دریانیوز // با آغاز سال جدید و همزمان با تشدید شرایط جنگی در کشور، نظام آموزشی ایران بار دیگر با چالشی بزرگ روبهرو شده است؛ چالشی که یادآور روزهای سخت دوران همهگیری کروناست اما این بار با ابعادی متفاوت و پیچیدهتر.تعطیلی مدارس حضوری به دلیل ملاحظات امنیتی، میلیونها دانشآموز را دوباره به فضای آموزش مجازی سوق داده است؛ فضایی که قرار بود در سالهای اخیر تکامل یابد و به یک زیرساخت پایدار تبدیل شود، اما اکنون نشانههایی از شکنندگی آن بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.در هفتههای اخیر گزارشهای متعددی از اختلال در اینترنت، کاهش سرعت دسترسی و محدودیت در استفاده از خدمات آنلاین منتشر شده است.
این وضعیت بهویژه در بخش آموزش، که به شدت به بسترهای دیجیتال وابسته شده، تأثیرات مستقیم و گستردهای گذاشته است. شبکه «شاد» به عنوان بستر اصلی آموزش مجازی مدارس کشور، اکنون زیر فشار سنگین میلیونها کاربر قرار گرفته و بسیاری از معلمان، دانشآموزان و خانوادهها از دشواریهای استفاده از آن سخن میگویند.کندی شدید در ارسال و دریافت پیامها، تأخیر در بارگذاری فایلهای آموزشی، قطع و وصل شدن کلاسهای مجازی و حتی ناتوانی در ورود به سامانه در ساعات پرترافیک، بخشی از مشکلاتی است که کاربران این پلتفرم با آن مواجهاند. در شرایطی که آموزش حضوری متوقف شده و گزینه جایگزین دیگری بهطور کامل در دسترس نیست، همین اختلالها میتواند روند آموزشی دانشآموزان را با وقفههای جدی روبهرو کند.در بسیاری از خانوادهها، بهویژه در مناطق کمبرخوردار، این مشکلات یک مسئله فنی ساده نیست؛ بلکه میتواند به معنای عقبماندن از درسها، کاهش کیفیت آموزش و حتی ترک تحصیل در میان دانشآموزان باشد. وقتی اینترنت پایدار در دسترس نباشد یا یک گوشی تلفن همراه باید بین چند دانشآموز یک خانواده تقسیم شود، آموزش مجازی به یک تجربه نابرابر تبدیل میشود.
مسئولان وزارت آموزش و پرورش البته تأکید دارند که مشکل اصلی به زیرساختهای اینترنتی کشور بازمیگردد و نه صرفاً عملکرد شبکه شاد. به گفته آنان، افزایش ناگهانی تعداد کاربران همزمان و فشار بر سرورها یکی از عوامل کندی سامانه است و تلاشهایی برای افزایش ظرفیت فنی آن در حال انجام است. در همین حال، راهکارهای جایگزینی مانند آموزش از طریق تلویزیون، ارائه بستههای آموزشی آفلاین و استفاده از روشهای ترکیبی نیز در دستور کار قرار گرفته است.علیرضا عبداللهنژاد، مشاور مرکز فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش، در توضیح وضعیت فعلی اعلام کرده است که روزانه میلیونها نفر به طور همزمان وارد سامانه شاد میشوند و همین موضوع باعث کندی در عملکرد آن میشود.
او میگوید در حال حاضر حدود سه میلیون کاربر در هر مقطع زمانی در این سامانه فعال هستند و اگرچه ممکن است سرعت پایین باشد، اما اختلال جدی در سامانه وجود ندارد.به گفته او، بخش کلاس مجازی شاد ظرفیت پوشش یک تا یک و نیم میلیون نفر را دارد و در صورت زمانبندی مناسب میتوان تا دو میلیون کاربر را در بازه زمانی هفت صبح تا پنج بعدازظهر در این بخش مدیریت کرد. با این حال، بسیاری از معلمان و دانشآموزان هنوز به طور کامل با امکانات کلاس مجازی آشنا نیستند و همین موضوع باعث شده بخشی از ظرفیت سامانه بلااستفاده بماند.در کنار این توضیحات، مسئولان وزارت آموزش و پرورش تأکید دارند که اولویت اصلی در شرایط فعلی حفظ امنیت و سلامت دانشآموزان و معلمان است. بر همین اساس، ادامه آموزش به صورت مجازی فعلاً محتملترین گزینه برای مدیریت سال تحصیلی به شمار میرود.اما اگر از آمارها و توضیحات رسمی فاصله بگیریم و به واقعیتهای میدانی نگاه کنیم.
