حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Saturday, 8 August , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7546 تعداد نوشته های امروز : 24 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 177×
از «چین‌هراسی» تا «روس‌هراسی»
17 مرداد 1405 - 10:03
شناسه : 44072
بازدید 144
1
واکاوی نقش روایت‌سازی رسانه‌ای در منازعات ژئوپلیتیکی و سیاست خارجی ایران دریانیوز// در سال‌های اخیر، همزمان با تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های بزرگ، فضای رسانه‌ای و سیاسی ایران نیز بیش از گذشته به عرصه تقابل روایت‌ها درباره جهت‌گیری سیاست خارجی کشور تبدیل شده است.
ارسال توسط : نویسنده : امین زارعی منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز// در سال‌های اخیر، همزمان با تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های بزرگ، فضای رسانه‌ای و سیاسی ایران نیز بیش از گذشته به عرصه تقابل روایت‌ها درباره جهت‌گیری سیاست خارجی کشور تبدیل شده است. در این میان، بخشی از تحلیلگران و فعالان سیاسی با انتقادهای مکرر نسبت به چین و روسیه، این دو کشور را شرکایی غیرقابل اعتماد معرفی می‌کنند و بر لزوم تمرکز بر تعامل با غرب تأکید دارند. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند شدت، تکرار و جهت‌گیری این انتقادها صرفاً یک نقد کارشناسانه نیست، بلکه بخشی از یک عملیات رسانه‌ای و سیاسی برای تضعیف جایگاه «محور شرق» در افکار عمومی ایران و تقویت گفتمان وابستگی به غرب محسوب می‌شود. از نگاه این جریان، آنچه امروز در فضای رسانه‌ای مشاهده می‌شود، بیش از آنکه نقدی متوازن نسبت به عملکرد چین و روسیه باشد، نوعی «روایت‌سازی هدفمند» است که می‌کوشد هرگونه همکاری راهبردی با قدرت‌های شرقی را بی‌فایده یا حتی زیان‌بار جلوه دهد. آنان معتقدند نتیجه چنین رویکردی، کاهش اعتماد عمومی نسبت به ظرفیت‌های همکاری با آسیا و محدود شدن گزینه‌های سیاست خارجی ایران است.

سیاست خارجی متوازن یا نگاه تک‌بعدی؟
یکی از محورهای اصلی این دیدگاه آن است که طی دهه‌های گذشته، بخشی از نخبگان سیاسی و رسانه‌ای ایران، جهان را عمدتاً از دریچه روابط با آمریکا و اروپا دیده‌اند. بر اساس این تحلیل، در شرایطی که ساختار قدرت جهانی در حال تغییر است و اقتصادهای آسیایی سهم بیشتری در تجارت و فناوری جهان پیدا کرده‌اند، همچنان برخی بازیگران داخلی توسعه روابط با غرب را تنها مسیر ممکن برای رشد اقتصادی ایران معرفی می‌کنند. طرفداران این دیدگاه استدلال می‌کنند که چنین نگاهی موجب شده ظرفیت‌های همکاری با همسایگان، آسیا، سازمان‌های منطقه‌ای و اقتصادهای نوظهور کمتر مورد توجه قرار گیرد. آنان معتقدند اگر ایران طی سال‌های گذشته روابط اقتصادی گسترده‌تر و متنوع‌تری با کشورهای منطقه و شرق آسیا ایجاد می‌کرد، آثار تحریم‌های غرب تا این اندازه سنگین نمی‌شد.

اصل «نه شرقی، نه غربی» و برداشت‌های متفاوت
اصل «نه شرقی، نه غربی» یکی از شعارهای بنیادین جمهوری اسلامی ایران بوده است. با این حال، درباره تفسیر عملی این اصل، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی تحلیلگران معتقدند این شعار به معنای نفی هرگونه وابستگی به قدرت‌های جهانی است، نه قطع همکاری با شرق یا غرب. از این منظر، توسعه روابط با چین، روسیه یا هر کشور دیگری، زمانی که بر پایه منافع ملی و احترام متقابل باشد، منافاتی با این اصل ندارد. در مقابل، منتقدان گسترش همکاری با شرق هشدار می‌دهند که وابستگی بیش از حد به هر بلوک قدرت می‌تواند استقلال تصمیم‌گیری کشور را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، آنان خواستار حفظ توازن در روابط خارجی هستند.

