حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. Wednesday, 8 July , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 7354 تعداد نوشته های امروز : 5 تعداد اعضا : 13 تعداد دیدگاهها : 176×
مشت‌ گره‌ کرده ای که گفت: « باید برخاست »
31 خرداد 1405 - 8:53
شناسه : 42711
بازدید 123
1
دریانیوز//برخی انسانها،پس از رحلت نیز سخن می‌گویند؛نه با زبان و خطابه و یا نوشته‌هایشان،بلکه با نشانه‌هایی که از مرز زمان عبور می‌کنند و در حافظه تاریخی ملتها جاودانه می‌مانند.
ارسال توسط : نویسنده : عباس اسدی منبع : روزنامه دریا
پ
پ

دریانیوز//برخی انسانها،پس از رحلت نیز سخن می‌گویند؛نه با زبان و خطابه و یا نوشته‌هایشان،بلکه با نشانه‌هایی که از مرز زمان عبور می‌کنند و در حافظه تاریخی ملتها جاودانه می‌مانند.آنان چنان زیسته‌اند که حتی سکوت‌شان آکنده از معنا و واپسین تصویرشان،همچون یک مکتب،قابلیت تأمل و تفسیر دارد.در روزگار ما،یکی از ماندگارترین این تصاویر،همین «مشت‌ گره‌ کرده‌ای» است که از پیکر مطهر«رهبر شهید» روایت شد؛تصویری که در نگاه نخست،حالتی جسمانی به نظر رسد،اما در ژرفای خود،فشرده یک عمر ایمان،مجاهدت،بصیرت،پایمردی و وفاداری را در بر گرفته است.این مشت،تنها انگشتانی به‌هم‌فشرده نبود؛فشرده تاریخ یک مجاهدت،فشرده رنجهای یک رهبر مظلوم و مقتدر و فشرده عهدی بود که با خدا بسته شد و تا واپسین دم،استوار ماند.گاه تاریخ،شخصیت‌های بزرگ را با یک واژه معرفی می‌کند و گاه با یک تصویر.درباره این مرد الهی،صدها کتاب و هزاران ساعت سخن گفته خواهد شد،اما سرانجام،این نشانه،رساتر از بسیاری از روایت‌ها بر جای خواهد ماند.«مشت‌ گره‌ کرده» او،تمثیلی است از مردی که سراسر زندگی‌اش را در مدار تکلیف معنا کرد؛مردی که در کشاکش حوادث سهمگین،هرگز از افق‌های بلند خویش فاصله نگرفت و در برابر هیاهوی روزگار،متانت و استواری خود را از کف ننهاد.در محرم امسال،تصویر این«مشت‌ گره‌ کرده»در حافظه جمعی ملتها،پژواک همان پیام جاودانه عاشوراست؛این که راه حق،هرچند با خون سرخ مجاهدان آبیاری شود،اما سرانجام بر همه جلوه‌های ظلم و استکبار چیره خواهد گشت؛گویی تاریخ؛بار دیگر پلی میان دو زمان زده است؛از صحرای تفتیده کربلا تا میدانهای مقاومت امروز.

بر همین مبنا عاشورا پیش از آنکه رخدادی تاریخی باشد،حقیقتی جاری در متن حیات انسان است؛حقیقتی که هر نسل را به بازخوانی نسبت خویش با حق،مسؤولیت و فداکاری فرا می‌خواند.در این روزهای آمیخته با اندوه و انتظار،که ملت خود را برای«بدرقه آقای شهید ایران»آماده می‌کند،حقیقت آن است که پیش از آنکه سخن از وداع با پیکر مطهر«رهبر شهید»باشد،سخن از سپردن امانتی بزرگ به جانهاست؛امانت بیداری،امانت عهد و امانت استمرار.این همان امانتی است که روزگاری در مکتب حضرت امام خمینی(رحمة‌الله‌علیه)به مردم سپرده شد؛امانت ایستادگی در برابر ظلم،وفاداری به حقیقت و باور به توانایی انسان مؤمن برای ساختن تاریخ.امانتی که با هدایت حکیمانه«امام شهید»حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای(قدس‌الله‌نفسه‌الزکیه)استمرار یافته و نسلهای پیاپی را در مسیر عزت،استقلال،عدالت و معنویت به حرکت واداشته است.مردان بزرگ می‌روند،اما راههای بزرگ باقی می‌مانند.آنچه اصالت دارد،تداوم مکتب،استمرار آرمان و حفظ جهت‌گیری الهی یک ملت است.از همین رو،نگاهها همواره متوجه پاسداران این امانت الهی و تاریخی است؛آنان که با بصیرت،مجاهدت و وفاداری،پرچم این مسیر را بر دوش می‌کشند.