تصویر آموزش مجازی در همه نقاط کشور یکسان نیست
تفاوت در سطح دسترسی به اینترنت، امکانات دیجیتال و شرایط اقتصادی خانوادهها باعث شده تجربه دانشآموزان در مناطق مختلف کشور تفاوت چشمگیری داشته باشد.این تفاوت بهویژه در استانهای محروم جنوبی مانند هرمزگان بیشتر به چشم میآید؛ استانی که همواره با چالشهای زیرساختی در حوزه ارتباطات، آموزش و توسعه انسانی روبهرو بوده است.هرمزگان با وجود موقعیت راهبردی در اقتصاد کشور و نقش مهم در تجارت و حملونقل دریایی، در بسیاری از شاخصهای توسعه انسانی هنوز با مشکلات جدی مواجه است. پراکندگی روستاها، فاصله زیاد برخی مناطق از مراکز شهری و ضعف زیرساختهای ارتباطی باعث شده دسترسی به اینترنت پرسرعت در بسیاری از نقاط استان همچنان محدود باشد.
در چنین شرایطی، آموزش مجازی که در شهرهای بزرگ شاید تنها با مشکل کندی اینترنت همراه باشد، در برخی مناطق هرمزگان به یک چالش جدیتر تبدیل میشود. در بسیاری از روستاها هنوز پوشش اینترنت پایدار وجود ندارد یا سرعت آن به حدی پایین است که امکان حضور در کلاسهای آنلاین عملاً فراهم نیست.برخی معلمان در مناطق روستایی استان میگویند دانشآموزانشان برای دریافت فایلهای درسی یا ارسال تکالیف گاهی مجبورند به نقاط مرتفع اطراف روستا بروند تا آنتن تلفن همراه پیدا کنند. در برخی موارد نیز خانوادهها برای استفاده از اینترنت مجبورند مسافتهایی را تا نزدیکترین شهر طی کنند.این وضعیت زمانی پیچیدهتر میشود که بدانیم بسیاری از خانوادههای ساکن در مناطق محروم توانایی خرید چندین دستگاه تلفن همراه یا پرداخت هزینههای اینترنت را ندارند. در خانوادههایی که چند دانشآموز دارند، معمولاً یک گوشی میان چند نفر مشترک است و همین موضوع باعث میشود حضور همزمان در کلاسهای آنلاین تقریباً غیرممکن باشد.کارشناسان آموزش معتقدند اگر این روند ادامه پیدا کند، خطر افزایش نابرابری آموزشی در کشور جدی خواهد بود.
دانشآموزانی که در مناطق برخوردار زندگی میکنند، با وجود برخی اختلالها همچنان امکان دسترسی به کلاسها و منابع آموزشی را دارند، اما دانشآموزان مناطق محروم ممکن است بخش قابل توجهی از آموزش خود را از دست بدهند.این مسئله در استانهایی مانند هرمزگان میتواند پیامدهای بلندمدتتری نیز داشته باشد. نرخ ترک تحصیل در برخی مناطق این استان پیش از این نیز نسبت به میانگین کشور بالاتر بوده و هرگونه اختلال در روند آموزش میتواند این روند را تشدید کند.فعالان حوزه آموزش در هرمزگان معتقدند برای جلوگیری از چنین وضعیتی باید رویکردی ترکیبی در آموزش به کار گرفته شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که آموزش مجازی به احتمال زیاد در سالهای آینده نیز بخشی از نظام آموزشی باقی خواهد ماند و بدون سرمایهگذاری جدی در حوزه اینترنت و فناوری، شکاف آموزشی میان مناطق مختلف کشور عمیقتر خواهد شد. در همین حال، برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند که مدارس در مناطق محروم به مراکز کوچک آموزش محلی مجهز شوند؛ مکانهایی که بتوانند با استفاده از امکان دسترسی گروهی دانشآموزان به آموزش آنلاین را فراهم کنند.
چنین راهکارهایی البته نیازمند برنامهریزی دقیق و حمایت مالی دولت است، اما در شرایطی که آینده تحصیلی میلیونها دانشآموز در میان است، نمیتوان از کنار این مسئله به سادگی عبور کرد.آنچه امروز در نظام آموزشی کشور جریان دارد، صرفاً یک مشکل فنی یا مقطعی نیست؛ بلکه نشانهای از چالش بزرگتری است که نظام آموزشی در عصر دیجیتال با آن روبهروست. اگرچه فناوری میتواند فرصتهای گستردهای برای آموزش فراهم کند، اما در نبود زیرساختهای برابر، همین فناوری ممکن است به عاملی برای تشدید نابرابری تبدیل شود.در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا نظام آموزشی کشور میتواند در شرایط بحرانی، راهکاری پیدا کند که همه دانشآموزان – فارغ از محل زندگی و وضعیت اقتصادی خانواده – از حق آموزش برابر برخوردار باشند؟ پاسخ به این پرسش، به تصمیمهایی بستگی دارد که امروز در حوزه سیاستگذاری آموزشی و توسعه زیرساختها گرفته میشود. اگر این تصمیمها بهموقع و هوشمندانه نباشد، کندی اینترنت و اختلال در سامانههای آموزشی ممکن است فقط یک مشکل موقت نباشد؛ بلکه به عاملی تبدیل شود که آینده تحصیلی بخشی از نسل جوان کشور را تحت تأثیر قرار دهد.







ثبت دیدگاه