حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 8 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7354 تعداد نوشته های امروز : 5 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
هوش مصنوعی شنونده خوبی است، اما درمانگر خوبی نیست
09 تیر 1405 - 5:36
شناسه : 42984
بازدید 141
0
دریانیوز//چندی پیش، یکی از مراجعانم با لبخندی آمیخته به تردید گفت: «دکتر، این روزها بیشتر از آدم‌ها با هوش مصنوعی صحبت می‌کنم.
ارسال توسط : نویسنده : مجتبی رنجبری منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز//چندی پیش، یکی از مراجعانم با لبخندی آمیخته به تردید گفت: «دکتر، این روزها بیشتر از آدم‌ها با هوش مصنوعی صحبت می‌کنم. گاهی احساس می‌کنم مرا بهتر از بعضی انسان‌ها می‌فهمد.» این جمله، بیش از آنکه عجیب باشد، نشانه تغییری است که آرام‌آرام در شیوه کمک‌گرفتن ما در حال رخ دادن است. امروزه بسیاری از افراد، پیش از آنکه با یک دوست، همکار یا متخصص گفت‌وگو کنند، پرسش‌های خود را با هوش مصنوعی در میان می‌گذارند؛ از اضطراب و افسردگی گرفته تا تعارض‌های زناشویی، فرزندپروری و حتی معنای زندگی.باید پذیرفت که هوش مصنوعی در بسیاری از موارد، پاسخ‌گویی قابل توجهی دارد. خسته نمی‌شود، قضاوت نمی‌کند، در هر ساعت از شبانه‌روز در دسترس است و معمولاً پاسخ‌هایی منظم، محترمانه و همدلانه ارائه می‌دهد.

گاهی همین کیفیت پاسخ‌ها باعث می‌شود این تصور در ذهن ما شکل بگیرد که در حال گفت‌وگو با یک درمانگر واقعی هستیم.اما درست در همین نقطه، تفاوتی بنیادین میان «گفت‌وگو» و «روان‌درمانی» آشکار می‌شود.روان‌درمانی، فرایند انتقال اطلاعات نیست. اگر صرفِ دانستن، برای تغییر انسان کافی بود، مطالعه کتاب‌های روان‌شناسی یا جست‌وجوی اینترنتی باید بسیاری از رنج‌های روانی را درمان می‌کرد. تجربه بالینی و دهه‌ها پژوهش نشان داده‌اند که چنین نیست.یکی از پایدارترین یافته‌های علم روان‌درمانی این است که کیفیت رابطه درمانی، یکی از مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های بهبود مراجعان است. درمان، تنها از دل تکنیک‌ها شکل نمی‌گیرد؛ بلکه در بستر رابطه‌ای امن، مبتنی بر اعتماد، پذیرش و همکاری رشد می‌کند. در چنین رابطه‌ای، فرد به‌تدریج می‌تواند با بخش‌هایی از تجربه خود روبه‌رو شود که سال‌ها از آن‌ها فاصله گرفته یا از آن‌ها اجتناب کرده است.درمانگر، تنها به واژه‌ها گوش نمی‌دهد.

سکوت‌ها، تغییر لحن، مکث‌ها، هیجان‌های سرکوب‌شده، تناقض‌های روایت، تاریخچه دلبستگی، الگوهای ارتباطی و نشانه‌های غیرکلامی نیز بخشی از اطلاعاتی هستند که در شکل‌گیری قضاوت بالینی نقش دارند. آنچه در اتاق درمان رخ می‌دهد، حاصل تفسیر یک جمله نیست؛ حاصل فهم یک انسان در متن زندگی اوست.هوش مصنوعی، هرچند می‌تواند زبان همدلانه تولید کند، اما تجربه انسانی ندارد. احساس نمی‌کند، مسئولیت اخلاقی و حرفه‌ای بر عهده نمی‌گیرد و نمی‌تواند مانند یک درمانگر، مسئولیت تصمیم‌های بالینی را بپذیرد. میان «شبیه‌سازی همدلی» و «تجربه همدلی» فاصله‌ای وجود دارد که با پیشرفته‌ترین مدل‌های زبانی نیز به‌طور کامل پر نشده است.این به معنای کم‌ارزش بودن هوش مصنوعی نیست. برعکس، این فناوری می‌تواند دسترسی به آموزش‌های روان‌شناختی را گسترش دهد، به افزایش سواد سلامت روان کمک کند، تمرین‌های مبتنی بر شواهد را در اختیار افراد قرار دهد و حتی آنان را برای مراجعه به متخصص تشویق کند. در بسیاری از موقعیت‌ها، هوش مصنوعی می‌تواند یک دستیار مؤثر برای درمانگران و مراجعان باشد.

اما دستیار بودن با جایگزین بودن تفاوت دارد.در شرایطی مانند افکار خودکشی، آسیب به خود یا دیگران، روان‌پریشی، سوگ‌های پیچیده، اختلالات شخصیت یا آسیب‌های شدید دوران کودکی، درمانگر تنها به پاسخ دادن اکتفا نمی‌کند؛ او خطر را ارزیابی می‌کند، مسئولیت تصمیم‌های خود را می‌پذیرد، مداخله را متناسب با شرایط فرد تنظیم می‌کند و در قبال پیامدهای آن پاسخ‌گو است. این همان چیزی است که هوش مصنوعی، دست‌کم در وضعیت کنونی، از عهده آن برنمی‌آید.شاید مهم‌ترین خطر امروز، خود هوش مصنوعی نباشد؛ بلکه این تصور باشد که هر پاسخ همدلانه‌ای، الزاماً معادل یک رابطه درمانی است. انسان‌ها در طول تاریخ، بیش از آنکه با اطلاعات درمان شوند، در بستر رابطه‌های ایمن، قابل اعتماد و اصیل تغییر کرده‌اند. فناوری می‌تواند این مسیر را تسهیل کند، اما هنوز نمی‌تواند جای آن را بگیرد.احتمالاً آینده سلامت روان، نه در رقابت میان انسان و هوش مصنوعی، بلکه در همکاری خردمندانه این دو رقم خواهد خورد. هوش مصنوعی می‌تواند بسیاری از وظایف آموزشی، اطلاع‌رسانی و حمایتی را بر عهده بگیرد؛ اما آنچه روان‌درمانی را به فرایندی منحصربه‌فرد تبدیل می‌کند، همچنان در قلمرو رابطه انسانی باقی مانده است.شاید هوش مصنوعی بتواند پاسخ‌های دقیق‌تری تولید کند، اما درمان، بیش از آنکه به پاسخ وابسته باشد، به حضور وابسته است؛ حضوری که هنوز هیچ الگوریتمی نتوانسته آن را بازآفرینی کند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.