دریانیوز//در هرمزگان، گرمای تابستان تنها یک پدیده طبیعی نیست؛ برای بسیاری از خانوادههای محروم، گرما به معنای یک آزمون طاقتفرسا برای ادامه زندگی است. پشت ویترین توسعه و رونق اقتصادی بنادر و صنایع بزرگ، واقعیتی تلخ نیز جریان دارد: دهها هزار خانواده کمبرخوردار و محروم که حتی حداقل امکانات معیشتی را در اختیار ندارند. مددجویان بهزیستی و کمیته امداد تنها بخشی از این جمعیت هستند و در کنار آنان، محرومانی زندگی میکنند که هنوز حتی زیر چتر حمایت این نهادها هم قرار نگرفتهاند.
اگر صادقانه نگاه کنیم، ظرفیت نهادهای حمایتی هرچقدر هم گسترده باشد، بدون همراهی جامعه و بنگاههای اقتصادی پاسخگوی همه نیازها نخواهد بود. آمار نیازهای فوری مددجویان بهزیستی استان که اخیراً اعلام شده، خود گویای عمق مسئله است؛ فهرستی که بیشتر شبیه گزارش یک بحران اجتماعی است تا یک درخواست معمولی کمک.در استانی که گرمای هوا گاه از مرز طاقت عبور میکند، نیاز به سه هزار دستگاه کولر تنها یک مطالبه رفاهی نیست؛ مسئلهای مرتبط با سلامت و حتی بقای خانوادههاست. همین وضعیت درباره دو هزار یخچال، هزار دستگاه لباسشویی و ششصد دستگاه تلویزیون نیز صدق میکند؛ وسایلی که برای بسیاری از خانوادهها جزو بدیهیترین امکانات زندگی محسوب میشود اما برای برخی مددجویان بهزیستی هرمزگان همچنان یک آرزو است.
از سوی دیگر، فهرست نیازهای حمایتی تنها به لوازم خانگی محدود نمیشود. پانصد تخته فرش، شش هزار بسته نوشتافزار برای دانشآموزان، دو هزار بسته پوشینه برای سالمندان و بیماران، پانصد ویلچر برقی و پانصد ویلچر معمولی بخشی از نیازهای اساسی افراد دارای معلولیت و خانوادههای کمبرخوردار است. در کنار آن، نیاز به ۶۰ مورد تعمیر مسکن مددجویان، پانصد آبگرمکن و صد دستگاه بخاری نشان میدهد که هنوز بسیاری از خانهها از ابتداییترین امکانات رفاهی بیبهرهاند.در حوزه سلامت نیز شرایط نگرانکننده است. بر اساس اعلام نیازهای ثبتشده، هزینه درمان، دارو و عینک برای دستکم ۳۶۰۰ نفر ضروری است؛ یعنی افرادی که ممکن است تنها به دلیل نداشتن توان مالی، از درمان ساده نیز محروم بمانند. در بخش معیشت نیز تأمین ۳۶ هزار بسته مواد غذایی خود نشان میدهد که چه تعداد خانواده برای گذران حداقلهای زندگی نیازمند حمایت فوری هستند.
۵۰نفر به مصالح ساختمانی نیاز دارند و ۳۰کارتن شیرخشک و ۳۰دستگاه تبلت برای تحصیل مددجوبان بهزیستی از دیگر نیازهای اورژانسی این سازمان حمایتی در هرمزگان است.از سوی دیگر، حمایت از مراکز توانبخشی ایتام و معتادان متجاهر و همچنین ساخت مراکز توانبخشی در شهرستانهای استان از ضرورتهایی است که نمیتوان آن را به آینده موکول کرد. تجربه نشان داده است که سرمایهگذاری در حوزه توانبخشی و بازتوانی اجتماعی، هزینه نیست؛ بلکه اقدامی پیشگیرانه برای کاهش آسیبهای اجتماعی در سالهای آینده است.واقعیت این است که هرمزگان میزبان صنایع بزرگ، بنادر مهم و بنگاههای اقتصادی قابل توجهی است. در چنین شرایطی، مسئولیت اجتماعی صنایع و شرکتها نباید به چند گزارش تشریفاتی محدود شود. امروز میدان واقعی مسئولیت اجتماعی همینجاست؛ در خانههای کوچک مددجویانی که با حداقل امکانات زندگی میکنند.
البته نقش نهادهای انقلابی، خیرین و گروههای مردمی نیز در این میان تعیینکننده است. تجربههای گذشته نشان داده است که هر زمان همدلی اجتماعی شکل گرفته، گرههای بزرگی از زندگی محرومان باز شده است.حقیقت این است که محرومیت در هرمزگان یک مسئله صرفاً آماری نیست؛ مسئلهای انسانی است. اگر امروز جامعه، صنایع و خیرین دست به کار شوند، بسیاری از این نیازها در زمانی کوتاه قابل تأمین است. اما اگر این صدا شنیده نشود، فاصله میان توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی هر روز بیشتر خواهد شد.رسیدگی به محرومان تنها یک اقدام خیرخواهانه نیست؛ سنجشی برای وجدان اجتماعی ماست. گفتنی است بهزیستی هرمزگان ۷۰هزار و ۶۸۴خانواده درقالب ۱۶۸هزار و و۷۰۴ مددجو را تحت پوشش دارد.







ثبت دیدگاه