دریانیوز//در تحلیل وضعیت کنونی که کشور درگیر چندین جنگ آن هم از نوع جنگ ترکیبی و شبکه ای است و در آن مقام رهبری و فرماندهان و مسئولان سیاسی و مردم به شهادت رسیدهاند.شرایطی که در آن، «اطلاعات» خود به مثابهی یک سلاح استراتژیک عمل میکند و مباحثی مثل مذاکرات با دشمن مطرح است. اگرچه پاسخگویی مسئولان در برابر ملت و حفظ شفافیت در مدیریت امور، از اصول بنیادین نظامهای سیاسی و موازین اخلاق سیاسی می باشد، اما این اصل نباید با «ضرورتهای بقا» در شرایط جنگی و تقابل با قدرتهای جهانی (همچون ایالات متحده و رژیم غاصب صهیونیستی و حامیان غربی آنها) خلط شود. در وضعیتهای بحرانی، جایی که امنیت ملی در لبهی تلاطم قرار دارد، هرگونه افشای بیمحابای جزئیات مربوط به مذاکرات، استراتژیهای دفاعی یا توافقات در حال شکلگیری، برخلاف عقلانیت سیاسی و منطقِ راهبردی و میتواند به معنای تسلیمِ بخشی از قدرت چانهزنی کشور باشد.
افشای زودهنگام یا ناقصِ ابعادِ حساسِ تصمیمگیریها، نه تنها منافع ملی را به مخاطره میاندازد، بلکه زمینهساز بزرگترین آسیبهای داخلی و خارجی و حملات مجدد دشمن می تواند باشد. در درون، این اقدامات منجر به ایجاد شکاف و بیاعتمادی میان مردم و بدنه تصمیمساز میشود؛ شکاف اجتماعی و سیاسی که دقیقاً همان چیزی است که دشمن در «جنگ شناختی» خود به دنبال آن است: فروپاشی انسجام داخلی از طریق تولید پرسشهای بیهدف و ایجاد تضاد میان ملت و دولت،ایجاد یأس و ناامیدی در بین جامعه.در خارج نیز، این اطلاعات به عنوان یک «هدیه اطلاعاتی و تکمیل کننده پازل دشمن » است تا بتواند با دقت بیشتری در برابر مواضع ما ایستادگی کند و از نقاط ضعفِ ایجاد شده در لایههای تصمیمگیری بهرهبرداری نماید.در این میان، باید میان «حق دانستن مردم» و «حقِ محافظت از امنیت ملی و اسرار مدیریت کلان کشور» تمایز قائل شد. مدیریت بحران در شرایط جنگی، ایجاب میکند که «بصیرت» بر «جریانسازی افراد و گروه های خاص که به دنبال اهداف سیاسی و منافع شخصی و گروهی خود هستند » مقدم باشد.
همانگونه که در آموزههای حکیمانه حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه بر اهمیتِ «زمانشناسی» و «بصیرت در سخن» تأکید شده است؛ جایی که میفرماید: «بسیاری از سخنها، پشیمانی به همراه دارد» و مدیریتِ هوشمندانه مستلزم آن است که سخن، در جایگاهِ درست و در زمانِ مقتضی بیان شود. در واقع، خردِ سیاسی حکم میکند که در دورانِ نبرد، حفظِ «رازِهای نظامی و استراتژیک »، نه یک پنهانکاریِ مذبوحانه، بلکه یک «وظیفه مقدس» برای حفظِ جان و حریمِ ملت و منافع عمومی است.بنابراین، مقابله با سواستفاده گران از احساسات عمومی که با الفاظ فریبنده و شعارهای مردم گرایانه که امنیت ملی را قربانیِ نمایشهای سیاسی میکنند و منافعشان در گل آلود بودن آب و تیره بودن فضای سیاسی و اجتماعی جامعه می بینند از وظایف و اولویتهای امروز ماست. امروز در این آوردگاه حساس ما نیازمند رهبرانی و مسئولانی هستیم که با درکِ دقیق از ماهیتِ نبردِ پیچیده امروز، میان «حقِ پاسخگویی» و «ضرورتِ رازداری استراتژیک» تعادلی هوشمندانه برقرار کنند؛ تعادلی که در آن، حقیقت، ابزاری برای پیروزی باشد، نه وسیلهای برای تضعیفِ خودی.







ثبت دیدگاه