دریانیوز// وقتی ثانیهها با ضربآهنگِ تپش قلب یک بیمار یا مصدوم تصادفی مسابقه میدهند، تنها یک سدِ فولادی میتواند ناجی باشد: اورژانس پیشبیمارستانی. اما در هرمزگان، این «ناجی» خود با چالشهای ریز و درشتی دستبهگریبان است که برخی از آنها ناشی از کمبودهای زیرساختی است و برخی دیگر، در کمال تأسف، ریشه در فرهنگ عمومی و بیمسئولیتیهای اجتماعی دارد. در این میان، پدیدهای به نام «مزاحمت تلفنی» همچون زخمی عفونی بر پیکرهی مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی نشسته است. آمارهای سال ۱۴۰۴ تکاندهنده است؛ ثبت ۲۵ هزار تماس مزاحم در یک سال، به معنای ۲۵ هزار بار اشغالِ بیجای خطوطی است که هر ثانیه از آن میتواند سرنوشت یک خانواده را دگرگون کند. این یک شوخیِ کودکانه نیست؛ این بازی با جان انسانهاست.

هر تماس دروغین، نه تنها یک آمبولانس را از مدارِ خدمت خارج میکند، بلکه به مثابه سدی بزرگ عمل میکند که راه رسیدن به یک مصدوم واقعی را مسدود میسازد. پرسش اساسی اینجاست که چه زمانی قرار است به درک درستی از اهمیت جایگاه «اورژانس ۱۱۵» برسیم؟ آیا باید حتماً یکی از نزدیکان خودمان در آنسوی خطِ اشغالشده منتظر کمک باشد تا عمق فاجعه را درک کنیم؟ اما چالشهای اورژانس به همینجا ختم نمیشود. فرسودگی ناوگان، شرایط اقلیمی طاقتفرسای هرمزگان، ترافیک بندرعباس و از همه مهمتر، فرسودگی روحی پرسنلی که روزانه با تلخترین صحنههای زندگی انسانها مواجهاند، تصویری خاکستری از شرایط این سازمان ارائه میدهد. اگرچه ۷۰ دستگاه آمبولانس جدید مانند خون در رگهای این مجموعه جاری شده، اما واقعیت این است که در استانی با مختصات هرمزگان، این عدد هنوز تا رسیدن به نقطه «ایمنی و اطمینان» فاصله دارد.
بهعنوان روزنامهنگار، معتقدم اورژانس نه یک نهاد لوکس، که ستونِ اصلی امنیت سلامت شهروندان است. مدیری که در این میدان میجنگد، نیازمند ابزار است؛ اما مهمتر از ابزار، نیازمند «حمایتِ اجتماعی» و «مطالبهگریِ عمومی» است. اگر مسئولان در پیِ تخصیص بودجه و تجهیزات نباشند و مردم نیز در فرهنگِ استفاده از خدمات اورژانس تجدیدنظر نکنند، فرسودگی پرسنل اورژانس به یک بحران غیرقابلجبران تبدیل خواهد شد.در بخش دوم این گفتوگو، با دکتر یاسر خوانچهمهر، مدیر اورژانس پیشبیمارستانی هرمزگان، بدون تعارف و با صراحت درباره همین «مزاحمتهای مرگبار»، فشارهای روانی بر نیروهای عملیاتی و واقعیتهای عریان ناوگانِ اورژانس سخن گفتهایم. این گفتگو، تلاشی است برای بازگشاییِ گرههای ناگشوده در مسیرِ «نجات»؛ مسیری که در آن، هر توقفِ غیرضروری، یک خطای جبرانناپذیر است.در بخش دوم گفتوگو با مدیر اورژانس پیشبیمارستانی هرمزگان با ماهمراه باشید.

