دریانیوز//خیابان، فقط مسیری برای عبور خودروها نیست؛ آیینهای از نظم شهری، احترام به حقوق شهروندی و میزان مسئولیتپذیری دستگاههای متولی است. وقتی معابر یک شهر پر از چاله، منهولهای غیراستاندارد، خطکشیهای محو شده، روشنایی ناکافی و پلهای هوایی فرسوده باشد، دیگر نمیتوان از شهروند انتظار داشت قانونمدار، آرام و بیدغدغه زندگی کند. شهر بینظم، شهروند خسته و عصبی میسازد؛ این واقعیتی است که نمیشود پشت شعارهای زیبا پنهانش کرد.در بسیاری از شهرهای استان هرمزگان، وضعیت خیابانها و معابر به مرحلهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک نقص عمرانی دانست. این وضعیت، مستقیماً به جیب، جان و آرامش مردم آسیب میزند.
منهولهایی که بالاتر یا پایینتر از سطح آسفالت قرار گرفتهاند، چالههایی که هفتهها و گاهی ماهها در خیابانها و کوچهها باقی میمانند، آسفالتهای فرسوده، مسیرهای تاریک و بیخطکشی؛ همه اینها برای شهروندان هزینه تولید میکند. هزینهای که نه در قبضی رسمی ثبت میشود و نه کسی بابت آن پاسخ روشنی میدهد.وقتی خودروی یک شهروند بهدلیل برخورد با یک چاله یا منهول غیراستاندارد دچار آسیب در جلوبندی میشود، این فقط یک خرابی ساده نیست. در شرایطی که قیمت قطعات یدکی سر به فلک کشیده، دستمزد تعمیرگاهها بیضابطه بالا رفته و تشخیص اشتباه برخی تعمیرکاران نیز هزینههای اضافی بر رانندگان تحمیل میکند، هر ضربه به خودرو میتواند بخشی از معیشت یک خانواده را بلعیده و آنها را روانه چرخهای فرسایشی از تعمیر، تعویض، هزینه و نارضایتی کند. تلختر آنکه بسیاری از شهروندان در این وضعیت اقتصادی، دیگر توان پرداخت چنین هزینههایی را ندارند.مسئله فقط خسارت مالی نیست.
چالههای رهاشده، منهولهای خطرناک و معابر نامناسب، مستقیماً با ایمنی مردم سر و کار دارند. رانندهای که برای فرار از یک چاله ناگهان به چپ یا راست منحرف میشود، ممکن است با خودروی دیگر، موتورسیکلت یا عابر پیاده برخورد کند. موتورسیکلتی که چرخش در چاله فرو میرود یا در تاریکی مسیر آسیب میبیند، شاید فقط یک وسیله نقلیه را از دست ندهد؛ گاهی جان انسان در میان است. در چنین شرایطی، هر چاله یک هشدار است و هر منهول غیراستاندارد، یک خطر پنهان در دل خیابان.از سوی دیگر، بسیاری از خیابانها فاقد خطکشی مناسب هستند. خطوط عابر پیاده در چهارراهها پاک شده، خطوط توقف پشت چراغ قرمز دیده نمیشود و مسیرهای عبور خودروها مرزبندی مشخصی ندارند. نتیجه روشن است: رانندگان و کارآموزان رانندگی نمیدانند دقیقاً کجا باید بایستند، چگونه بین خطوط حرکت کنند و عابران از کدام نقطه امن عبور کنند. این وضعیت، فرهنگ رانندگی را تضعیف میکند و بهجای نظم، هرجومرج تولید میکند.
نمیتوان از مردم انتظار رعایت قانونی داشت که نشانههای آن از سطح خیابان پاک شده است.تناقض دردناکتر در آموزش شهروندی خود را نشان میدهد. در مدرسه، کتاب، رسانه و برنامههای آموزشی به کودکان و نوجوانان گفته میشود از خط عابر پیاده عبور کنند، پشت چراغ قرمز بایستند، قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کنند و شهروند مسئول باشند. اما همین دانشآموز وقتی وارد خیابان میشود، خط عابری نمیبیند، مسیر ایمنی نمییابد، روشنایی کافی ندارد و گاهی با خیابانی روبهرو میشود که خودش آموزش عملی بیقانونی است. این یعنی ضدفرهنگسازی حقوق شهروندی؛ یعنی آموزش در کلاس و نقض همان آموزش در محیط واقعی شهر.