چین؛ شریک تجاری بسیاری از کشورهای جهان
یکی از استدلال‌های مطرح‌شده از سوی حامیان توسعه روابط با شرق، جایگاه اقتصادی چین در نظام بین‌الملل است. آنان یادآور می‌شوند که چین امروز بزرگ‌ترین شریک تجاری بسیاری از کشورهای جهان، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کشورهای اروپایی، ترکیه، هند، پاکستان و بخش قابل توجهی از اقتصادهای آسیایی است. بر اساس این استدلال، گسترش همکاری اقتصادی با چین، پدیده‌ای مختص ایران نیست، بلکه بخشی از روند جهانی تغییر موازنه اقتصادی به سمت آسیاست. از این منظر، افزایش روابط اقتصادی با پکن الزاماً به معنای وابستگی سیاسی نیست، بلکه می‌تواند در چارچوب تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی تعریف شود. حامیان این دیدگاه همچنین می‌گویند اگر صرف توسعه روابط اقتصادی به معنای وابستگی سیاسی تلقی شود، باید بسیاری از کشورهای جهان نیز به همین معیار متهم شوند؛ در حالی که این کشورها همزمان روابط گسترده‌ای با چین، آمریکا و اروپا دارند.

روسیه و چین؛ متحد یا شریک؟
یکی دیگر از محورهای این دیدگاه، انتقاد از انتظاراتی است که درباره نقش چین و روسیه در حمایت از ایران مطرح می‌شود. به اعتقاد این گروه، ایران هیچ‌گاه با این دو کشور وارد یک اتحاد نظامی رسمی مشابه پیمان‌های دفاع جمعی نشده است. بنابراین، انتظار ورود مستقیم آنها به درگیری‌های نظامی ایران با آمریکا یا اسرائیل، از منظر حقوق بین‌الملل و روابط بین‌الملل، واقع‌بینانه نیست. آنان استدلال می‌کنند روابط کشورها بر اساس منافع ملی تنظیم می‌شود و حتی نزدیک‌ترین شرکای راهبردی نیز لزوماً در همه بحران‌ها وارد جنگ به نفع یکدیگر نمی‌شوند. از همین رو، این جریان معتقد است ارزیابی روابط ایران با روسیه و چین باید بر اساس میزان همکاری‌های سیاسی، اقتصادی، فناوری و دیپلماتیک انجام شود، نه صرفاً بر مبنای انتظار برای مداخله نظامی.

نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی افکار عمومی
از منظر این تحلیل، رسانه‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی برداشت جامعه نسبت به سیاست خارجی دارند. حامیان این دیدگاه می‌گویند بخشی از فضای رسانه‌ای، اخبار منفی مربوط به چین و روسیه را با برجستگی فراوان منتشر می‌کند، اما همزمان، نقش این کشورها در همکاری‌های اقتصادی، پروژه‌های زیرساختی یا مواضع دیپلماتیک کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. آنان این وضعیت را نمونه‌ای از «چارچوب‌بندی رسانه‌ای» می‌دانند؛ روشی که در آن، انتخاب موضوعات و نحوه روایت آنها می‌تواند بر برداشت افکار عمومی اثر بگذارد. در مقابل، منتقدان این دیدگاه معتقدند نقد عملکرد چین و روسیه نیز همانند نقد سیاست‌های آمریکا و اروپا، بخشی از یک رویکرد مستقل و مبتنی بر منافع ملی است و نباید هر انتقادی را به عملیات رسانه‌ای نسبت داد.