در میان نسلی که خود را وارث این عهد می‌داند،نام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای(مدّظله‌العالی)نیز یادآور استمرار همین مسیر،پاسداری از همین امانت و تداوم همان گفتمان عزت،مقاومت و معنویت است که از امام راحل تا به امروز،شاهرگ حیات انقلاب اسلامی را شکل داده است.راه مردان خدا با رفتن آنان پایان نمی‌یابد؛بلکه در اراده‌ها،اندیشه‌ها و مجاهدت‌های نسل‌های پس از آنان امتداد پیدا می‌کند.آنان که حقیقت را شناخته‌اند،می‌دانند که رسالت‌ها دفن نمی‌شوند،بلکه از سینه‌ای به سینه‌ای و از نسلی به نسلی منتقل می‌شوند و هر نسل مسؤول است این امانت را استوارتر و درخشان‌تر به نسل بعد بسپارد.بنابراین جمله«باید برخاست» را نباید صرفاً شعاری تبلیغاتی دانست.این جمله کوتاه،بیانگر یک وضعیت تاریخی است.هنگامی که خون پاک بندگان برگزیده خدا بر زمین می‌ریزد،وجدانهای بیدار آرام نمی‌گیرند.انسان پس از مواجهه با عظمت چنین فداکاری‌هایی،دیگر نمی‌تواند همان انسان پیشین باقی بماند.افق نگاهش وسعت می‌یابد،مسؤولیت را عمیق‌تر حس می‌کند و معنای حضور خویش در جهان را از نو می‌سنجد.آن«مشت‌ گره‌ کرده»پیش از آنکه یادآور فقدان باشد،حامل دعوتی بزرگ است؛دعوت به بیداری،دعوت به مسؤولیت و دعوت به تعالی.گویی آن«رهبر شهید»پس از سالها هدایت و روشنگری،این بار نه از فراز منبر،بلکه از بلندای شهادت،آخرین پیام یک عمر اخلاص و مجاهدت را به ودیعه نهاده است؛همان پیام جاودانه‌ای که قرآن کریم آن را در یک آیه خلاصه می‌کند:
قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ «بگو شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم:اینکه برای خدا قیام کنید.»
و آنگاه که خون پاک مجاهدان بر زمین می‌ریزد،نهال بیداری در جان نسلهای پس از آنان ریشه می‌دواند و راه را برای رهروان روشن‌تر می‌سازد:
به رنگ خون اگر افتاد پای مرد در راهی
همان خون،رهروان را تا ابد آیینه‌دار آرد
پس برخیزیم برای خدا؛برای حقیقت؛برای عدالت ؛برای شرافت انسانی؛برای اعتلای میهن؛برای فردایی که با همت مردان و زنان مؤمن،آگاه و مسؤول ساخته می‌شود.اینجا پایان یک راه نیست؛اینجا لحظه‌ای است که یک ملت،در آستانه«بدرقه آقای شهید ایران» دوباره با خود عهد می‌بندد؛عهدِ فراموش نکردن،عهدِ فرو نماندن،عهدِ برافراشتن قامت معنویت،عزت و آگاهی در میانه گردبادهای تاریخ.و شاید تمام حقیقت این روزهای بزرگ را بتوان در یک تصویر خلاصه کرد؛«امام شهیدی» که به دیدار معبود شتافته است،اما«مشت‌ گره‌ کرده اش» همچنان در هیئت یک پیمان باقی مانده؛«رهبر شهیدی» که کالبدش از میان ما رفته،اما نشانه‌اش از هزاران فریاد،رساتر مانده؛مردی که نام و راهش در رگهای زمان جاری است و اراده‌اش در گامهای استوار آیندگان ادامه خواهد یافت.آری،در میان همه روایت‌هایی که از این روزهای سرنوشت‌ساز بر جای خواهد ماند،ماندگارترین‌شان همین است:تصویر«مشت‌ گره‌ کرده ای» که در سکوت خویش فریاد می‌زد؛تصویری که از پسِ مرزهای شهادت نیز پیام وفاداری به عهد را بر دوش تاریخ نهاد؛تصویر بزرگمرد پرجاذبه ای که از بلندای شهادت،آخرین پیام خویش را به مردم برانگیخته سپرد:«باید برخاست»

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.