دریا: در کنار همه این مسائل، مزاحمتهای تلفنی برای اورژانس چه تأثیری دارد؟
این یکی از دردهای جدی ماست. سال ۱۴۰۴، حدود ۲۵ هزار مورد مزاحمت تلفنی برای اورژانس ثبت شده است. این عدد خیلی بزرگ است. یعنی در طول سال، هزاران بار خطوطی که باید برای نجات جان انسانها آزاد باشند، بهصورت غیرضروری اشغال شدهاند. این فقط یک شوخی یا تماس بیاهمیت نیست. هر تماس مزاحم، ممکن است جای تماس یک بیمار واقعی را بگیرد. یعنی ممکن است یک نفر که جانش در خطر است پشت خط بماند، چون خط اشغال بوده یا نیروی پاسخگو درگیر مزاحمت شده است. این مسئله از یک طرف خدمترسانی را مختل میکند و از طرف دیگر باعث فرسودگی روحی همکاران ما میشود. ما از مردم خواهش میکنیم خطوط اورژانس را فقط برای موارد ضروری استفاده کنند. این یک خواهش ساده نیست، یک مسئولیت اجتماعی است. ممکن است روزی خودِ همان فرد مزاحم یا یکی از عزیزانش به همین خط نیاز پیدا کند.
دریا: شما از فرسودگی همکاران اورژانس هم صحبت کردید. شرایط روحی نیروهای عملیاتی چگونه است؟
نیروهای اورژانس با اضطراب، فشار، صحنههای سخت و گاهی با بیاحترامی مواجهاند. وقتی کسی با دلهره تماس میگیرد، طبیعتاً همکار ما باید با تمرکز و آرامش پاسخ دهد. اما وقتی این تماسها مکرر مزاحمتآمیز، توهینآمیز یا همراه با فحاشی باشد، انرژی روحی نیروها تحلیل میرود. باید صریح بگویم که اورژانس فقط به دستگاه و آمبولانس نیاز ندارد؛ به آرامش روانی نیروی انسانی هم نیاز دارد. اگر فرهنگ استفاده درست از اورژانس جا بیفتد، هم کیفیت خدمت بالا میرود و هم فرسودگی نیروها کمتر میشود.
دریا: در سالهای اخیر چه میزان آمبولانس به استان اضافه شده و این موضوع را چطور ارزیابی میکنید؟
در سالهای اخیر، بهویژه با پیگیریهای جدی و همراهی مسئولان استانی و کشوری، حدود ۶۰ دستگاه آمبولانس تاکنون تأمین شده و امسال هم تأمین خواهد شد. این موضوع واقعاً مهم است و باید قدردان همه کسانی بود که برای این کار تلاش کردند؛ مخصوصا رئیس دانشگاه و استاندار هرمزگان. این آمبولانسها مثل خون تازهای در رگهای اورژانس استان عمل کردهاند. بدون این تزریق، خیلی از مأموریتها با دشواریهای بیشتری روبهرو میشدند. البته هنوز هم نیاز داریم. چون فقط داشتن آمبولانس کافی نیست؛ باید آمبولانس آماده، بهروز و قابل اعزام داشته باشیم.
دریا: عمر مفید آمبولانسها و وضعیت فرسودگی ناوگان چگونه است؟
واقعیت این است که بسیاری از آمبولانسهای ما از عمر مفیدشان گذشتهاند، اما بهدلیل نیاز شدید استان، مجبوریم آنها را اورهال کنیم و در چرخه نگه داریم. برخی کارشناسان عمر مفید آمبولانس را ۵ تا ۱۰ سال و بعضی هم ۱۰ تا ۱۵ سال میدانند، اما در شرایط سخت هرمزگان، فرسودگی زودتر اتفاق میافتد. آبوهوا، گرما، مسیرهای طولانی و کیفیت سوخت همگی تأثیرگذارند. بعضی از آمبولانسهای دیزلی خیلی زودتر از حد انتظار دچار مشکل میشوند. به همین دلیل است که تعمیر و نگهداری در هرمزگان، هزینه و اهمیت بیشتری دارد.
دریا: اگر بخواهید یک جمعبندی صریح از وضعیت اورژانس هرمزگان داشته باشید، چه میگویید؟
جمعبندی من این است که اورژانس هرمزگان در مسیر توسعه قرار دارد، اما هنوز با استاندارد فاصله دارد. ما در سالهای گذشته رشد خوبی داشتهایم. پایگاهها افزایش یافته، بخشی از ناوگان بازسازی شده، برخی شهرستانها کد پشتیبان گرفتهاند و خیرین هم وارد میدان شدهاند. اما در عین حال، کمبود نیرو، نیاز به پایگاههای بیشتر، فرسودگی ناوگان، ضرورت توسعه اورژانس دریایی و نیاز به تقویت اورژانس شهری بندرعباس، همچنان مسائل اصلی ما هستند. اگر این چالشها حل شوند، میتوانیم بگوییم اورژانس هرمزگان به جایگاه شایسته خود نزدیک شده است.
دریا: پیام شما به مسئولان، خیرین، صنایع و مردم استان چیست؟
پیام من روشن است: اورژانس، ستون نامرئی امنیت سلامت مردم است. اگر امروز برای آن هزینه کنیم، فردا از مرگهای قابل پیشگیری، از نارضایتی مردم و از خسارتهای انسانی جلوگیری کردهایم. از مسئولان میخواهم که توسعه اورژانس را یک پروژه حاشیهای نبینند. از خیرین میخواهم به ساخت پایگاه، تأمین آمبولانس و تجهیز ناوگان توجه ویژه داشته باشند. از صنایع میخواهم مسئولیت اجتماعی خود را جدی بگیرند. و از مردم هم میخواهم که با پرهیز از مزاحمتهای تلفنی، خطوط اورژانس را برای کسانی نگه دارند که واقعاً نیازمندند. ما در اورژانس هرمزگان با تمام توان ایستادهایم و خدمت میکنیم. اما این مسیر، فقط با همکاری همهجانبه به نتیجه میرسد.
پایان گفتوگو؛ آغاز یک مطالبه عمومی
اورژانس هرمزگان، در این روایت، فقط یک دستگاه خدماتی نیست؛ یک میدان آزمون برای میزان جدیت ما در حمایت از جان مردم است. اگر توسعه پایگاهها، نوسازی ناوگان، تأمین نیرو و فرهنگسازی عمومی با هم پیش برود، میتوان امید داشت که زمان رسیدن بر بالین بیمار کاهش یابد و شبکه نجات جان مردم در استان، قویتر و کارآمدتر شود.نهضت سلامت استان، بیتردید بدون اورژانسِ توانمند، معنای کامل نخواهد داشت. و اورژانسِ توانمند، بدون حمایت دانشگاه علوم پزشکی، همراهی دولت، مشارکت خیرین و مسئولیتپذیری صنایع، به نقطه مطلوب نمیرسد.







ثبت دیدگاه