تغییر نظم جهانی
یکی از موضوعات مورد تأکید در این تحلیل، تغییر تدریجی ساختار قدرت جهانی است. بر اساس این نگاه، جهان امروز دیگر مانند دهه‌های گذشته صرفاً تحت تأثیر آمریکا و اروپا نیست و قدرت‌های نوظهوری مانند چین، هند و دیگر اقتصادهای آسیایی سهم بیشتری در اقتصاد جهانی، فناوری، سرمایه‌گذاری و تجارت بین‌الملل پیدا کرده‌اند. از این منظر، سیاست خارجی موفق باید بتواند از این تحول برای گسترش بازارهای صادراتی، جذب سرمایه‌گذاری، انتقال فناوری و کاهش آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌ها استفاده کند.

روابط با همسایگان؛ ظرفیتی کمتر استفاده‌شده
طرفداران این دیدگاه همچنین بر اهمیت توسعه روابط با پانزده کشور همسایه ایران تأکید دارند. به باور آنان، ظرفیت‌های گسترده‌ای در حوزه تجارت، حمل‌ونقل، انرژی، گردشگری و سرمایه‌گذاری منطقه‌ای وجود دارد که می‌تواند بخشی از فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها را کاهش دهد. از نگاه این جریان، تمرکز بیش از اندازه بر مذاکرات با غرب، در برخی مقاطع موجب شده فرصت‌های همکاری منطقه‌ای کمتر مورد توجه قرار گیرد.

نقد یا تخریب؟
شاید مهم‌ترین پرسش مطرح‌شده در این بحث آن باشد که مرز میان نقد و تخریب کجاست؟ مدافعان این دیدگاه تأکید می‌کنند نقد عملکرد چین و روسیه، همانند نقد هر شریک خارجی دیگر، امری طبیعی و ضروری است؛ اما هنگامی که همه ضعف‌ها برجسته و همه ظرفیت‌ها نادیده گرفته شود، این روند از نقد کارشناسانه فاصله می‌گیرد و به روایت‌سازی سیاسی نزدیک می‌شود. در مقابل، منتقدان نیز معتقدند اعتماد بی‌قیدوشرط به هر قدرت خارجی، چه شرقی و چه غربی، می‌تواند با منافع ملی در تعارض باشد و سیاست خارجی باید همواره بر پایه ارزیابی واقع‌بینانه از منافع و هزینه‌ها تنظیم شود.واقعیت آن است که سیاست خارجی ایران در محیطی پیچیده و متحول قرار دارد؛ محیطی که در آن رقابت میان قدرت‌های بزرگ، تحریم‌های اقتصادی، بحران‌های منطقه‌ای و تغییر موازنه قدرت جهانی همگی بر تصمیم‌گیری‌های راهبردی اثرگذار هستند. از یک سو، طرفداران توسعه روابط با شرق معتقدند بزرگ‌نمایی کاستی‌های چین و روسیه و کم‌توجهی به ظرفیت‌های همکاری با این کشورها، می‌تواند فرصت‌های مهمی را از ایران بگیرد و افکار عمومی را نسبت به تنوع‌بخشی در سیاست خارجی بدبین کند.

از سوی دیگر، منتقدان این رویکرد نیز بر ضرورت حفظ استقلال، پرهیز از وابستگی به هر بلوک قدرت و ارزیابی انتقادی همه شرکای خارجی تأکید دارند. آنچه در نهایت اهمیت دارد، تدوین سیاست خارجی بر پایه منافع ملی، واقع‌بینی، تنوع در روابط بین‌المللی و پرهیز از نگاه‌های مطلق‌گرایانه است؛ سیاستی که نه جهان را صرفاً در غرب خلاصه کند و نه شرق را عاری از هرگونه نقد بداند. در چنین چارچوبی، بهره‌گیری از فرصت‌های همکاری با شرق، غرب، همسایگان و سایر بازیگران بین‌المللی می‌تواند در کنار حفظ استقلال و منافع ملی، زمینه‌ساز افزایش قدرت چانه‌زنی و کاهش آسیب‌پذیری کشور در عرصه بین‌المللی باشد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.