نباید فراموش کرد که روشنایی معابر نیز بخشی از امنیت شهری است، نه یک امکان تزئینی. بسیاری از معابر اصلی و فرعی، کوچهها و خیابانها در شهرهای استان هرمزگان از روشنایی مناسب برخوردار نیستند. تاریکی خیابانها، خطر تصادف را افزایش میدهد، عبور و مرور عابران و موتورسواران را ناامن میکند و میتواند زمینهساز سرقت و ناامنیهای اجتماعی شود. این مسئله در برخی مناطق، از جمله بخشهایی از مسکن مهر بندرعباس، جدیتر و آزاردهندهتر است. وقتی خیابانهای محل سکونت مردم تاریک میماند، پیام ناخوشایندی به شهروند منتقل میشود: اینکه کیفیت زندگی او در اولویت نیست.نمونههایی مانند خیابان منتهی به هنرستان فولاد در مسکن مهر بندرعباس نیز جای تأمل دارد؛ خیابانی که با وجود افتتاح مجموعه آموزشی، ماهها بعد تیرهای برق در آن نصب شده، اما همچنان با تاریکی و چالهچولههای متعدد دستوپنجه نرم میکند. این وضعیت برای مسیر منتهی به یک مرکز آموزشی، صرفاً یک نقص خدماتی نیست؛ نشانهای از ناهماهنگی، تأخیر و بیتوجهی به نیازهای بدیهی دانشآموزان، خانوادهها و شهروندان است.
پلهای هوایی فرسوده و غیراستاندارد نیز قصهای جداگانه دارند. بسیاری از این پلها که باید ابزار ایمنی عابران باشند، عملاً به محلی برای نصب تابلوهای تبلیغاتی تبدیل شدهاند. اگر پلی فرسوده، ناایمن، کماستفاده یا غیراستاندارد باشد، دیگر نمیتوان صرفاً با نصب تبلیغات روی آن، نقش واقعیاش را نادیده گرفت. پل عابر پیاده باید امنیت، دسترسی و اطمینان ایجاد کند؛ نه اینکه در ظاهر بماند و در عمل کارکرد اصلی خود را از دست بدهد.شهروند هرمزگانی امروز زیر فشارهای همزمان اقتصادی، گرمای طاقتفرسا، کمبود بنزین، صفهای طولانی سوختگیری، هزینههای بالای تعمیر خودرو و دغدغههای روزمره زندگی قرار دارد. در چنین شرایطی، رهاشدگی معابر شهری فقط یک مشکل عمرانی نیست؛ عاملی برای تشدید فشار روحی و روانی جامعه است. وقتی شهروند هر روز با خیابانهای خراب، تاریکی معابر، بینظمی ترافیکی و خسارت به وسیله نقلیهاش مواجه میشود، طبیعی است که احساس نارضایتی افزایش یابد.
دستگاههای متولی و نظارتی باید بپذیرند که نگهداری خیابانها، ترمیم سریع چالهها، استانداردسازی منهولها، خطکشی مستمر معابر، تأمین روشنایی و ایمنسازی پلهای هوایی، امور تشریفاتی نیستند؛ اینها حداقلهای حقوق شهروندیاند. شهری که از شهروند عوارض، قانونمداری و مشارکت میخواهد، باید در برابر امنیت، آرامش و دارایی مردم نیز پاسخگو باشد.امورات شهری نباید آنقدر رهاشده باشد که شهروند در مسیر عادی خانه تا محل کار، مدرسه، بازار یا پمپبنزین، هر لحظه نگران خسارت، تصادف یا حادثه باشد. خیابان سالم، روشن، خطکشیشده و ایمن، لطف به مردم نیست؛ وظیفه مدیریت شهری است. اگر این وظیفه بهموقع انجام نشود، هزینهاش را مردم میپردازند؛ مردمی که همین حالا هم زیر بار گرانی، گرما و گرفتاریهای روزمره خم شدهاند.
اکنون زمان تعارف و گزارشهای کلی نیست. شهرداریها، شوراهای اسلامی شهر، دستگاههای خدماترسان، پلیس راهور، نهادهای نظارتی و متولیان مرتبط باید با برنامهای فوری، شفاف و قابل ارزیابی وارد میدان شوند. چالهها باید ترمیم شوند، منهولها باید همسطحسازی شوند، خیابانها باید خطکشی شوند، معابر تاریک باید روشن شوند و پلهای هوایی باید ایمن و استاندارد گردند.سرعت کاه هایی که آسفالتی وسیاه و بدون رنگ آمیزی وعلائم هشداری(مانند سرعت گاهروبروی فرهنگسرای طوبی) وبرخی که شکسته اند، درواقع فقط باعث پرش و آسیب به خودروها می شود و نصب وایجاد برخی سرعت کاه ها و سرعت گیر مشخص نیست با چه استانداردی انجام می شود.شهروندان هرمزگان حق دارند در شهری زندگی کنند که خیابانهایش به جای آسیب، امنیت تولید کند؛ به جای بینظمی، فرهنگ بسازد؛ و به جای تحمیل هزینه، آرامش به مردم بدهد. شهر ناهموار، فقط آسفالت خراب ندارد؛ اعتماد عمومی را هم فرسوده میکند.







ثبت دیدگاه