دریانیوز//در قاموس جهانبینی الهی، مردان بزرگ نه در محدودۀ تنگ تقویمها، که در وسعتِ لایتناهی تاریخ تعریف میشوند. ولادتشان بشارت نور است و وشهادتشان، فراخوانی برای رویشی دوباره؛ حیات آنان تاریخساز است و عروجشان، تحولآفرین؛ چنانچه اباعبداللهالحسین(ع) با خون خود و یارانش اسلام را از انحراف نجات داد. رهبر شهید، حضرت آیتالله خامنهای (رضوانالله تعالیعلیه)، تجسم عینی این حقیقت تابناک بودند؛ ستارهای که از افق مشهدالرضا سر برآوردند، در طوفان سهمگینِ انقلاب در رکاب
پیر جماران قد کشیدند و در تمامی فصول سخت عمر شریفشان، لحظهای از مجاهدت و ایستادگی بازنایستادند.ایشان در دوران دفاع مقدس از دربند دزلی در مریوان گرفته تا دهلران و شلمچه و هویزه در کنار بسیجیان و نیروهای مسلح، مقاومت را در سنگرها زمزمه کردند، در مسند ریاستجمهوری آنگاه که در مجمع عمومی سازمان ملل چراغی فرا روی ملتهای آزاده جهان برافروختند و در سی و هفت سال زعامت خردمندانه بر کشتی انقلاب، به عنوان فقیهی جامعالشرایط در عرصۀ سیاست جهانی، نقشی استراتژیک ایفا کردند.
اشراف بینظیر بر ظرافتهای سیاست منطقهای و جهانی از یک سو و تسلطِ دقیق بر نبض تپندۀ حوادث داخلی و فرهنگ غنی ایرانزمین از سوی دیگر، ایشان را به دیدهبانی بیدار تبدیل کرده بود. جانمایۀ این درایت، در روحیۀ لطیف شاعرانۀ ایشان تبلور مییافت؛ همان نگاهی که با آمیختن قاطعیت رهبری با ذوق عارفانه، ایران را از گردابهای خانمانسوز تاریخ معاصر بهسلامت عبور داد.در گرماگرم جنگ تحمیلی سوم، دشمنان زبون و شبکههای دروغپراکن استکبار جهانی و نوچههای حقیرشان، که تاب دیدن این خورشید حقیقت را نداشتند، همواره در پی تضعیف جایگاه ولایت فقیه بودند؛ اما زهی خیال باطل. آنان با این یاوهگوییها و با کمسو نشان دادن پرتو رهبری، سعی در دور کردن پروانهها گرد شمع فروزان ایشان داشتند؛ اما تقدیر الهی بهگونهای دیگر رقم خورد. بزرگترین درس او در لحظاتِ پایان حیاتش بود؛ آنجا که با نثار خون خود و خانوادهاش، با الهام از جدِ اطهرش حضرتِ اباعبدالله الحسین (ع)، به همۀ جهانیان نشان دادند که در منطقِ اسلام، «خون بر شمشیر پیروز است». شهادت او و دردناکتر از آن شهادت نوۀ خردسال و دختر و عروسش، چنان مهر باطلی بر دهان یاوهگویان زد که رسواییشان تا ابد در حافظۀ تاریخ ثبت خواهد شد. آن خون پاک، در کنار پیکر نحیف آن کودک معصوم، سند مظلومیتِ مقتدرانهای بود که ثابت کرد «رهبر»، تا آخرین نفس و تا آخرین قطرۀخون در میان مردمش بوده و هرگز ذرهای عقب ننشسته است.اینک، در حالی که ملت داغدار در ماتمی سترگ فرو رفته، تشییع پیکر آن پیر فرزانه، نه فقط یک مراسم، که زنگ بیداری وجدانهای خفتۀ جهان است. حضور میلیونی شیفتگانش، تجدید بیعت حماسی با آرمانهای جاودان امام راحل و فریاد خروشان انزجار علیه «تروریسم دولتی آمریکای جنایتکار» است؛ همانهایی که دستانشان تا مرفق به خون زنان و کودکان مظلوم غزه، لبنان، ایران، عراق و افغانستان آلوده است.
این خونهای پاک، بهزودی سیلابی خواهد شد که بنیان کاخهای ستم سلطهگران جنگطلب را در هم خواهد کوبید.امروز، نام «خامنهای» نه تنها در سراسر ایران، که از کرانههای شاخ آفریقا تا قلب خاورمیانه و حتی در خیابان شهرهای اروپا و آمریکا، همچون مشعلی فروزان میدرخشد. نام او اکنون، اسم رمز مشترک تمامی مستضعفانی است که علیه تجاوزگران و مستکبران به پا خاستهاند. ایشان در عمل ثابت کردند که رفیق شفیق ملت خویش هستد، به جهانیان ثابت کردند که ایران، عراقی دیگر نیست که به یغما برود و ونزوئلایی نیست که با توطئه به زانو درآید؛ ایران، دژ تسخیرناپذیر مستضعفانِ جهان است.ایران سرافراز، امروز در اوج سوگواری در حال خلق حماسهای دیگر است. ملت در مکتب این رهبر شهید آموخته است که برای عزت، باید بها داد. شهادت او نه پایان راه، که آغاز عصری نو در مبارزه با رژیم تروریست آمریکا و غدۀ سرطانی رژیم صهیونیستی غاصب است. وعدۀ دیدار ما در صفوف بههم فشردۀ تشییع؛ آنجا که هر گام ما، تیری بر قلب دشمن و هر قطرۀ اشک ما، بذری برای رویش بیداری جهانی خواهد بود. ایران، امروز تحت رهبری فرزند خلف آن امام شهید ایستاده است تا پای جان، تا تحقق وعدۀ نهایی الهی و تا روزی که پرچم عدالت بر فراز قلههای جهان برافراشته شود.
ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم







ثبت دیدگاه