دریانیوز//هر سال با فرارسیدن روز خبرنگار، از تریبونهای مختلف سخن از منزلت رسانه، نقش بیبدیل خبرنگاران و ضرورت حمایت از فعالان این عرصه گفته میشود. وعدههایی برای حل مشکلات معیشتی، بیمهای، مسکن، تجهیزات، آموزش و حمایت از رسانهها مطرح میشود؛ وعدههایی که در همان روزها امیدی هرچند کوتاه در دل خبرنگاران ایجاد میکند، اما معمولاً با پایان یافتن مراسمها، عکسهای یادگاری و پیامهای تبریک، به حاشیه میرود و به فراموشی سپرده میشود.واقعیت ساده است: وعدهای که قرار نیست محقق شود، نه نشانه احترام به خبرنگار، بلکه نوعی بیاعتنایی به شعور اوست. بهتر است مسئولی وعدهای ندهد، تا اینکه وعده بدهد و چند ماه بعد، حتی پیگیری آن را نیز به خاطر نیاورد. خبرنگار، بیش از هر کسی، فاصله میان حرف و عمل را میبیند؛ چراکه کار روزانهاش ثبت واقعیتها و پرسیدن از چراییهاست.سؤال روشن این است: چرا برخی مسئولان در حوزههای مختلف، وعدههایی میدهند که از ابتدا سازوکار اجرایی، بودجه، زمانبندی و متولی مشخصی برای آن تعریف نشده است؟ آیا وعدهها صرفاً برای آرامکردن فضای مراسمهاست یا واقعاً ارادهای برای حل مسئله وجود دارد؟ حمایت از رسانه، با چند جمله تشریفاتی در روز خبرنگار محقق نمیشود؛ رسانه برای زنده ماندن، به تصمیم عملی، بودجه روشن و حمایت پایدار نیاز دارد.امروز رسانههای مکتوب، بهویژه روزنامهها و نشریات محلی، با بحرانی جدی روبهرو هستند. هزینه کاغذ، چاپ، لیتوگرافی، توزیع، اجاره، نیروی انسانی، اینترنت، رفتوآمد و تولید محتوا چندین برابر شده، اما درآمد رسانهها به همان نسبت رشد نکرده است.
تیراژها تحت فشار قرار گرفته، آگهیها کاهش یافته و سهم رسانههای محلی از حمایتهای رسمی، در بسیاری موارد، تناسبی با هزینههای واقعی تولید و انتشار ندارد.روزنامهای که هر روز باید نگران هزینه چاپ شماره بعد باشد، چگونه میتواند با آرامش و قدرت، گزارش تحقیقی تولید کند؟ رسانهای که دغدغه پرداخت حقوق خبرنگار، اجاره دفتر و بدهی چاپخانه دارد، چگونه میتواند تمام انرژی خود را صرف ارتقای کیفیت محتوا، پیگیری مطالبات مردم و نظارت حرفهای بر امور کند؟یکی از مشکلات جدی خبرنگاران، استفاده از مزایای قانون مشاغل سخت و زیانآور است. خبرنگاری فقط نشستن پشت میز و نوشتن خبر نیست؛ حضور در گرما و سرما، مأموریتهای پرخطر، پیگیریهای فرساینده، فشارهای روحی، ناامنی شغلی، کار در ساعات نامتعارف و مواجهه دائمی با بحرانها، بخشی از واقعیت این حرفه است. با این حال، در مسیر بازنشستگی سخت و زیانآور، رسانهها با مطالبه مبالغ سنگین و گاه چندصد میلیون تومانی از سوی تأمین اجتماعی مواجه میشوند؛ رقمی که بسیاری از رسانهها توان پرداخت آن را ندارند و خبرنگار نیز از عهده آن برنمیآید.
نتیجه چه میشود؟ قانونی که باید پشتوانه خبرنگار باشد، در عمل به مانعی دستنیافتنی تبدیل میشود. در این بخش، صنایع بزرگ، بنگاههای اقتصادی، اتاقهای بازرگانی، شرکتهای فعال در استان و دستگاههای مسئول باید نقش واقعی خود را در ایفای مسئولیت اجتماعی ایفا کنند. حمایت از خبرنگار و رسانه، صدقه یا لطف نیست؛ سرمایهگذاری برای شفافیت، آگاهی عمومی و سلامت اجتماعی است. ایجاد صندوق حمایتی برای پرداخت سهم مربوط به مشاغل سخت و زیانآور خبرنگاران، میتواند یکی از اقدامات عملی و ماندگار باشد.از سوی دیگر، خبرنگاری امروز بدون تجهیزات مناسب، عملاً ناقص است. یک خبرنگار برای تولید خبر، گزارش، مصاحبه، تصویر و محتوای چندرسانهای، به رایانه مناسب، لپتاپ، تلفن همراه بهروز، دوربین، اینترنت پایدار و ابزارهای حرفهای نیاز دارد. نمیتوان از خبرنگار انتظار داشت در میدان اطلاعرسانی رقابت کند، اما ابتداییترین ابزارهای کارش را نیز به حال خود رها کرد. حمایت برای تجهیز رسانهها و خبرنگاران باید از قالب حرف خارج و در قالب طرحهای مشخص، تسهیلات کمبهره، کمکهای بلاعوض هدفمند و مشارکت صنایع اجرایی شود.مسکن نیز یکی از مهمترین دغدغههای فعالان رسانهای است. خبرنگاری که هر ماه نگران اجارهخانه و جابهجایی محل سکونت باشد، چگونه میتواند با فراغ بال از حق مردم دفاع کند؟ شایسته است همانگونه که در دورههای مختلف برای گروههایی از کارکنان و اقشار دیگر، زمین یا تسهیلات مسکن پیشبینی شده، برای خبرنگاران و فعالان رسانهای واجد شرایط نیز سهمی واقعی در طرحهای زمین، مسکن و تسهیلات ساخت در نظر گرفته شود. این مطالبه، امتیازخواهی نیست؛ حداقل توجه به امنیت شغلی و زندگی کسانی است که بار اطلاعرسانی جامعه را بر دوش میکشند. خبرنگار نباید دائماً درگیر هزینه درمان، اجاره مسکن، تحصیل فرزندان، معیشت و آینده مبهم شغلی خود باشد.
خبرنگاری که از ابتداییترین امنیت اقتصادی محروم است، ناخواسته بخشی از توان، تمرکز و استقلال حرفهای خود را از دست میدهد. جامعهای که رسانه مستقل، توانمند و باکیفیت میخواهد، باید هزینه حفظ آن را نیز بپذیرد.روز خبرنگار، اگر قرار است معنا داشته باشد، باید از مرحله تبریک و تقدیر عبور کند. باید برای وعدهها، متولی، اعتبار، زمانبندی و گزارش عملکرد تعیین شود. خبرنگاران به مراسمهای پرزرقوبرق، لوحهای تکراری و پیامهای کلیشهای نیاز ندارند؛ آنان به اجرای قانون، امنیت شغلی، بیمه کارآمد، حمایت از رسانههای مکتوب، تجهیزات حرفهای و امکان برخورداری از مسکن نیاز دارند.رسانهای که دغدغه چاپ و بقا نداشته باشد، بهتر میتواند صدای مردم باشد. خبرنگاری که دغدغه معیشت نداشته باشد، با قدرت بیشتری میتواند حقیقت را دنبال کند. این مطالبه نه زیاد است و نه غیرمنطقی؛ حداقل حق کسانی است که در همه روزهای سال، دیدهبان جامعهاند؛ حتی وقتی خودشان کمتر دیده میشوند.







ثبت دیدگاه