دریانیوز// جنگ را میتوان با آمار حملات، خسارتهای اقتصادی، تحولات سیاسی و گزارشهای نظامی روایت کرد، اما گاهی یک حادثه، تمام معنای جنگ را در یک قاب انسانی خلاصه میکند. مدرسه شجره طیبه میناب یکی از همین قابهاست، جایی که شهادت جمعی از دانشآموزان و عزیزان این سرزمین، تنها یک حادثه تلخ را رقم نزد، بلکه به نمادی از مظلومیت، استقامت و پایداری مردم میناب تبدیل شد. نام شجره طیبه، امروز برای مردم میناب فقط نام یک مدرسه نیست. این نام با خاطره کودکانی گره خورده است که میبایست آیندهسازان کشور باشند، پشت نیمکتهای مدرسه بنشینند، درس بخوانند و رؤیاهای خود را برای آینده دنبال کنند، اما جنگ، بیرحمانه به حریم مدرسه و کودکان وارد شد.در چنین لحظهای، طبیعی است که نخستین واکنش جامعه، اندوه و سوگ باشد. اما تاریخ نشان داده است که ملتها تنها با سوگوار ماندن از بحرانها عبور نمیکنند. آنچه یک جامعه را در برابر جنگ مقاوم میکند، تبدیل اندوه به اراده، همبستگی و پایداری است. بخصوص جنگی که از طرف فاسد ترین و خونریز ترین حاکمان جهان تحمیل شده باشد.
شهدای شجره طیبه، از همین منظر، معنایی فراتر از یک حادثه تلخ پیدا میکنند. آنان به نمادی تبدیل شدند که به مردم میناب یادآوری کرد در سختترین شرایط نیز نباید زندگی متوقف شود. مدرسه ممکن است آسیب ببیند، خانوادهای داغدار شود و شهری در سوگ فرو رود، اما اراده مردم برای ادامه زندگی و دفاع از آینده کشور نباید شکسته شود. این همان نقطهای است که نقش شهدای شجره طیبه در پایداری اجتماعی خود را نشان میدهد.جنگ زمانی میتواند یک جامعه را شکست دهد که ترس، ناامیدی و بیاعتمادی بر آن غلبه کند. اما وقتی مردم در کنار یکدیگر میایستند، وقتی خانوادهها با وجود داغ سنگین خود به آینده فرزندان دیگر میاندیشند، وقتی معلمان و مدیران مدارس به جای تعطیلی امید، چراغ آموزش را روشن نگه میدارند و وقتی مسئولان در کنار مردم حضور پیدا میکنند، جنگ نمیتواند به هدف اصلی خود، یعنی فروپاشی روحیه جامعه، دست پیدا کند.از این منظر، شهدای شجره طیبه را باید بخشی از سرمایه معنوی مقاومت مردم میناب و ایران دانست. مردم میناب پس از این حادثه نشان دادند که شهادت عزیزانشان نمیتواند آنان را از مسیر زندگی و مسئولیت اجتماعی دور کند. استمرار فعالیتهای اجتماعی، حفظ آرامش، همراهی با مسئولان و تلاش برای استمرار امور روزمره، خود شکلی از مقاومت است، مقاومتی که شاید در میدان نظامی دیده نشود، اما در سرنوشت جنگها نقشی تعیینکننده دارد. در این میان، مسئولان نیز آزمونی دشوار پیش روی خود داشتند.
مدیریت یک شهر در شرایط جنگ، فقط مدیریت امکانات و منابع نیست، مدیریت روحیه عمومی، حفظ اعتماد مردم و نشان دادن حضور حاکمیت در کنار جامعه نیز هست. حادثه شجره طیبه میتوانست به عاملی برای گسترش ترس و اضطراب تبدیل شود، اما مردم و مسئولین نشان دادند که در کنار هم هستند، مقاومت می کنند و انتقام خونهای به نا حق ریخته را خواهند گرفت. این حرکت مردم ایران و میناب و مسئولین در فاجعه ای که در اولین ساعات جنگ رخ داد به نقطهای برای تقویت همبستگی ملی تبدیل شد و دشمن که از این رفتار مذبوحانه قصد تخریب روحیه مردم و دولت بویژه نیروهای نظامی را داشت ناکام گذاشت و باعث سرخوردگی بین المللی شد .باید اذعان داشت، هیچ جامعهای با سخنرانی و شعار تنها مقاوم نمیشود. مقاومت اجتماعی زمانی شکل میگیرد که مردم ببینند مسئولان در کنار آنان هستند، مشکلاتشان را میفهمند و برای حل آنها اقدام میکنند. در چنین شرایطی، فاصله میان مردم و مسئولان کاهش مییابد و اعتماد عمومی به یکی از مهمترین عناصر قدرت ملی تبدیل میشود. که مسئولین در قبال این حادثه عظیم سربلند بیرون آمده و دست در دست مردم مشق مقاومت را تکرار کردند.شهدای مدرسه شجره طیبه همچنین یک پیام مهم برای نسل آینده دارند. مدرسه، نماد آینده است. کودکانی که در مدرسه درس میخوانند، در حقیقت سرمایه انسانی فردای کشورند.
