشار مزمن زندگی کرده و اکنون ضربهای تازه تعادلش را بر هم زده است. پرسش اصلی اینجاست؛ آیا منطقه پیش از رسیدن به نقطه غیرقابل بازگشت اقدامی جدی انجام خواهد داد یا جنوب، آرامآرام زیر لایهای از نفت و فلزات سنگین خاموش خواهد شد؟
جنگ، نفت و سمی که آرام در آب پخش میشود
دریانیوز // باد گرم تابستان از روی آبهای جنوب میگذرد؛ همان آبی که سالها بار تردد نفتکشها، سکوهای انرژی، صنایع سنگین و رقابتهای سیاسی منطقه را بر دوش کشیده است.







ثبت دیدگاه