دریانیوز//صف بنزین در بندرعباس دیگر فقط یک صف نیست؛ صحنهای از فرسایش اعصاب عمومی، اتلاف وقت، هدررفت سوخت، تحقیر شهروندان و آشکار شدن شکاف عمیق میان تصمیمگیری پشت میز و زندگی واقعی مردم است. وقتی شهروندی برای دریافت تنها ۲۰ لیتر بنزین با کارت جایگاه، سه تا چهار ساعت و گاه بیشتر در صفهای کیلومتری معطل میماند، دیگر نمیتوان نام این وضعیت را صرفاً «مدیریت مصرف» گذاشت. این، بینظمی سازمانیافته در زندگی روزمره مردم است.مسئله فقط کسانی نیستند که کارت سوخت شخصی ندارند. در بندرعباس حتی دارندگان کارت شخصی نیز ناچارند پشت همان صفهایی بایستند که خودروهای متقاضی کارت جایگاه ایستادهاند. پرسش ساده است: چرا جایگاههای مشخص برای استفاده از کارت شخصی تعیین و بهصورت شفاف اطلاعرسانی نمیشود؟ چرا شهروندی که کارت شخصی دارد، باید قربانی ازدحامی شود که بهخاطر محدودیت کارت جایگاه شکل گرفته است؟هرمزگان استان معمولی روی نقشه نیست. اینجا حداقل ۹ ماه از سال گرما حکمفرماست. کولر خودرو در بندرعباس تفنن نیست؛ ضرورت است. آیا تصمیمگیران ملی واقعاً نمیدانند سهمیه سوخت در استانی گرم و مرزی نباید با استانهایی که اقلیم معتدلتری دارند، یکسان دیده شود؟ چگونه میتوان از مردم انتظار داشت در گرمای سنگین، مسیرهای روزانه، کار، مدرسه، درمان و معیشت را با همان سهمیهای مدیریت کنند که برای شرایط اقلیمی متفاوت نوشته شده است؟کاهش سهمیه بنزین نرخ دوم از ۱۰۰ لیتر به ۷۰ لیتر نیز بدون پاسخ روشن، فشار بیشتری بر زندگی مردم وارد کرده است.
اگر قرار است بنزین نرخ سوم با قیمت لیتری پنج هزار تومان عرضه شود، چرا این بنزین بهصورت شفاف در کارتهای سوخت شارژ نمیشود تا بخشی از بار صفها کاهش یابد؟ چرا شهروند باید ساعتها در صف بماند، خودرو روشن باشد، بنزین بسوزد، اعصاب فرسوده شود و در نهایت ۲۰لیتر سوخت را بعد از سه چهارساعت دریافت کند؟ این تحقیر هرمزگانی ها تاکی ادامه دارد؟ آیا کسی میزان هدررفت میلیونها لیتر سوخت در همین صفهای طولانی را محاسبه کرده است؟صحنههای تلخ دعوای رانندگان خودروها و موتورسیکلت ها، تنش با پمپچیها، داد و فریاد، خستگی، عصبانیت و درماندگی را باید مسئولان از نزدیک ببینند؛ نه از پشت گزارشهای مرتب و نمودارهای آرام. مردم هرمزگان همان مردمی هستند که در منطقهای مرزی، پای امنیت و آرامش کشور ایستادهاند. شایسته نیست این مردم به بهانه مبارزه با قاچاق سوخت، در صفهای طولانی تحقیر شوند. مقابله با قاچاق وظیفه حاکمیتی است، اما هزینه آن نباید از کرامت مردم عادی پرداخت شود.اعلام اینکه هر خودرو فقط چهار مرتبه در ماه میتواند از کارت آزاد جایگاه استفاده کند نیز برای بسیاری از شهروندان، بهویژه کسانی که با خودرو امرار معاش میکنند، کافی نیست. راننده تاکسی، وانتبار، حتی خبرنگار، کارمند، پرستار، کارگر و خانوادهای که برای نیازهای روزمره تردد دارد، نمیتواند زندگی خود را با چنین محدودیتهای خشک و غیرواقعبینانه تنظیم کند.از صبح زود تا پاسی از شب، صفهای سوختگیری در بندرعباس دیده میشود. این صفها فقط خودرو نیستند؛ وقت مردماند، اعصاب مردماند، سرمایه اجتماعیاند. پرسش این است: آیا در استان هیچ تدبیر کارشناسانهای برای ساماندهی فوری این وضعیت وجود ندارد؟ چرا جایگاههای سیار سوختگیری که وعده راهاندازی آن داده شده بود، عملیاتی نشد؟ چرا اطلاعرسانی دقیق، تفکیک جایگاهها، افزایش کارتهای فعال، مدیریت هوشمند صف و سهمیه متناسب با اقلیم اجرا نمیشود؟مردم پاسخ میخواهند، نه توجیه. بندرعباس بیش از این ظرفیت تحقیر کیلومتری در صفهای بنزین را ندارد.







ثبت دیدگاه