حمله به مدرسه و از دست رفتن دانشآموزان، تنها یک خسارت انسانی نیست، آسیب به آینده یک ملت است. دفاع از این سنگر دفاع از آینده کشور است. فارغ از هر گونه شعار زدگی و توجه کوتاه مدت به این اندوه بزرگ از دست دادن جمعی از کودکان عزیز باید اعتراف کرد که تیر دشمن به خطا رفت و کشتاری که با هدف از هم پاشیدن انسجام ملی و کاهش روحیه مقاومت انجام شد تبدیل به یک همبستگی ملی، دفاع مقتدر شد و در آینده نیز خون پاک شهدای مدرسه طیبه میناب و هزاران شهید دو جنگ اخیر ضامن پیروزی این ملت خواهد شد.اما نباید مسئولیت عظیم مسئولین را در قبال این جنایت جنگی و موارد مشابه از یاد برد و آن این است که نباید اجازه داد نام شهدای شجره طیبه در هیاهوی اخبار و گذر زمان فراموش شود.حافظه تاریخی شهرها، بخشی از هویت آنهاست. میناب باید داستان این شهدا را برای نسلهای آینده روایت کند، نه فقط برای آنکه مردم دوباره اندوهگین شوند، بلکه برای آنکه نسل جدید بداند امنیت، آرامش و آیندهای که امروز از آن برخوردار است، بدون هزینه به دست نیامده است.باید به دانشآموزی که امروز وارد مدرسه میشوند، گفته شود که در همین شهر، روزی کودکانی مانند او در کلاس درس نشسته بودند و جنگ، زندگی آنان را برای همیشه متوقف کرد.
اما باید در کنار این روایت تلخ، یک پیام امیدبخش نیز وجود داشته باشد: آنچه شهدا از ما میخواهند، تسلیم شدن در برابر ترس نیست، ادامه دادن راه زندگی و ساختن آیندهای بهتر است.مدرسه شجره طیبه میتواند به همین معنا، از یک مدرسه به یک نماد تبدیل شود، نماد پیوند میان آموزش، آینده، امنیت، اقتدار و مقاومت اجتماعی.امروز مسئولیت مردم میناب تنها حفظ یاد شهدا نیست، مسئولیت مسئولان نیز تنها حضور در مراسم بزرگداشت آنان نیست. ادای دین واقعی به شهدای شجره طیبه آن است که خانوادههای آنان حمایت شوند، مشکلاتشان پیگیری شود، امنیت مدارس ارتقا یابد، زیرساختهای شهری در برابر بحران مقاومتر شوند و فرزندان این سرزمین بتوانند در محیطی امن به تحصیل ادامه دهند. شهادت دانشآموزان شجره طیبه نباید پایان یک داستان باشد، باید آغاز یک مسئولیت باشد. مسئولیت برای مردم، که اجازه ندهند ترس و ناامیدی بر زندگی آنان غلبه کند. مسئولیت برای معلمان، که چراغ آموزش را حتی در دشوارترین شرایط روشن نگه دارند. مسئولیت برای مسئولان، که در زمان بحران بیش از همیشه در کنار مردم باشند و امنیت، آرامش و اعتماد عمومی را تقویت کنند. و مسئولیت برای همه ما، که یاد شهدا را از یک مراسم مناسبتی به یک فرهنگ عمومی تبدیل کنیم.
جنگ، شهرها را با قدرت سلاح آزمایش میکند، اما در نهایت، استقامت مردم است که نشان میدهد یک جامعه تا چه اندازه میتواند در برابر بحران ایستادگی کند. شهدای مدرسه شجره طیبه میناب، با مظلومیت خود، به بخشی از این استقامت تبدیل شدند. آنان رفتند، اما جامعهای که پس از آن حادثه ایستاد، زندگی را ادامه داد و اجازه نداد ترس بر آینده غلبه کند، نشان داد که شهادت آنان به یک سرمایه معنوی برای پایداری تبدیل شده است. امروز نام شجره طیبه باید در کنار اندوه، با ایستادگی، امید و مسئولیتپذیری همراه باشد.میناب در برابر جنگ تنها با قدرت سلاح ایستادگی نکرد، با مردمش، با خانوادههای داغدارش، با معلمانش، با مسئولانش و با امیدی که در دل کودکان این شهر باقی ماند، ایستاد. شاید مهمترین پیام شهدای شجره طیبه همین باشد:میتوان عزیزترینها را از دست داد، اما آینده را از دست نداد. میتوان داغدار بود، اما تسلیم نشد. میتوان در دل جنگ، برای فردای صلح و آبادانی ایستاد.






ثبت دیدگاه